مقالات

راز شک بین دو گزینه در زیست کنکور چیست؟ + آزمون ریشه یابی تست زنی تو

همه کنکوری‌های تجربی، شک کردن بین دو گزینه در تست‌های درس زیست و شیمی را تجربه کرده‌اند و سپس یک یا چند مورد از پرسش‌های زیر را دارند:

  • آیا شک کردن طبیعی است یا نشانه ضعف جدی در آمادگی؟
  • آیا شک زیاد نشانه مطالعه سطحی است؟
  • علت اصلی شک کردن در تست چیست؛ ضعف علمی یا وسواس فکری؟
  • چرا با وجود مطالعه خوب و عالی، باز هم بین گزینه‌های تست‌ها مردد می‌شویم؟
  • اگر تعداد تست‌های شک‌دار در آزمون زیاد باشد چه معنایی دارد؟
  • آیا استرس جلسه آزمون باعث افزایش شک می‌شود و چه باید کرد؟
  • چطور تعداد تست‌های شک‌دار را قبل از آزمون کاهش دهیم؟
  • چگونه بین تمرکز روی یادگیری عمیق و تست‌زنی تعادل ایجاد کنیم تا دچار تردید نشویم؟
  • چطور از دام‌های تستی طراحان سوال در امان بمانیم؟
  • اگر بین دو گزینه شک کردیم، جواب بدهیم یا رد شویم؟
  • در کنکور که نمره منفی دارد، ریسک کردن روی سوال شک‌دار منطقی است یا نه؟
  • آیا شانسی زدن یک سوال شک‌دار می‌تواند به قبولی کمک کند یا به ضررمان تمام می‌شود؟
  • آیا اولین حدس ما برای انتخاب گزینه درست یک تست قابل اعتماد است؟
  • آیا باید سوالات شک‌دار را علامت‌گذاری کنیم و بعد برگردیم؟
  • چگونه مدیریت زمان را طوری انجام دهیم که تست‌های شک‌دار وقت ما را نگیرد؟
  • اگر سوال ساده به نظر برسد ولی بین گزینه‌ها گیر کنیم چه کار کنیم؟
  • چگونه سر جلسه آزمون ذهنمان درگیر سوال شک‌دار نشود؟
  • اگر بعد از پاسخ دادن به یک تست شک‌دار ذهنمان درگیر شود، چطور تمرکز را برگردانیم؟
  • چطور بعد از آزمون تست‌های شک‌دار را تحلیل کنیم که تکرار نشوند؟

در ادامه مطلب، آزمون‌های مختلفی با سوالات غیر درسی قرار دارند و بعد از هر آزمون یک جعبه خواهید دید. ابتدا با حوصله در آزمون شرکت کنید و سپس بر اساس شرایط آن آزمون، یکی از نکات جعبه بعد از آزمون را بخوانید و دستور العمل توضیح داده شده را اجرا کنید تا تعداد شک‌های خود در تست‌های کنکور به ویژه در تست زیست و شیمی را کاهش دهید.
سوالات این آزمون ها، غیر درسی انتخاب شده‌اند زیرا قرار نیست تسلط شما را روی دروس کنکور بسنجیم بلکه ما می‌خواهیم ببینیم فرایندی که در زمان تست زنی اجرا می‌کنید با چه چالش‌هایی همراه است تا دلایل شک بین دو گزینه را ریشه‌یابی و سپس به شما راه حل بدهیم که تعداد شک‌های تست زنی خود را کاهش دهید.
با این حساب، لطفاً آزمون‌ها را جدیت و از سر حوصله حل کرده و برای ریشه‌یابی علت شک کردن‌های خود در تست‌ها به ویژه در درس زیست، وقت بگذارید و اینطوری درصد کنکورتان را ارتقا دهید.

مطالب این دوره بر مبنای برداشت‌های شخصی من از مطالعات و تجاربی هست که داشته‌ام. در واقع، مدل فکری خود را با شما به اشتراک می‌گذارم و امیدوارم برای شما مفید واقع شود.

پیش نیازها: قبل از مطالعه این دوره، توصیه می‌شود دوره سراب جمع بندی کنکور را مطالعه نمایید.

در ادامه با کلیک روی شروع آزمون، ابتدا آزمون بدهید و سپس جعبه بعد از آن را مطالعه نمایید

ریشه‌یابی اولین علت شک کردن در تست‌های کنکور

هدف از آزمون بالا چه بود؟ مقاله

دقت کرده‌اید که در تست‌های منزل یا کنکور آزمایشی و حتی سر جلسه کنکور، وقتی چیدمان تست‌های درس زیست یا شیمی به نحوی ترتیب‌بندی شده که سوالات به نظر ساده می‌رسند و حس تسلط داریم ولی با وجود سادگی، انگار کم کم به پاسخ‌های خودمان شک می‌کنیم و نیاز داریم چند بار دیگر گزینه‌ها را بخوانیم و جالب‌تر اینکه هر چه از تستی به تست بعدی می‌رویم، نوعی احساس در درون ما ایجاد می‌شود که انگار اعتمادمان به پاسخ‌ها را از دست می‌دهیم و شک می‌کنیم؟
این آزمون دقیقا می‌خواست مهارت شما را در چنین وضعیتی بسنجد و ببیند وقتی با چنین روندی مواجه می‌شوید و در شرایطی که انگار فضا پر از ابهام است، عملکردتان به چه صورت است؟
حالا بر اساس گزینه‌ای که در آخرین سوال آزمون بالا انتخاب کرده اید، یکی از جعبه‌های زیر را انتخاب کنید و تحلیل متناسب با وضعیت خود را بخوانید.

پاسخ هر سوال سریع به ذهنم می‌رسید و بدون تردید گزینه را انتخاب می‌کردم.

وقتی این گزینه را در آزمون بالا انتخاب کرده اید، به این معناست که شما مهارت تفکر جزیره‌ای در تست زنی کنکور را تا حد زیادی آموخته اید. منظورم چیست؟
معنا و مفهوم صحبت‌هایم این است که شما به سطحی از هنر آزمون دادن رسیده‌اید که هر تست را کاملا مستقل از تست‌های قبلی و بعدی بررسی می‌کنید. زمانی که به یک سوال پاسخ می‌دهید، یا حتی اگر موفق به پاسخ دادن نشوید، ذهن خود را از آن سوال تخلیه کرده و بدون انتقال فشار ذهنی، وارد تست بعدی می‌شوید. به بیان ساده تر، شما اجازه نمی‌دهید نتیجه یک تست، عملکرد شما در تست بعدی را تحت تاثیر قرار دهد.
در روانشناسی شناختی، یکی از انواع مهم حافظه، حافظه ضمنی است؛ حافظه‌ای که به شدت تحت تاثیر آخرین تجربه‌های ذهنی ما قرار دارد. برای مثال اگر آخرین اتفاق برای شما دریافت یک شکلات مورد علاقه‌تان باشد، احساس مثبت آن تجربه تا مدتی در رفتار و تمرکز شما باقی می‌ماند. در مقابل، اگر آخرین تجربه شما یک تنش یا بحث ناخوشایند باشد، اثر آن می‌تواند وارد موقعیت بعدی زندگی شما شود؛ حتی اگر آن موقعیت هیچ ارتباطی با اتفاق قبلی نداشته باشد.
اکنون تصور کنید فردی بتواند هنگام ورود به موقعیت جدید، نه احساس خوشایند تجربه قبلی و نه فشار ذهنی تجربه منفی قبل را با خود حمل کند و هر بار با ذهنی خنثی و تازه تصمیم بگیرد. این دقیقا همان مهارتی است که در جلسه کنکور و تست زنی حرفه‌ای نقش تعیین کننده دارد. چنین فردی می‌تواند هر تست را مانند قطعه‌ای جداگانه از یک پازل تحلیل کند و اجازه ندهد خطا یا موفقیت قبلی، کیفیت تصمیم گیری بعدی او را کاهش دهد.
بنابراین زمانی که شما در این آزمون گزینه «پاسخ هر سوال سریع به ذهنم می‌رسید و بدون تردید گزینه را انتخاب می‌کردم» را انتخاب کرده اید، نشان می‌دهد که سبک پاسخ دهی شما تا حد زیادی مستقل از اثر حافظه ضمنی عمل می‌کند. این یعنی یکی از مهم‌ترین دلایل شک کردن بین دو گزینه در تست‌های کنکور، به ویژه در درس زیست‌شناسی و شیمی، در مورد شما عامل اصلی محسوب نمی‌شود.
در نتیجه اگر همچنان در برخی تست‌ها دچار تردید می‌شوید، ریشه این شک احتمالا به عوامل شناختی دیگری مربوط است و لازم است در آزمون‌های بعدی مورد بررسی قرار گیرد.
قدرت جزیره‌ای تست زدن خود را حفظ کنید. شما از نظر مدیریت انتقال ذهنی بین سوالات، در یکی از بهترین وضعیت‌های ممکن برای تست زنی در کنکور قرار دارید؛ مهارتی که بسیاری از داوطلبان تا سال آخر آمادگی کنکور نیز به آن دست پیدا نمی‌کنند.

معمولا بین دو گزینه مردد می‌شدم و انتخاب نهایی برایم سخت بود.

حتما شبیه این جمله را شنیده اید که دانش آموزان و کنکوری ها می گویند: «اولش درست زده بودم بعدش پاک کردم و یک گزینه دیگر را زدم». این جمله دقیقا نشان دهنده وضعیت افرادی است که بعد از آزمون بالا، گزینه «معمولا بین دو گزینه مردد می‌شدم و انتخاب نهایی برایم سخت بود» را انتخاب می کنند.
یک بار دیگر به جمله ی «اولش درست زده بودم بعدش پاک کردم و یک گزینه دیگر را زدم» فکر کنیم. چه اتفاقی افتاده است؟ دانش آموز تست را بررسی کرده و جواب درست را هم زده ولی در لحظه نهایی، پاسخ خود را تغییر می دهد و این یعنی مغز شروع به تولید گزینه های جایگزین کند.
در جلسه کنکور، مخصوصا در درس هایی مانند زیست شناسی و شیمی، طراح سوال دقیقا از همین ویژگی ذهن انسان استفاده می کند و گزینه ها را طوری طراحی می کند که هر دو در نگاه اول «ممکن» به نظر برسند. داوطلبی که دچار تردید می شود معمولا مشکل علمی ندارد، بلکه ذهن او وارد مرحله ای به نام بیش تحلیلی می شود.
نکته مهم اینجاست: شک این افراد به دلیل ندانستن نیست، بلکه به دلیل فعال بودن بیش از حد سیستم کنترل ذهن است. مغز شما می خواهد قبل از تصمیم گیری، همه احتمالات را بررسی کند تا خطایی رخ ندهد؛ اما در شرایط محدود زمانی کنکور، همین تلاش برای اطمینان کامل تبدیل به عامل کاهش عملکرد می شود.
این جمله را به خاطر داشته باشید که در روانشناسی یادگیری مشخص شده است که وقتی فرد پس از رسیدن به پاسخ اولیه، دوباره فرآیند تحلیل را از ابتدا آغاز می کند، احتمال تغییر پاسخ درست به پاسخ غلط افزایش پیدا می کند یعنی وقتی یک بار تست را بررسی کرده و جواب را می زنید، به احتمال زیاد همان جواب درست است و وقتی تلاش می کنید که دوباره گزینه ها را بخوانید و جواب را تغییر می دهید، به احتمال زیاد جواب دومی که انتخاب کردید اشتباه است.
به بیان دیگر، این دانش آموزان و کنکوری ها، در سواد زیست شناسی و شیمی هیچ مشکلی ندارند و اتفاقا به خوبی تست را حل می کنند اما در هنگام انتخاب گزینه مورد نظر، اعتماد به خودشان ندارند که پاسخ را ثبت کنند و دوباره تمایل دارند از اول تست را بررسی کنند و همین بررسی باعث می شود که بین دو گزینه شک کرده و معمولا اشتباه می زنند.
ما اگر بخواهیم از این وضعیت خارج شویم یک راه حل بسیار ساده داریم و آن هم اینکه میزان اعتماد به خودمان را بسنجیم یعنی چه؟ این مسیر را طی کنید:
1- چهل و پنج تست از هر فصل و درسی از زیست شناسی که دوست دارید را انتخاب کنید.
2- به این چهل و پنج تست در زمان چهل و پنج دقیقه پاسخ دهید.
3- هر تستی را که دلتان خواست از اول برگردید و بررسی کنید و پاسخ را تغییر دهید، پاسخ اول و دوم تان را ثبت کنید. فقط طوری ثبت کنید که مشخص شود کدام یکی پاسخ اول شما به آن تست بود و کدام یکی پاسخی بوده که بعد از بررسی دوباره آن تست دوست داشتید بزنید.
4- آزمون را در دو حالت زیر تصحیح کنید:
الف) با تمام پاسخ های اول خود درصدتان چقدر شد؟
ب) با تمام پاسخ های دوم خود درصدتان چقدر شد؟
مطمئنم که تعجب می کنید چرا؟ چون درصد حالت الف بیشتر است و این یعنی شما اگر به همان پاسخ اول اعتماد می کردید، درصدتان بالاتر می رفت و همین که از اول تحلیل می کنید، هم وقت آزمون را هدر می دهید و هم برای انتخاب جواب دوم که عمدتاً نادرست است وسوسه می شوید و درصدتان خراب می شود.
لطفا این روش را نه فقط یک بار بلکه سعی کنید چندین بار و در روزهای مختلف و در مباحث مختلف امتحان کنید تا کم کم به این نتیجه برسید که اعتماد به انتخاب اول، هم باعث کاهش اتلاف زمان کنکور هم باعث افزایش درصد می شود.

حس می‌کردم سوال‌ها دام دارند، بنابراین بیش از حد فکر می‌کردم یا جواب اولیه‌ام را دوباره بررسی می‌کردم.

«مگر می‌شود معلم درس زیست ما، سوالات به این آسانی بدهد؟»، «مگر می‌شود که کنکور آزمایشی فلان موسسه اینقدر آسان باشد؟»، «مگر می‌شود که کنکور را اینطوری سوال بدهند؟»؛ نه هرگز امکان ندارد پس حتما رازی در این تست‌ها هست که من نادیده می‌گیرم چون من خیلی ساده به جواب رسیده‌ام و اصلا چنین چیزی منطقی نیست.
در این حالت دوباره بر می‌گردم و از اول صورت تست یا گزینه را بررسی می‌کنم و دنبال پیچیده کردن آن هستم. در واقع من با قضاوت پیش از آزمون وارد آن شده‌ام یعنی چه؟
یعنی از قبل یک سری پیش داوری‌ها درباره آن آزمون دارم که روی عملکرد و تصمیم گیری‌ام در هنگام تست زنی اثر می‌گذارد و همیشه به پاسخ‌هایم شک می‌کنم و می‌گویم: «امکان ندارد که اینقدر ساده به جواب رسیده باشم». در روانشناسی به آن «سوگیری انتظار سختی» می‌گویند یعنی شما منتظرید که سخت‌ترین سوالات را ببینید و حتی اگر تست‌های آسانی به شما بدهند باز هم دنبال این هستید که آن را سخت ببینید در نتیجه به خودتان شک می‌کنید که چرا دارم اینقدر آسان به جواب می‌رسم پس یک جای کار می‌لنگد.
در کنکور از این پیش داوری‌ها خیلی زیاد داریم به طور مثال:
۱- معلم زیست ما همیشه تست‌های سختی می‌دهد.
۲- کنکور آزمایشی فلان موسسه همیشه سخت است.
۳- در کنکور تجربی، همه تست‌های زیست، ترکیبی و نکته دار هستند.
۴- امتحان نهایی امسال قرار است خیلی سخت‌تر از همیشه باشد.
این فهرست را می‌توانم باز هم ادامه دهم زیرا فضای کنکور پر از این قضاوت‌های زودهنگام است که دقیقا روی عملکرد تستی دانش آموز تاثیر می‌گذارد.
اما سوال مهم اینجاست: اگر ما دچار چنین پیش داوری‌هایی برای کنکور و به ویژه تست زنی زیست و شیمی هستیم، چگونه می‌توانیم از این وضعیت خارج شویم؟

این پیش داوری‌ها و سوگیری انتظار سختی را زمانی می‌توان حل کرد که:
۱- دست از پیش داوری بردارید. مثلا اگر فردا آزمون کنکور است، چه نیازی داریم که حدود درصدهای خود را مشخص کنیم یا به خودمان بگوییم احتمالا فردا فلان درس کنکور سخت می‌آید و فلان درس آسان؟ این حساب و کتاب‌ها و قضاوت‌ها چه کمکی به نتیجه شما می‌کند؟
شاید وارد آزمون شدید و درسی سخت آمد که اصلا انتظارش را نداشتید ولی جای نگرانی نیست زیرا در دوره «سراب جمع‌بندی کنکور» توضیح داده‌ام که سخت شدن آزمون به نفع کنکوری‌هایی است که درس خوانده‌اند و اگر آن مطلب را نخوانده‌اید لطفا به کلیک روی عبارت «سراب جمع‌بندی کنکور» مطالعه کنید.
همچنین برعکس، ممکن است درسی که فکر می‌کردید سخت بیاید، آسان آمده باشد. بنابراین ذهن خود را از قبل مزه دار نکنید که فردا چه اتفاقی خواهد افتاد. هیچ گونه درصدی را حساب نکنید، از وضعیت خود هیچ پیش بینی نداشته باشید و اجازه بدهید شرایط آزمون برای شما تعیین کند که چطور باید پیش بروید.
این موضوع را از همین امروز تمرین کنید یعنی قبل از هر بار تست زنی در منزل یا کتابخانه، به خودتان بگویید که من قضاوتی ندارم که این تست‌ها را چطور خواهم زد بلکه تست‌ها را جلویم می‌گذارم و شروع می‌کنم. قطعا اگر سخت باشد درصدم پایین می‌آید ولی ارزشش بالا می‌رود و اگر آسان باشد تعداد تست‌های زده‌ام افزایش خواهند داشت و این نیازی به پیش داوری ندارد.
۲- به ذهن‌تان تمرین بدهید تا به جای تحلیل «سطح سختی آزمون» در هنگام حل تست ها، روی تحلیل سوال برای رسیدن به پاسخ بپردازد. در واقع لازم نیست که دنبال قانع کردن خود برای این باشید که این آزمون سخت آمده و یا آسان و حتی بعضی‌ها دنبال شمارش تست‌های زده‌ی خود وسط کنکور هستند و کلی زمان هدر می‌دهند تا ببینند اوضاع چطور است. وظیفه شما در جلسه کنکور چیست؟
استدلال کردن تست‌هایی که بلد هستید بزنید و به جواب برسانید. یعنی به جای اینکه بپرسید:
«آیا استدلال من درباره سختی و آسانی تست‌ها درست است؟»، از خود می‌پرسید: «این تست درباره چیست و دنبال جوابش باشید».
۳- ذهن به طور ناخودآگاه تصور می‌کند پاسخ‌هایی که با زحمت بیشتری به دست آمده اند، درست‌تر هستند و «ساده به جواب رسیدن مساوی غلط بودن است». آیا واقعا چنین طرز تفکری درست است؟ بنابراین با آگاهی از این خطای شناختی، خود را وقتی ساده به جواب می‌رسید دچار شک نکنید و همان را بزنید و جلو بروید.
۴- کار عملی زیر را بارها و بارها انجام دهید:
الف) چهل و پنج تست از هر فصل و درسی از زیست‌شناسی که دوست دارید را انتخاب کنید.
ب) قبل از حل کردن این تست ها، هیچ قضاوتی درباره سختی و آسانی نکنید و حتی تخمینی از درصد خودتان نزنید و همه چیز را بگذارید در آزمون جلو برود و حتی وسط آزمون دنبال شمارش تعداد زده‌ها هم نباشید و فقط به فکر این باشید که این چهل و پنج تست را در زمان چهل و پنج دقیقه پاسخ دهید.
پ) هر تستی را که فکر کردید برای شما آسان است و نیاز دارید که دوباره بررسی کنید و شک دارید که چطور می‌شود اینقدر آسان باشد را از اول برگردید و بررسی کنید و پاسخ را در صورتی که دوست دارید تغییر دهید و سپس پاسخ اول و دوم‌تان را ثبت کنید. فقط طوری ثبت کنید که مشخص شود کدام یکی پاسخ اول شما به آن تست بود و کدام یکی پاسخی بوده که بعد از بررسی دوباره آن تست دوست داشتید بزنید.
ت) آزمون را در دو حالت زیر تصحیح کنید:
- با تمام پاسخ‌های اول خود درصدتان چقدر شد؟
- با تمام پاسخ‌های دوم خود درصدتان چقدر شد؟
مطمئنم که تعجب می‌کنید چرا؟ چون درصد حالت اول بیشتر است و این یعنی شما اگر به همان پاسخ اول اعتماد می‌کردید، درصدتان بالاتر می‌رفت و همین که از اول تحلیل می‌کنید، هم وقت آزمون را هدر می‌دهید و هم برای انتخاب جواب دوم که عمدتاً نادرست است وسوسه می‌شوید و درصدتان خراب می‌شود.
لطفا این روش را نه فقط یک بار بلکه سعی کنید چندین بار و در روزهای مختلف و در مباحث مختلف امتحان کنید تا کم کم به این نتیجه برسید که ترسیدن از آسانی چطور باعث خراب شدن زمان آزمون و کاهش درصد می‌شود.
در ضمن می‌توانید گاهی هم با قضاوت قبل از آزمون به سوالات جواب بدهید مثلا بگویید این تست‌ها را بالای ۷۰ درصد می‌زنم خیلی آسان هستند و درصد خود را حساب کنید و دفعه بعدی برای یک سری تست دیگر با خود بگویید که این تست‌ها سخت هستند و نتیجه نمی‌گیرم و درصد خود را حساب کنید تا اثر قضاوت‌ها را روی عملکرد خود متوجه شوید و کم کم به طور کاربردی متوجه ضرر آن شده و از آن دست بکشید.

هرچه جلوتر رفتم اعتمادم به جواب‌هایم کمتر شد و حتی در سوال‌های ساده هم مطمئن نبودم.

لطفا بنشینید و با واژه‌های زیر، ۱۰ جمله متفاوت بسازید و آن‌ها را روی کاغذ بنویسید و در ضمن در هر کدام از هر چند مورد از واژگان زیر که خواستید استفاده کنید:
سالمندی، کهولت سن، خانه سالمندان، پیری، بیماری، تنهایی، حقوق بازنشستگی، عصا
حالا برخیزید و قدم بزنید. احساس نمی‌کنید که آرام‌تر از همیشه قدم می‌زنید؟ حس پیری به خودتان نگرفته اید؟ این قدرت حافظه ضمنی است. حافظه‌ای ناآشکار که بیشترین تاثیر را از آخرین اتفاقات می‌گیرد و روی عمل بعدی اثر می‌گذارد.
در واقع چون جملاتی با موضوعات «سالمندی، کهولت سن، خانه سالمندان، پیری، بیماری، تنهایی، حقوق بازنشستگی، عصا» ساختید، حافظه ضمنی شما تحت تاثیر آن دوره از زندگی قرار گرفت و آهسته‌تر قدم برداشتید.
اگر گزینه‌ی «هرچه جلوتر رفتم اعتمادم به جواب‌هایم کمتر شد و حتی در سوال‌های ساده هم مطمئن نبودم» را انتخاب کرده اید، نشان می‌دهد که تحت تاثیر حافظه ضمنی هستید به این صورت که وقتی به تست زیست در خانه، کتابخانه، کنکور آزمایشی یا حتی سر جلسه کنکور اصلی پاسخ می‌دهید، پرونده آن تست برای شما بسته نمی‌شود و اثرات نحوه پاسخ دهی به آن تست را در تست‌های بعدی نیز با خود حمل می‌کنید.
مثلا اگر تست اول را به خوبی پاسخ نداده باشید یا شک کرده باشید، همان ذهنیت را به تست دوم می‌آورید و در آن تست نیز عملکردتان تحت تاثیر قرار می‌گیرد و هر چه جلوتر می‌روید به پاسخ‌های خود شک بیشتری می‌کنید و آزمون برای شما سخت‌تر ادامه می‌یابد.
به عبارت دیگر، ذهن شما نتیجه تست‌های قبلی را به طور ناخودآگاه به تست بعدی منتقل می‌کند و این همان مکانیسمی است که حافظه ضمنی ایجاد می‌کند. این موضوع را برای تست‌هایی که خوب پاسخ می‌دهید نیز داریم.
به طور مثال اگر تست اول را به خوبی پاسخ دهید، آنگاه ذهنیت مثبت آن را برای تست بعدی هم می‌آورید و ممکن است تست بعدی را به درستی پاسخ ندهید زیرا در باد غرور تست قبلی خوابیده‌اید و همه چیز را دم دستی گرفته اید.
با این حساب، حافظه ضمنی، چه برای تست‌های درست چه برای تست‌های شک دار و غلط و نزده، اثر منفی می‌تواند بر جای بگذارد و روند پاسخ دهی به تست‌های بعدی را دچار مشکل کند.
این مشکل به هیچ وجه ناشی از ضعف علمی در زیست یا شیمی نیست؛ بلکه اثر ناخودآگاه حافظه ضمنی روی تصمیم‌گیری است که باعث می‌شود تجربه‌های قبلی و نحوه پاسخ به تست‌ها، حتی روی سوال‌های بعدی اثر بگذارد؛ پس به دنبال خواندن درسنامه یا تماشای فیلم نامه نباشید و اگر قصد دارید این مشکل را حل کنید این نکات را در نظر بگیرید که:
۱- همین که الان از اثر حافظه ضمنی آگاه شدید، خودش قدم بسیار بزرگی برای این است که تحت تاثیر آن قرار نگیرید. در واقع تحقیقات نشان داده‌اند که اگر افراد را نسبت به اثر حافظه ضمنی آگاه کنیم آن‌ها خیلی بهتر از دیگران می‌توانند تحت تاثیر حافظه ضمنی قرار نگیرند.
برای همین از همین حالا هر تستی را که در خانه پاسخ می‌دهید، به خودتان بگویید این تست مثل جزیره‌ای بود که وارد آن شدم، قدم زدم و حالا می‌خواهم با کشتی خود از آن خارج شوم و وارد جزیره بعدی بشوم.
اینکه در جزیره قبلی چه چیزهایی دیدم و چه اتفاقاتی رخ داد هیچ تاثیری روی اتفاقات جزیره بعدی ندارد و هر کدام مستقل از دیگری هستند و من باید در این تست، انگار که اولین تست زندگی‌ام است، با دقت صورت سوال و گزینه‌ها را بررسی کرده و به جواب برسم.
وقتی تستی را می‌زنید و وارد تست بعدی می‌شوید، اولین ایده مغزتان این است که به تست قبلی فکر کند و ذهنیت‌تان را تحت تاثیر قرار دهد و این آگاهی شما را می‌طلبد که بدانید این تست و درصد آن، کاملا بی‌ربط به تست قبلی است و می‌توانید حتی اگر تمام تست‌های قبلی را حل نکرده‌اید با حل این تست، درصدش را کسب کنید.
۲- کار عملی زیر را بارها و بارها انجام دهید:
الف) چهل و پنج تست از هر فصل و درسی از زیست‌شناسی که دوست دارید را انتخاب کنید.
ب) شروع به حل کردن تست‌ها در چهل و پنج دقیقه کنید.
پ) آزمون را تصحیح و درصد خود را حساب کنید.
حالا یک سری چهل و پنج سوالی متفاوت ولی از همان مبحث انتخاب کنید و این بار برای هر تست، چه حل کردید و چه حل نکردید، قبل از ورود به تست بعدی، خیلی سریع به خودتان یادآوری کنید که پرونده تست قبلی را ببند و وارد تست بعدی که جزیره‌ای جداست بشو.
حالا اگر وضعیت خود را مقایسه کنید به این نتیجه می‌رسید که خیلی اوضاع بهتری داشته اید. لطفا بارها و بارها این روند را در منزل یا کتابخانه امتحان کنید تا کم کم اثر حافظه ضمنی را خنثی کرده و شک‌های خود را کاهش داده و درصدتان بالاتر برود.

ریشه‌یابی دومین علت شک کردن در تست‌های کنکور

هدف از آزمون بالا چه بود؟ مقاله

حتماً بارها برای شما پیش آمده است که هنگام حل تست‌های زیست‌شناسی یا شیمی در منزل، آزمون‌های آزمایشی یا حتی سر جلسه کنکور سراسری، با چیدمانی از سوالات روبه‌رو شوید که چند تست سخت پشت سر هم قرار گرفته‌اند. در چنین شرایطی، احساس می‌کنیم تسلط ذهنی ما کاهش پیدا کرده و به تدریج نسبت به پاسخ‌های خود دچار تردید می‌شویم؛ به طوری که نیاز داریم گزینه‌ها را چندین بار دوباره بخوانیم یا حتی پاسخ‌هایی را که قبلاً انتخاب کرده‌ایم تغییر دهیم.
نکته جالب اینجاست که معمولاً هرچه از یک تست به تست بعدی حرکت می‌کنیم، نوعی احساس پنهان در ذهن شکل می‌گیرد؛ احساسی شبیه به کاهش اعتماد به تحلیل شخصی. گویی فضای آزمون سنگین‌تر می‌شود و ذهن ما، حتی در مواجهه با سوال‌های ساده‌تر نیز، دیگر اطمینان اولیه خود را ندارد.
هدف آزمون بالا دقیقاً بررسی همین وضعیت ذهنی بود. این آزمون طراحی شد تا بسنجد وقتی چند چالش ذهنی دشوار به صورت متوالی پیش روی شما قرار می‌گیرد و مغز تحت فشار تحلیلی قرار می‌گیرد، الگوی تصمیم‌گیری و میزان اعتماد شما به پاسخ‌ها چگونه تغییر می‌کند.
اکنون بر اساس گزینه‌ای که در سوال پایانی آزمون انتخاب کرده‌اید، به سراغ یکی از جعبه‌های زیر بروید و تحلیل متناسب با الگوی ذهنی خود در تست‌زنی را مطالعه کنید.

با وجود دشوار بودن سوال‌ها، مسیر تحلیل خود را ادامه دادم و بدون تردید پاسخ‌ها را انتخاب کردم.

وقتی در آزمون سختی شرکت می‌کنید و در نهایت بتوانید «با وجود دشوار بودن سوال‌ها، مسیر تحلیل خود را ادامه دهید و بدون تردید پاسخ‌ها را انتخاب کنید» آنگاه می‌توان نتیجه گرفت که از نظر ذهنی:
۱- پذیرفته‌اید که در تست‌های کنکور، سوالات سخت نیز وجود دارند و نیازی به بر هم زدن تمرکز خود نیست و فقط کافی است ابتدا هر چه تست آسان است را حل کنیم و سپس در صورت اضافه آمدن زمان به سراغ تست‌های سخت بیاییم و در صورت توان حل کنیم و اصلا نیازی به آشوب کشیدن فضای ذهن خویش نیست و با صلابت آزمون را جلو می‌برید.
۲- قبول کرده‌اید که امکان دارد، سوالات سخت دقیقا پشت سر هم بیایند و این برای شما استرس تولید نمی‌کند و هرگز نمی‌گویید که چرا چند تست را نتوانستم پشت سرهم حل کنم و قبول نمی‌شوم بلکه می‌دانید این کاملا روند طبیعی آزمون است که تست‌هایی را نتوانید پشت هم حل کنید اما قبولی شما به خطر نخواهد افتاد. اگر نیاز است مطلب «سراب جمع‌بندی کنکور» را مطالعه کنید.
۳- ذهن شما در مواجهه با سوالات دشوار، توانسته ثبات و تمرکز خود را حفظ کند. شما بدون اینکه تحت تأثیر پیچیدگی یا فشار محیط قرار بگیرید، مسیر تحلیل خود را ادامه داده و پاسخ‌هایتان را با اعتماد انتخاب کرده‌اید. این وضعیت نشانه توانایی شما در مدیریت فشار شناختی است؛ یعنی مغز شما قادر است داده‌ها و گزینه‌ها را به‌صورت منطقی و جدا از احساس ترس یا اضطراب بررسی کند.
در واقع، شما قبل از اینکه دشواری سوال بر تصمیم‌گیری شما تأثیر بگذارد، آن را تحلیل کرده و مسیر منطقی خود را دنبال کرده‌اید. این مهارت در دنیای تست زنی بسیار ارزشمند است، زیرا نه تنها باعث می‌شود اشتباهات ناشی از شک و تردید کاهش پیدا کند، بلکه کمک می‌کند انرژی ذهنی خود را برای حل سوالات بعدی حفظ کنید.
به زبان ساده، شما نشان داده‌اید که می‌توانید تحت فشار آزمون عملکرد پایدار داشته باشید و بدون اینکه تجربه سوالات قبلی ذهن شما را مختل کند، تصمیمات صحیح بگیرید.

هرچه جلوتر رفتم ذهنم خسته‌تر شد و تمرکزم کاهش پیدا کرد.

انتخاب این گزینه نشان می‌دهد که شما ظرفیت تستی پایینی دارید. در واقع درسنامه یا فیلم آموزشی آن درس را خوانده یا تماشا کرده‌اید و حتی ممکن است برای مرور آن فصل هم خیلی اقدام کرده باشید ولی به نظر می‌رسد که از تستی زنی فرار می‌کنید یا تعداد تست‌های زده برای آن فصل خیلی کم است. چرا اینطور می‌گویم؟
چون اگر به اندازه کافی تست زده باشید، قطعا با حالت‌های مختلفی مثل قرار گرفتن چند تست سخت پشت سر هم رو به رو شده بودید و از نظر ذهنی این ظرفیت را داشتید که منابع ذهنی خود را حفظ نموده و به تدریج احساس بی‌قراری نکنید. به بیان دیگر، تصور شما از تست زنی هنوز با واقعیت فاصله دارد و چنین می‌اندیشید که بایستی همیشه در تست زنی موفق عمل کرد و نمی‌شود که چند تست سخت، پشت سر هم بیایند و عملکرد شما را تحت تاثیر قرار دهند و برای شما سخت است که چند تست را پشت سر هم بدون جواب رها کنید و همه این‌ها به دلیل کم تست زدن است.
با این حساب، وقتی در آزمونی شرکت کنید، خستگی ذهنی را احساس خواهید کرد و احتمالا به سمت شانسی انتخاب کردن یا از روی بی‌قراری برگزیدن گزینه‌ها می‌روید و همین عامل تبدیل به علت اصلی شک شما می‌شود چون می‌خواهید به هر قیمتی تست را بزنید و اینجاست که دست از تحلیل برداشته و خستگی ذهنی و بی‌قراری بدنی به شما حاکم می‌شود و می‌خواهید با کمترین تلاش یک گزینه را بزنید تا پاسخ نامه را بدون جواب نگذاشته باشید.
برای اینکه ریشه این عامل شک بین دو گزینه در تست‌های کنکور را از بین ببرید بایستی برنامه ریزی خود را به نحوی تغییر دهید که تست زنی بخش بزرگی از روز شما را تشکیل دهد. در صورتی که از تست زدن می‌ترسید یا دلیل خاصی برای فرار از تست دارید در قسمت پرسخ و پاسخ همین مطلب کلبه مشاوره برایم بنویسید که دلیل این دوری از تست چیست تا کمک کنم و بتوانید به تست زنی نزدیک شوید و به این ترتیب، ریشه یکی از شک کردن‌های خود را از بین ببرید.

حتی وقتی به یک پاسخ می‌رسیدم باز هم احساس می‌کردم ممکن است اشتباه کرده باشم.

انتخاب این گزینه نشان می‌دهد که وقتی با تست‌های سخت مواجه می‌شوید، اعتماد شما به پاسخ‌های اولیه کاهش پیدا می‌کند و حتی زمانی که پاسخ منطقی و درست به ذهن می‌رسد، مغز شروع به تولید گزینه‌های جایگزین و تردیدهای اضافی می‌کند.
به بیان دیگر، به راحتی تحت تاثیر سخت بودن سوال قرار می‌گیرید و همین سختی روی ذهنیت شما برای انتخاب گزینه اثر می‌گذارد و موجب شک و تردید می‌شود. روانشناسان به این وضعیت بیش‌تحلیلی می‌گویند، یعنی ذهن مثلا وقتی با تستی سخت رو به رو می‌شود، دچار این شک می‌شود که نکند نکته یا نکاتی را فراموش کرده و پاسخی که انتخاب کرده اشتباه است و تلاش می‌کند تا بیش از حد به دنبال اطمینان و بررسی تمام احتمالات ممکن برود.
در کنکور، مخصوصاً در درس‌هایی مثل زیست و شیمی، طراحان سوال از همین ویژگی در تست‌های سخت استفاده می‌کنند و گزینه‌ها طوری طراحی می‌شوند که هر دو به ظاهر ممکن و درست به نظر برسند. این باعث می‌شود که دانش‌آموزان حتی پس از رسیدن به پاسخ درست، شک کنند و احتمال تغییر پاسخ اولیه به گزینه اشتباه افزایش یابد.
خبر خوب این است که شما ضعف علمی ندارید فقط در زمان تست زنی تحت تاثیر سختی سوالات قرار می‌گیرید و فکر می‌کنید نباید به پاسخ خود اعتماد کنید. برای خروج از این مشکل بایستی دستور العمل زیر را رعایت کنید:
۱- هر آزمونی، تعدادی سوال سخت دارد که می‌تواند پشت سر هم بیاید یا به صورت پراکنده در بین سوالات مختلف قرار بگیرد.
۲- سوالات سخت را حتی اگر پشت سر هم باشند، بایستی علامت بزنید و بعد از آنکه تمام سوالات آسان و متوسط را حل کردید و وقتی اضافه آمد به سراغ تست‌های سخت بیایید.
۳- وقتی تست سختی را حل می‌کنید و پاسخی می‌رسید، همین پاسخ را انتخاب کنید زیرا در صورت بررسی‌های بعدی، دو اتفاق منفی برای شما رخ می‌دهد:
الف) وقت بیشتری تلف کرده‌اید و تحلیل اضافی انجام داده اید.
ب) در اکثر مواقع، وقتی گزینه اول خود را تغییر می‌دهید، جواب دوم‌تان اشتباه است.
این موضوع را در خانه یا کتابخانه می‌توانید امتحان کنید. کافی است در تست‌هایی که می‌زنید، پاسخ اول و دوم خود را یادداشت کنید و سپس بررسی کنید که آیا پاسخ اولیه درست بود یا آن پاسخ دوم که پس از تحلیل مجدد به جواب رسیدید. در این صورت متوجه خواهید شد که در اکثر مواقع با تحلیل دوباره یا چندباره آن تست، جواب درست خود را به غلط تبدیل کرده اید.
۴- اگر بتوانید از اینترنت یا تهیه مجموعه‌ای از تست‌های سخت و سنگین، خودتان را به صورت روزانه در برابر حل ده تست سخت، قرار دهید آنگاه بعد از گذشت سی روز به یک دستاورد مهم رسیده‌ایم که آن هم ظرفیت تحمل پاسخ اولیه و تغییر ندادن آن است. بنابراین هر روز، حداقل ده تست سخت را پشت سرهم از هر فصلی از زیست‌شناسی حل کنید و تحت هیچ شرایطی پاسخ خود را تغییر ندهید تا این ظرفیت ایجاد شود.

حس می‌کردم بعد از چند سوال، اعتمادم به تحلیل خودم کمتر شده است.

در این وضعیت، می‌توان گفت که شما به سواد خودتان اعتماد ندارید زیرا وقتی به چند تست سخت مواجه شده‌اید به مرور زمان احساس کرده‌اید که چاقوی اطلاعات تان، توان برش زدن کیک تست‌ها را ندارد و هر بار اعتماد کمتری به پاسخ خود داشته اید. اما سوال اساسی این است که آیا واقعا سواد شما کم است یا فقط تصور شماست که سوادتان کافی نیست؟
برای پاسخ به این سوال نیاز است که شما مورد ارزیابی تحصیلی قرار بگیرید و برای اینکار لطفا به ایمیل یاای دی تلگرام من که پایین سایت نوشته ام، پیام بدهید و بنویسید که در آزمون دوم شک بین دو گزینه شرکت کرده‌اید و گزینه «حس می‌کردم بعد از چند سوال، اعتمادم به تحلیل خودم کمتر شده است.» را انتخاب کرده‌ام و نیاز به تحلیل وضعیت سوادی خود دارید تا من به صورت رایگان این تحلیل را انجام دهم زیرا این امر نیاز به ارزیابی مستقیم من دارد.
بعد از تعیین وضعیت سوادی‌تان به شما خواهم گفت که برای جلوگیری از شک بین دو گزینه در این وضعیت چه بایستی بکنید و بدین ترتیب، یکی از دلایل شک کردن در تست‌های کنکور را از بین برده‌ایم و در نتیجه درصدمان افزایش می‌یابد.

ریشه‌یابی سومین علت شک کردن در تست‌های کنکور

هدف از آزمون بالا چه بود؟ مقاله

در دروس مختلف رشته تجربی به ویژه کتاب زیست‌شناسی دهم، یازدهم و دوازدهم، با کلیدواژه‌هایی آشنا می‌شویم که از نظر نام یا برخی عملکردها شبیه هم هستند و بعد از مطالعه و به خصوص اگر دسته‌بندی خوبی نکرده باشید و یا فاصله بین مرورهای‌تان زیاد باشد، دچار در هم ریختگی مطالب در ذهن‌تان می‌شود و کم کم فضا برای شک کردن فراهم می‌شود.
به طور مثال «میتوز» و «میوز» از نظر ظاهر، واژگانی نزدیک به هم هستند که اگر به درستی، ویژگی‌های آن‌ها را دسته‌بندی نکنید یا فاصله بین مرورتان زیاد باشد، ممکن است بین این موضوع شک کنید که در انسان، کدام تقسیم در نهایت سلول‌های دیپلوئید و کدام یکی سلول‌های هاپلوئید را به وجود می‌آورد.
در نمونه دیگر، «آوند آبکشی» و «آوند چوبی»، دارای واژه مشترک «آوند» هستند و در گذر زمان ممکن است فراموش کنید که مسیر حرکت در کدام یکی یک طرفه و در کدام، دو طرفه بود. از این موارد در زیست شناسی، بسیار زیاد است و قطعا برای بسیاری از داوطلبان کنکور تجربی، پاشنه آشیل شک‌های بین دو گزینه می‌باشد.
هدف آزمون بالا دقیقاً بررسی وضعیت دوگانگی بین دو کلیدواژه نزدیک به هم بود. این آزمون طراحی شد تا بسنجد وقتی دو کلیدواژه تقریبا مشابه در اختیار شما قرار بگیرد، الگوی تصمیم‌گیری و میزان اعتماد شما به پاسخ‌ها چگونه تغییر می‌کند. اکنون بر اساس گزینه‌ای که در سوال پایانی آزمون انتخاب کرده‌اید، به سراغ یکی از جعبه‌های زیر بروید و تحلیل متناسب با الگوی ذهنی خود در تست‌زنی را مطالعه کنید.

با وجود دشوار بودن سوال‌ها، مسیر تحلیل خود را ادامه دادم و بدون تردید پاسخ‌ها را انتخاب کردم.

به شما تبریک می‌گویم زیرا در برنامه ریزی و روند مطالعه‌تان برای کنکور به این موارد به خوبی توجه کرده اید:
۱- یادگیری درست و خیلی مفهومی از کلیدواژه‌های کتاب دارید و به خوبی توانسته‌اید که در هنگام مطالعه، تفکیک خوبی بین مفاهیم درس ایجاد کنید.
۲- فاصله بین مرورتان عالی است که باعث شده با گذشت زمان، مطالب دچار در هم ریختگی نشوند و به ثبات رسیده اید.
۳- دسته‌بندی خوبی برای کلیدواژه‌های نزدیک به هم در اختیار دارید که می‌تواند توسط خود شما درست شده باشد یا در درسنامه کتاب تست‌تان نوشته شده و یا در جزوه کلاسی توسط معلم‌تان در اختیارتان قرار گرفته است.
این سه ویژگی خوب برنامه ریزی خود را ادامه دهید زیرا کمک می‌کند تا روز کنکور، همچنان در سطح آمادگی بالا باقی بمانید و در جلسه آزمون اصلی نیز از این نظر دچار شک و تردید بین دو گزینه نشوید و روند خیلی خوبی را در پاسخ گویی به تست‌ها به ویژه در درس زیست‌شناسی که پر از اصطلاحات نزدیک به هم است داشته باشید.

هرچه جلوتر رفتم ذهنم خسته‌تر شد و تمرکزم کاهش پیدا کرد.

اگر در انتهای آزمون سوم شک بین دو گزینه، گزینه‌ی «هرچه جلوتر رفتم ذهنم خسته‌تر شد و تمرکزم کاهش پیدا کرد» را انتخاب کرده اید، نشان می‌دهد که مرورهای‌تان کافی نیست یا فاصله بین آن ها، بیش از اندازه زیاد است به طوری که تقریباً با فراموشی یا نصفه نیمه به خاطر داشتن مطالب مواجه هستید و همین باعث می‌شود که آمادگی ذهنی شما قبل از تست به اندازه کافی نباشید و در نتیجه موقع پاسخ دهی به تست، مجبورید که تحلیل‌های زیادی را انجام دهید تا بتوانید به جواب درست برسید.
اگر تغییری در این وضعیت به وجود نیاورید آنگاه در یک آزمون، کم کم با افزایش خستگی و ناآماده بودن ذهن‌تان قبل از تست زنی، تعداد شک‌های بین دو گزینه افزایش می‌یابد و روی درصدتان اثر خواهد گذاشت. برای اینکه بتوانید از این وضعیت خارج شوید و به درصدهای بالاتری برسید و شک‌های خود را که مربوط به این عامل است، از بین ببرید فقط کافی است دو تغییر در برنامه مطالعاتی خود ایجاد نمایید:
۱- تعداد مرورهای برنامه‌تان را افزایش دهید تا دچار فراموشی تقریباً کامل یا نصفه نیمه نشوید.
۲- دسته‌بندی خوبی از ویژگی‌های کلیدواژه‌های نزدیک به هم بسازید یا از مطالب جزوه و درسنامه برای مرور این دسته‌بندی‌های از پیش آماده کمک بگیرید که در هر بار مرور، اطلاعات به شکل منطقی‌تری وارد حافظه‌تان شود و بازیابی آن آسان‌تر شکل بگیرد.
اگر این دو تغییر را در برنامه‌تان ایجاد کنید و به خودتان زمان کافی بدهید آنگاه اثر مثبت آن را در کاهش تعداد تست‌های شک دار از این منظر و همچنین افزایش درصد خود مشاهده خواهید نمود.

حتی وقتی به یک پاسخ می‌رسیدم باز هم احساس می‌کردم ممکن است اشتباه کرده باشم.

انتخاب گزینه‌ی «حتی وقتی به یک پاسخ می‌رسیدم باز هم احساس می‌کردم ممکن است اشتباه کرده باشم» نشان می‌دهد که ریشه شک کردن بین دو گزینه از این زاویه دید را باید در سه جا دنبال کنیم:
۱- فرایند یادگیری به درستی طی نشده و مفهوم هر کلیدواژه در ذهن‌تان عمیقاً شکل نگرفته که بتوانید به علم خویش تکیه کنید و در تست‌ها از آن استفاده کنید. برای حل این مشکل لازم است که شیوه درس خواندن شما مورد بررسی قرار بگیرد و در صورت تمایل می‌توانید به‌ای دی یا ایمیل من پیام بدهید تا به صورت اختصاصی، نحوه مطالعه‌تان را بررسی کنم و برای بهبود سبک کنکوری خواندن تان، توصیه‌های اختصاصی ارائه دهم و وضعیت شما را بهبود دهم تا بتوانید این مسئله را حل کنید.
۲- دسته‌بندی خوبی در هنگام مطالعه در ذهن‌تان شکل نمی‌گیرد و یا برای شکل دهی این دسته‌بندی هیچ اقدامی نمی‌کنید. بعضی از کتاب‌های تست یا معلم‌ها در جزوه‌های خویش، جدول‌هایی را می‌کشند که به طبقه‌بندی مطالب یاد گرفته شده کمک می‌کند تا در مرورهای بعدی با سرعت و کیفیت بالاتری بتوانید آن موضوع را یاد بگیرید. اگر کتاب کمک آموزشی یا جزوه دبیرتان، برای آن کلیدواژه‌ها طبقه‌بندی نداشتند، خودتان بایستی جدول دسته‌بندی را بکشید تا بتوانید در مرورهای بعدی، آمادگی خود را با سرعت و دقت بالاتری، حفظ کنید.
۳- تعداد مرورهای برنامه ریزی کنکورتان را افزایش دهید تا شیوه مطالعاتی جدید و همچنین جدول‌های دسته‌بندی را بدون وقفه طولانی، مرور کنید و به این شکل، آمادگی پیش از آزمون خود را ارتقا دهید و تاثیر مثبتش را در نتیجه درصدتان مشاهده کنید.
در بین این سه مشکل، اولین مورد برای شما از همه ضروری‌تر است زیرا ضعف مهم‌تان این بوده که فرایند یادگیری درست طی نشده و همین ناامنی در انتخاب گزینه و شک‌های زیاد بین دو گزینه را در پی داشته است. پس حتما اول از همه به فکر یادگیری به شکل درست باشید.

حس می‌کردم بعد از چند سوال، اعتمادم به تحلیل خودم کمتر شده است.

انتخاب گزینه‌ی «حس می‌کردم بعد از چند سوال، اعتمادم به تحلیل خودم کمتر شده است» در آزمون سوم شک بین دو گزینه تست‌های چهار گزینه ای، به این واقعیت اشاره می‌کند که تعداد تست‌هایی که می‌زنید کم است. در نظر داشته باشید که تست زدن، یکی از بخش‌های مهم و پر رنگ یادگیری به حساب می‌آید. هرچه بیشتر تست بزنید، یک موضوع را از زاویه دیدهای مختلف مورد بررسی بیشتری قرار داده‌اید و در نتیجه اعتمادتان به سوادتان بالاتر می‌رود.
وقتی تست‌هایی که در برنامه می‌زنید، به اندازه کافی نیست آنگاه این موارد برای شما روی می‌دهد:
۱- تنوع تستی که دیده اید، خیلی کم است و همین باعث می‌شود که همیشه از اینکه یک تست جدید طراحی شود، واکنش شما چه خواهد بود و از قبل، خود را می‌بازید و دست و دلتان به حل تست نمی‌رود و یا با شک و تردید به گزینه‌ها نگاه می‌کنید و اعتمادی برای انتخاب ندارید.
۲- تست‌های کم باعث می‌شود که یک موضوع را به صورت محدود بررسی کنید و اگر تستی جدید آمد، به یک بار شوکه می‌شوید که چرا از این زاویه به آن نگاه نکرده بودم و همین باعث شک بیشتر بین دو گزینه خواهد شد.
۳- کم تست زدن در برنامه ریزی کنکور، باعث می‌شود که گنجینه‌ای از روش‌های تحلیل و رد گزینه نداشته باشید و سبک تست زنی را نیاموخته باشید و برای همین در مواجهه با تست ها، دچار شک بین دو گزینه شوید و درصدتان افت کند.
بنابراین به فکر تغییر در برنامه‌تان برای افزایش تست زنی باشید به طوری که تاثیرات مثبت آن را بتوانید روی نتیجه‌تان ببینید. دقت کنید که بایستی زمان کافی به خودتان بدهید تا افزایش تست زنی، نتیجه مثبت خودش را نشان دهد زیرا اکثر کنکوری‌ها وقتی چند تست را غلط می‌زنند، بلافاصله تست زنی را کنار گذاشته و دوباره به سراغ درسنامه خوانی یا تماشای فیلم‌های آموزشی می‌روند و همین باعث می‌شود که در تست‌ها پیشرفت نکنند.
به این نکته توجه داشته باشید که وقتی تست می‌زنید، تا یک جایی که مشخص هم نیست کجاست، هر چه تست بزنید، غلط های‌تان هم زیاد است و اگر این روند را ادامه دهید و ناامید نشوید و با خودتان نگویید که چرا با وجود این همه تستی که زدم باز هم غلط‌های زیادی دارم و هر طور شده روند تست زنی را ادامه دهید آنگاه به جایی می‌رسید که تعداد تست‌های غلط کاهش پیدا می‌کند و ذهنیت قدرتمندتان در هنگام تست زنی باعث می‌شود که تعداد شک بین دو گزینه نیز به حداقل برسد و درصدتان ارتقا یابد.
با این حساب، از افزایش تعداد غلط‌ها و شک‌های بین دو گزینه در زمان تست زنی نترسید و به هیچ عنوان و با هیچ بهانه ای، تست زدن را کنار نگذارید حتی اگر با خودتان گفته باشید بروم یک بار دیگر درسنامه بخوانم یا فیلم آموزشی ببینم باز هم اشتباه است و باید حتی اگر همه تست‌ها را غلط می‌زنید هم فرایند تست زنی را ادامه دهید تا آن گنجینه تستی برای شما ساخته شود و بتوانید به جایی برسید که تعداد غلط‌ها و شک بین دو گزینه را کاهش دهید.

ریشه‌یابی چهارمین علت شک کردن در تست‌های کنکور

هدف از آزمون بالا چه بود؟ مقاله

تا به اینجا دانستیم که علت شک کردن بین دو گزینه در تست‌های آزمون‌های آزمایشی و یا کنکور، یک عامل بستگی ندارد و موارد مختلفی می‌تواند باعث شکل گیری این شک و تردید در زمان تست زنی به خصوص برای درس زیست‌شناسی شود. عامل چهارم شک بین دو گزینه در تست‌های زیست شناسی، شیمی و حتی درس زمین شناسی، «اثر تله‌ی پاسخ» نام دارد که در روند مطالعه برای بسیاری از کنکوری‌ها پیش خواهد آمد.
برای درک نحوه کارکرد «اثر تله‌ی پاسخ» در زمان تست زنی، وضعیت مطالعاتی یک کنکوری را مثال می‌زنم تا بتوانیم دقیقا متوجه سه حالت «اثر تله‌ی پاسخ» در هنگام مطالعه برای کنکور بشویم و از آنجایی که بیشتر کنکوری‌های تجربی در درس زیست‌شناسی دچار شک بین دو گزینه می‌شوند، بنابراین وضعیت آن کنکوری را در درس زیست‌شناسی تشریح می‌کنم:
مثال داوطلب کنکور که علت شک بین دو گزینه او، اثر تله‌ی پاسخ است:
این کنکوری، برای یادگیری فصل ۲ زیست دهم یعنی گوارش، از فیلم آموزشی، صحبت‌های معلم مدرسه و جزوه‌های کنکوری بهره می‌برد و فرایند یادگیری خود را با تست زنی از روی کتاب تست تکمیل می‌نماید. او نکات تست‌ها را در برگه می‌نویسد و تقریبا در چرخه مرورهای زیست شناسی، هیچ گاه فرصت مرور کردن این نکات را ندارد و صرفاً یک نویسنده از روی نکات تکراری کتاب تست است. او در فرایند تست زنی خود به تست زیر می‌رسد:
تست: -کدام گزینه عبارت زیر، برای تکمیل عبارت زیر مناسب است؟
در هر یاخته انسان که… یافت می‌گردد، … نیز ساخته می‌شود.
الف) نمک‌های صفراوی - فسفولیپید
ب) پپسینوژن - کلریدریک اسید
پ) کیلومیکرون - پپسینوژن
ت) کلسترول - نمک‌های صفراوی
او به خوبی می‌داند که پاسخ گزینه اول است زیرا نمک‌های صفراوی در یاخته‌های کبد یافت می‌شوند که این یاخته ها، فسفولیپید نیز می‌سازند. اما گزینه (ب)، «اثر تله‌ی پاسخ» را فعال می‌کند و این کنکوری با خودش این سوال را مطرح می‌کند که پپسینوژن و کلریدریک اسید هر دو از یاخته‌های کناری معده نبودند یا شاید بگوید پپسینوژن و کلریدریک اسید هر دو از یاخته‌های اصلی معده نبودند؟
همین جاست که شک بین دو گزینه تست زیست‌شناسی ایجاد می‌شود و ممکن است دانش آموز به اشتباه گزینه (ب) را انتخاب کند و درصد منفی بگیرد. اما چرا باید وقتی او جواب درست را می‌دانست، با دیدن گزینه (ب) شک کرده و حتی جواب نادرست بدهد و به عبارت دیگر، چه چیزی باعث شد که او در دام «اثر تله‌ی پاسخ» بیفتد؟
دلایل مختلفی برای به دام افتادن در چنین شرایطی است:
الف) یادگیری غیر مفهومی به طوری که برخی نکات بدون اینکه دلیل و منطقش را بدانید و صرفا به صورت حفظی در انباره ذهن خود آن‌ها را نگاه می‌دارید و همین باعث می‌شود که قید و بند نکات به یکدیگر از دست برود و در نهایت زمینه را برای شک بین دو گزینه فراهم کند. مثلا شخص به طور اصولی و مفهومی نیاموخته که وظایف یاخته‌های اصلی غده‌های معده چیست و با گذشت زمان، کم کم نکات مربوط به آن را از دست می‌دهد و دچار خطای تستی یا شک می‌شود.
ب) دسته‌بندی نداشتن برای نکات و اینکه وقتی مجموعه‌ای از مطالب را می‌خوانید، صرفا آن را یادداشت کرده یا هایلایت می‌کنید و هیچوقت نمی‌توانید نکات جدید را به صورت دانه‌های تسبیح در کنار هم قرار داده و یک منطق و روایت یکسان برایشان داشته باشید و به عبارت دیگر، انگار هر نکته‌ای که می‌آموزید یک جزیره جدا از اطلاعات قبلی است و خط و ربط آن‌ها را به اطلاعات قبلی نمی‌توانید پیدا کنید و همین باعث فرار آن نکته و باقی ماندن یک اثر کمرنگ در ذهن می‌شود و کم کم به جای بهتر شدن وضعیت تست زنی باعث افت عملکردتان می‌شود.
پ) تعداد مرورهای کم و همچنین مرورهایی با فاصله مرور خیلی زیاد از یکدیگر به طوری که باعث کمرنگ شدن نکات آموخته شده در ذهن می‌شود و با گذشت زمان به جای اینکه باعث بهتر تست زدن شما بشوند، مانند یک عامل مزاحم ایجاد شک و تردید می‌کنند.
آزمون بالا دقیقا به برررسی وضعیت شما در این شرایط می‌پرداخت و حالا بر اساس گزینه‌ای که در آخرین سوال آزمون فوق انتخاب کردید، یکی از تحلیل‌های زیر را بخوانید و راهکار را دنبال کنید تا این عامل ایجاد شک بین دو گزینه در تست‌های کنکور را از بین ببرید.

گزینه‌ای که از بقیه معروف‌تر بود را انتخاب می‌کردم

اگر انتخاب شما برای آزمون فوق، عبارت «گزینه‌ای که از بقیه معروف‌تر بود را انتخاب می‌کردم» است آنگاه نکات زیر را مد نظر قرار دهید:
۱- بیشتر اشتباهات آزمونی و شک کردن‌های شما مربوط به زمانی است که جمله یا عبارتی، دقیقا مشابه با کتاب درسی را در گزینه کار می‌کنند و فقط یک کلمه آن را حذف کرده یا تغییر می‌دهند و شما به دلیل شباهت زیاد آن جمله و اینکه در ذهن شما به دلیل بارها مرور، شهرت پیدا کرده، انتخابش می‌کنید یا حداقل به عنوان یک گزینه مشکوک در کنار گزینه‌ای دیگر به آن توجه می‌کنید و همین باعث خطای تستی یا شک بین دو گزینه می‌شود.
۲- در زمان شک بین دو گزینه، آن گزینه‌ای را درست‌تر می‌دانید که اطلاعات بیشتری درباره‌اش شنیده یا مطالعه کرده‌اید و همین باعث می‌شود که یک قانون ذهنی بسازید که اگر نکات و آموزش بیشتری درباره یک کلیدواژه دریافت کردم پس حتما گزینه مربوط به آن هم درست‌تر است.
۳- اگر در بین گزینه ها، جمله شناخته‌تر شده‌ای وجود داشته باشد، به دلیل اینکه آن را درست می‌دانید، جلوی تحلیل دقیق همان گزینه و حتی سایر گزینه‌ها را از شما می‌گیرد. در واقع باعث می‌شود که هم آن گزینه را سَر سَری بخوانید و هم گزینه‌های دیگر را با پیش زمینه اینکه جواب نیستند، با بی‌میلی بخوانید و عبور کنید و همین باعث غلط زدن‌های بیشتر شما در زمان تست زنی می‌شود.
۴- وقتی بین دو گزینه در تستی شک می‌کنید، مغزتان بدون اینکه دست به تلاش برای تحلیل صحیح جهت رد یکی از گزینه‌ها و پذیرش گزینه دیگر بزند، خیلی راحت به گزینه بیشتر شناخته شده پناه می‌برد و آن را انتخاب می‌کند که ممکن است در بعضی تست‌ها موجب غلط شدن شود.
۵- به لحاظ فرم تصمیم گیری، اینطور هستید که اگر چیزی را بیشتر خوانده باشید یا بیشتر درباره‌اش آموزش دریافت کرده باشید، بیشتر هم قابل اعتماد است پس در هنگام شک بین دو گزینه، به لحاظ احساسی تصمیم می‌گیرید که گزینه معروف‌تر را انتخاب کنید.
۶- وقتی در استرس هستید، مغزتان به دنبال تحلیل عمیق نمی‌رود و تلاش می‌کند با شواهد ظاهری، گزینه‌ای را انتخاب کند و از آنجا که انتخاب گزینه آشنا به لحاظ حسی، درست‌تر به نظر می‌رسد پس در شک بین دو گزینه، سراغ گزینه معروف‌تر می‌روید.
۷- در نظر داشته باشید که الگوی فکری شما به این صورت است که در مواجهه با شک بین دو گزینه، تمایل دارید که جمله یا عبارت آشناتر را به عنوان پاسخ انتخاب کنید زیرا مدل فکری‌تان به نحوی پرورش پیدا کرده که واژگان مشابه را زودتر پردازش می‌کند و به آن‌ها اهمیت بیشتری می‌دهد و در نتیجه ممکن است در شک بین دو گزینه، اشتباه کنید.
۸- جملات آشناتر، روان‌تر و راحت‌تر خوانده می‌شوند و همین می‌تواند انگیزه‌ای برای انتخاب گزینه معروف‌تر در تست‌هایی باشد که بین دو گزینه شک کرده‌اید و قطعا چنین انتخابی در برخی سوالات چهار گزینه‌ای باعث اشتباه می‌شود.
برای خروج از این مشکل، یک راهکار قدرتمند وجود دارد که هم می‌تواند سرعت تست زنی شما را افزایش دهد و هم به طرز قابل توجهی، شک بین دو گزینه را کاهش می‌دهد و در ضمن خطای شناختی انتخاب گزینه معروف را از بین می‌برد. این راهکار را با یک تست آموزش می‌دهم:
تست اول: کدام مورد، درباره هر اندام لنفی که خون خارج شده از آن، به سیاهرگ باب می‌ریزد، صحیح است؟
الف) در نیمه راست بدن و بالاتر از کولون افقی قرار دارد.
ب) در آزادسازی آهن موجود در یاخته‌های خونی مرده، نقش مؤثری دارد.
پ) تولیدات خود را ابتدا به مجرای لنفی و در نهایت به نوعی بافت پیوندی وارد می‌کند.
ت) یاخته‌هایی تولید می‌کند که می‌توانند مولکول‌هایی مشابه با مولکول‌های موجود در سطح خود ترشح نمایند.
اجرای راهکار برای حل مشکل شک نکردن بین دو گزینه مخصوص افرادی که وقتی بین دو گزینه شک می‌کنند به سراغ گزینه آشناتر می‌روند:
قدم اول: سوال درباره چه اندام یا اندام‌هایی صحبت می‌کند؟ طحال و آپاندیس
قدم دوم: هر گزینه را به صورت سوالی بخوانید که اینطور می‌شود:
الف) آیا طحال و آپاندیس، در نیمه راست بدن و بالاتر از کولون افقی قرار دارند؟
ب) آیا طحال و آپاندیس، در آزادسازی آهن موجود در یاخته‌های خونی مرده، نقش مؤثری دارند؟
پ) آیا طحال و آپاندیس، تولیدات خود را ابتدا به مجرای لنفی و در نهایت به نوعی بافت پیوندی وارد می‌کنند؟
ت) آیا طحال و آپاندیس، یاخته‌هایی تولید می‌کنند که می‌توانند مولکول‌هایی مشابه با مولکول‌های موجود در سطح خود ترشح نمایند؟
قدم سوم: پاسخ به سوالات بالا بسیار آسان‌تر از حالت خبری خواندن گزینه‌ها است و از سوی دیگر، دقت شما را بالا می‌برد و سرعت تست زنی‌تان را افزایش می‌دهد و از همه مهم تر، جلوی شک بین دو گزینه به خصوص به دلیل انتخاب گزینه معروف‌تر را می‌گیرد. پاسخ سوالات بالا به این صورت می‌شود:
الف) آیا طحال و آپاندیس، در نیمه راست بدن و بالاتر از کولون افقی قرار دارند؟ برای طحال درسته ولی برای آپاندیس درست نیست.
ب) آیا طحال و آپاندیس، در آزادسازی آهن موجود در یاخته‌های خونی مرده، نقش مؤثری دارند؟ برای طحال درسته ولی برای آپاندیس درست نیست.
پ) آیا طحال و آپاندیس، تولیدات خود را ابتدا به مجرای لنفی و در نهایت به نوعی بافت پیوندی وارد می‌کنند؟ مسیر حرکتش اینطوری که رگ لنفی به گره لفنی به مجاری لنفی و بعد به خون (نوعی بافت پیوندی). پس غلطه که گفته اول میره به مجرای لنفی.
ت) آیا طحال و آپاندیس، یاخته‌هایی تولید می‌کنند که می‌توانند مولکول‌هایی مشابه با مولکول‌های موجود در سطح خود ترشح نمایند؟ بله چون لفنوسیت B تولید می‌کنند پس پاسخ این تست همین گزینه است.
با این حساب، از همین حالا، برای همه تست‌های زیست‌شناسی و مفهومی‌های شیمی و زمین شناسی، سوالی کردن گزینه‌ها را اجرا کنید تا به سبک تست زنی‌تان تبدیل شود و به مرور زمان باعث افزایش سرعت تست زنی، بهبود دقت و تمرکز، کاهش تعداد غلط‌ها و شک‌های بین دو گزینه شود و درصدتان را بسیار ارتقا دهد.

گزینه‌ای که از بقیه ناشناخته‌تر بود را انتخاب می‌کردم

وقتی در آزمون بالا، سبک فکری شما این بوده که در هر تست به سراغ گزینه‌ای بروید که کمتر از بقیه شناخته شده است آنگاه باید به موارد زیر توجه کنید:
۱- روی کلک تستی و این ذهنیت که همیشه طراح در تلاش است که دامی پهن کند و قطعا آن گزینه ناشناخته‌تر یک نکته‌ای دارد که از آن بی‌خبرم و باید انتخابش کنم و جواب همین است، حساسیت بیش از اندازه دارید و همیشه اینطور نیست که طراح به دنبال گزینه کمتر آشنا برای پاسخ صحیح برود. بنابراین ناآشنایی یک گزینه می‌تواند باعث شک بین دو گزینه شود و با این مدل فکری، در هنگام شک در چنین وضعیتی، به دنبال انتخاب گزینه ناآشناتر می‌روید که ممکن است باعث غلط زدن آن تست بشود.
۲- گزینه ناآشناتر، تاثیرات هیجانی روی شما می‌گذارد و وقتی شدت ناآشنایی از مقداری بیشتر شود، حکم هشدار برای تله بودن آن تست را دارد و باعث می‌شود که حتی با وجود دانستن گزینه پاسخ آن تست، باز هم به حکم ناآشنایی یک گزینه، به پاسخ خود شک کنید و با احساسات، حتی گزینه‌ای که پاسخ نیست را انتخاب کرده و نمره منفی بگیرید.
۳- وقتی در تستی یک گزینه ناآشناتر وجود دارد با خودتان این ذهنیت را می‌سازید که آن یکی گزینه‌ها آشنا هستند و اگر جواب باشند، خیلی قاطع باید متوجه بشوم ولی اینقدر این گزینه ناآشناست که نمی‌دانم پاسخ می‌تواند باشد یا نه و برای همین دست به رد گزینه نمی‌زنید و بین دو گزینه خود را گیر می‌اندازید.
۴- به لحاظ ذهنی یک باور نادرست دارید و آن هم اینکه، این سوالات برای کنکور است و نمی‌شود که کنکور را سطحی و آبکی طراحی کنند که اینقدر ساده به جواب برسم پس حتما نکات ریزی وجود دارد که می‌تواند روی جواب من اثر بگذارد و با همین ترس از دام دار بودن همه تست‌های کنکور، تمایل بیشتری برای حساس شدن روی گزینه‌های غریبه‌تر خواهید داشت و موجب شکل گیری شک بین دو گزینه و بی‌اعتمادی به سوادتان می‌شود.
۵- سابقه ذهنی را در تست زنی دخالت می‌دهید به این صورت که قبلا در یکی دو تجربه تست زنی، گزینه‌ای ناشناخته جواب تست بوده و این را به عنوان یک خاطره قوی در ذهن ثبت کرده‌اید و حالا طبق این خاطره، به محض غریبه بودن یک گزینه، پایه را بر جواب بودن آن گزینه می‌گذارید.
۶- گزینه‌های آشنا برای شما کلیشه و دم دستی به نظر می‌رسد به طوری که انتخاب آن‌ها به شما اطمینان لازم برای پاسخ تست بودن را نمی‌دهد زیرا به خودتان آموخته‌اید که علاوه بر سواد، بایستی احساسی هم با انتخاب یک گزینه موافق باشید برای همین گزینه کمتر شناخته شده این حس را می‌دهد که جواب باشد در نتیجه بین گزینه آشنایی که مطابق سوادتان است و ناآشنایی که احساس حمایتی خوبی برای جواب بودنش را دارید، دچار شک می‌شوید.
۷- شما جزء افرادی هستید که خیلی عالی برای کنکور خوانده‌اید و تعداد تست‌های زده بسیاری دارید و دنیایی از تنوع را تجربه کرده‌اید و همین عالی کردن‌تان باعث شده یک خطای شناختی در شما شکل بگیرد که تست‌های کنکور برای شما آسان شده و نمی‌شود که همه آن‌ها تا این حد قابل زدن باشند برای همین بعد از چند تست این فرضیه را پر رنگ می‌کنید که گزینه‌های کمتر دیده شده برای انتخاب مناسب‌تر هستند و حتی با وجود اینکه جواب تست را می‌دانید باز هم گزینه ناشناخته‌تر را در کنار جواب تست بالا می‌آورید و بین‌شان شک مصنوعی می‌سازید.
۸- گزینه‌های آشنا برای شما مساوی با ساده و دم دستی ترجمه می‌شود و گزینه‌های ناآشنا در ذهن‌تان معادل پیچیده و نکته دار معنی می‌شود و همین بازی باعث می‌شود با وجود آنکه جواب تست در مشت شماست اما به صورت مصنوعی، گزینه ناآشنا را هم معنی دار در نظر بگیرید و دنبال علتی برای درست بودنش باشید.
با این توضیحات متوجه می‌شویم که احساس و خاطره در تست زنی شما نقش پر رنگی بازی می‌کند و زمانی می‌توانید از این شرایط خارج شوید که:
۱- موقع تست زنی از منطق خود بهره بگیرید و وقتی به جواب درست رسیدید، همان را انتخاب کنید.
۲- از تحلیل اضافی و کلنجار رفتن با گزینه‌ها دست بردارید.
۳- دنبال راز در تست‌ها نباشید و به محض اینکه جواب درست را پیدا کردید در پاسخبرگ علامت بزنید و به سوال بعدی بروید.
۴- دنبال قانون درست کردن برای تست‌ها نباشید که مثلا نمی‌شود تست‌ها آسان باشد یا چرا من راحت دارم سوالات را جواب می‌دهم و یا طبق احساس و خاطرات قبلی، باید به گزینه‌های ناشناخته مشکوک باشم.
۵- ملاک جواب بودن یک گزینه، آشنا بودن یا نبودن آن نیست بلکه به محض اینکه پاسخ بودن آن گزینه اثبات شد، انتخابش کنید.
۶- رد گزینه را حتما در دستور تست زنی خود قرار دهید و اگر اطلاعات نا به جایی در گزینه‌ای نیست حتی با وجود آشناترین بودن، انتخابش کنید.
۷- در نظر داشته باشید که به دلیل زیاد تست زدن، قطعا روان تر، ساده تر، سریع‌تر و با دانش بیشتری تست می‌زنید و این به معنای آسان بودن تست‌ها نیست بلکه به دلیل مهارت عالی شماست و نباید این زحماتی که برای تسلط خود کشیده‌اید را با شک انداختن بین دو گزینه از بین ببرید.

گزینه‌ای را به صورت تصادفی و شانسی انتخاب می‌کردم

یک داوطلب کنکور وقتی با سوالاتی در آزمون مواجه می‌شود که برایش اطلاعات کافی جهت انتخاب مستقیم گزینه پاسخ و یا تحلیلی جهت رد سه گزینه و دست یافتن به گزینه جواب از طریق غیر مستقیم ندارد و در این شرایط بین دو گزینه گیر می‌کند و دست به انتخاب تصادفی می‌زند، درباره‌اش می‌توان این موارد را بیان کرد:
۱- او به شکل احساسی دنبال افزایش تعداد تست‌های زده خود در کنکور است و فراموش کرده که آزمون نمره منفی دارد و با شانسی زدن احتمال خطای خود را افزایش می‌دهد و درصد را ممکن است خراب کند.
۲- ممکن است که استرس زیادی بابت آزمون احساس می‌کنید و نگرانی از نتیجه یا حتی قضاوت دیگران دارید و به همین جهت، شانسی زدن بین دو گزینه شک برانگیز را اولویت تصمیم گیری خود قرار می‌دهید.
۳- این امکان وجود دارد که فشار زمانی و تست‌های زده کم باعث شود که هر چه به انتهای آزمون نزدیک شویم، تعداد تست‌های شانسی بین گزینه‌های شک دارتان افزایش یابد و در نتیجه حتی ممکن است درصد منفی کسب کنید.
با بیان موارد بالا می‌توان اینطور گفت که اولویت‌بندی شما در هنگام تست زنی از اینکه تعداد تست‌های درست را افزایش دهید به زیاد زدن تست‌ها حتی اگر غلط از آب در بیایند، تغییر یافته است. این موضوع زمانی حل می‌شود که ریشه این فشار مشخص شود. مواردی که باعث ایجاد این فشار و تنش می‌شوند به ترتیب شامل موارد زیر است:
۱- فشار شخصی: خودتان فکر می‌کنید که تعداد زده‌ها کم است و بایستی به هر قیمتی آن را زیادتر کنید.
۲- فشار خانوادگی: تمایل دارید کارنامه‌ای به خانواده نشان دهید که در آن تعداد تست‌های زده‌تان بالا باشد و با این روش نشان دهید که فعالیت درسی قابل قبولی داشته‌اید و به دلایلی مثل استرس در جلسه آزمون، درصدتان پایین آمده است.
۳- فشار رقابت بین دوستان و همکلاسی ها: احساس می‌کنید که در یک رقابت با دیگران نباید کم بیاورید و برای پر کردن کارنامه آزمون، تلاش می‌کنید به هر شکلی که شده، میزان زده‌های خود را بالا ببرید.
۴- آموزش‌های نادرست: شاید تحت تاثیر یک سری توضیحات غیر علمی قرار گرفته‌اید و گمان می‌کنید که با تست زنی به روش مهندسی معکوس یا حذف گزینه بدون اطلاعات می‌توان به درصدهای بالا در کنکور رسید و مشغول شانسی زدن تست‌ها هستید.
لطفا دلیل خود را در صورت تمایل به‌ای دی یا ایمیل یا حتی در قسمت پرسش و پاسخ همین مطلب با جزییاتی که در ذهن دارید بیان کنید تا بتوانم راهکار مشخص برای خارج شدن از این وضعیت را برای شرایط شما توضیح دهم.

ترجیح دادم برای همه سوالات، گزینه‌ای انتخاب نکنم

اگر برای آزمون بالا، انتخاب شما این بود که «ترجیح دادم برای همه سوالات، گزینه‌ای انتخاب نکنم»، بایستی وضعیت را با سناریوهای مختلف بررسی کنیم:
۱- جواب درست را برای برخی از سوالات می‌دانستید و با این حال باز هم گزینه را انتخاب نکردید؟ اگر اینطور باشد آنگاه ترس از نمره منفی یاعدم اطمینان با خود در شما به حدی بالاست که حتی در انتخاب جواب درست هم دست دست می‌کنید و همین می‌تواند باعث ایجاد شک بین دو گزینه شود زیرا از ترس اینکه نکند جوابی که انتخاب کرده اید، درست نباشد به سراغ ایجاد شک در بین دو گزینه می‌روید تا بدین صورت، نزدن تست را برای خود توجیه کنید.
برای حل این موضوع بایستی خاطرات تست زنی یا جملاتی که از زبان معلم، مشاور یا مدرس کنکور در خصوص غلط زدن یا نمره منفی شنیده‌اید را برایم بنویسید تا بتوانم خاطرات شخصی شما را آنالیز کرده و ریشه یا ریشه‌های ترس‌تان یاعدم اطمینان به سوادتان را بیرون بکشم و مشکل را حل کنیم تا بتوانید در مواقعی که جواب درست را می‌دانید، شک مصنوعی بین دو گزینه برای فرار از پاسخ دهی نسازید.
۲- بین دو گزینه شک داشتید و مطمئن بودید که جواب حتما یکی از آن دو گزینه می‌شده و بعد از آزمون هم با بررسی سوالات متوجه شدید که واقعا جواب بین یکی از همان دو گزینه‌ای بوده که شک کرده‌اید ولی باز هم ترجیح دادید که تست را نزنید. در این وضعیت، احتمال دارد که حساب و کتاب‌هایی را به صورت شخصی یا بر اساس شنیده‌ها از زبان مشاور، معلم یا مدرس کنکور در ذهن دارید که به شما می‌گوید در موقعیت شک بین دو گزینه، پاسخ نده زیرا به ضررت تمام می‌شود.
این موضوع یک بار برای همیشه نیاز به محاسبه واقعی بر اساس فرمول‌ها دارد و در همین مطلب، در بخش مخصوص به خودش به این سوال پاسخ خواهیم داد که در جلسه کنکور به سوالات شک دار پاسخ بدهیم یا خیر. بنابراین به ادامه مطلب مراجعه نمایید.

ریشه‌یابی پنجمین علت شک کردن در تست‌های کنکور

هدف از آزمون بالا چه بود؟ مقاله

چیدمان سوالات کنکور به دلیل جلوگیری از تقلب به صورتی است که تست‌های شما با بغل دستی‌ها سر جلسه کنکور، از نظر ترتیب قرارگیری متفاوت است. مثلاً به صورت فرضی اینطور می‌شود که انگار تست شماره ۱ زیست‌شناسی شما، تست شماره ۶ سمت راستی و تست شماره ۱۲ سمت چپی و تست شماره ۱۰ جلویی و تست شماره ۲۶ عقبی است.
با این حساب، هیچ بعید نیست که در جلسه کنکور، با چند تست پشت سر هم رو به رو شوید که پاسخ همه آن ها، گزینه‌ای یکسان بشود؛ مثلاً چند تست پشت سر هم، همگی گزینه یک به عنوان پاسخ باشد و یا در چند تست دیگر، به صورت پشت هم، گزینه دو جواب باشد یا برای یک دفترچه دیگر، چند تست پشت سر هم دیده شود که گزینه سه جواب شده و همچنین در جایی دیگر، چند تست پی در پی، گزینه چهار را به عنوان جواب داشته باشد.
در این حالت ممکن است با وجود اینکه به جواب‌های خود اطمینان دارید اما این احساس هم ایجاد شود که چرا همینطوری پشت سر هم، جواب‌ها فقط یک گزینه می‌شود و این احساس تبدیل به حساسیت گردد و شروع به چک کردن دوباره و چندباره تست کنید و یا بخواهید یک گزینه دیگر را به صورت مشکوک در کنار جوابی که انتخاب کردید قرار دهید و شک بین دو گزینه را به وجود آورید.
هدف آزمون بالا دقیقاً بررسی میزان حساسیت شما روی گزینه مشابه در چند تست پشت سر هم بود تا بدانید آیا نسبت به این موضوع احساسی می‌سازید که منجر به شک کردن بین دو گزینه شود یا به خوبی می‌توانید از این ماجرا عبور کرده و به پاسخ‌های خود شک نکنید. بر اساس گزینه‌ای که در آخرین پرسش آزمون بالا انتخاب کردید، تحلیل مورد نظر خود را در دو کادر زیر بخوانید.

برایم مهم نبود که همه پاسخ‌ها گزینه یک می‌شود و با اطمینان کامل، همه را درست جواب دادم

همین انتظار از یک دانش آموز و داوطلب کنکور می‌رود که از قبل با این ذهنیت وارد جلسه کنکور شود که بر اثر چیدمان خاص سوالات کنکور برای جلوگیری از تقلب، این امکان وجود دارد که چندین تست پشت سر هم دارای گزینه‌ای مشابه باشند و هرگز نباید به جواب‌های درست خود که با اطمینان انتخاب کرده‌اید شک کنید و وقت خود را صرف تحلیل چندین باره همان تست نکنید و با اعتماد از آن تست‌ها عبور کنید و به جلو بروید.
وقتی در پایان آزمون بالا، گزینه «برایم مهم نبود که همه پاسخ‌ها گزینه یک می‌شود و با اطمینان کامل، همه را درست جواب دادم» را انتخاب کرده اید، نشان می‌دهد که این مهارت هنر آزمونی در شما وجود دارد و می‌توانید به خوبی فضای احساسی ایجاد شده را مدیریت کرده و بدون اتلاف زمان فرایند تست زنی خود را جلو ببرید و لطفا همین توانمندی را در جلسه واقعی کنکور نیز به کار بگیرید زیرا باعث موفقیت شما خواهد شد.

تحت تاثیر این قرار گرفتم که همه پاسخ‌ها گزینه یک می‌شود و دچار شک بین گزینه‌ها شدم

بعد از اجرای آزمون بالا، اگر به این نتیجه رسیده‌اید که «تحت تاثیر این قرار گرفتم که همه پاسخ‌ها گزینه یک می‌شود و دچار شک بین گزینه‌ها شدم» بنابراین بایستی به این موارد توجه کنید:
۱- سوالات کنکور به طرزی چیده می‌شوند که سوالات شما و اطرافیان از نظر ترتیب قرارگیری مثل هم نباشد تا جلوی تقلب گرفته شود. برای همین ممکن است در جلسه کنکور با چند تست مواجه شوید که پشت سر هم قرار گرفته باشند و همگی جواب‌هایشان گزینه‌ای ثابت مثلا همه گزینه یک بشود و این موضوع اصلا عجیب و غریب نیست.
۲- سعی کنید در فرایند تست زنی خود، جزیره‌ای فکر کنید. جزیره‌ای فکر کردن به تست‌ها به این معنی است که اتفاقی که در تست فعلی می‌افتد را فراموش کنید و به جزیره دیگر که همان تست بعدی است، بدون هیچ ذهنیت و خاطره‌ای مهاجرت کنید. این ذهنیت و خاطره شامل موارد زیر می‌شود:
الف) تست را خیلی خوب زدم: با اینکه این یک ذهنیت مثبت است اما لزومی ندارد که این ذهنیت را به تست بعدی ببرید زیرا ممکن است در تست بعدی، با سوالی سخت مواجه شوید که نیاز به عبور از آن باشد و به یک باره مغزتان این بازی را بالا بیاورد که چرا حس خوبی از این تست ساخته نشد و باعث استرس در جلسه کنکور شود.
ب) تست را خیلی بد زدم چون وقتم تلف شد: در جلسه کنکور، خیلی طبیعی است که با تست‌های چالشی مواجه شوید، ایده درست این است که درگیر این تست‌ها نشوید ولی گاهی ظاهر ساده تست‌ها موجب ورود به یک تست چالشی می‌شود و ممکن است وقتی هم تلف شود اما نباید این حس را به تست بعدی ببرید و باعث لغزش در آن نیز بشوید.
پ) تست قبلی را نتوانستم حل کنم: این نیز یک روند کاملا نرمال در جلسه آزمون است و قرار نیست که همه سوالات را جواب دهید پس چه نیازی به ذهنیت ساختن و حمل کردن آن به جزیره بعدی است؟
ت) گزینه تست قبلی فلان گزینه شد پس نباید تست بعدی همین گزینه باشد: چنین قانونی در کنکور وجود ندارد و ممکن است چندین سوال پشت هم جوابش یک گزینه یکسان بشود. مثلا چند تست پشت هم گزینه چهار بشود.
ث) سوال قبلی سخت بود پس تست بعدی آسان یا متوسط است: هرگز چنین قاعده‌ای نسازید. ممکن است چندین تست سخت پشت سر هم بیاید.
ج) سوال قبلی آسان یا متوسط بود پس تست بعدی سخت است: به هیچ وجه! ممکن است چندین تست آسان یا متوسط پشت سر هم بیاید.
چ) تست قبلی طولانی بود، تست بعدی حتما کوتاه است: در کنکور، هیچ گاه چنین نتیجه گیری‌هایی نمی‌توان کرد و هر اتفاقی برای تست بعدی ممکن است رخ بدهد.
به طور کلی هر ذهنیتی درباره تست فعلی دارید، همینجا چال کنید و وارد تست بعدی شوید و گویا تست بعدی، اولین سوالی است که مشغول حل کردنش می‌شوید. این موضوع را بایستی در تمام برنامه‌های تستی روزهای قبل از کنکور تمرین کنید و صرفاً منتظر کنکورهای آزمایشی نباشید و هر روز با همین رویکرد تست بزنید تا تبدیل به سبک فکری‌تان در زمان تست زنی شود.

ریشه‌یابی ششمین علت شک کردن در تست‌های کنکور

هدف از آزمون بالا چه بود؟ مقاله

علم روانشناسی به ما می‌آموزد که ذهن انسان تمایل دارد به دنبال ساختن الگوها و میان‌برهای ذهنی در حل مسائل و تست‌های مفهومی باشد. به عنوان مثال، ممکن است ناخودآگاه، گزینه‌ای را که توضیحات مفصل‌تری دارد، صحیح‌تر بدانیم، زیرا تصور می‌کنیم که جزئیات بیشتر، باعث درست بودن آن گزینه می‌شود، یا برعکس، گزینه‌ای که بسیار کوتاه است، ممکن است ما را به این فکر بیندازد که طراح سوال، سعی در فریب دادن ما داشته است تا به این گزینه کوچک دقت نکنیم و همان را جواب بگیریم و بعداً متوجه شویم که اشتباه کرده ایم.
حقیقت این است که در طراحی سوالات استاندارد آزمونی به مانند کنکور سراسری، طولانی یا کوتاهی یک گزینه، معیاری برای انتخاب کردن یا نکردن آن به عنوان جواب تست نیست و هرگز نباید قضاوت ظاهری انجام دهید.
آزمون بالا با این هدف طراحی شده بود تا مشخص کند که شما در مسیر آماده‌سازی برای کنکور، آیا الگوهای قضاوت ظاهری را ساخته‌اید به طوری که باعث ایجاد «شک بین دو گزینه در کنکور» شود. در واقع اگر در فرایند تست زنی‌هایی که داشته اید، ممکن است یک قانون نانوشته برای خود بسازید که اگر گزینه‌ای از نظر ظاهری، طولانی بود، آن را به عنوان پاسخ انتخاب کنید و یا اگر گزینه‌ای بیش از حد کوتاه بود، گمان کنید که یک تله یا دام در آن نهفته است. این طرز تفکر باعث ایجاد شک بین دو گزینه به خصوص برای درس زیست‌شناسی می‌شود.
حالا بر اساس گزینه‌ای که در آخرین پرسش آزمون بالا انتخاب کردید، تحلیل مرتبط با شرایط خود را بخوانید تا شرایط را برای خود بهبود دهید.

تحت تاثیر گزینه طولانی یا بسیار کوتاه قرار نگرفتم و به راحتی پاسخ‌ها را یافتم

شما که بعد از اجرای آزمون بالا در این دسته‌بندی قرار گرفته اید، به معنا است که توانسته‌اید با موفقیت از دام «شک بین دو گزینه در کنکور به دلیل طولانی بودن یک گزینه یا کوتاهی بیش از حد گزینه‌ای دیگر» پَرِش کنید و برخلاف بسیاری از کنکوری ها، تحت تأثیر طولانی بودن یا کوتاهی بیش از حد گزینه‌ها قرار نگرفته‌اید. از منظر روانشناسی، این نشان‌دهنده تفکر انتقادی قوی وعدم وابستگی به نشانه‌های سطحی است که تایید کننده وجود مهارت بالا در تحلیل محتوا، تشخیص مفاهیم کلیدی و ارتباط دادن اطلاعات با دانش پایه‌ای خود است بدون آنکه بخواهید اسیر ظاهر تست شوید. لطفا دقت داشته باشید که بازی با ظاهر در کنکور به شیوه‌های مختلفی اجرا می‌شود که فهرست آن را در ادامه می‌نویسم:
۱- طولانی کردن صورت سوال برای ترساندن شما از اینکه چنین تستی حتما سخت است.
۲- قرار دادن جدول، نمودار، تصویر و شکل برای آنکه آن تست را ترسناک نشان دهند.
۳- طولانی و کوتاه کردن گزینه‌ها
۴- قرار دادن یک گزینه کاملا ناشناخته
۵- شروع با کلمات کمتر شناخته شده برای داوطلب در حالیکه آن واژگان هیچ تاثیری بر حل تست ندارند و فقط عبارت‌های اضافی صورت سوال هستند.
لطفاً نسبت به تمام مواردی که گفته شد، بی‌تفاوت باشید و یک تست را از روی ظاهر قضاوت نکنید و درگیر محتوا شده و بر اساس اطلاعاتی که داده مشغول حلش شوید.

تحت تاثیر گزینه طولانی قرار گرفتم و شک می‌کردم

اگر بعد از اجرای آزمون بالا، متوجه شدید که تحت تاثیر گزینه طولانی قرار می‌گیرید و به نوعی دچار شک بین دو گزینه می‌شوید و با تردید مشغول پاسخ دهی به آن تست می‌شوید، بایستی بدانید که درگیر خطای شناختی «سوگیری تایید» هستید. یعنی چه؟
در «سوگیری تایید»، داوطلب ممکن است تصور کند که گزینه طولانی، به دلیل داشتن جزئیات بیشتر، احتمالاً پاسخ سوال است زیرا طراح کنکور، برای ساختن گزینه‌ای که قرار نبوده جواب باشد، این همه وقت صرف نمی‌کند که جزییات را بنویسد ولی از طرفی با دیدن گزینه‌های دیگر سوال، چشمش به گزینه‌ای می‌افتد که دقیقا طبق آموخته‌هایش می‌تواند جواب باشد و همین جاست که بین دو راهی زیر می‌ماند:
۱- گزینه طولانی نشان دهنده پاسخ است زیرا طراح کنکور برای نوشتنش وقت صرف کرده است.
۲- پاسخ تست را در گزینه دیگری دارم مشاهده می‌کنم و می‌دانم مطابق سوادم است.
در این شرایط ممکن است دچار شک بین دو گزینه شوید و به تحلیل گزینه طولانی دست بزنید و وقت بیشتری را از دست بدهید. آنچه به شما کمک می‌کند تا از خطای شناختی «سوگیری تایید» خارج شوید این است که بدانید در فضای طراحی تست کنکور به ویژه برای درست زیست شناسی، طراحان تلاش می‌کنند که ظاهر تست را دستخوش بازی‌هایی کنند که روی عملکرد و ذهنیت شما اثر بگذارد. به موارد زیر توجه کنید:
۱- طولانی کردن صورت سوال برای ترساندن شما از اینکه چنین تستی حتما سخت است.
۲- قرار دادن جدول، نمودار، تصویر و شکل برای آنکه آن تست را ترسناک نشان دهند.
۳- طولانی و کوتاه کردن گزینه‌ها
۴- قرار دادن یک گزینه کاملا ناشناخته
۵- شروع با کلمات کمتر شناخته شده برای داوطلب در حالیکه آن واژگان هیچ تاثیری بر حل تست ندارند و فقط عبارت‌های اضافی صورت سوال هستند.
این بازی‌های طراحی تست با این هدف به راه می‌افتد که شما را در مرحله قضاوت ظاهری نگاه دارد و اجازه پردازش دقیق محتوای تست را ندهد و با همان ظاهر، یا از پاسخ به تست بترسید و یا دچار شک بین دو گزینه شده و وقت بیشتری را بابت تجزیه و تحلیل آن دو گزینه از دست بدهید.
یادآوری بزرگ برای شما این است که موقع حل یک تست، تنها عامل پذیرش یک گزینه به عنوان جواب، محتوایی است که در آن گزینه نوشته شده و نه طولانی یا کوتاه بودن آن. دقت داشته باشید که ما قرار نیست مسابقه شانسی شرکت کنیم که دنبال انداختن بزرگترین عروسک باشیم بلکه ما داریم سواد و کنترل هیجانی خود را به معرض آزمون قرار می‌دهیم و در نتیجه بایستی به سمت تحلیل محتوا برویم و به هیچ وجه درگیر ظاهر نشویم.
با این حساب، از شما انتظار دارم که در کل برنامه‌های تستی خودتان، موقع پاسخ دهی به تست، به ظاهر تست مثل طولانی یا کوتاه بودن صورت سوال و گزینه ها، کلمات ناشناخته، وجود جدول، شکل و نمودار و سایر عوامل از این دست، اهمیتی ندهید و وارد محتوای آن تست شوید. با این منطق، تعدادی از شک‌های بین دو گزینه شما کمتر می‌شوند و به زودی درصدتان افزایش خواهد یافت.

موضوع فوق حیاتی برای شما این است که از همین حالا، در حل تمام تست‌های درس زیست شناسی، شیمی و زمین شناسی، همیشه تلاش کنید که تحلیل گزینه‌های مفهومی را از گزینه‌ای که کوتاه‌تر است شروع کنید تا چند اتفاق مثبت برای شما روی دهد:
۱- سرعت تست زنی شما بالا می‌رود زیرا در پاره‌ای از مواقع، نیاز به خواندن گزینه بلندتر نیست و جواب را در همان گزینه‌های کوتاه خواهید یافت.
۲- خواندن گزینه‌های کوتاه، ریسک کمتری برای اشتباه کردن و به خطا افتادن در تحلیل دارد.
۳- قضاوت ظاهری و تمایل درونی شما جهت انتخاب گزینه بلند را از بین می‌برد.

تحت تاثیر گزینه بسیار کوتاه قرار می‌گرفتم و شک می‌کردم

سوگیری دام، نام خطای شناختی است که برخی از دانش آموزان و داوطلبان کنکور درگیرش می‌شوند؛ یعنی آن‌ها تصور می‌کنند که گزینه‌های بسیار کوتاه، تله‌هایی هستند که طراح سوال برای فریب داوطلبان قرار داده است. بنابراین به لحاظ ذهنی، روی آن گزینه حساس می‌شوند و با وجود مطالعه سایر گزینه ها، باز هم نیمی از ذهن‌شان درگیر گزینه کوتاه است و در نهایت منجر به شک بین دو گزینه می‌شود.
سوگیری دام در تست‌های زیست‌شناسی به وفور دیده می‌شود زیرا اکثر دانش آموزان و کنکوری‌های تجربی، به لحاظ ذهنی این ذهنیت را برای خویش ساخته‌اند که در درس زیست شناسی، بایستی با تست‌هایی رو به رو شوند که گزینه‌هایش توضیحات طولانی دارد و برای همین با این خوگیری ذهنی، کم کم هر گزینه‌ی کوتاهی را به عنوان خطر تلقی می‌کنند و در نهایت شک بین گزینه را می‌سازند.
یادآوری می‌کنم که در فضای طراحی تست کنکور به ویژه برای درست زیست شناسی، طراحان تلاش می‌کنند که ظاهر تست را دستخوش بازی‌هایی کنند که روی عملکرد و ذهنیت شما اثر بگذارد. به موارد زیر توجه کنید:
۱- طولانی کردن صورت سوال برای ترساندن شما از اینکه چنین تستی حتما سخت است.
۲- قرار دادن جدول، نمودار، تصویر و شکل برای آنکه آن تست را ترسناک نشان دهند.
۳- طولانی و کوتاه کردن گزینه‌ها
۴- قرار دادن یک گزینه کاملا ناشناخته
۵- شروع با کلمات کمتر شناخته شده برای داوطلب در حالیکه آن واژگان هیچ تاثیری بر حل تست ندارند و فقط عبارت‌های اضافی صورت سوال هستند.
این بازی‌های طراحی تست با این هدف به راه می‌افتد که شما را در مرحله قضاوت ظاهری نگاه دارد و اجازه پردازش دقیق محتوای تست را ندهد و با همان ظاهر، یا از پاسخ به تست بترسید و یا دچار شک بین دو گزینه شده و وقت بیشتری را بابت تجزیه و تحلیل آن دو گزینه از دست بدهید.
یادآوری بزرگ برای شما این است که موقع حل یک تست، تنها عامل پذیرش یک گزینه به عنوان جواب، محتوایی است که در آن گزینه نوشته شده و نه طولانی یا کوتاه بودن آن.
با این حساب، از شما انتظار دارم که در کل برنامه‌های تستی خودتان، موقع پاسخ دهی به تست، به ظاهر تست مثل طولانی یا کوتاه بودن صورت سوال و گزینه ها، کلمات ناشناخته، وجود جدول، شکل و نمودار و سایر عوامل از این دست، اهمیتی ندهید و وارد محتوای آن تست شوید. با این منطق، تعدادی از شک‌های بین دو گزینه شما کمتر می‌شوند و به زودی درصدتان افزایش خواهد یافت.

آزمون ششم افزوده شد، فردا آزمون بعدی و تحلیل آن به این صفحه افزوده می‌شود

0 پرسش و پاسخ
Inline Feedbacks
مشاهده همه سوالات