پرسش و پاسخ روحیه برای کنکور

نگاه به درس خواندن به ویژه برای کنکور، در بین اکثر کنکوریها و خانوادهها فقط به این بر میگردد که دانش آموز یا داوطلب کنکور، امکاناتی مثل میز، صندلی، خودکار، دفترهای مختلف، کتابهای مؤسسات مختلف، سی دیهای آموزشی و شرایط خوبی برای درس خواندن دارد.
حال آنکه وقتی یک دانش آموز یا داوطلب کنکور، مشغول درس خواندن است، انگار یک جنگ درونی با مغزتان دارد. در هر دقیقهای که درس میخواند، مغز میتواند با تولید افکار و احساسات مثبت و منفی، یادآوری خاطرات، فشارهای روانی، نگرانی از حرف مردم و صدها روش دیگر، جلوی حرکت او را بگیرد. در جعبه زیر، زندگی یک داوطلب کنکور که به طور اختصاصی برای کلبه مشاوره نوشته شده را با هم بخوانیم و بعد به بررسی نمودارهای دایرهای خواهیم پرداخت.
زیرعنوان نمونه برای این فصل
مشکل روحی برای درس خواندن دارم مقاله
توضیح کوتاه برای درس
همین که کتابم را باز میکنم تا درس بخوانم در تمام وجودم ناامیدی، ترس و حس منفی جوانه میزند. واقعاً نمیدانم چرا قفل هستم. هنوز یک خط نخواندم که حرف خالهام در ذهنم پخش میشود که میگفت: «هیچکس نمیتواند با هر شرایطی، رشته پزشکی را قبول شود. آن افرادی هم که قبول میشوند، ضریب هوشی بالا و تقریباً نزدیک به ضریب هوشی انیشتین دارند». با خودم فکر میکنم که منظور خالهام چیه؟ یعنی من باهوش نیستم و نمیتوانم؟ از این نتیجهگیری سَرم درد میگیرد، کتاب را ورق میزنم و از یک صفحه دیگه شروع به خوندن میکنم. در حالی که سعی میکنم تابع سینوس را رسم کنم، یاد قهقههای معلم ریاضیام میافتم.
هیچوقت یادم نمیرود که چطور من را جلوی دیگران تحقیر و با دوستم مقایسه کرد! من که همیشه ریاضیام ۲۰ بود و فقط یه بار ۱۷ شده بودم، اما معلم چنان مرا با مقایسهاش تخریب کرد که هر دفعه ریاضی میخوانم یاد آن خاطره، رنجم میدهد و در نهایت گریه میکنم! انگار دیگر دلم نمیخواهد ریاضی بخوانم با خودم میگویم امروز که برنامه ریاضیام خراب شد و با این گریههایی که کردم واقعاً حال ندارم ریاضی بخوانم، و تصمیم تکراریام را بار دیگر زمزمه میکنم: میزارم برای فردا و قول میدهم که اول صبح برنامهام را با ریاضی شروع کنم. با این قول آرامش روحی میگیرم و برای اینکه نشان دهم اهل فرار از مطالعه نیستم، کتاب عربی را باز میکنم و درحالی که سعی میکنم جملهای را از نظر تحلیل صرفی و اعرابگذاری کار کنم تا آموختههای قبلیام را مرور کنم، ناگهان تمام وجودم را استرس فرا میگیرد و با خودم میگویم اگر امسال کنکور قبول نشوم چی؟
واقعاً یک سال دیگر برای کنکور بعدی تلاش کنم؟ آیا حوصله دارم این همه کتاب تکراری را از اول بخوانم و تازه از کجا معلوم که سال بعدش قبول شوم؟ اگر اینطور شد رشتهام را تغییر میدهم. به قول زن عموم اگر سال اول قبول نشدی مسلماً سالهای بعد هم قبول نمیشوی. پس بهتر است که تغییر رشته بدهی. از این فکر و خیال عصبی میشوم و با خودم زمزمه میکنم: «چقدر بیلیاقت و بیارزشم که توان قبولی در رشته مورد نظرم را ندارم، نکند هدفم مشکل دارد و من به خاطر همین موضوع است که درس نمیخوانم». چون دوستم میگفت باید هدفت را با تمام وجود بخواهی تا به آن برسی. کسی که هدفش را با تمام وجودش میخواهد هیچوقت بیانگیزه نمیشود و بدون حس منفی و خستگی درس میخواند. اما من هنوز یک درس را به طور کامل نخواندم که درونم تبدیل به میدان جنگ میشود. لابد مراقبههایی که اول صبح و آخر شب انجام میدهم را با تمام توانایی و وجودم انجام نمیدهم.
شایدم فرکانس و طول موجهایی که میفرستم را با تمرکز انجام نمیدهم. از این همه جنگ با خودم خسته شدم، چهار ساعت است که در اتاق نشستهام و فقط نیم صفحه ریاضی و یک خط عربی خواندم. از اتاق بیرون میروم و همین که مادرم مرا میبیند، برای پدرم چشم و ابرو میپراند که حضورم را اعلام کند. پدرم حرفش را قطع میکند. کنجکاو میشود که بدانم درمورد چه موضوعی صحبت میکردند که وقتی من رسیدم جا خوردند و آن را قطع کردند؟ هنوز در افکار خودم غرق هستم که مامانم میگه چطوری خانم دکتر؟ چه کار میکنی با درس هات؟ هنوز پاسخی ندادم که پدرم میگوید: «من مشغول کار هستم برات کلی کتاب کار تهیه کنم و با امکاناتی که برایت فراهم کردیم باید بتونی در کنکور یک رتبه خوب بیاوری.
مراقب باش با این همه امکاناتی که در اختیارت قرار دادیم بیانگیزه و کلافه نشی و تصمیم بگیری درس نخونی. ما تو را خیلی دوست داریم که برایت هزینه میکنیم». لبخند میزنم و با خودم میگویم چقدر من ناسپاسم که دارم این همه زحمت پدر و مادرم را با سینوسی درس خواندن به باد میدهم. مادرم ادامه میدهد که زن دایی میگوید: «دخترش خیلی پیشرفت کرده، ترازها و درصدهای آزمونش افزایش پیدا کرده است. من و پدرت نگرانیم و میترسیم که قبول نشوی و به همین خاطر افسرده شوی. این را بدان که ما حاضریم هر کمکی به تو کنیم تا بتوانی در کنکور قبول شوی». در پاسخ میگویم: «من که مشکلی ندارم اما مادرم اصرار میکند و به هیچ عنوان قانع نمیشود.
پدرم حرف مادرم را تأیید میکند و طبق روال همیشگی کارنامه آزمون را آورده و شروع به تحلیل درصدها میکنند». بابام اینطور جملاتش را ادامه میدهد: «دفعه قبل فیزیک را ۴۹ درصد پاسخ داده بودی و این دفعه ۴۹.۸ درصد. این یعنی نسبت به دفعه قبل تقریباً ثابت ماندهای و پیشرفت نکردی. تازه اینکه چیزی نیست دفعه قبل شیمی را ۶۸.۴ درصد پاسخ داده بودی اما این دفعه ۵۹ درصد و این یعنی پسرفت». تمام حرفهایشان این است که اگر بخواهی به همین روال ادامه دهی، در نهایت شیمی را صفر میزنی و در بقیه درسها هم ریزش درصدها شروع میشود. از کلکل کردنهای پدر و مادرم خسته میشوم و از جای خودم بلند میشوم که به داخل اتاق برگردم. پدرم هنوز هم مشغول صحبت است تا آخرین کلماتش را با رسیدنم به اتاق بشنوم. او همچنان از نگرانی خودش و مادرم میگوید و اینکه حسابی درس بخوانم که موفق شوم چون پدرم دوست ندارد جلوی همکارش کم بیاورد و بگوید فرزندم نتوانست در کنکور قبول شود. فرزند همکار پدرم، پزشکی را قبول شده بود و به همه شیرینی داده بود. حالا فکر میکنم که پدر من هم دنبال یک فرصت است که شیرینی قبولی مرا پخش کند و مرا به افتخار بزرگ زندگیاش تبدیل کند.
آخرین کلماتی که میشنوم این است که: «برو با تمام دقت درس بخوان تا شیرینی قبولیات را بین همه پخش کنیم». به اتاقم برمی گردم و به کتاب تست زیست را باز میکنم که تستزنی را شروع کنم. از سؤال شماره ۲۵ شروع میکنم. سؤال ۲۵.۲۶، ۲۷.۲۸ و ۲۹ را که پاسخ میدهم، فقط سؤال ۲۸، درست از آب درمیآید و این یعنی از ۵ سؤال ۴ تا تست را اشتباه پاسخ دادم. ترس وجودم را در برمیگیرد. تست ۳۰ ضربه نهایی را بر من میزند زیرا این تست را هم اشتباه جواب دادم و ناگهان روحیه خودم را میبازم و این جمله مثل یک فایل ضبط شده در ذهنم تکرار میشود: «لابد مامان یک چیزی میداند که نگران من است و حتماً درصدهای کنکورهای آزمایشی نشان میدهند که امیدی نباید به آینده داشته باشم و کار برای من تمام است و فکر کنم باعث سرافکندگی پدرم شوم و او هیچوقت به آرزوی پخش شیرینی قبولی من در پزشکی نرسد».
خوش به حال دختر دایی که در حال پیشرفت هست و اگر همین طور ادامه دهد قطعاً به رتبه خوبی در کنکور میرسد و رشته مورد نظرش را قبول میشود، اما من چی؟ من تا سال یازدهم خیلی خوب بودم و معدلم بالای ۱۹ ونیم بود اما نمیدانم چرا این مدتی که تصمیم گرفتم برای کنکور بخوانم ذرهای پیشرفت نکردم و جز حس منفی و ترس، هیچ حس دیگهای ندارم. چرا حس خوب و خیالپردازیهایم پاسخ نمیدهد؟ من بیلیاقتم که درس خواندنم، کلکسیونی از افکار منفی و پسرفتهای مداوم شده. حتماً پیشانینوشت من هم همین است که تا آخر عمر، پشت کنکور باقی بمانم وگرنه همیشه بچه زرنگ کلاس بودم و امتحانات مدرسه را ۲۰ میشدم و به خاطر همین هم هست که پدر و مادرم طاقت ندارند بعد از این همه سال موفقیت و اولین بودن در کنکور قبول نشوم و دلشان بشکند و خستگی به روی دوش آنها بماند. آلان دیگه نزدیک به زمان شام خوردن هست و امروز هم نتوانستم درس بخوانم. امیدوارم فردا که از خواب بیدار میشوم این جنگهای درونی تمام شود تا بتوانم برنامهام را اجرا کنم. من خیلی از شبها کابوس میبینم که در کنکور قبول نشدهام و خانواده مرا مورد لطف و محبت قرار نمیدهند. احساس تنهایی در آن کابوسها حتی وقتی از خواب هم بیدار میشوم با من هستند. این جنگ درونی هر روز به هنگام درس خواندن در من شروع میشود و امیدوارم تمام شوند تا بتوانم درس بخوانم و واقعاً نمیدانم چطور میتوانم از این افکار رهایی پیدا کنم.
بر اساس داستان زندگی آن داوطلب کنکور، شما کدام یک از این نمودارها را به عنوان درستترین عوامل اثر گذار روی زندگی او، انتخاب میکنید؟ معمولاً خانوادهها علاقمند که مدل شماره یک را انتخاب نمایند و بگویند همه چیز به خود دانش آموز بستگی دارد. مدرسهها مدل دو را درست میدانند. طرف داران قانون جذب و آموزشهای اشتباه در خصوص موفقیت (مثل کسانی که معتقدند اگر کاری را ۲۱ روز انجام دهی تبدیل به عادت میشود) یکی از مدلهای سه یا چهار را انتخاب میکنند ولی برای کسانی که مغزشناسی را گذرانده باشند و دید عمیقتری داشته باشند قطعاً مدل پنج و شش را درست میدانند.
من نیز دقیقاً بر اساس مدل پنج و شش، تفکرات مشاورهای خودم را بنا نهادهام و در قسمت پرسش و پاسخها، الگوی ذهنیام را اینطور بنا کردهام که در هر شرایط روحی که یک دانش آموز یا داوطلب کنکور قرار میگیرد، حتماً تحت تأثیر نمودار پنج یا شش میباشد. نمودار پنج و شش از این حقیقت مهم نیز رونمایی میکند که موفقیت یک مسئله شخصی نیست. بلکه تک تک عناصر موجود در جامعه، به اندازه خودشان میتوانند روی موفقیت یک فرد مؤثر باشند. دیدگاه من این است که موفقیت (به خصوص موفقیت در کنکور) یک اتفاق شخصی-فرهنگی است. یعنی یک شخص تحت تأثیر فرهنگی قرار دارد که میتواند او را موفق کند یا نکند.
بنابراین تمامی مطالب سایت کلبه مشاوره با همین دیدگاه فکری نوشته و تدریس میشوند و سعی میکنم که شخص را نسبت به فرهنگ اطرافش آگاه کنم تا بتواند خودش را بازشناسی کرده و ذره ذره به موفقیت نزدیکتر شود. پس اگر گاهی به راحتی دست از هدف میکشید و آن حرفهایگری در مطالعه را از دست میدهید یا به عبارت دیگر، تداوم و روند مطالعه را کنار میگذارید. در واقع آگاهانه زندگی نمیکنید و تبدیل به آدم آهنی میشوید و تحت تأثیر نمودار پنج یا شش هستید. لازم است بدانید که اکثر مواقع در اثر تکرار یک رفتار نادرست، همه پازلهای چیده شده فرو میریزند و لازم است از اول شروع کنید و بیخبر از وجود یک رفتار نادرست، باز هم آن را تکرار میکنید.
به قول معروف از یک سوراخ چند بار گزیده میشوید بدون آنکه تحلیلی از وضعیت خود داشته باشید، مجدد همان رفتار نادرست را تکرار کرده و فرایند قبلی رخ میدهد. پیش میآید که باورهای نادرستی در مورد خود پیدا میکنید زیرا نتایجی که میگیرید با آنچه انتظار دارید همخوانی ندارد. برایتان چیزهایی پُر رنگ میشود که ارزشی ندارد و اتفاقاً مواردی که نیاز است بسیار مهم باشند را جدی نمیگیرید. بعضی مواقع هم سوالاتی دارید؛ مثلاً چطور تفکرات یا خاطرات منفی که باعث حس تنفر نسبت به درس یا اتاق مطالعه شده را از بین ببریم؟ کنکور، باعث تنها شدن دانش آموز یا داوطلب کنکور میشود.
همین شرایط موجب رشد و پرورش افکاری در فضای ذهنی او میگردد که اگر آنالیز نشوند، میتواند روند درس خواندن او را تحت تأثیر قرار دهد. مجموعهای از این نیازها باعث شد تا این صفحه از سایت کلبه مشاوره را ایجاد کنم. برگهای که در آن به پرسش و پاسخ پیرامون مغز و عملکردش بپردازیم. در مورد خودتان و فکرهای منفیتان بنویسید، توضیحی در مورد آنچه در درونتان میگذرد بدهید و سپس آنالیز رفتاری شوید و با ارائه راهکارها به سطح زندگی خود بیفزایید. بنابراین میتوانید شرح وضعیت خود را از طریق فرم پرسش و پاسخ همین صفحه، بنویسید و ضمن تحلیل کامل رفتارهایتان، راهکارهای لازم را دریافت نمایید.
همانطور که می دانید، من روانشناس نیستم و نحوه آنالیز روحی و پاسخ دادن به پرسشهای شما، بر مبنای مدل فکری خودم از مطالعات شخصی و تجاربی هست که داشتهام. در واقع، نوع نگاه خود را در مورد پرسشهایی که میپرسید با شما به اشتراک میگذارم و امیدوارم مفید واقع شود.
یک سؤال: چرا سایت کلبه مشاوره، در مطالب و همچنین پاسخهای مربوط به پرسشها، از زبان ادبیاتی، واژگان مختلف و عبارتهای کمتر مرسوم در بین عموم مردم، بهره میبرد و به ندرت از زبان محاوره و رایج، استفاده میکند؟ جواب کوتاهش این میشود که یک ارتباط دو سویه بین زبان و قدرت تفکر وجود دارد. هرچه لغات متنوعتری برای انتقال مفاهیم بدانیم، تحلیل، پردازش و درک تجربهها، برایمان در سطح بالاتری انجام میشود. به همین منظور، کلبه مشاوره به سهم خودش میکوشد تا با استفاده از ادبیات کمتر تکراری، به پویش ذهنی خود و مخاطبانش کمک کند. جواب بلند این سؤال به همراه منابع و مآخذ آن هم بماند برای دوره خاص خودش.
زیرعنوان نمونه برای این فصل
چند مورد در خصوص پرسش و پاسخها (کلیک کنید) فایل های ضمیمه
توضیح کوتاه برای درس
برای آنکه پاسخ اصولیتر و دقیقتری دریافت کنید، توصیه میکنم به موارد زیر توجه فرمایید:
الف) سعی کنید در پرسیدن سوال خویش، اطلاعات کاملی از وضعیت و شرایطی که در آن قرار دارید بدهید.
ب) لطفا پرسشهای مربوط به قوانین کنکور را در صفحه «از من بپرسید قوانین کنکور» بپرسید.
پ) لطفا پرسشهای مربوط به روحیه را در همین صفحه بپرسید.
ت) روشهای مطالعه، مرور، خلاصه نویسی، تست زنی و یادگیری هر درس، از جمله سوالاتی به حساب میآیند که قابل پاسخ گویی در پیام نیستند چون این موضوعات به شناخت، پیگیری مستمر و استفاده از ابزاهایی مثل جزوههایی که هر مشاور در اختیارش است، نیاز دارد.
سلام من بالاخره بعد از پنج سال پشت کنکور موندن با آشنایی با کلکهای مغز شروع کردم به خوندن برای کنکور تا الان کلکهای زیادی داشتم و از پس خیلیاشون برآمدم اما جدیدا مغزم با کلک تازه ای وارد شده و میگه تو چرا از همسن و سالای خودت عقب موندی چرا تا الان تو این پنج سال درس نخوندی؟ هم سن و سالهای تو هم اون موقع کلک مغزداشتن پس اونا چطور تونستن بخونن و قبول بشن ولی تو نتونستی؟ چرا از بقیه عقب موندی؟ پس تو به درد درس خوندن نمیخوری الان برای چی وقت تلف میکنی؟ الانم مثل پنجسال قبل بازم هیچی نمیشی و نمیتونی درس بخونی من واقعا نمیدونم جواب این سوالارو چجوری باید بدم و مغزم واقعا از این راه نفوذ کرده و اذیت میکنه لطفا راهنمایی کنید
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. لطفا مطلب «سن و سال» را مطالعه نمایید، بخشی از پاسخ تان در آن مطلب داده می شود و بخش دیگر، ان شالله در طی روزهای آینده در بخش کلک های مشترک مغز به موضوع سن و سال و عقب افتادن از دیگران می رسیم و طی چند فایل صوتی، آن را تحلیل کرده و حکم صادر می کنیم تا بتوانید این کلک را هم خنثی کنید. موفق ترین باشید.
سلام.من دانش آموز سمپاد اصفهان هستم و پایه درسی قوی داشتم و رسما مدیر مرکز به من چندین بار میگفت که اگر تک رقمی نشی حق استعداد و تلاشتو بجا نیوردی و دقیقا همون موقعی که سال کنکورم شد مشکلم با خودم شروع شد و تصور میکردم که از همین اول راه من دیگه یه کنکوری هستم که باید روزانه ۱۲ساعت درس بخونم. ولی فقط تصور میکردم و اینجوری فکر میکردم چون امسال سال کنکورمه همه خودکار درس میخونیم و میدونیم چقدر آیندمون دست خودمونه و منم باخودم این فکرو میکردم که خودکار قراره فلان ساعت تا روز کنکور درس بخونم!
درصورتیکه این درسها همون درسها و این روند درس خوندن همون رونده! همونی که با فشار اوردن و تلاش همراه بوده هست و خواهد بود. و من رسما هیج تلاشی و فشاری برای رسیدن به ساعت مطالعه ی حتی نسبتا خوب به خودم نمیوردم چه برسه اونی که توی ذهنم بود. و دیگه احساساتی شدن و درگیر شدن به افکار منفی و گریه کردن بخاطر اینکه واقعا نمیدونستم مشکل چی بود هر روزم رو تا ۶ماه پر کرد و هردفعه که دنبال مشکل میگشتم فکری میکردم.
یکبار فکر کردم مشکل از انگیزست و شروع کردم دیدن کلیپ های انگیزشی و دقیقا همون اثرات مخرب و بی فایده ای که گفتید رو روی من داشت و حتی یک روزهم باعث نشد خوب درس بخونم!حتی یک روز! یکبار فکر کردم مشکل از کمال طلبیه ولی دیدم این شبیه به یه بهونست چون من همیشه همه کارهارو عالی انجام میدادم و مثبت بوده ولی مگه میشه یهو الان منفی شده باشه!
یکبار فکر کردم مشکل از فکر و باور و اعتماد به نفس و… کلا این مسائل روحی هست ولی دیدم که وقتی دنبال اینا رفتم که بدستشون بیارم فقط داشتم وقت تلف میکردم و کلا متوجه موضوع طبیعی و اصل نبودم و توی این ماه ها به غم شدید و احساسایی مثل ناتوانی توی درس خوندن رسیدم و برای فرار به اینترنت هم اعتیاد پیدا کردم و حتی به این فکر کردم که نکنه مشکل کلا منم و قرار نیست خوب درس بخونم و موفق بشم و یا نمیتونم زیاد و خوب درس بخونم درصورتیکه تا قبل میتونستم و تازه از بقیه هم همیشه نمرات و ترازم بالاتر بوده.
فقط گفتن یه جمله از پدرومادرم مثل اینکه: (سال بعد که قبول شدی جشن مفصلی میگیریم و همه دوستات که باهم خانوم دکتر میشین رو هم دعوت میکنیم راستی پزشکی رو آخر انتخاب میکنی یا دندانپزشکی؟) کافی بود تا من یک ساعت توی اتاقم اشک بریزم. تا اینکه فرصت درست فکر کردن به خودم دادم و دیدم من توی این ۶ماه هیچ فشار و تلاشی به خودم نیوردم روی درسها و روند و روتین درس خوندنم و فقط فشار روی احساس و اعصابم میوردم.
دیگه همون روال قبل از سال کنکورمو با شدت بیشتر شروع کردم درس خوندن زیاد برای کنکور اتفاقی و خودکار و رباتی نیست! درس خوندن همون درس خوندن بوده هست و خواهد بود. با فشار با تلاش و با سازش به این فشار و تلاش (نگفتم سازش با درس خوندن چون هم با تجربه خودم و هم مهر تایید شما درس خوندن عادتی و سازشی نیست).
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. خیلی ممنونم که تجربه خودتون رو با بنده به اشتراک گذاشتید. واقعا این تحول فکری و رشدی که داشتید رو به شما تبریک می گویم. یک جمله هم بنده به شما هدیه می دهم: پیدا کردن رفتار درست از موفقیت در کنکور مهم تره. چون وقتی رفتارهات درست شکل بگیرند، طرز تفکر درستی پیدا کنی و الگوی فکری دقیقی داشته باشی، موفقیت در کنکور، فقط یک دستاورد زندگیت میشه و بلکه شما در زندگیت در خانواده ت، در تربیت فرزندت و همه ابعاد زندگیت موثر و موفق ظاهر خواهی شد. بنابراین موفقیت در کنکور بالاخره بدست میاد ولی ایجاد طرز تفکر و رفتار مثبت، کل زندگی ما رو بیمه می کند. موفق ترین باشید.
با سلام من دانش آموز سال یازدهم هستم و الان هم درگیر امتحانات ترم هستم، چند روزی هست که مشکلی برام پیش اومده و اون هم حجم زیاد استرس هست. من همیشه مضطرب و وسواسی بودم و متوجه شدم که این اضطراب و استرس و وسواس برمی گرده به ۲ تا از اتفاقاتی که در گذشته تو زندگیم افتاده درواقع من سال پنجم ابتدایی معلمی داشتم که …… ممنون میشم کمکم کنید.
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. ابتدا معذرت می خواهم که پیام شما را به صورت ناقص نمایش دادم چون مسایل که در خصوص معلم کلاس پنجم ابتدایی تان بیان کردید قابل ارایه برای همه مخاطبان نیست. از آنجایی که کلبه مشاوره مخاطبان از دوره ابتدایی دارد ما باید به آن ها احترام بگذاریم و مسایلی که از سن آن ها بالاتر است را به صورت عمومی بیان نمی کنیم.
بنده حقیر در خدمت شما هستم لطفا به بنده ایمیل بزنید و مشکل تان را به صورت خصوصی بپرسید تا در موردش صحبت کنیم. چون واقعا حق با شما بود در تمام ماجراهایی که توضیح دادید و خاطراتی که برای شما رخ داده دقیقا ریشه های استرس تان است. موفق ترین باشید.
سلام آقای جدیدی. چن وقت پیش مشاوری توی تلوزیون در رابطه با این موضوع که پدرها حق دارن نسبت به اعضای خانواده با تندی رفتار کنن و ما باید بپذیریم چون خسته ان اینطوریه و کسی نباید چیزی بهشون بگه و مادرها هم نباید پشتی بچه ها بگیرن. خلاصه که من مطمئنم یه سری پدرهایی که این طور رفتارهای پرخاشگرانه ای دارن بدون اینکه به اصل ماجرا نگاه کنن فک کرده بودن که منظور ایشون اینه که شما حق دارید حتی بچه هاتون و بی دلیل هم کتک بزنید و دعوا کنید و هیچ کسی حق دخالت نداره.
من بسیار متاسفم برا این چنین فرهنگ ها و یه سوال که داشتم اینه که آیا بهتر نیست مشاورها به جای این چیزا شیوه درست برخورد کردن با دیگران و نحوه درست تربیت فرزند و چگونگی رفتار با خانواده رو آموزش بدن تا اینکه اموزش بدن شما میتونید هرکاری بکنین و هیچ کسی نمیتونه حرفی بزنه؟ آیا بچه ها توی خانواده حتی اگه یه نفر بی دلیل بهشون تهمت دروغ بزنه و بی دلیل پدرا بچه هاشون و دعوا کنن آیا فرزند حق نداره کاملا محترمانه از خودش دفاع کنه؟
بارها شده حق با من بوده و همه هم میدونستن اما پدر بنده کلی آه و نفرین کرده من رو و با اینکه من محترمانه بهش توضیح دادم که حرف ایشون درست نیست اما به من گفتن که تو بی احترامی میکنی و ما هیچ وقت نمیبخشیمت.ما چه گناهی داریم این وسط؟ ممنون میشم پاسخ بدید تا بسیاری از پدرهایی که توی سایت شما هستن هم این رو بخونن. باتشکر.
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. بنده برنامه تلویزیونی که شما می فرمایید را ندیده ام و برای همین قضاوتی در مورد آن برنامه ندارم ولی بسیار عجیب است که شخصی اینطور صحبت کرده باشد. شاید منظورش این بوده که پدر و مادرها خسته هستند و بی حوصله تر شده اند و بعید می دانم که پرخاشگری و عصبانیت را حق کسی بدانند. به هر روی بنده در مورد برنامه ای که ندیده ام، نظری ندارم اما در خصوص پاسخ شما اینطور می گویم:
وقتی انسانی در هر سن و سالی که می خواهد باشد، اگر بپذیرد کار و رفتارش اشتباه است، می تواند و می شود او را تغییر داد ولی اگر انسانی در هر سن و سالی که باشد، رفتارش را درست بداند، هیچ گاه نمی شود او را تغییر داد. بنابراین شما نمی توانید رفتار پدر و مادر خود را تغییر دهید مگر اینکه با پدر و مادری رو به رو باشید که بسیار انتقاد پذیر باشند و اشتباهات خود را بپذیرند.
توضیح دادن های شما فقط خسته کردن خودتان است. بنده یک راه حل برای شما دارم و آن هم این است که سعی کنید روی مسایل فردی خود تمرکز کنید و اگر حقی از خودتان در حال ضایع شدن است با احترام در موردش صحبت کنید حتی اگر رفتار خوبی با شما نشود بازهم روی حق خود بایستید چون در دراز مدت این شرطی سازی را در پی دارد که از حق خود کوتاه نمی آیید و باعث می شود در طولانی مدت، رفتارها با شما ملایم تر شود اگر به اندازه کافی شخصی محور و صبورانه به این روش ادامه دهید. پس در سایر مسایلی که به شخص شما مرتبط نمی شود وارد بحث نشوید. موفق ترین باشید.
سلام شما در پاسخ های سوالات قبلی گفتید که حتی اگر بعد مثلا یک و نیم ساعت مغز فرمان داد که خسته شدی و درس رو کنار بذار ادامه بدیم و به زور درس بخونیم تا شرطی سازی از بین بره، من چند وقت پیش شنیدم یه تکنیکی به اسم پومودورو هست که میگه ۲۵ دقیقه درس بخونیم و ۵ دیقه استراحت به این سبب که میگه بیش از این مغز فعالیتش کم میشه و تمرکزمون بهم میخوره، و خیلی ها هم میگن این روش خوبیه و آدمو خسته هم نمیکنه، میخواستم از شما بپرسم آیا این روش یا موارد مشابه مبنای علمی دارن؟میتونیم برای تمرکز حد و مرز تعیین کنیم؟
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. ابتدا عرض کنم که بنده در آن پیام منظورم به آن شخص این بود که هیچ محدودیتی را از مغزت نپذیر و حتی اگر شده یک دقیقه هم بیشتر بخوان تا بت شکنی اتفاق بیفتد و اینطور نباشد که مغزتان شما را عادت بدهد که به حرف هایش گوش بدهید و رفته رفته شما را به اجرای خواسته های خودش وادار کند. بنابراین موضوع اصلا یک و نیم ساعت مطالعه نیست و آن فقط یک مثال است. حالا به سراغ پاسخ شما برویم ک به صورت موردی بیان می کنم:
1- از این عددها زیاد هست. شما الان 25 دقیقه را فرمودید، عدد 40 و 50 و یک ساعت و ده دقیقه هم هست. بنابراین عددبازی در این موضوع تا دلتان بخواهد وجود دارد.
2- فرض کنیم که این عدد درست باشد، با روز کنکور چه می کنید؟ آیا هر 25 دقیقه 5 دقیقه استراحت می کنید بخاطر اینکه فعالیت مغزتان کم می شود؟ اصلا روز کنکور را فراموش کنیم، خلبان ها هر 25 دقیقه 5 دقیقه استراحت می کنند؟ چون تمرکزشون بهم می خوره و هواپیما سقوط می کنه؟ خلبان ها هم هیچ، با جراحان مغز و اعصاب چه می کنید که گاه عمل های چندین ساعته دارند؟ آیا هر 25 دقیقه 5 دقیقه استراحت می کنید چون تمرکزشان به هم می خورد؟
بنده تمرین نشستن را برای شاگردان خودم اجرا می کنم و بعد از حدود شش تا هشت ماه می توانیم چهار ساعت پشت سرهم درس بخوانیم دقیقا مثل روز کنکور و افتی هم نداریم چون پله پله تمرین کرده ایم و خود را مشابه روز کنکور در آورده ایم و این خسته شدن ها را در طول حدود شش تا هشت ماه رفته رفته کم کرده ایم. با ما چه می کنید؟ ما که کارمان را اجرا می کنیم و وارد این بازی های عددی نشده ایم؟
با بچه های دوره ابتدایی چه می کنید که هر زنگ شان 45 دقیقه است و تازه در آن دوران به دلیل اینکه قبلا اهل بازی بوده اند و هیچ درس و مشقی نداشته اند، از درس فراری هستند چه خواهید کرد؟ این بازی عددها را باید دور بریزیم. مغزما اینقدر مسخره نیست که بعد از 25 دقیقه تمرکزش از دست برود. ما در مورد مغزی صحبت می کنیم که در طول این همه سال، بقای ما را تضمین کرده است. مغزی که خودمان را هم گول می زند.
3- مغز همه انسان ها از درس خواندن متنفر است. بنابراین هیچ روشی نخواهید یافت که آن را انجام دهید و مغز به درس خواندن رضایت بدهد. درس خواندن کاملا زوری است و باید با فشار بیرونی و از روی اجبار انجام شود. مغز هیچ برایش منطقی نیست که انرژی صرف درس خواندن کند. بنابراین چه 25 دقیقه درس بخوانید چه 4 ساعت برای او زجر آور است.
4- اگر 25 دقیقه مطالعه کنیم، در دقیقه 26 چه اتفاقی در مغز ما قرار است رخ دهد؟ مثلا اگر الکترودهای EEG را به سطح پوست سر وصل کنیم چه گزارشی به ما می دهد؟ مثلا می خواهد بگوید چون 25 دقیقه درس خوانده اید در دقیقه 26 یک باره نیمی از سلول های عصبی از کار افتادند؟ یا می خواهد بگوید جریان الکتریکی ثبت شده کاهش پیدا کرده؟ دقیقه 26 چه بر سر مغز قرار است بیاید؟ این ها را مطرح کردم که بدانید هیچ چیزی تغییر نمی کند.
5- من به شما ثابت می کنم که اگر 5 دقیقه درس بخوانید و 25 دقیقه استراحت کنید تمرکزتان بهتر است. می دانید چرا؟ چون مغز عاشق این است که کمتر کار کند. بنابراین 5 دقیقه درس بخوانید و 25 دقیقه استراحت کنید و مطمئن باشید بیشتر هم تمرکز دارید. حتی می توان گفت 30 ثانیه درس بخوانید بهتر از 5 دقیقه است. هر چه کمتر بخوانید برای مغز بهتر است. بنابراین حس خوب کم درس خواندن را به شما هدیه می دهد و چنین گمان می کنید که هر چه کمتر بخوانیم با تمرکز هستیم. بنابراین وقتی اکثر افراد خوشحالن و می گویند خسته نشده اند راست می گویند. چون هر چه کمتر بخوانی و بیشتر استراحت کنی، مغز احساس رضایت بیشتری دارد.
6- شما اگر در خارج از کشور وارد کتابخانه هایشان شوید یا همین داخل کشور خودمان وارد کتابخانه های بچه های پزشکی و دندان شوید، گاهی احساس می کنید که نکند این عزیزان به صندلی دوخته شده اند. هر چه نگاه شان می کنید تکان نمی خورند و با مدت طولانی و پشت سرهم درس می خوانند. اگر این عددهای 25 و 5 درس باشد ما باید در کتاب خانه دایما افرادی را ببینیم که نگاه شان به ساعت باشد که مبادا 26 دقیقه شود و استراحت نکنند و تمرکزشان کم شده و خسته و بی حال شوند.
7- هرکسی باید درس خواندن را متناسب با هدفش تنظیم کند. اگر آزمون کنکور 2 ساعت بود، من هم تمام تلاشم را می کردم تا رفته رفته بتوانم در 2 ساعت بهترین راندمان را داشته باشم. اگر کنکور 6 ساعت بود بازهم بایستی به این آمادگی جسمی و ذهنی می رسیدم که 6 ساعت پشت هم کار کردن برایم راحت باشد و الان که کنکور برای تجربی ها چهار ساعت و 10 دقیقه است پس شما بایستی آرام آرام خود را به این راندمان برسانید.
هیچ دقت کرده اید اکثر کنکوری ها از نظر ذهنی و جسمی برای نشستن طولانی مدت کم می آورند و با اینکه درس ها را بلد هستند ولی دچار افت عملکرد می شوند. چون تمرین های پی در پی در نشستن طولانی مدت و درس خواندن را در منزل انجام نداده اند و گمان می کنند چند آزمون آزمایشی برای شکل گیری این توانایی کافی است. در حالیکه شما هر روز بایستی سعی کنید خود را به روز کنکور شبیه تر کنید. مجدد تاکید می کنم در هر سنی که هستید به شرایط آزمون نگاه کنید و خود را شبیه آزمون کنید.
هیچ عددی را نپذیرید به جز عددی که مشابه آزمون تان باشد تا در آن شرایط بارها و بارها مطالعه و تست زنی کرده باشید و روز کنکور اتفاق عجیبی برای تان نباشد. ای کاش می دانستید مغز ما چقدر قدرتمند است و چه سرگذشتی را طی کرده است آنگاه هرگز آن را دست کم نمی گرفتید.
پیچ و خم ها و تحول هایی را که این مغز ایجاد کرده را اگر بررسی کنید متوجه خواهید شد که هیچ چیزی برای آن مانع نیست. درست است که موفقیت را نمی فهمد و برای درس خواندن حاضر نیست انرژی مصرف کند و فقط بقا را می فهمد ولی این به معنای قدرتش است که حتی می تواند شما را خنثی کند. مغزتان را آنطور که هست بشناسید و این موجود را دست کم نگیرید. موفق ترین باشید.
سلام آقای جدیدی شما گفتین برای مغز شناسی باید از کتاب نورواناتومی اسنل شروع کنید خب حالا کسی که زبانش قوی نیست، این کتاب رو با ترجمه چه کسی و از کجا باید اون رو تهیه کنه؟
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. ترجمه دکتر رضا شیرازی- دکتر ابراهیم اسفندیاری، ترجمه مناسبی است که می توانید چاپ 2019 کتاب را تهیه کنید. تمام کتاب فروشی های پزشکی این کتاب را دارند و از طریق اینترنت هم با جست و جو می توانید سایت های فروش این کتاب را پیدا کنید. البته کتاب تخصصی می باشد و قطعا بایستی پایه تخصصی را داشته باشید یا اینکه برای درکش وقت بگذارید. برای همین به کنکوری ها توصیه نمی کنم که در سال کنکورشان این کار را شروع کنند. ان شالله برای دوره دانشگاه حتما این روند را طی کنند. موفق ترین باشید.
سلام کسی که تا حالا اصلا متن زبان کار نکرده وخیلی ضعیفه با توجه به زمان باقی مونده تا کنکور درسته روش وقت بذاره؟خیلی هم برام وقت گیره این کار ممنون
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. بله درست است که روی آن وقت بگذارید چون شما مجبورید برای زبان خود به خود دامنه لغت بالایی داشته باشید و وقتی دامنه لغت شما قوی است، کار زیادی برای تسلط روی درک مطلب نخواهید داشت و فقط کافی است تکنیک های تست زنی را پیاده سازی کنید و الگوهای تست زنی را پیاده سازی کنید تا سرعت حل تست تان افزایش پیدا کند. در واقع شما برای زبان مجبورید لغت های زیادی بلد باشید و به اندازه کافی وقت دارید که این لغت ها را در قالب جمله سازی کار کنید و به تسلط برسید. در ضمن یک درک مطلب خودش به معنای کار کردن روی کلوزتست و تست لغت هم هست و برایش وقت بگذارید. موفق ترین باشید.
سلام چطور عادت کار کردن زیاد با گوشی رو میتونیم ترک کنیم؟
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. از منوی بالای سایت، در بخش فکرهای صدا دار لطفا فایل های صوتی را پیگیری کنید. پرسش شما در زیر مجموعه موارد احترام به خود است که در این دوره، به صورت قدم به قدم حرکت می کنیم و خیلی از پیش نیازهای این تغییر را می آموزید و کم کم شرایط فکری تان برای ترک کردن عادت استفاده از گوشی را خواهید آموخت. در واقع شما بایستی قدم به قدم با این دوره همراه شوید تا شرایط فکری برای تان ایجاد شود تا بتوانید ترک کردن را انجام دهید. موفق ترین باشید.
سلام آقای جدیدی درمورد ریاضیم صفره صفره دوبار لطف کردید جواب دادید گفتی اونا رو تسلط پیدا کردید دوباره پیام بدید الان باید سر کدوم مباحث برم یعنی این پارت سومه که میخوام از شما سوال کنم خیلی مممون ازپاسختون
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. پایه سازی تان کامل شده و شما الان شرایط این را دارید که از کتاب ریاضی نهم تا دوازدهم را به صورت ترکیبی شروع به مطالعه کنید. منظورم از ترکیبی این است که فصل های مرتبط به هم را باید پشت سر هم بیاموزید. به طور مثال فصل 1 ریاضی نهم در مورد مجموعه هاست و فصل 1 ریاضی دهم نیز به مجموعه ها ربط دارد، پس این دو فصل پشت هم باید خوانده شود. یا مثلا در سال دهم مثلثات داریم، در یازدهم و دوازدهم نیز مثلثات داریم. پس همه این ها باید پشت سر هم خوانده شوند.
در ضمن در هنگام تست زدن، خورده کاری ها و ریزه کاری های محاسباتی را رفته رفته می آموزید و مشکل عمقی نخواهید داشت. موفق ترین باشید.
سلام ببخشید من تو سایت قبلی شما هر چی دنبال این دو مقاله «چرا نمی توانم تست بزنم و تکنیک بالا بردن درصدهای کنکور + فیلم» و همین طور مقاله «ایستاده نخوابید»، گشتم ولی پیداشون نکردم با توجه به اینکه متاسفانه شاید فردا سایت قبلی شما خاموش شود لطفا زودتر بفرمایید من این دو مقاله رو از کجا باید بخونم متشکرم
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. متاسفانه این نوشته ها+ تعدادی نوشته دیگر در ایراد نرم افزاری سال قبل پاک شدند. اما نگران نباشید در سایت جدید کلبه مشاوره، دوره های کامل برایتان منتشر می شوند. به خصوص که از امشب هر شب ساعت 22 یک فایل صوتی در سایت جدید کلبه مشاوره منتشر می کنم که در مورد «احترام گذاشتن به خود» است که در آنجا در خصوص خواب بازهم صحبت می کنیم. امیدوارم این فایل های صوتی بتواند موثر واقع شود. از امشب در بخش منوی بالای سایت، بخشی به عنوان «فکرهای صدا دار» اضافه می شود که به همین موضوع می پردازم. موفق ترین باشید.