مقالات

پرسش و پاسخ روحیه برای کنکور

آنالیز رفتاری سایت کلبه مشاوره: سوالات روحی خود را از مشاور بپرسید

نگاه به درس  خواندن به ویژه برای کنکور، در بین اکثر کنکوری‌ها و خانواده‌ها فقط به این بر می‌گردد که دانش آموز یا داوطلب کنکور، امکاناتی مثل میز، صندلی، خودکار، دفترهای مختلف، کتاب‌های مؤسسات مختلف، سی دی‌های آموزشی و شرایط خوبی برای درس خواندن دارد.

حال آنکه وقتی یک دانش آموز یا داوطلب کنکور، مشغول درس خواندن است، انگار یک جنگ درونی با مغزتان دارد. در هر دقیقه‌ای که درس می‌خواند، مغز می‌تواند با تولید افکار و احساسات مثبت و منفی، یادآوری خاطرات، فشارهای روانی، نگرانی از حرف مردم و صدها روش دیگر، جلوی حرکت او را بگیرد. در جعبه زیر، زندگی یک داوطلب کنکور که به طور اختصاصی برای کلبه مشاوره نوشته شده را با هم بخوانیم و بعد به بررسی نمودارهای دایره‌ای خواهیم پرداخت. 

شرایط زندگی یک داوطلب کنکور (اختصاصی سایت کلبه مشاوره)

زیرعنوان نمونه برای این فصل

مشکل روحی برای درس خواندن دارم مقاله

توضیح کوتاه برای درس

همین که کتابم را باز می‌کنم تا درس بخوانم در تمام وجودم ناامیدی، ترس و حس منفی جوانه می‌زند. واقعاً نمی‌دانم چرا قفل هستم. هنوز یک خط نخواندم که حرف خاله‌ام در ذهنم پخش می‌شود که می‌گفت: «هیچ‌کس نمی‌تواند با هر شرایطی، رشته پزشکی را قبول شود. آن افرادی هم که قبول می‌شوند، ضریب هوشی بالا و تقریباً نزدیک به ضریب هوشی انیشتین دارند». با خودم فکر می‌کنم که منظور خاله‌ام چیه؟ یعنی من باهوش نیستم و نمی‌توانم؟ از این نتیجه‌گیری سَرم درد می‌گیرد، کتاب را ورق می‌زنم و از یک صفحه دیگه شروع به خوندن می‌کنم. در حالی که سعی می‌کنم تابع سینوس را رسم کنم، یاد قهقه‌های معلم ریاضی‌ام می‌افتم.

هیچ‌وقت یادم نمی‌رود که چطور من را جلوی دیگران تحقیر و با دوستم مقایسه کرد! من که همیشه ریاضی‌ام ۲۰ بود و فقط یه بار ۱۷ شده بودم، اما معلم چنان مرا با مقایسه‌اش تخریب کرد که هر دفعه ریاضی می‌خوانم یاد آن خاطره، رنجم می‌دهد و در نهایت گریه می‌کنم! انگار دیگر دلم نمی‌خواهد ریاضی بخوانم با خودم می‌گویم امروز که برنامه ریاضی‌ام خراب شد و با این گریه‌هایی که کردم واقعاً حال ندارم ریاضی بخوانم، و تصمیم تکراری‌ام را بار دیگر زمزمه می‌کنم: می‌زارم برای فردا و قول می‌دهم که اول صبح برنامه‌ام را با ریاضی شروع کنم. با این قول آرامش روحی می‌گیرم و برای اینکه نشان دهم اهل فرار از مطالعه نیستم، کتاب عربی را باز می‌کنم و درحالی که سعی می‌کنم جمله‌ای را از نظر تحلیل صرفی و اعراب‌گذاری کار کنم تا آموخته‌های قبلی‌ام را مرور کنم، ناگهان تمام وجودم را استرس فرا می‌گیرد و با خودم می‌گویم اگر امسال کنکور قبول نشوم چی؟

واقعاً یک سال دیگر برای کنکور بعدی تلاش کنم؟ آیا حوصله دارم این همه کتاب تکراری را از اول بخوانم و تازه از کجا معلوم که سال بعدش قبول شوم؟ اگر این‌طور شد رشته‌ام را تغییر می‌دهم. به قول زن عموم اگر سال اول قبول نشدی مسلماً سال‌های بعد هم قبول نمی‌شوی. پس بهتر است که تغییر رشته بدهی. از این فکر و خیال عصبی می‌شوم و با خودم زمزمه می‌کنم: «چقدر بی‌لیاقت و بی‌ارزشم که توان قبولی در رشته مورد نظرم را ندارم، نکند هدفم مشکل دارد و من به خاطر همین موضوع است که درس نمی‌خوانم». چون دوستم می‌گفت باید هدفت را با تمام وجود بخواهی تا به آن برسی. کسی که هدفش را با تمام وجودش می‌خواهد هیچ‌وقت بی‌انگیزه نمی‌شود و بدون حس منفی و خستگی درس می‌خواند. اما من هنوز یک درس را به طور کامل نخواندم که درونم تبدیل به میدان جنگ می‌شود. لابد مراقبه‌هایی که اول صبح و آخر شب انجام می‌دهم را با تمام توانایی و وجودم انجام نمی‌دهم.

شایدم فرکانس و طول موج‌هایی که می‌فرستم را با تمرکز انجام نمی‌دهم. از این همه جنگ با خودم خسته شدم، چهار ساعت است که در اتاق نشسته‌ام و فقط نیم صفحه ریاضی و یک خط عربی خواندم. از اتاق بیرون می‌روم و همین که مادرم مرا می‌بیند، برای پدرم چشم و ابرو می‌پراند که حضورم را اعلام کند. پدرم حرفش را قطع می‌کند. کنجکاو می‌شود که بدانم درمورد چه موضوعی صحبت می‌کردند که وقتی من رسیدم جا خوردند و آن را قطع کردند؟ هنوز در افکار خودم غرق هستم که مامانم میگه چطوری خانم دکتر؟ چه کار می‌کنی با درس هات؟ هنوز پاسخی ندادم که پدرم می‌گوید: «من مشغول کار هستم برات کلی کتاب کار تهیه کنم و با امکاناتی که برایت فراهم کردیم باید بتونی در کنکور یک رتبه خوب بیاوری.

مراقب باش با این همه امکاناتی که در اختیارت قرار دادیم بی‌انگیزه و کلافه نشی و تصمیم بگیری درس نخونی. ما تو را خیلی دوست داریم که برایت هزینه می‌کنیم». لبخند می‌زنم و با خودم می‌گویم چقدر من ناسپاسم که دارم این همه زحمت پدر و مادرم را با سینوسی درس خواندن به باد می‌دهم. مادرم ادامه می‌دهد که زن دایی می‌گوید: «دخترش خیلی پیشرفت کرده، ترازها و درصدهای آزمونش افزایش پیدا کرده است. من و پدرت نگرانیم و می‌ترسیم که قبول نشوی و به همین خاطر افسرده شوی. این را بدان که ما حاضریم هر کمکی به تو کنیم تا بتوانی در کنکور قبول شوی». در پاسخ می‌گویم: «من که مشکلی ندارم اما مادرم اصرار می‌کند و به هیچ عنوان قانع نمی‌شود.

پدرم حرف مادرم را تأیید می‌کند و طبق روال همیشگی کارنامه آزمون را آورده و شروع به تحلیل درصدها می‌کنند». بابام این‌طور جملاتش را ادامه می‌دهد: «دفعه قبل فیزیک را ۴۹ درصد پاسخ داده بودی و این دفعه ۴۹.۸ درصد. این یعنی نسبت به دفعه قبل تقریباً ثابت مانده‌ای و پیشرفت نکردی. تازه این‌که چیزی نیست دفعه قبل شیمی را ۶۸.۴ درصد پاسخ داده بودی اما این دفعه ۵۹ درصد و این یعنی پسرفت». تمام حرف‌هایشان این است که اگر بخواهی به همین روال ادامه دهی، در نهایت شیمی را صفر می‌زنی و در بقیه درس‌ها هم ریزش درصدها شروع می‌شود. از کل‌کل کردن‌های پدر و مادرم خسته می‌شوم و از جای خودم بلند می‌شوم که به داخل اتاق برگردم. پدرم هنوز هم مشغول صحبت است تا آخرین کلماتش را با رسیدنم به اتاق بشنوم. او همچنان از نگرانی خودش و مادرم می‌گوید و اینکه حسابی درس بخوانم که موفق شوم چون پدرم دوست ندارد جلوی همکارش کم بیاورد و بگوید فرزندم نتوانست در کنکور قبول شود. فرزند همکار پدرم، پزشکی را قبول شده بود و به همه شیرینی داده بود. حالا فکر می‌کنم که پدر من هم دنبال یک فرصت است که شیرینی قبولی مرا پخش کند و مرا به افتخار بزرگ زندگی‌اش تبدیل کند.

آخرین کلماتی که می‌شنوم این است که: «برو با تمام دقت درس بخوان تا شیرینی قبولی‌ات را بین همه پخش کنیم». به اتاقم برمی گردم و به کتاب تست زیست را باز می‌کنم که تست‌زنی را شروع کنم. از سؤال شماره ۲۵ شروع می‌کنم. سؤال ۲۵.۲۶، ۲۷.۲۸ و ۲۹ را که پاسخ می‌دهم، فقط سؤال ۲۸، درست از آب درمی‌آید و این یعنی از ۵ سؤال ۴ تا تست را اشتباه پاسخ دادم. ترس وجودم را در برمی‌گیرد. تست ۳۰ ضربه نهایی را بر من می‌زند زیرا این تست را هم اشتباه جواب دادم و ناگهان روحیه خودم را می‌بازم و این جمله مثل یک فایل ضبط شده در ذهنم تکرار می‌شود: «لابد مامان یک چیزی می‌داند که نگران من است و حتماً درصدهای کنکورهای آزمایشی نشان می‌دهند که امیدی نباید به آینده داشته باشم و کار برای من تمام است و فکر کنم باعث سرافکندگی پدرم شوم و او هیچ‌وقت به آرزوی پخش شیرینی قبولی من در پزشکی نرسد».

خوش به حال دختر دایی که در حال پیشرفت هست و اگر همین طور ادامه دهد قطعاً به رتبه خوبی در کنکور می‌رسد و رشته مورد نظرش را قبول می‌شود، اما من چی؟ من تا سال یازدهم خیلی خوب بودم و معدلم بالای ۱۹ ونیم بود اما نمی‌دانم چرا این مدتی که تصمیم گرفتم برای کنکور بخوانم ذره‌ای پیشرفت نکردم و جز حس منفی و ترس، هیچ حس دیگه‌ای ندارم. چرا حس خوب و خیال‌پردازی‌هایم پاسخ نمی‌دهد؟ من بی‌لیاقتم که درس خواندنم، کلکسیونی از افکار منفی و پسرفت‌های مداوم شده. حتماً پیشانی‌نوشت من هم همین است که تا آخر عمر، پشت کنکور باقی بمانم وگرنه همیشه بچه زرنگ کلاس بودم و امتحانات مدرسه را ۲۰ می‌شدم و به خاطر همین هم هست که پدر و مادرم طاقت ندارند بعد از این همه سال موفقیت و اولین بودن در کنکور قبول نشوم و دلشان بشکند و خستگی به روی دوش آن‌ها بماند. آلان دیگه نزدیک به زمان شام خوردن هست و امروز هم نتوانستم درس بخوانم. امیدوارم فردا که از خواب بیدار می‌شوم این جنگ‌های درونی تمام شود تا بتوانم برنامه‌ام را اجرا کنم. من خیلی از شب‌ها کابوس می‌بینم که در کنکور قبول نشده‌ام و خانواده مرا مورد لطف و محبت قرار نمی‌دهند. احساس تنهایی در آن کابوس‌ها حتی وقتی از خواب هم بیدار می‌شوم با من هستند. این جنگ درونی هر روز به هنگام درس خواندن در من شروع می‌شود و امیدوارم تمام شوند تا بتوانم درس بخوانم و واقعاً نمی‌دانم چطور می‌توانم از این افکار رهایی پیدا کنم.

مدل شماره یک
فقط خود دانش آموز
مدل شماره دو
دانش آموز​
خانواده
مدل شماره سه
دانش آموز
خانواده
فامیل
مدل شماره چهار
دانش آموز​
خانواده
فامیل
مدرسه
مدل شماره پنج
دانش آموز​
خانواده
فامیل
مدرسه
آموزش‌های نادرست
مدل شماره شش
دانش آموز​
خانواده
فامیل
مدرسه
آموزش‌های نادرست
ارتقای اندیشه

بر اساس داستان زندگی آن داوطلب کنکور، شما کدام یک از این نمودارها را به عنوان درست‌ترین عوامل اثر گذار روی زندگی او، انتخاب می‌کنید؟ معمولاً خانواده‌ها علاقمند که مدل شماره یک را انتخاب نمایند و بگویند همه چیز به خود دانش آموز بستگی دارد. مدرسه‌ها مدل دو را درست می‌دانند. طرف داران قانون جذب و آموزش‌های اشتباه در خصوص موفقیت (مثل کسانی که معتقدند اگر کاری را ۲۱ روز انجام دهی تبدیل به عادت می‌شود) یکی از مدل‌های سه یا چهار را انتخاب می‌کنند ولی برای کسانی که مغزشناسی را گذرانده باشند و دید عمیق‌تری داشته باشند قطعاً مدل پنج و شش را درست می‌دانند.

من نیز دقیقاً بر اساس مدل پنج و شش، تفکرات مشاوره‌ای خودم را بنا نهاده‌ام و در قسمت پرسش و پاسخ‌ها، الگوی ذهنی‌ام را اینطور بنا کرده‌ام که در هر شرایط روحی که یک دانش آموز یا داوطلب کنکور قرار می‌گیرد، حتماً تحت تأثیر نمودار پنج یا شش می‌باشد. نمودار پنج و شش از این حقیقت مهم نیز رونمایی می‌کند که موفقیت یک مسئله شخصی نیست. بلکه تک تک عناصر موجود در جامعه، به اندازه خودشان می‌توانند روی موفقیت یک فرد مؤثر باشند. دیدگاه من این است که موفقیت (به خصوص موفقیت در کنکور) یک اتفاق شخصی-فرهنگی است. یعنی یک شخص تحت تأثیر فرهنگی قرار دارد که می‌تواند او را موفق کند یا نکند.

بنابراین تمامی مطالب سایت کلبه مشاوره با همین دیدگاه فکری نوشته و تدریس می‌شوند و سعی می‌کنم که شخص را نسبت به فرهنگ اطرافش آگاه کنم تا بتواند خودش را بازشناسی کرده و ذره ذره به موفقیت نزدیک‌تر شود. پس اگر گاهی به راحتی دست از هدف می‌کشید و آن حرفه‌ای‌گری در مطالعه را از دست می‌دهید یا به عبارت دیگر، تداوم و روند مطالعه را کنار می‌گذارید. در واقع آگاهانه زندگی نمی‌کنید و تبدیل به آدم آهنی می‌شوید و تحت تأثیر نمودار پنج یا شش هستید. لازم است بدانید که اکثر مواقع در اثر تکرار یک رفتار نادرست، همه پازل‌های چیده شده فرو می‌ریزند و لازم است از اول شروع کنید و بی‌خبر از وجود یک رفتار نادرست، باز هم آن را تکرار می‌کنید.

به قول معروف از یک سوراخ چند بار گزیده می‌شوید بدون آنکه تحلیلی از وضعیت خود داشته باشید، مجدد همان رفتار نادرست را تکرار کرده و فرایند قبلی رخ می‌دهد. پیش می‌آید که باورهای نادرستی در مورد خود پیدا می‌کنید زیرا نتایجی که می‌گیرید با آنچه انتظار دارید همخوانی ندارد. برایتان چیزهایی پُر رنگ می‌شود که ارزشی ندارد و اتفاقاً مواردی که نیاز است بسیار مهم باشند را جدی نمی‌گیرید. بعضی مواقع هم سوالاتی دارید؛ مثلاً چطور تفکرات یا خاطرات منفی که باعث حس تنفر نسبت به درس یا اتاق مطالعه شده را از بین ببریم؟ کنکور، باعث تنها شدن دانش آموز یا داوطلب کنکور می‌شود.

همین شرایط موجب رشد و پرورش افکاری در فضای ذهنی او می‌گردد که اگر آنالیز نشوند، می‌تواند روند درس خواندن او را تحت تأثیر قرار دهد. مجموعه‌ای از این نیازها باعث شد تا این صفحه از سایت کلبه مشاوره را ایجاد کنم. برگه‌ای که در آن به پرسش و پاسخ پیرامون مغز و عملکردش بپردازیم. در مورد خودتان و فکرهای منفی‌تان بنویسید، توضیحی در مورد آنچه در درونتان می‌گذرد بدهید و سپس آنالیز رفتاری شوید و با ارائه راهکارها به سطح زندگی خود بیفزایید. بنابراین می‌توانید شرح وضعیت خود را از طریق فرم پرسش و پاسخ همین صفحه، بنویسید و ضمن تحلیل کامل رفتارهایتان، راهکارهای لازم را دریافت نمایید.

همانطور که می دانید، من روانشناس نیستم و نحوه آنالیز روحی و پاسخ دادن به پرسش‌های شما، بر مبنای مدل فکری خودم از مطالعات شخصی و تجاربی هست که داشته‌ام. در واقع، نوع نگاه خود را در مورد پرسش‌هایی که می‌پرسید با شما به اشتراک می‌گذارم و امیدوارم مفید واقع شود.

یک سؤال: چرا سایت کلبه مشاوره، در مطالب و همچنین پاسخ‌های مربوط به پرسش‌ها، از زبان ادبیاتی، واژگان مختلف و عبارت‌های کمتر مرسوم در بین عموم مردم، بهره می‌برد و به ندرت از زبان محاوره و رایج، استفاده می‌کند؟ جواب کوتاهش این می‌شود که یک ارتباط دو سویه بین زبان و قدرت تفکر وجود دارد. هرچه لغات متنوع‌تری برای انتقال مفاهیم بدانیم، تحلیل، پردازش و درک تجربه‌ها، برایمان در سطح بالاتری انجام می‌شود. به همین منظور، کلبه مشاوره به سهم خودش می‌کوشد تا با استفاده از ادبیات کمتر تکراری، به پویش ذهنی خود و مخاطبانش کمک کند. جواب بلند این سؤال به همراه منابع و مآخذ آن هم بماند برای دوره خاص خودش.

چند نکته در مورد پرسیدن سوال:

زیرعنوان نمونه برای این فصل

چند مورد در خصوص پرسش و پاسخ‌ها (کلیک کنید) فایل های ضمیمه

توضیح کوتاه برای درس

برای آنکه پاسخ اصولی‌تر و دقیق‌تری دریافت کنید، توصیه می‌کنم به موارد زیر توجه فرمایید:

الف) سعی کنید در پرسیدن سوال خویش، اطلاعات کاملی از وضعیت و شرایطی که در آن قرار دارید بدهید.

ب) لطفا پرسش‌های مربوط به قوانین کنکور را در صفحه «از من بپرسید قوانین کنکور» بپرسید.

پ) لطفا پرسش‌های مربوط به روحیه را در همین صفحه بپرسید.

ت) روش‌های مطالعه، مرور، خلاصه نویسی، تست زنی و یادگیری هر درس، از جمله سوالاتی به حساب می‌آیند که قابل پاسخ گویی در پیام نیستند چون این موضوعات به شناخت، پیگیری مستمر و استفاده از ابزاهایی مثل جزوه‌هایی که هر مشاور در اختیارش است، نیاز دارد.

930 پرسش و پاسخ
افزایش تمرکز با گوش دادن به موسیقی

سلام من کنکوری هستم هنگام مطالعه کردن درس وقتی سر و صداها زیاد هست اگر یه موزیک بی کلام و ملایم با ولوم پایین بزاریم توی گوشمون طوری که تمرکزمون روی درس بیشتر بشه آیا اشکال داره؟ چون گاهی وقتا هدفون خالی هم که میزارم بازم صداها زیادن ولی با موزیک تمرکزم بیشتر میشه میخواستم ببینم اختلالی توی مغزم ایجاد نمیشه با این کار؟ ممنون.
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. اگر موسیقی کاملا برای شما تکراری شده باشد طوری که مغز برای تحلیل آن درگیر موسیقی نشود، هیچ تاثیر منفی بر روی مطالعه ندارد. اما استفاده از هدفون یا هندزفری بیشتر از 50 دقیقه پشت سر هم، توسط پزشکان توصیه نمی شود. موفق ترین باشید.

خواندن بهینه ی لغات زبان

سلام آقای جدیدی من به خاطر اپلای دارم لغات GRE رو میخونم و با وجود این که دایره لغات خوبی دارم اما خیلی لغات سختی داره ممنون میشم نکاتی که در این خصوص وجود داره رو بگید.
رضا پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. چندین نکته وجود دارد که به شما کمک می کند: 1- شناختن پیشوندها و پسوندها: این موضوع حتی در کنکور نظام جدید هم اهمیت دارد. اگر شما بدانید که پیشوندها و پسوندها چطور روی معنای واژه اثر می گذارند آنگاه می توانید در درک لغات جدید راحت تر عمل کنید. عکسی که در زیر مشاهده می کنید نمونه ای از تمرین پیشوند و پسوند است که هر روز برای شاگردانم ارسال می کنم. یعنی ابتدا به آن ها در مورد اثر هر پیشوند و پسوند به طور کامل توضیح داده ام و حالا هر روز یک واژه را به صورت کامل پیشوند و پسوند گذاری شده، تمرین می کنیم.

همانطور که ملاحظه می کنید به جای حفظ کردن این همه واژه، ما فقط یاد گرفته ایم که پیشوند و پسوندها چطور واژه را تغییر می دهند و بعد، بقیه واژه ها را معنا سازی می کنیم. اینطوری دامنه لغت و چشمان مان به متون انگلیسی آشنا می شود و هرگاه در ریدینگ با لغاتی مواجه شدید که برای تان جدید بود، خیلی سریع می توانید پیشوند و پسوندها را جدا کرده و به معنای اصلی برسید.
2- واژه های مرکب: در زبان فارسی هم واژه های مرکب داریم مثلا «راه آهن» مرکب است که از دو واژه «راه» و «آهن» تشکیل شده است. همین قاعده را در در زبان انگلیسی هم داریم مثلا «farmhand» که از دو واژه «farm» و «hand» ساخته شده است و معنی تحت الفظی آن می شود دست مزرعه و معنای بهترش می شود کارگری که در مزرعه کار می کند یا همان کمک کشاورز. وقتی چشمان شما به واژه های مرکب عادت کند آنگاه واژه ها را بزرگ و سخت تصور نمی کنید بلکه آن ها را ترکیبی از واژه های کوچک می بینید که معنی کردنش برای شما آسان است.
3- واژه های آزمون های بین المللی سخت تر از کنکور است و در این هیچ شکی نیست اما روش لغت خوانی را هم بایستی تغییر بدهید. به عکس زیر نگاه کنید. من هر روز با کمک کلمه های سنگین املایی و معنایی ادبیات کهن که در کتاب درسی ادبیات نظام جدید وجود دارد و برای کنکور مورد استفاده قرار می گیرد، جملات معنادار مشاوره ای می سازم و برای شاگردانم ارسال می کنم.
این جملات و مفهوم آن ها با حال و هوای شاگردانم سازگاری دارد زیرا آنان در خصوص مغز و روش کاری آن اطلاعاتی را از بنده کسب می کنند و حالا کلمات سنگین ادبیات را در این جملات آشنا با حال و هوای روزهای کنکور هر روز دریافت می کنند.

آن ها با خواندن این جملات، اولا کلمات سنگین املایی و معنایی را در قالب جملات معنادار متناسب با کنکور یاد می گیرند و دوما به خاطر سپاری و ثبت ذهنی برای شان آسان تر می شود چون این لغات دقیقا برای شرایط و حال و هوای این روزهایشان نوشته شده است. مشابه همین کار را طبق برنامه ای که داریم از هفته آینده قرار است با لغات زبان انگلیسی برای شان انجام دهم. یعنی لغات کتاب درسی را در قالب جملات معنادار مشاوره ای به آن ها می دهم تا چیدمان کلمات را در قالب جملات بیاموزند.
البته شاید بگویید که دیکشنری برای هر کلمه چندین مثال زده است و از آن ها استفاده کنیم که راحت تریم و دیگر نیاز به جمله سازی نیست. یا احتمالا بگویید همین کلمات فارسی که من استفاده می کنم که خب در متن کتاب درسی موجود است چرا همان متن را نخوانند. موضوع مهم این است که آن کلمات در متن کتاب در قالب یک متن کهن آمده یا مثال های دیکشنری حالت کلی دارند و ارتباطی با شرایط و ذهنیت شما ندارند.
من وقتی کلمات را در قالب جملات متناسب با حال و روزم بیان می کنم آن گاه است که ارتباط عمیقی با آن کلمات برقرار می کنم. وقتی سعی می کنید بر اساس شرایط زندگی تان کلماتی که می آموزید را جمله بندی کنید آنگاه است که ماندگاری و بهره وری یادگیری تان را افزایش می دهید. بنابراین شما هم می توانید با این تکنیک ها، خود را توانمند کنید.
4- سایت خوانی کنید: این توصیه را فقط به افرادی مثل شما که آزمون بین المللی شرکت می کنند یا به کسانی که در آزمون منحصرا زبان می خواهند ثبت نام کنند و بایستی دامنه وسیع تر و حتی کف خیابانی تری داشته باشند، ارایه می دهم. دانش آموزان رشته های تجربی و ریاضی و انسانی و هنر لازم نیست چنین کاری کنند زیرا آن ها بیشتر بایستی تست بزنند.
شما که آزمون بین المللی شرکت می کنید بایستی سعی کنید سایت خوانی به زبان انگلیسی را انجام دهید. حتی برخی از عزیزان به بنده لطف دارند و با کمک قابلیت ترنسلیت مرورگر کروم، سایت بنده را انگلیسی می کنند و شروع به خواندن مطالب می کنند. بنابراین شما می توانید سایت های انگلیسی یا سایت های فارسی (ترنسلیت شوند به انگلیسی) مورد علاقه تان را مطالعه کنید و سرعت درک و نشستن کلمات در ذهن تان را افزایش دهید.
5- از چتروم های انگلیسی استفاده کنید. این توصیه هم به هیچ وجه برای کنکوری ها نیست. کنکوری ها ان شالله بعد از کنکور برای بالا بردن دانش زبانی شان این پیشنهاد را انجام دهند ولی قبل کنکور به هیچ وجه به آن ها توصیه نمی کنم. اما برای شما که آزمون بین المللی دارید حتما به چتروم ها بروید. من در شروع یادگیری زبانم وارد چتروم های انگلیسی می شدم و با این پرسش که هزینه زندگی در کشور شما برای دانشجویان خارجی چقدر است؟ یک مکالمه راه می انداختم و کلی لغت و اصطلاح به روز یاد می گرفتم.
آن ها به من گزارش های خوبی از مکان ها و فروشگاه های ارزان قیمت می دادند و چون یک سایت را آن ها معرفی می کردند با اشتیاق بیشتری آن را مطالعه می کردم و دامنه لغتم را گسترش می دادم. لطفا با خودتان نگویید که من شهامت صحبت با یک خارجی را ندارم و اگر تایپ تند نداشته باشم یا اگر غلط املایی و گرامری داشته باشم آبرویم می رود.
کلمه آبرو فقط برای فرهنگ کشور ماست و هیچ یک از مردم دنیا عمرا با این اصطلاح آشنا نیستند پس با خیال راحت چت کنید و اجازه دهید کمبود دامنه لغت را حس کنید. بله این دقیقا مهم ترین خاصیت چتروم است که وقتی چت می کنید تازه متوجه خلاء های لغتی می شوید. در ضمن سعی کنید در چت های تان از لغاتی که مربوط به آزمون بین المللی تان است استفاده کنید.
هر چقدر بیشتر مواجه با این خلاء های ذهنی شوید بیشتر هم متوجه نیازتان به یادگیری و گسترش کلمات می شوید به اضافه اینکه در چت های تان آهسته و آرام چشم های تان به کلمات عادت می کند و قدرت بالاتری پیدا می کنید. 6- سعی کنید همینطوری که با خودتان فکر می کنید، کلمات انگلیسی را به کار ببرید. استفاده از کلمات انگلیسی در لابلای فارسی صحبت کردن هایتان به ایجاد پیوند این لغات در زندگی کمک کرده و معنای آن را آسان تر به خاطر خواهید سپرد.
7- این توصیه یک دستور العمل کلی در خصوص درس زبان است. هرگاه آموزش را محدود به کتاب درسی کنید و فقط یک چارچوب خشک تصور کنید که بایستی در آن گام بردارید آنگاه فرایند یادگیری خود را محدود به شرایط سخت کرده اید. اما بگردید به دنبال روش هایی که کمک کند آن لغات را در قالب زندگی روزمره خود بیاموزید. آنگاه درس زبان را عمیق تر، زودتر و با خاطر سپاری طولانی تر، می آموزید.
به طور مثال این «فایل PDF لغات رایج انگلیسی در زبان فارسی» را دانلود کرده و مشاهده کنید. من هر روز یک برگ از لغاتی انگلیسی که در مکالمات روزمره استفاده می کنیم ولی نمی دانیم که انگلیسی آن کلمات چطور نوشته می شود را به شاگردانم می دهم. علاوه بر اینکه آن ها را با لغات پرکاربرد انگلیسی آشنا می کنم، دو خاصیت دیگر هم برای شان دارم: الف) این باور را دارند که می توانند لغات انگلیسی را از همه وسایل اطراف شان استخراج کنند و همه آن ها دامنه لغت حساب می شود. ب) فرم انگلیسی همه این کلمات پر کاربرد را یاد می گیرند و حتی می توانند واژه های وابسته به هر گروه از کلمات را هم بیان کنند.
این جزوه مشغول یاد دادن لغات انگلیسی است که اتفاقا در کنکور و کتاب درسی هم تکرار شده اند و هرگز با خواندنش این فکر را ندارید که در حال یادگیری یک درس خشک هستید و بدون اینکه افکار مخصوص کلاس درس به شما دست دهد، کلی لغت یاد می گیرید. شما هم بایستی این روشمندی را در لغات کتاب آزمون بین المللی خود بوجود آورید.
8- تمام تنظیمات گوشی، کامپیوتر و شبکه های اجتماعی که استفاده می کنید را به زبان انگلیسی برگردانید. آنگاه خواهید دید که تصاویر ذهنی ایجاد شده از این گزینه ها چطور می تواند به حجم زیادی از دامنه لغات تان کمک کند و چشم هایتان را به کلمات انگلیسی عادت دهد. از این لحظه به بعد تمام خطاهای که گوشی یا کامیپوتر به شما می دهند را بخوانید و ترجمه کنید و بعد روی دکمه های Ok یا next کلیک کنید. بایستی تا می توانید محیط خود را به زبان انگلیسی شبیه کنید و در این اتمسفر، زندگی کنید. موفق ترین باشید.

یادگیری زبان انگلیسی

سلام راستش وقتی بچه بودم خیلی زبان انگلیسی رو دوست داشتم و خیلی دوست داشتم هرچه زودتر یاد بگیرم ولی بنا به این دلیل که دیگران فکر میکردند نکنه من از این درس زده بشم یا بخاطر اینکه چون بابام زبان انگلیسیش بخاطر شغلش فول هست و هر روز کنفرانس های انگلیسی برگزار میکنه منو کلاس نفرستادند.
یا حتی اینکه بابام اصلا شیوه یادگیری زبان رو که در کلاس ها اجرا میکنن قبول نداشت.در نتیجه این باور درمن شکل گرفت چون من کلاس نمیرم پس تا ابد انگلیسی رو یاد نمیگیرم با اینکه بابام تمام روزهای تعطیل رو با من زبان کار میکرد و حتی داستان هایی رو به زبان انگلیسی برام میخوند ولی چون همش به این فکر کرده ام که همه دوستام از سن ۵ یا ۶ سالگی کلاس رفتن ولی من نرفتم باعث شده که الان از این درس زیاد خوشم نیاد.
یجورایی حس میکنم همه روی اخرین پله های نردبان ایستادند و من روی زمین وایستادم بنابراین دیده نمیشم یا یجورایی همه اکسیژن ها رو اونا دارن مصرف میکنند و چیزی به من نمیرسه (امیدوارم متوجه منظورم شده باشید) یا اینکه همیشه تصور کردم که حتی اگر در این درس زیاد کار کنم بازم متن و گرامری رو ممکنه بیارن که خارج از کتاب درسی باشه!
همیشه هم همینطوری بوده ولی بعدا تجربه بهم ثابت کرد که هر چقدرم کلمات اون متن خارج از درس باشه و ندونم که چی نوشته ولی بازم درحد درک و فهم و درسی هست که خوندم ولی بازم نسبت به این درس علاقه ایی نشون نمیدم من دانش اموز قوی هستم تقریبا درصدام و ازمونام در حد یه دانش اموز قوی هست ولی نمره و درصد زبانم همیشه زهرشو تو کارنامه نوبت یا ازمونای دیگه میریزه.
یجورایی انگار همش خودمو تو این درس ناتوان میبینم درحالیکه زبان عربی با اینکه زبان مادریم نیس ولی همیشه تو این درس فول بودم برعکس خیلی از دانش اموزای دیگه که از این درس تنفر دارن یا فکر میکنن متوجه این درس نمیشن من شکر خدا تو این درس مشکل ندارم با اینکه اکثر سوالات و متنش تو کنکور خارج از کتابه.
حتی بابام بهم میگه یه بچه وقتی میخواد زبان مادریشو یاد بگیره نمیاد که از گرامر و حفظ کردن کلمات شروع کنه بلکه طبق چیزایی که از اطرافیان میشنوه دست و پا شکسته شروع میکنه به تلفظ کردن و حتی ممکنه ندونه معنی کلمه ایی که میگه چی هست؟! و تو هم میتونی با خوندن داستان ها و گوش دادن به صوت های زبان درک مطلب یا حتی به انگلیسی فکر کنی. با وجود این راهکارا ، ممنون میشم راهنماییم کنید که چگونه باورامو بسازم و طبق راهکار های درست و ارائه شده توسط بابام پیش برم؟

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. همانطور که به درستی اشاره کردید، مشکل شما با درس زبان، مسئله ای ذهنی و ناشی از باورهایی است که در مغزتان، شکل گرفته و اگر این مسایل حل شوند، آنگاه در این درس به اوج می رسید. برای حل این مسئله، از اینجا شروع می کنیم که چرا نسبت به زبان این باور منفی را دارید؟
طبق توضیحاتی که در متن نوشته اید، بنده این دلایل را متوجه شدم که در ادامه می نویسم. مسلم است که اگر شناخت بیشتری از شما داشته باشم به دلایل بیشتری هم می رسم. دقت کنید که برخی از این دلایل را شاید به صورت مستقیم لمس نکنید ولی دقیقا در برنامه ریزی های ذهنی شما وجود دارند. بنده هر دلیل را به صورت یک قطعه از پازل مطرح می کنم و آخر سر این قطعات را کنار هم می چینیم تا ببینیم تصویر نهایی چه می شود پس شروع کنیم.
قطعه پازل اول: اگر کسی بخواهد در درسی مثل زبان انگلیسی موفق شود بایستی به کلاس رفته باشد. قطعه پازل دوم: اگر دوستت از تو جلوتر است، پس تو توان یادگیری ات کم می شود. قطعه پازل سوم: هرکاری که اکثر افراد انجام بدهند، آن کار حتما درست است و اگر من آن کار را انجام نداده باشم پس عقب افتاده ام. قطعه پازل چهارم: چون پدرم زبانش خوب است، نگران زده شدن من بوده اند.
برای همین اگر زیادی به سمت زبان بروم از آن متنفر می شوم در نتیجه کمتر بخوانم. قطعه پازل پنجم: من در یادگیری زبان انگلیسی مشکل دارم و در یادگیری بقیه زبان ها مثل عربی هیچ مشکلی ندارم. پس معلوم می شود که درس زبان یک درس سخت و حل نشدنی برای من است.
اگر این 5 قطعه پازل را کنار هم بچینیم، تصویر حاصل، این جمله است: «زبان انگلیسی را رها کن، عمرا یادش نمی گیری». مغز شما برای تاکید این جمله حتی به خاطرات مدرسه و نمرات ضعیف هم متوسل می شود تا به خوبی این جمله را درست نشان دهد، در حالی که شما هیچ گاه یک مطالعه منظم و با برنامه روی زبان انگلیسی را شروع نکرده اید. پس معلوم است که نمرات خوبی هم نخواهید گرفت. حالا می خواهید از این شرایط خود را جدا کنید؟
فقط کافی است هر قطعه از این پازل ها را از بین ببرید. اگر می پرسید چگونه؟ بایستی در پاسخ بگویم که هر کدام از پازل ها نیاز به کلی صحبت دارد و اینطور نیست که بشود در چند خط، تغییرات را ایجاد کرد. لطفا این قطعات پازل را به مشاورتان ارایه دهید و ایشان طی طول دوره مشاوره شان، تغییرات را روی شما ایجاد کنند.
نکته مهمی که بایستی به آن اشاره کنم این است که این پنج قطعه پازل می تواند در بقیه قسمت های زندگی و درس های دیگر هم سر و کله شان پیدا شود. چون وقتی مغز بداند که با این پازل ها می تواند جلوی تان را بگیرد پس برای بقیه بخش ها هم استفاده می کند. به طور مثال، ممکن است اگر کسی زودتر از شما تست ریاضی و فیزیک را حل کند آنگاه قطعه پازل دوم، به شما حل کند و مغز بگوید:
خب بقیه بهتر از تو بلد هستند و تو هم که چیزی نمی دانی پس کلا بیخیال درس های ریاضی و فیزیک. پس با آگاهی که به شما دادم به خوبی می توانید مسیر تغییر را طی کنید و کلک های مغز را نخورید. در ضمن الان 5 نقطه ضعف فکری شما هم مشخص شده اند و چون آگاهی بدست آورده اید، انتظار دارم که مراقب این 5 مورد باشید.
در انتها بایستی بگویم که توصیه های پدر محترم تان در مورد یادگیری زبان کاملا درست و مورد تایید هستند. البته برای کنکور، قطعا فرصت استفاده از این روش ها نمی شود چون در کنکور دامنه لغت + تسلط روی گرامر حرف اول را می زند. شما ان شالله بعد از کنکور و برای یادگیری همه جانبه درس زبان، طبق توصیه پدر محترم پیش بروید و مطمئن باشید برای یادگیری زبان نتیجه مثبت می دهد اما در کنکور به دلیل محدودیت زمانی، بایستی روش یادگیری را متناسب با کنکور انتخاب کنید. موفق ترین باشید.

رمز موفقیت چیست؟

سلام مجدد بسیار ممنونم بابت وقتی که گذاشتید و به سوالات من جواب دادید سوال دیگری در ذهنم ایجاد شد که اگر با این روش های بازاری از جمله جملات مثبت خواندن و به هدف فکر کردن و… نمی شود به هدف رسید، پس رمز موفقیت چیست؟ باید چه باورهای برای موفقیت چه در زمینه کنکور چه در زمینه دیگر مسائل داشته باشیم تا به موفقیت برسیم؟
مسلما یکی از این فاکتورها تلاش کردن است که برای همین تلاش کردن باید فاکتورهای زیادی به موقع و با نظم همچون پازل کنار یکدیگر چیده شوند تا آن فکر و ایده را بتوانیم با تلاش کردن اجرا کنیم وگرنه روزانه کلی ایده ها و اعمال زیادی در ذهن انسان خطور میکند که با عمل کردن به آن می تواند موفق شود ولی اینکار را انجام نمی دهد
چه عواملی می تواند باعث شود تا بتوانیم با عمل کردن به آن موفق شد؟ ایا اعتماد به نفس که به شدت همه از آن سخن می گویند لازمه موفقیت هست؟ اخه بعضی وقتا به راهی که اکثریت می روند یا فکر می کنند شک میکنم چون تاکنون تجربه زندگیم به من ثابت کرده که هر کاری یا فکری که اکثر مردم دارند درست نیست!

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. در پرسش قبلی به این نتیجه رسیدیم که برای موفقیت لازم است برنامه درسی اصولی به اضافه مغزشناسی داشته باشیم که بتوانیم به موفقیت برسیم. حالا همین مغزشناسی به خاطرات، احساسات و تفکرات تقسیم می شود که در مورد هر کدام بایستی صحبت شود و با درک و شناختی که بدست می آید، می توانید به سطح بالاتری برسید. موفق ترین باشید.

چگونگی رفتار با بچه ها

سلام آقای جدیدی من مادری ۳۸ ساله هستم و یه دختر دارم که کلاس دوم ابتدایی هست من خیلی وقت میگذارم برا کار کردن با دخترم راستش از وقتی که مدرسه ها مجازی شده یه کم برا بچه ها سخت شده درس خوندن از یک طرف خوشحالن که مدرسه ندارن که خسته بشن از طرفی هم چون اموزش مجازی هست ما مجبور هستیم خودمون با بچه ها کار کنیم تا پایه درسیشون ضعیف نشه از الان.
من یه کم حساس هستم و دوست دارم زمانی که میگم دخترم بشینه و درساش و تکلیفهاش رو کامل تا زمانی که من میگم بنویسه بعد بلند شه بره به بازیش برسه اما دخترم بازیگوش هست یعنی اگه ۲۴ ساعت ازش بخوای اذیت کنه این کار رو انجام میده اما وقتی میگم مامان بیا تکلیفاتو انجام بده بهونه درمیاره که خستم یا خوابم‌میاد و موقع نوشتن تکالیف گریه میکنه درست نمینویسه و گاهی ازشدت عصبانیت منم باهاش دعوا میکنم
راستش میخواستم ازتون کمک‌بگیرم که اگر امکانش هست شیوه برخورد با بچه ها وقتی میخوایم باهاشون کار کنیم باید چطوری باشه رو برام توضیح بدید؟ وقتی خسته میشن از درس خوندن ایا بگذاریم برن بازی کنن هروقت خواستن درساشون و بنویسن یا نع؟ اگر راهنماییم کنید واقعا ممنون میشم.چون یه کم ترسیدم برخوردام طوری باشه که روی دخترم در ایدنه اثرات منفی بگذاره.

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. امیدوارم همه کنکوری‌ها این پاسخ را بخوانند چون اولاً متوجه خیلی از اشتباهات تربیتی خودشان می‌شوند و می‌توانند اصلاح نمایند و دوما خودشان یک روزی پدر یا مادر می‌شوند و قطعاً دانستن یک سری مطالب به آن‌ها کمک می‌کند فرزندشان را اصولی برای زندگی آینده‌اش تربیت کنند.
نکاتی در پیام شما وجود دارد که لازم می‌دانم در خصوص آن‌ها صحبت کنیم که این موارد را به ترتیب شماره‌گذاری کرده و ارائه می‌دهم. 1- بنده نمی‌دانم که شرایط مدرسه فرزندتان به چه صورت است و آیا هیچ نظم و ترتیبی دارند یا خیر؟ درهرصورت، اولین توصیه به مادران این است که چه در روزهای مدرسه و چه روزهای غیر تعطیل، سعی کنید ساعت خواب‌وبیدار بچه‌تان منظم باشد.
تقریباً همه ما در دوره کودکی، در تابستان‌ها و یا روزهای تعطیل، تا ساعت 11 یا 12 ظهر می‌خوابیدیم و شب تا دیروقت بیدار بوده‌ایم. خب وقتی من به‌عنوان یک کودک، متوجه می‌شوم در روزهای تعطیل و تابستان می‌توانم دیرتر بخوابم و دیرتر بیدار شوم و آزادی کامل دارم آنگاه چطور پدر یا مادرم انتظار دارند در روزهای مدرسه در یک چشم به هم زدن؛ این لذت‌ها را کنار بگذارم و تبدیل به فردی شوم که مرتب و منظم درس می‌خواند؟
پس اولین نکته این است که خواب کودک بایستی در همه روزهای سال تقریباً مشابه باشد چه فردا تعطیل است چه نیست، چه مدرسه حضوری است و چه غیرحضوری، نظم در خواب کودک بایستی رعایت شود. البته دقت کنید که دچار افراط هم نشوید. قطعاً همه 365 روز سال را نمی‌شود این‌طور بود ولی سعی کنید اکثر روزهای سال، نظم در خواب کودکتان مشاهده شود و چند روز در طول یک سال اگر خوابش از چارچوب خارج شود اصلاً مشکلی ایجاد نمی‌کند. 2- در روزهای تعطیل و ایام تابستان، همه‌وقت کودک نبایستی به بازی گذرانده شود. درواقع، این تفکر که مدرسه مثل زندان است و روزهای تعطیل و تابستان مثل آزادی از این زندان است، را از ببین ببرید، چگونه؟
فقط کافی است که در روزهای تعطیل و تابستان نیز تکالیفی برای انجام دادن داشته باشند که برای کودک شما تا قبل از 9 سالگی حدود 1 تا 2 ساعت تکلیف در روز یک مقدار استاندارد و پذیرفته‌شده است. اگر روزهای تعطیل و حتی تابستان هم همراه با تکلیف باشد، آنگاه این شباهت‌ها، پذیرش انجام تکلیف برای مدرسه را آسان‌تر می‌کند. با همین دستورالعمل ساده، رغبت فرزندتان به اجرای تکالیف مدرسه‌اش افزایش می‌یابد.
3- همان‌طور که اشاره شد، میزان تکلیف برای کودکان تا قبل از 9 سال بین 1 تا 2 ساعت بایستی باشد. بنابراین اگر در مدرسه‌ای ثبت‌نامش کرده‌اید که میزان اجرای تکالیف برای او کمتر از این مقدار یا بیشتر از آن است، بایستی موضوع را با معلم محترمش در میان بگذارید.
حجم زیاد تکالیف باعث دل‌زدگی و ایجاد حس ناتوانی در کودک می‌شود و از آن‌طرف حجم تکالیف کم نیز اثر نظم‌پذیری و مقید بودن را ایجاد نمی‌کند. بنابراین اگر معلم محترم سعی کند تکالیف را طوری تنظیم کند که کودک شما بین 1 تا 2 ساعت درگیر باشد بسیار عالی است. 4- مدرسه بایستی استاندارد رفتار کند.
اگر مدرسه‌ای که فرزندتان در آن درس می‌خواند، سخت‌گیر باشد یا از آن‌طرف بی‌برنامه عمل کند؛ در هر دو صورت به فرزند شما ضربه وارد می‌کند. بنابراین مطمئن شوید که مدرسه و سطح دانش آموزان در حد و اندازه توانایی‌های کودک شما باشد. اگر مدرسه در سطح مورد انتظار کودکتان باشد، تمایل برای اجرای تکالیف در او افزایش می‌یابد.
ساده‌ترین راه برای تعیین وضعیت مدرسه توجه به حرف‌های کودک است که در بین جملاتی که از مدرسه می‌گوید به‌خوبی تعیین‌کننده این است که آیا محیط مدرسه و همکلاسی‌ها و معلمش را دوست دارد یا خیر. 5- آن‌طور که من متوجه شدم کودکتان هیچ حضوری در مدرسه ندارند برای همین وقتی صبح طبق عادت اکثر روزهای سال که در مورد یک توضیح دادم از خواب بلند شد، سعی کنید به او فرصت بدهید تا کمی آرامش پیدا کند، صبحانه‌ای بخورد و شرایط فکری‌اش کاملاً هوشیارانه شود.
وقتی به چنین شرایطی مثلاً بعد از حدود نیم ساعت رسیدید، حالا با یک ارتباط کاملاً مادرانه و عاطفی، بدون زورگویی و نگاه از بالا و اجبار، از کودکتان بخواهید که تکلیف‌های امروزش چیست؟ چقدر باید مشق بنویسد و به نظرش چند صفحه می‌شود و اگر بخواهد وقت بگذارد تا چه موقع تمام می‌شود؟
حتی از او بخواهید که دفترچه یادداشتش را بیاورد تا با هم ببینید تکالیف امروزش چیست و چه کارهایی باید انجام دهد؟ هر چقدر این تعامل را بهتر ایجاد کنید او را برای اجرای برنامه درسی، مشتاق‌تر می‌کنید. این ارتباط و پرسش از اینکه او تکالیفش را با همان ادبیات کودکانه تخمین بزند یا مدتی را برایش مشخص کند باعث می‌شود تا خود کودک از نظر ذهنی با تکلیف درگیر شود.
وقتی او حجم را مشخص کرد حالا سؤال مهم این است که چه ساعتی را برای اجرای تکالیفش در نظر گرفته است؟ اصلاً در این جا نباید دخالت کنید و بگذارید خودش به شما ساعت و زمان بدهد و تعیین کند که چه موقع را انتخاب می‌کند. تنها چیزی که از او می‌خواهید این است که من این ساعتی که برای درس خواندن تعیین کرده‌ای را به تو یادآوری می‌کنم که در این ساعت مشق‌هایت را بنویسی و سعی کنید این موضوع را با حالت عاطفی و مادرانه به او بگویید تا بپذیرد این یادآوری طبق قراری است که با هم دارید.
حالا کودک را رها کنید تا طبق خواسته‌هایش رفتار کند ولی رأس ساعتی که قرار گذاشته بودید به او یادآوری کنید که وقت انجام تکالیف هست. توصیه من این هست که معمولاً پدر یا مادر یک تکلیف شبیه کاری که کودک انجام می‌دهد را در آن ساعت انجام دهند. مثلاً کتاب بخوانید یا خودتان اگر می‌خواهید حساب و کتاب‌های زندگی‌تان را انجام دهید در این زمان اجرا کنید. در محل درس خواندن کودک حاضر باشید ولی مشغول کارهای خویش باشید و در هنگام اجرای تکالیف هرگز زورگویی نکنید یا حتی نظری هم ندهید مگر آنکه خودش از شما بخواهد که نظری بدهید یا اینکه تکلیفی توسط معلم محترم گفته شده که شما بایستی به او کمک کنید.
در غیر این صورت کاملاً او را آزاد بگذارید تا تکلیف را انجام دهد. خب شاید بپرسید که کودکتان یک‌زمانی را مشخص می‌کند ولی پایبند به زمانش نیست و آن قرار را نادیده می‌گیرد. در اینجا کافی است فقط با رعایت احترام، دلیل را از او بپرسید؟ و بگویید چرا این زمان که انتخاب کردی الآن مناسب نیست؟ این سؤالات به او کمک می‌کند تا بفهمد برای چه نمی‌خواهد الآن تکالیفش را انجام دهد. معمولاً اگر دلیلی برای شما می‌آورد و قرار تازه‌ای می‌گذارد مثلاً نیم ساعت دیگه صدایم کن تا بنویسم.
این قرار را بپذیرید و با او کنار بیایید. دقت کنید، شما نباید جلاد کودک شوید. بلکه بایستی سعی کنید مشکل او را با پرسش محترمانه از خودش پیدا کرده و او را برای حل مشکلش کمک کنید. او باید بداند که در کنارش هستید نه در مقابلش. حالا وقتی تکلیفش را انجام داد بایستی حتماً پاداش دریافت کند. لازم است حس خوشایند اجرای تکالیف را در او ایجاد کنید.
کودک بایستی بداند که انجام تکالیف می‌تواند باعث دریافت پاداش شود و رغبت در اجرای آن را کسب کند. می‌دانید چرا پاراگرف بالا را گفتم؟ اکثر والدین می‌گویند زودتر تکلیفت را انجام بده تا از شَر آن راحت شوی. انگار که تکالیف مدرسه برای شکنجه کودک طراحی شده‌اند. بنابراین به جای آنکه دنبال تمام شدن تکلیف برای کم شدن درد شکنجه در کودک باشید به او بیاموزانید که اجرای تکالیف همراه با پاداش و لذت است.
6- کلاس‌های اضافه برای همه ما انسان‌ها یک فشار روانی ایجاد می‌کند. بسیاری از خانواده‌ها از کلاس‌های فوق‌برنامه مثل زبان انگلیسی یا ورزش برای فرزند خود استفاده می‌کنند. این نوع کلاس‌ها اگر با دقت انتخاب نشوند قطعاً میل به انجام تکالیف مدرسه را کاهش می‌دهند. سه شرط برای کلاس اضافه بایستی در نظر بگیرید:
الف) این کلاس اضافه بایستی به میل کودک انتخاب شود. مثلاً اگر قرار است او کلاس زبان انگلیسی برود و هنوز میلی به آن ندارد و شما او را در این کلاس ثبت‌نام کنید؛ مجموعه‌ای از خاطرات منفی را برایش رقم زده‌اید. بنابراین بهتر است از قبل رغبت را در او ایجاد کنید، مثلاً کارتن‌های انگلیسی برایش نمایش دهید تا او درگیر شود و تمایل به یادگیری پیدا کند.
ب) این کلاس‌های اضافه نباید همه وقت کودک را پر کند. برخی پدر و مادرها طوری برنامه فرزندشان را پر می‌کنند که این فرزند جای نفس کشیدن ندارد. با همچین فشردگی قطعاً فرزندتان دچار فرسودگی می‌شود. یادتان باشد تا قبل از 11 سالگی، همه بچه‌ها بایستی با انجام تکالیف و کلاس‌های اضافه و بازی‌های درون خانه یا بیرون، باز هم یکی دو ساعت خالی برایشان بماند. اگر این آزادی زمانی را احساس کنند بسیار رغبت به انجام تکالیف مدرسه در آن‌ها افزایش می‌یابد.
پ) برای ثبت‌نام در کلاس‌های فوق‌برنامه حتماً مطمئن شوید که کلاس در سطح بچه شماست. من با خانمی کار می‌کردم که هرگز زبان را در حد اینکه بتواند روی درصدش برای کنکور حساب کند، یاد نگرفته بود و علتش این بود که وقتی شش‌ساله بود خانه‌شان را عوض می‌کنند و به محله دیگری می‌روند. در آن محله جدید، وارد مهدکودکی می‌شود که فوق‌برنامه زبان انگلیسی داشته است.
اما چون او حدود دو هفته‌ای دیرتر به این کلاس‌ها اضافه شده بود، نمی‌توانست مثل بقیه باشد و احساس می‌کرد از بقیه کمتر می‌داند. برای همین از زبان انگلیسی متنفر شده بود و حتی متوجه تأثیرات منفی روی اعتماد به نفسش هم شدم. در نتیجه بسیار دقت کنید که کلاس‌های فوق‌برنامه حتماً در سطح و شرایط فرزند شما باشد و در او خاطرات تلخ ایجاد نکند.
البته موضوع فرزند پروری فقط همین موارد نیست بلکه می شود کلی صحبت کرد اما با محوریت پرسش شما به این موضوعات اشاره کردم. در ضمن فراموش نکنید که بایستی صبوری هم کنید تا همه این آموزش ها در افکار فرزندتان وارد شود و اینطور نیست با یک روز و یک بار کار کردن به نتیجه مثبت برسید. همچنین خود شما به نظر می رسد کمال گرا و با انتظارات سنگین هستید که این مورد را هم ابتدا بررسی کنید که دارید یا خیر و اگر داشتید، مراحل برطرف کردنش را طی کنید تا اثرات منفی روی زندگی خود و خانواده نداشته باشد. موفق ترین باشید.

انرژی منفی همنشین

خیلی ممنونم بابت پاسختون‌. ببخشید شما گفتید که انرژی منفی و مثبت وجود ندارد، پس اینکه میگن ادمای موفق کسانی اند که گفت و گوی درونی مثبتی دارند که به نقل قول عموم این افراد انرژی مثبت به خودشون میدن واقعا چنین چیزی وجود نداره؟ یعنی مثلا من وقتی به هدفم فکر میکنم و یجورایی برای رسیدن بهش انرژی میگیرم تا بیشتر تلاش کنم اینکار اشتباهه؟
بیشتر منظورم اینه که یعنی خودمون انتخاب میکنیم که از چه چیزی تاثیر بگیریم؟ راستش اگه منظور شما از انرژی مثبت کلیپ های انگیزشی هست که با تصاویر و اهنگ های هیجانی سعی در ایجاد انگیزه دارند با شما موافقم چون این کلیپ ها که به قول خودشون انرژی مثبت میده چیزی جز بالا پایین بردن هورمون ها نیست و من در اخر کلیپ بیشتر احساس خشم میکنم تا احساس انگیزه.
ولی اگر این انرژی مثبت دایره گسترده تر داری مثلا من برای خودم هدفی تعیین میکنم و از تصور آن حس مثبتی میگرم تا بیشتر تلاش کنم یا حتی به من تلنگری زده می شود (چه از جانب خودم چه از جانب دیگران) که به اصطلاح به خودم میایم ایا چنین حس ها به معنی همان “انرژی مثبتی” است که عموم می گویند؟
اینکه میگن باید همنشین یا دوست خوب برای خودتون انتخاب کنید چون انسان به شدت از دوستان و همنشین هاش رنگ میگیره خوب حالا بنظر شما ما بدون اینکه واقعا بخوایم از بدی یا منفی بودن دوستمون رنگ بگیریم چطور میشه که بعد از مدتی دوستی با فرد منفی ما رو تحت تاثیر خودش قرار میده؟ با اینکه هدفمان اسیب رساندن به خود یا بد شدن نبوده است!
آیا میشود بدون انکه توجهی به باورهای منفی یا اعمال ناپسندِ همنشین داشته باشیم با چنین فردی دوستی کرد؟! بیشتر منظورم این است که اگر ما واقعا در امواج منفی فرد قرار نمی گیریم یا انرژی منفی فرد (که میتواند یک باور یا عمل ناپسند باشد) به ما منتقل نمی شود پس چه چیزی باعث می شود که ما نیز مدتی همرنگ ان فرد شویم؟ یعنی واقعا ادم های منفی نمی توانند سست کننده اراده ادمی باشند؟

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. خواهش می کنم. کافی است به این موضوع فکر کنیم که ما برای موفقیت در کنکور به چه چیز یا چیزهایی نیاز داریم؟ پاسخ: سواد مناسب با رشته مورد نظرمان. در گام بعدی، برای آنکه سواد داشته باشیم چه باید کنیم؟ خب بایستی طبق یک برنامه صحیح که مرور و تست‌های نزدیک به هم و رفع اشکال‌های منظم دارد، درس بخوانیم تا سوادمان افزایش یابد.
حالا وقتی به سمت اجرای برنامه می‌رویم متوجه موانع می‌شویم. یعنی مجموعه‌ای از احساسات و خاطرات که از درون می‌خواهد فرایند مطالعه و اجرای برنامه را متوقف نماید. برای آنکه این شرایط را کنترل کنیم به چه نیاز داریم؟ به این‌که بدانیم چرا در هنگام مطالعه این سلسله اتفاقات روی می‌دهند؟ این اتفاقات در مغز ما صورت می‌گیرد. خب چرا مغز ما مخالف درس خواندن است؟
اینجاست که متوجه می‌شویم در فرایند افزایش سواد نیاز است تا مغزمان را به شنایم و بدانیم که چطور از احساسات، خاطرات، فرهنگ جامعه و حتی اندیشه‌های نادرستی که در درونمان شکل‌گرفته برای کنترل کردن ما استفاده می‌کند؟ اگر مغز را بشناسیم آنگاه دیگر اسیر شرایط ایجاد شده‌اش نمی‌شویم و می‌توانیم برنامه درسی را اجرا کنیم.
پس برای موفق شدن در کنکور چه نیازهایی داریم: 1- برنامه اصولی برای اینکه با سواد شویم، 2- مغزمان را بشناسیم که شرایط اجرای برنامه را فراهم کنیم. خب جای انرژی منفی، جمله مثبت، یادآوری هدف، کلیپ انگیزشی و از این دست موضوعات کجاست؟ ان شالله در کتاب‌خوانی کلبه مشاوره به این نکته می‌رسیم که این مباحث هیچ تاثیری در موفقیت ندارند و فقط آرزوهای بشری و رؤیاهایی هستند که برای ما می‌سازند.
یعنی ذات انسان عاشق این است که با گفتن جملات مثبت یا رؤیاپردازی و سایر روش‌های مانند آن به موفقیت برسد حال‌آنکه این روش‌ها او را به موفقیت نمی‌رسانند. مثلاً شما وقتی دائماً هدفتان را یادآوری می‌کنید پس از مدتی دچار ارضای ذهنی می‌شوید و دیگر اشتیاقی برای اجرای برنامه ندارید.
جالب است که سخنرانان و نویسنده‌های موفقیت شما را به یادآوری هدف‌هایتان تشویق می‌کنند درحالی‌که هر چقدر بیشتر هدف را به یاد آورید بیشتر برایتان بی‌ارزش‌تر می‌شود و در درازمدت علاقه‌ای به اجرای برنامه ندارید. البته همیشه افراد نگاهشان کوتاه‌مدت است. مثلاً چون امروز انرژی می‌گیرد خوشحال است و بازهم به هدفش فکر می‌کند.
اما اگر بلندمدت نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که ارضای ذهنی رخ می‌دهد. دقیقاً مثل کسانی که روزهای اول خیال‌پردازی فقط کافی بود چند دقیقه در رؤیا فرو روند و چند روز پر انرژی درس بخوانند اما در درازمدت چه می‌شود؟ هفته‌ها فیلم و کلیپ و صحبت انگیزشی هم نمی‌تواند او را تکان دهد.
درست‌ترین جمله‌ای که در متن شما خواندم و آن را برای شاگردان خودم هم فرستادم چون واقعاً جمله ارزنده‌ای است، این جمله است: «خودمان انتخاب می‌کنیم که از چه چیزی تأثیر بگیریم». البته شما را این را پرسشی مطرح کرده‌اید ولی این عمق شناخت از مغز است که بفهمیم خودمان می‌توانیم قوانین حاکم بر مغز را تغییر دهیم. در قسمت پایانی صحبت‌هایتان در خصوص هم‌نشینی با دوست صحبت کردید که توجه شما را به دو نکته جلب می‌کنم:
1- وقتی شما می‌فرمایید که با اینکه ما نمی‌خواهیم ولی تحت تأثیر دوست هستیم نه این‌طور نیست. اگر شما به این آگاهی برسید که برای مغزتان فیلتر بگذارید و فقط سخن افراد متخصص دلسوز صاحب مهارت برایتان مهم باشد و با این فیلتر زندگی کنید و آگاهانه در برابر جملات بقیه رفتار کنید، مطمئن باشید هیچ تأثیری از دوست نمی‌پذیرید.
اما آنچه اکثراً دیده می‌شود این است که فرد، زمینه‌های فکری لازم برای تأثیرپذیری از دیگران را دارد و هیچ فیلتری برای خودش ندارد. در همین کنکور، مگر کم داریم افرادی که حتی صحبت همسایه‌شان هم برایشان مهم است و تحت تأثیر هر حرفی قرار می‌گیرند؟ حتماً که نباید دوست باشد.
داوطلبی به بنده پیام داده بود که حرف یک کتاب‌فروش روی او اثر منفی گذاشته بود با اینکه به 5 دقیقه هم دیدار آن‌ها نرسیده بود. با این توضیحات به این نتیجه می‌رسیم که ماجرای تأثیرپذیری از دیگران ارتباطی به وجود انرژی منفی ندارد.
2- مغز حیوانی خود را فراموش نکنید. این مغز تمایل دارد تا جلوی اجرای برنامه گرفته شود برای همین صحبت‌های منفی را برایتان مرور می‌کند تا تسلیم آن‌ها شوید. در واقع این تلاش‌های مغز حیوانی برای کنترل شماست که از صحبت‌های بقیه هم استفاده می‌کند تا بگوید: ببین اوضاع اصلاً خوب نیست حتی بقیه هم ناله می‌کنند.
در نتیجه، هر چقدر بیشتر مغزتان را بشناسید، جلوی این کلک‌هایش را می‌توانید بگیرید و به قدرت بیشتری در زندگی خویش برسید. موفق‌ترین باشید.

حرف منفی هم کلاسی

سلام اقای جدیدی یه سوال داشتم چکار کنم تا حرف های منفی دیگران در من بی اثر باشه و موجب کاهش عملکرد و انگیزه ام نشه من اصلا با ادمایی که انرژی منفی میدن دوست نمیشم ولی خب بالاخر تو کلاس بچه هایی هستن که همیشه شکایت میکنن و میگن وای چه امتحان سخته اصلا نمیتونم بفهممش یا من هیچی نخوندم و بلد نیستم که اکثر مواقع هم همین افراد نمرات بالایی رو کسب میکنند انگار فقط برای گول زدن بقیه اینکارو میکند ممنون میشم بهم راهکار بدید هرچند تا جایی که یتونم در این محیط ها قرار نمگیرم و دوری میکنم.

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. اگر از شما بخواهم که به خیابان بروید و ماشین های سفید را بشمارید و یک ساعت دیگر برگردید، آنگاه از شما بپرسم چند ماشین مشکی دیدی؟ قطعا در پاسخ دهی دچار مشکل می شوید. چون هدف تان شمارش ماشین های سفید بود و به رنگ های دیگر توجهی نداشته اید. ماشین های مشکی وجود داشتند و حتما هم در آن یک ساعت، چندین ماشین مشکی عبور کردند ولی شما به خاطر نمی آورید که چند تا بودند.
حالا منظورم چیست؟ منظور من این است که شما هدف تان را گذاشته اید روی شمردن و حساسیت روی افکار منفی. برای همین از اولین دقایق حضور در مدرسه، دنبال شمارش این افکار هستید، در نتیجه برای تان پر رنگ جلوه می کنند و گمان می کنید که قرار است این افکار به شما آسیب بزنند.
حالا اگر می پرسید چطور از این شرایط خارج شوم پاسخش این است که بایستی بپذیرید انرژی منفی و مثبت وجود ندارد. درست است که کتاب هایی مثل «کتاب راز» سعی کردند اینطور اصطلاحات را وارد دایره لغات ما کنند ولی بایستی قبول کنید که افکار منفی بقیه هیچ انرژی ندارد که بخواهد شما را درگیر کند.
الان شما یک باور عجیب دارید و آن هم اینکه، بقیه وقتی ناله می کنند یا حرف های منفی می زنند، شما در امواج منفی قرار می گیرید و قرار است اثری روی شما داشته باشد در حالیکه هیچ انرژی وجود ندارد که تحت تاثیرش باشید و این فقط باور نادرست شماست. بگذارید همه دنیا حرف های منفی بزنند اگر هدف شما این باشد که از آن ها تاثیر نگیرید پس تاثیری ندارند.
به عبارت دیگر، این شما هستید که تعیین می کنید حرف بقیه اثر گذار باشد یا نباشد. فقط کافی است که خط فکری تان را مشخص کنید. اگر باور کنید انرژی منفی هست آنگاه همیشه نگران محیط هستید ولی اگر به این نتیجه برسید که این حرف ها غیر علمی هستند آنگاه است که برای تان اهمیتی ندارد که کل کلاس چه می گویند و فقط روی طرح و برنامه خودتان تمرکز می کنید. موفق ترین باشید.

تغییر رشته

سلام من امسال کنکور دادم. رتبه خوبی نیاوردم رشته ام تجربیه. هدفم رشته روانشناسی دانشگاه تهرانه پایه درسی ام تو رشته خودم خوبه ولی هیچ وقت تلاش کافی نداشتم برای کنکور و عملا باید از صفر شروع کنم و از طرفی فهمیدم علاقه ام به درس های رشته انسانی زیاده درس هایی مثل فلسفه و منطق و روانشناسی.
میلی به خوندن درس های خودم ندارم و الان که به شناخت بیشتری از خودم رسیدم به درسهای انسانی علاقه دارم‌ اما چون رشته اصلی ام نبوده میترسم نتونم نتیجه خوبی بگیرم‌ چون این رشته و دانشگاه تو زیر گروه انسانی رتبه خیلی پایینی میخاد حالا ۴ سوال از شما دارم:
۱. به نظرتون ریسکه تغییر رشته دادن و با توجه به شرایطم قبولی در این رشته از کدوم کنکور راحت تره؟
۲. اینکه در صورت تغییر رشته به نظرتون برای موفقیت تو رشته انسانی باید چیکار‌ کنم؟
۳. امکان ادامه تحصیل توی رشته های ژنتیک و علوم اعصاب از رشته روانشناسی وجود داره و امکان تحقیق و پژوهش تو این زمینه ها در این رشته وجود داره؟
۴. من نظام جدیدم برای تغییر رشته دادن باید دیپلم انسانی بگیرم و در کل قوانین تو این زمینه چیه؟

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. سوالات تان را به ترتیب شماره گذاری خودتان پاسخ می دهم: 1- پریدن از بالای یک دره ریسک است ولی اگر شیری گرسنه در پشت سر شما باشد آنگاه این پریدن تنها راه نجات شماست و نه تنها ریسک حساب نمی شود بلکه لازمه و نیاز زندگی تان در آن شرایط است.
منظورم چیست؟ وقتی نیازهای زندگی تان را درک کرده باشید و همه آنچه در زندگی باعث ساخته شدن آینده تان می شود را در نظر گرفته باشید و این فهرست نیازها بگویند که باید به فلان رشته بروی، دیگر ریسک داشتن معنی ندارد. چون وقتی نیازهایت در آن رشته تامین می شود، بایستی به هر قیمتی شده، آن راه را بروید.
از سوی دیگر وقتی صحبت از ریسک می کنید یا وقتی دنبال قبولی راحت تر هستید، به نظر می رسد از آن اتمسفر هدف و هدفمندی و پاسخ دهی به نیازها، دور هستید. برای همین به طور جد به این سوال فکر کنید: نیازهای آینده شما چیست و با چه راهی این نیازها پاسخ داده می شوند؟
2- درس های انسانی قالبا متن محور هستند و تکنیک های تستی پیچیده ای روی آن ها سوار نمی شود. بنابراین برنامه پر مرور قطعا در رشته انسانی جواب می دهد. شما روی دو درس ادبیات و عربی فقط بایستی تخصصی تر از تجربی کار کنید و بقیه دروس با مطالعه و برنامه پر مرور قطعا به تثبیت می رسند.
3- امکان تحقیق و پژوهش در هر رشته ای که فکرش را کنید وجود دارد. جالب است بدانید که در مورد شاهنامه فردوسی فقط در یک سایت علمی پژوهشی 1456 مورد تحقیقاتی وجود دارد. دقت کردید؟ 1456 تحقیق تا به این لحظه فقط و فقط در مورد کتاب شاهنامه فردوسی وجود دارد. بنابراین تحقیق کردن روی هر چیزی در هر رشته ای امکان دارد.
در مورد ورود به رشته ژنتیک و علوم اعصاب از طریق روانشناسی امکان پذیر نیست اما می توانید به رشته علوم شناختی در مقطع فوق لیسانس بروید و روی مغز کار کنید.
4. طبق آخرین قوانین، شما هیچ نیازی به گرفتن دیپلم مجدد در رشته انسانی ندارید و با همین دیپلم تجربی می توانید کنکور تجربی بدهید و هیچ قانون خاصی ندارد و فقط در زمان ثبت نام بایستی در رشته انسانی شرکت کنید. همچنین به یاد داشته باشید تاثیر معدل تجربی در رشته تجربی کمتر از 30 درصد می شود که این موضوع را اگر به طور دقیق می خواهید بدانید بایستی منتظر دفترچه ثبت نام کنکور 1400 باشید. موفق ترین باشید.

تحصیل مجدد در دانشگاه دولتی

سلام اگر کسی در دانشگاه دولتی مقطع کارشناسی ارشد درس بخونه اما مدتی بعد انصراف بده میتونه در کنکور تجربی شرکت کنه و بعد در دانشگاه دولتی پذیرفته بشه؟مقطع کارشناسی هم در دانشگاه دولتی درس خوندن.

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. طبق آخرین قانون، هیچ مشکلی برای شما وجود ندارد و می توانید با شرکت در کنکور تجربی و کسب رتبه لازم، به صورت رایگان در رشته های پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی درس بخوانید. موفق ترین باشید.

چه فصلی از ریاضی و فیزیک را بخوانم؟

سلام من میخواهم در کنکور ریاضی و فیزیک را در حدود 50 درصد بزنم تقریبا پیش نیازهای لازم در درس ریاضی را هم بلدم اما در درس فیزیک نمیدانم چه پیش نیازی دارد؟ مثلا فصل بردارها رو بلدم اگر چیز دیگه ای به عنوان پیش نیاز در این درس لازم هست لطفا بفرمائید.
چون ریاضی و فیزیکم خیلی قوی نیست میدانم نمیتوانم به همه فصول مسلط شوم.لطفا بفرمائید برای رسیدن به این درصد کدام فصل ها را از هر کدام بخوانم بهتر است؟ممنون از شما

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. چون نوشته اید پیش نیازهای ریاضی را بلد هستید، پس خیلی خیلی خوب کار کرده اید، چون خود پیش نیازها طول می کشید تا تسلط پیدا کنید و این عالی است. برای ریاضی می توان مدل های مختلفی به فصل ها نگاه کرد ولی من مباحثی را برای تان معرفی می کنم که به هم مرتبط هستند و اینطوری در هم تنیده می شوند و بهتر یادشان می گیرید:
البته من کمی بالاتر از 50 درصد برای تان می گویم که کمی بیشتر بخوانید که اگر از مبحثی تست سخت آمد دچار مشکل نشوید: 1- تابع و هر چیزی که مربوط به آن می شود مثل دامنه، برد، وارون، ترکیب، یک به یکی و…، 2- معادله و نامعادله، 3- مثلثات، 4- توان های گویا و عبارت های جبری، 5- معادلات گویا و رادیکالی، 6- تابع درجه دو و درجه سه، 7- تابع نمایی، 8- تابع لگاریتمی، 9- تابع قدرمطلق، 10- تابع جزء صحیح، 11- حد و پیوستگی، 13- مشتق 14- آمار.
دقت کنید برخی از مباحث بالا به صورت مستقیم در کنکور تستی ندارند ولی به عنوان راه حل های ریاضی مورد استفاده قرار می گیرند پس بایستی بلند باشید. در ضمن شما فرمودید که پیش نیازهای ریاضی از مباحث دوران نهم، هشتم، هفتم و سال های قبل تر را بلد هستید و این فصل ها را معرفی کردم.
در مورد فیزیک، بایستی بگویم پیش نیاز خاصی به جز همان مباحث فصل 1 فیزیک دهم نیاز نیست. یعنی اینکه بتوانید تخمین بزنید یا تبدیل واحد بلد باشید به عنوان پیش نیاز فیزیک هستند. در درس فیزیک هم می شود چیدمان های مختلف ارایه داد ولی نظر بنده این است که کتاب دهم و کتاب یازدهم را مسلط شوید یا اینکه کتاب دهم و دوازدهم را مسلط شوید.
به هر روی، دهم را باید حتما مسلط شوید چون مباحث آسان تری دارد و تست های آن معمولا روتین کنکور هستند و از بین یازدهم و دوازدهم یکی را باید انتخاب کنید و اینکه کدام برای شما بهتر است کاملا به خودتان بستگی دارد. نگاهی به مباحثش کنید و ببینید با کدام راحت ترید. موفق ترین باشید.