مقالات

پرسش و پاسخ روحیه برای کنکور

آنالیز رفتاری سایت کلبه مشاوره: سوالات روحی خود را از مشاور بپرسید

نگاه به درس  خواندن به ویژه برای کنکور، در بین اکثر کنکوری‌ها و خانواده‌ها فقط به این بر می‌گردد که دانش آموز یا داوطلب کنکور، امکاناتی مثل میز، صندلی، خودکار، دفترهای مختلف، کتاب‌های مؤسسات مختلف، سی دی‌های آموزشی و شرایط خوبی برای درس خواندن دارد.

حال آنکه وقتی یک دانش آموز یا داوطلب کنکور، مشغول درس خواندن است، انگار یک جنگ درونی با مغزتان دارد. در هر دقیقه‌ای که درس می‌خواند، مغز می‌تواند با تولید افکار و احساسات مثبت و منفی، یادآوری خاطرات، فشارهای روانی، نگرانی از حرف مردم و صدها روش دیگر، جلوی حرکت او را بگیرد. در جعبه زیر، زندگی یک داوطلب کنکور که به طور اختصاصی برای کلبه مشاوره نوشته شده را با هم بخوانیم و بعد به بررسی نمودارهای دایره‌ای خواهیم پرداخت. 

شرایط زندگی یک داوطلب کنکور (اختصاصی سایت کلبه مشاوره)

زیرعنوان نمونه برای این فصل

مشکل روحی برای درس خواندن دارم مقاله

توضیح کوتاه برای درس

همین که کتابم را باز می‌کنم تا درس بخوانم در تمام وجودم ناامیدی، ترس و حس منفی جوانه می‌زند. واقعاً نمی‌دانم چرا قفل هستم. هنوز یک خط نخواندم که حرف خاله‌ام در ذهنم پخش می‌شود که می‌گفت: «هیچ‌کس نمی‌تواند با هر شرایطی، رشته پزشکی را قبول شود. آن افرادی هم که قبول می‌شوند، ضریب هوشی بالا و تقریباً نزدیک به ضریب هوشی انیشتین دارند». با خودم فکر می‌کنم که منظور خاله‌ام چیه؟ یعنی من باهوش نیستم و نمی‌توانم؟ از این نتیجه‌گیری سَرم درد می‌گیرد، کتاب را ورق می‌زنم و از یک صفحه دیگه شروع به خوندن می‌کنم. در حالی که سعی می‌کنم تابع سینوس را رسم کنم، یاد قهقه‌های معلم ریاضی‌ام می‌افتم.

هیچ‌وقت یادم نمی‌رود که چطور من را جلوی دیگران تحقیر و با دوستم مقایسه کرد! من که همیشه ریاضی‌ام ۲۰ بود و فقط یه بار ۱۷ شده بودم، اما معلم چنان مرا با مقایسه‌اش تخریب کرد که هر دفعه ریاضی می‌خوانم یاد آن خاطره، رنجم می‌دهد و در نهایت گریه می‌کنم! انگار دیگر دلم نمی‌خواهد ریاضی بخوانم با خودم می‌گویم امروز که برنامه ریاضی‌ام خراب شد و با این گریه‌هایی که کردم واقعاً حال ندارم ریاضی بخوانم، و تصمیم تکراری‌ام را بار دیگر زمزمه می‌کنم: می‌زارم برای فردا و قول می‌دهم که اول صبح برنامه‌ام را با ریاضی شروع کنم. با این قول آرامش روحی می‌گیرم و برای اینکه نشان دهم اهل فرار از مطالعه نیستم، کتاب عربی را باز می‌کنم و درحالی که سعی می‌کنم جمله‌ای را از نظر تحلیل صرفی و اعراب‌گذاری کار کنم تا آموخته‌های قبلی‌ام را مرور کنم، ناگهان تمام وجودم را استرس فرا می‌گیرد و با خودم می‌گویم اگر امسال کنکور قبول نشوم چی؟

واقعاً یک سال دیگر برای کنکور بعدی تلاش کنم؟ آیا حوصله دارم این همه کتاب تکراری را از اول بخوانم و تازه از کجا معلوم که سال بعدش قبول شوم؟ اگر این‌طور شد رشته‌ام را تغییر می‌دهم. به قول زن عموم اگر سال اول قبول نشدی مسلماً سال‌های بعد هم قبول نمی‌شوی. پس بهتر است که تغییر رشته بدهی. از این فکر و خیال عصبی می‌شوم و با خودم زمزمه می‌کنم: «چقدر بی‌لیاقت و بی‌ارزشم که توان قبولی در رشته مورد نظرم را ندارم، نکند هدفم مشکل دارد و من به خاطر همین موضوع است که درس نمی‌خوانم». چون دوستم می‌گفت باید هدفت را با تمام وجود بخواهی تا به آن برسی. کسی که هدفش را با تمام وجودش می‌خواهد هیچ‌وقت بی‌انگیزه نمی‌شود و بدون حس منفی و خستگی درس می‌خواند. اما من هنوز یک درس را به طور کامل نخواندم که درونم تبدیل به میدان جنگ می‌شود. لابد مراقبه‌هایی که اول صبح و آخر شب انجام می‌دهم را با تمام توانایی و وجودم انجام نمی‌دهم.

شایدم فرکانس و طول موج‌هایی که می‌فرستم را با تمرکز انجام نمی‌دهم. از این همه جنگ با خودم خسته شدم، چهار ساعت است که در اتاق نشسته‌ام و فقط نیم صفحه ریاضی و یک خط عربی خواندم. از اتاق بیرون می‌روم و همین که مادرم مرا می‌بیند، برای پدرم چشم و ابرو می‌پراند که حضورم را اعلام کند. پدرم حرفش را قطع می‌کند. کنجکاو می‌شود که بدانم درمورد چه موضوعی صحبت می‌کردند که وقتی من رسیدم جا خوردند و آن را قطع کردند؟ هنوز در افکار خودم غرق هستم که مامانم میگه چطوری خانم دکتر؟ چه کار می‌کنی با درس هات؟ هنوز پاسخی ندادم که پدرم می‌گوید: «من مشغول کار هستم برات کلی کتاب کار تهیه کنم و با امکاناتی که برایت فراهم کردیم باید بتونی در کنکور یک رتبه خوب بیاوری.

مراقب باش با این همه امکاناتی که در اختیارت قرار دادیم بی‌انگیزه و کلافه نشی و تصمیم بگیری درس نخونی. ما تو را خیلی دوست داریم که برایت هزینه می‌کنیم». لبخند می‌زنم و با خودم می‌گویم چقدر من ناسپاسم که دارم این همه زحمت پدر و مادرم را با سینوسی درس خواندن به باد می‌دهم. مادرم ادامه می‌دهد که زن دایی می‌گوید: «دخترش خیلی پیشرفت کرده، ترازها و درصدهای آزمونش افزایش پیدا کرده است. من و پدرت نگرانیم و می‌ترسیم که قبول نشوی و به همین خاطر افسرده شوی. این را بدان که ما حاضریم هر کمکی به تو کنیم تا بتوانی در کنکور قبول شوی». در پاسخ می‌گویم: «من که مشکلی ندارم اما مادرم اصرار می‌کند و به هیچ عنوان قانع نمی‌شود.

پدرم حرف مادرم را تأیید می‌کند و طبق روال همیشگی کارنامه آزمون را آورده و شروع به تحلیل درصدها می‌کنند». بابام این‌طور جملاتش را ادامه می‌دهد: «دفعه قبل فیزیک را ۴۹ درصد پاسخ داده بودی و این دفعه ۴۹.۸ درصد. این یعنی نسبت به دفعه قبل تقریباً ثابت مانده‌ای و پیشرفت نکردی. تازه این‌که چیزی نیست دفعه قبل شیمی را ۶۸.۴ درصد پاسخ داده بودی اما این دفعه ۵۹ درصد و این یعنی پسرفت». تمام حرف‌هایشان این است که اگر بخواهی به همین روال ادامه دهی، در نهایت شیمی را صفر می‌زنی و در بقیه درس‌ها هم ریزش درصدها شروع می‌شود. از کل‌کل کردن‌های پدر و مادرم خسته می‌شوم و از جای خودم بلند می‌شوم که به داخل اتاق برگردم. پدرم هنوز هم مشغول صحبت است تا آخرین کلماتش را با رسیدنم به اتاق بشنوم. او همچنان از نگرانی خودش و مادرم می‌گوید و اینکه حسابی درس بخوانم که موفق شوم چون پدرم دوست ندارد جلوی همکارش کم بیاورد و بگوید فرزندم نتوانست در کنکور قبول شود. فرزند همکار پدرم، پزشکی را قبول شده بود و به همه شیرینی داده بود. حالا فکر می‌کنم که پدر من هم دنبال یک فرصت است که شیرینی قبولی مرا پخش کند و مرا به افتخار بزرگ زندگی‌اش تبدیل کند.

آخرین کلماتی که می‌شنوم این است که: «برو با تمام دقت درس بخوان تا شیرینی قبولی‌ات را بین همه پخش کنیم». به اتاقم برمی گردم و به کتاب تست زیست را باز می‌کنم که تست‌زنی را شروع کنم. از سؤال شماره ۲۵ شروع می‌کنم. سؤال ۲۵.۲۶، ۲۷.۲۸ و ۲۹ را که پاسخ می‌دهم، فقط سؤال ۲۸، درست از آب درمی‌آید و این یعنی از ۵ سؤال ۴ تا تست را اشتباه پاسخ دادم. ترس وجودم را در برمی‌گیرد. تست ۳۰ ضربه نهایی را بر من می‌زند زیرا این تست را هم اشتباه جواب دادم و ناگهان روحیه خودم را می‌بازم و این جمله مثل یک فایل ضبط شده در ذهنم تکرار می‌شود: «لابد مامان یک چیزی می‌داند که نگران من است و حتماً درصدهای کنکورهای آزمایشی نشان می‌دهند که امیدی نباید به آینده داشته باشم و کار برای من تمام است و فکر کنم باعث سرافکندگی پدرم شوم و او هیچ‌وقت به آرزوی پخش شیرینی قبولی من در پزشکی نرسد».

خوش به حال دختر دایی که در حال پیشرفت هست و اگر همین طور ادامه دهد قطعاً به رتبه خوبی در کنکور می‌رسد و رشته مورد نظرش را قبول می‌شود، اما من چی؟ من تا سال یازدهم خیلی خوب بودم و معدلم بالای ۱۹ ونیم بود اما نمی‌دانم چرا این مدتی که تصمیم گرفتم برای کنکور بخوانم ذره‌ای پیشرفت نکردم و جز حس منفی و ترس، هیچ حس دیگه‌ای ندارم. چرا حس خوب و خیال‌پردازی‌هایم پاسخ نمی‌دهد؟ من بی‌لیاقتم که درس خواندنم، کلکسیونی از افکار منفی و پسرفت‌های مداوم شده. حتماً پیشانی‌نوشت من هم همین است که تا آخر عمر، پشت کنکور باقی بمانم وگرنه همیشه بچه زرنگ کلاس بودم و امتحانات مدرسه را ۲۰ می‌شدم و به خاطر همین هم هست که پدر و مادرم طاقت ندارند بعد از این همه سال موفقیت و اولین بودن در کنکور قبول نشوم و دلشان بشکند و خستگی به روی دوش آن‌ها بماند. آلان دیگه نزدیک به زمان شام خوردن هست و امروز هم نتوانستم درس بخوانم. امیدوارم فردا که از خواب بیدار می‌شوم این جنگ‌های درونی تمام شود تا بتوانم برنامه‌ام را اجرا کنم. من خیلی از شب‌ها کابوس می‌بینم که در کنکور قبول نشده‌ام و خانواده مرا مورد لطف و محبت قرار نمی‌دهند. احساس تنهایی در آن کابوس‌ها حتی وقتی از خواب هم بیدار می‌شوم با من هستند. این جنگ درونی هر روز به هنگام درس خواندن در من شروع می‌شود و امیدوارم تمام شوند تا بتوانم درس بخوانم و واقعاً نمی‌دانم چطور می‌توانم از این افکار رهایی پیدا کنم.

مدل شماره یک
فقط خود دانش آموز
مدل شماره دو
دانش آموز​
خانواده
مدل شماره سه
دانش آموز
خانواده
فامیل
مدل شماره چهار
دانش آموز​
خانواده
فامیل
مدرسه
مدل شماره پنج
دانش آموز​
خانواده
فامیل
مدرسه
آموزش‌های نادرست
مدل شماره شش
دانش آموز​
خانواده
فامیل
مدرسه
آموزش‌های نادرست
ارتقای اندیشه

بر اساس داستان زندگی آن داوطلب کنکور، شما کدام یک از این نمودارها را به عنوان درست‌ترین عوامل اثر گذار روی زندگی او، انتخاب می‌کنید؟ معمولاً خانواده‌ها علاقمند که مدل شماره یک را انتخاب نمایند و بگویند همه چیز به خود دانش آموز بستگی دارد. مدرسه‌ها مدل دو را درست می‌دانند. طرف داران قانون جذب و آموزش‌های اشتباه در خصوص موفقیت (مثل کسانی که معتقدند اگر کاری را ۲۱ روز انجام دهی تبدیل به عادت می‌شود) یکی از مدل‌های سه یا چهار را انتخاب می‌کنند ولی برای کسانی که مغزشناسی را گذرانده باشند و دید عمیق‌تری داشته باشند قطعاً مدل پنج و شش را درست می‌دانند.

من نیز دقیقاً بر اساس مدل پنج و شش، تفکرات مشاوره‌ای خودم را بنا نهاده‌ام و در قسمت پرسش و پاسخ‌ها، الگوی ذهنی‌ام را اینطور بنا کرده‌ام که در هر شرایط روحی که یک دانش آموز یا داوطلب کنکور قرار می‌گیرد، حتماً تحت تأثیر نمودار پنج یا شش می‌باشد. نمودار پنج و شش از این حقیقت مهم نیز رونمایی می‌کند که موفقیت یک مسئله شخصی نیست. بلکه تک تک عناصر موجود در جامعه، به اندازه خودشان می‌توانند روی موفقیت یک فرد مؤثر باشند. دیدگاه من این است که موفقیت (به خصوص موفقیت در کنکور) یک اتفاق شخصی-فرهنگی است. یعنی یک شخص تحت تأثیر فرهنگی قرار دارد که می‌تواند او را موفق کند یا نکند.

بنابراین تمامی مطالب سایت کلبه مشاوره با همین دیدگاه فکری نوشته و تدریس می‌شوند و سعی می‌کنم که شخص را نسبت به فرهنگ اطرافش آگاه کنم تا بتواند خودش را بازشناسی کرده و ذره ذره به موفقیت نزدیک‌تر شود. پس اگر گاهی به راحتی دست از هدف می‌کشید و آن حرفه‌ای‌گری در مطالعه را از دست می‌دهید یا به عبارت دیگر، تداوم و روند مطالعه را کنار می‌گذارید. در واقع آگاهانه زندگی نمی‌کنید و تبدیل به آدم آهنی می‌شوید و تحت تأثیر نمودار پنج یا شش هستید. لازم است بدانید که اکثر مواقع در اثر تکرار یک رفتار نادرست، همه پازل‌های چیده شده فرو می‌ریزند و لازم است از اول شروع کنید و بی‌خبر از وجود یک رفتار نادرست، باز هم آن را تکرار می‌کنید.

به قول معروف از یک سوراخ چند بار گزیده می‌شوید بدون آنکه تحلیلی از وضعیت خود داشته باشید، مجدد همان رفتار نادرست را تکرار کرده و فرایند قبلی رخ می‌دهد. پیش می‌آید که باورهای نادرستی در مورد خود پیدا می‌کنید زیرا نتایجی که می‌گیرید با آنچه انتظار دارید همخوانی ندارد. برایتان چیزهایی پُر رنگ می‌شود که ارزشی ندارد و اتفاقاً مواردی که نیاز است بسیار مهم باشند را جدی نمی‌گیرید. بعضی مواقع هم سوالاتی دارید؛ مثلاً چطور تفکرات یا خاطرات منفی که باعث حس تنفر نسبت به درس یا اتاق مطالعه شده را از بین ببریم؟ کنکور، باعث تنها شدن دانش آموز یا داوطلب کنکور می‌شود.

همین شرایط موجب رشد و پرورش افکاری در فضای ذهنی او می‌گردد که اگر آنالیز نشوند، می‌تواند روند درس خواندن او را تحت تأثیر قرار دهد. مجموعه‌ای از این نیازها باعث شد تا این صفحه از سایت کلبه مشاوره را ایجاد کنم. برگه‌ای که در آن به پرسش و پاسخ پیرامون مغز و عملکردش بپردازیم. در مورد خودتان و فکرهای منفی‌تان بنویسید، توضیحی در مورد آنچه در درونتان می‌گذرد بدهید و سپس آنالیز رفتاری شوید و با ارائه راهکارها به سطح زندگی خود بیفزایید. بنابراین می‌توانید شرح وضعیت خود را از طریق فرم پرسش و پاسخ همین صفحه، بنویسید و ضمن تحلیل کامل رفتارهایتان، راهکارهای لازم را دریافت نمایید.

همانطور که می دانید، من روانشناس نیستم و نحوه آنالیز روحی و پاسخ دادن به پرسش‌های شما، بر مبنای مدل فکری خودم از مطالعات شخصی و تجاربی هست که داشته‌ام. در واقع، نوع نگاه خود را در مورد پرسش‌هایی که می‌پرسید با شما به اشتراک می‌گذارم و امیدوارم مفید واقع شود.

یک سؤال: چرا سایت کلبه مشاوره، در مطالب و همچنین پاسخ‌های مربوط به پرسش‌ها، از زبان ادبیاتی، واژگان مختلف و عبارت‌های کمتر مرسوم در بین عموم مردم، بهره می‌برد و به ندرت از زبان محاوره و رایج، استفاده می‌کند؟ جواب کوتاهش این می‌شود که یک ارتباط دو سویه بین زبان و قدرت تفکر وجود دارد. هرچه لغات متنوع‌تری برای انتقال مفاهیم بدانیم، تحلیل، پردازش و درک تجربه‌ها، برایمان در سطح بالاتری انجام می‌شود. به همین منظور، کلبه مشاوره به سهم خودش می‌کوشد تا با استفاده از ادبیات کمتر تکراری، به پویش ذهنی خود و مخاطبانش کمک کند. جواب بلند این سؤال به همراه منابع و مآخذ آن هم بماند برای دوره خاص خودش.

چند نکته در مورد پرسیدن سوال:

زیرعنوان نمونه برای این فصل

چند مورد در خصوص پرسش و پاسخ‌ها (کلیک کنید) فایل های ضمیمه

توضیح کوتاه برای درس

برای آنکه پاسخ اصولی‌تر و دقیق‌تری دریافت کنید، توصیه می‌کنم به موارد زیر توجه فرمایید:

الف) سعی کنید در پرسیدن سوال خویش، اطلاعات کاملی از وضعیت و شرایطی که در آن قرار دارید بدهید.

ب) لطفا پرسش‌های مربوط به قوانین کنکور را در صفحه «از من بپرسید قوانین کنکور» بپرسید.

پ) لطفا پرسش‌های مربوط به روحیه را در همین صفحه بپرسید.

ت) روش‌های مطالعه، مرور، خلاصه نویسی، تست زنی و یادگیری هر درس، از جمله سوالاتی به حساب می‌آیند که قابل پاسخ گویی در پیام نیستند چون این موضوعات به شناخت، پیگیری مستمر و استفاده از ابزاهایی مثل جزوه‌هایی که هر مشاور در اختیارش است، نیاز دارد.

930 پرسش و پاسخ
فشارهای خانواده

سلام آقای جدیدی خسته نباشید من واسه کنکور امسال خوب درس نخوندم گاهی به خاطر نا اگاهیم از روش های صحیح گاهی هم به خاطر تنبلی ولی پشیمونم و قصد جبران دارم اما امان از خانواده م تا یک ماه پیش فکر میکردم پشتم هستن حتی اگه بخوام چند سال رو هم درس بخونم ولی امروز فهمیدم اینجوری نیست
من وقتی بهشون گفتم که امسال قبول نمیشم و میمونم واسه سال بعد اول بهم میخندیدن و میگفتن که تو خیلی ناامیدی و این اخلاقت مثل برادرته ما میدونیم که قبول میشی بعدش وقتی اصرار داشتم که اینطور نیست بهم گفتن که پس اگه امسال قبول نشی سال بعد هم قبول نمیشی همین امسال هرچیزی که قبول شدی برو و نه خودت رو اذیت کن نه ما رو. ما حاضر نیستیم یک سال دیگه هم به خاطر تو جایی نریم و مهمونی نداشته باشیم
من تازه هدف واقعیم رو پیدا کردم یعنی از وقتی که با شما اشنا شدم و به خاطر رسیدن بهش هر چقدر هم که لازم باشه درس میخونم اما حرفای خانواده م از صبح خیلی اذیتم میکنن و نمیتونم بهشون فکر نکنم به نظر شما من باید چیکار کنم؟

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. رمز کار شما باید «عملگرایی» باشد. وقتی خانواده، عملگرایی مشاهده نمی کند، منطقی است که بگوید هر رشته ای قبول شدی برو. اگر شما از همین حالا شروع به خواندن کنید، رفته رفته جو مطالعه حاکم شود، حتی بعد از کنکور بدون هیچ وقفه ای درس بخوانید، آنگاه نظرات تغییر می کنند. کار به جایی می رسد که خودشان حامی شما می شوند.
ولی وقتی عملگرایی دیده نمی شود و همه چیز در لفظ و کلمه به سر می برد، انتظار حمایت و پشتیبانی نباید داشت. شما شروع به خواندن کنید، موج حمایت ها قطعا ایجاد خواهد شد. نکته دیگر اینکه، بعد از کنکور به خانواده بگویید مشکلی با مسافرت ها و میهمانی ها ندارید. هیچ کسی نباید از زندگی خودش برای موفقیت ما بزند. کسی برده ما نشده که بخواهد خوشی های خود را کنار بگذارد چون که ما کنکور داریم. بنابراین بایستی این فشار را هم از روی دوش آن ها خارج کنید. موفق ترین باشید.

هدف

سلام و خسته نباشید خدمت شما من از مطالب شما اینطور برداشت کردم که هدف ما و علاقمون به رشته دلخواهمون در اثر تلقین و تعریف و تکرار اطرافیان و دیگران به وجود اومده مثلا کسی که میگه من به پزشکی علاقه دارم بخاطر اینکه اطرافیان اونقدر عالی از این رشته تعریف کردن که ما هم به عنوان یه شغل تاپ اونو قبول کردیم…حالا سوال من اینجاست این انتخاب رشته مورد علاقه و هدف که بخاطر تعریف دیگران بوده و واقعا هدف ما نبوده چه بسا اگر از بازیگری هم به اندازه پزشکی تعریف میشد ما اونو انتخاب میکردیم پس این چجوری میشه برای ما هدف؟؟
و اینکه ما میتونیم هدفمون رو تغییر بدیم اگر هدفمون تغییر بدیم و خودمونو به رشته دیگه ای راضی کنیم چی میشه؟؟و چه نتایجی داره؟ ممنون که جواب میدید

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. بله اهداف نا آگاهانه ای که بر اساس نیازهای فرد شکل نگرفته باشد همین گونه تولید می شوند و فرد اسم آن را هدف می گذارد و با آن زندگی می کند. اکثر افراد می گویند از بچگی عاشق پزشکی بوده ام؛ تفسیر این حرف آن است که از بچگی مجموعه ای از خاطرات را چنان برایم شکل داده اند که سمت و سوی ذهنی من به پزشکی است.
هر انسانی بایستی بر اساس نیازهایش مسیری را انتخاب کند و قطعا این مدل هدف گذاری برای او بهتر است. همچنین ممکن است مسیر علاقه ها و نیازها در یک فرد یکسان باشد و ممکن هم هست یکسان نباشد. موفق ترین باشید.

وسواس فکری

سلام. لطفا میشه در مورد درمان وسواس فکری راه حل بدید؟مثلا همینکه همیشه میگیم نکنه طرف ناراحت شده باشه یا نباید اون حرف رو میزدم و مرور کردن روابط هامون حرف هامون .با تشکر

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. با یک قانون شروع می کنیم: هر وقت می خواهید حرفی به شخصی بزنید، چند لحظه به آن حرف فکر کنید و اگر صلاح بود که بیانش کنید، آنگاه آن حرف را بزنید چون اینطوری مطمئن هستید که لازم بوده آن حرف را بزنید و طرف مقابل تان می بایست آن حرف را می شنید. حتی اگر از شنیدن آن حرف ناراحت شود هم ایرادی ندارد چون شما با اندیشه خود به این نتیجه رسیده اید که آن فرد لازم بوده آن حرف را بشنود. بنابراین هر واکنشی نشان دهد دیگر مهم نیست.
آنچه بیان شد تاکید روی این نکته بود که قبل از بیان جملات باید از گفتنش مطمئن شوید. این روند را اگر ادامه دهید تا درصد زیادی مشکلات شما جمع و جور می شود و اگر این روش را اجرا کردید ولی بازهم مغزتان برای تان تکرار ذهنی به بار آورد دوباره پیام بدهید و دقیقا مشخص کنید که مکالمه های درونی تان چیست تا آن را هم حل کنیم. موفق ترین باشید.

فشار درسی

سلام یه سوال کلی ؟؟؟ ما اگه دانشگاهم قبول بشیم بازم این فشار درسی و مخالفت و حملات مغزی هست؟؟؟ یا فقط او زمینه کنکور خیلی خودشو نشون میده ؟ مرسی

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. این یک قاعده کلی برای مغز است و ارتباطی با کنکور ندارد. همیشه با شما همراه است ولی هرکجا فشار بیشتری به مغز برای مصرف انرژی بیاورید مسلما او نیز فشار بیشتری برای جلوگیری کردن می آورد. بنابراین چون در سال کنکور، فشار مطالعاتی زیاد است در نتیجه فشار بیشتری را هم حس می کنیم.
در ضمن یک مسئله دیگر هست که باعث شده فشار مغز را در مدرسه و دانشگاه کمتر احساس کنیم ولی در کنکور خیلی این فشار در چشم است، آن هم ذهنیت اجباری بودن است. در واقع ما در فرهنگی بزرگ شده ایم که وقتی زور بالای سرمان باشد بهتر کار می کنیم. بارها شنیده اید که معلم مدرسه یا استاد دانشگاه گفته: «اگر امتحان نگیرم، درس نمی خوانید». در چنین ساختار فکری، مغز ما پذیرفته تا جایی که می شود پشت گوش بیندازد و لذت ببرد ولی اگر زوری در کار بود و زمانی برای لذت بردن وجود نداشت تسلیم شود و به کار مورد نظر تن دهد.
این روند در مدرسه و دانشگاه هست به دلیل حضور معلم و استاد و فشار امتحان و جلوگیری از افتادن های درسی، ولی در کنکور نیست. حتی کنکورهای آزمایشی نمی توانند فشار و زور را بیاورند. برای همین است که بنده به شخصه تلاش می کنم این فرهنگ فکری که با فشار یا اجباری بیرونی درس بخوانیم را از بین ببرم تا دانش آموزان با شناخت مغزشان سعی کنند خودشان فشار بیاورند نه یک فرد از بیرون.
این تحول بسیار بنیادی و اساسی است و هرکسی به این مرحله برسد آنگاه خودش ناظر کارهایش می شود و بسیار می تواند روی مغزش مسلط باشد. بنابراین فشارهای مغز همیشه هستند فقط در جایی مثل کنکور خیلی پر و پیمان تر خود را نشان می دهند. موفق ترین باشید.

شمارش تعداد تست2

آقای جدیدی سلام مجدد و وقت بخیر راستش این که تعداد تست ها رو هر روز بشماریم و درصد بگیریم رو مشاورم گفته و استدلالشون هم این بود که رفته رفته تعدد تست ها رو بیشتر کنم و درصدها رو مقایسه کنم ولی به نظر خودم این که بدونم چندتا تست زدم تاثیری در روند کارم نداره درصد گرفتن هم باعث نتیجه گراییم میشه منتها از شما پرسیدم که ببینم نظرتون چیه؟

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. بسیار خوشحالم که دیدگاه درستی نسبت به کاری که تاثیری بر روند مطالعاتی ندارد، کسب کرده اید و کاش هر یک از کنکوری ها شبیه شما باشند و با استدلال های منطقی در مسیر کنکور حرکت کنند و تاثیرپذیری هر کار را بررسی نمایند. منطقی بودن شما مرا بسیار تحت تاثیر قرار داده است و کاملا مشخص است که ذهن راه حلی پیدا کرده اید. همیشه در تمام مراحل زندگی تان با همین روش جلو بروید که معنای واقعی «انسان بودن» را دریافته اید. موفق ترین باشید.

آزمون جمع بندی

درود آقای جدیدی. تجربی نظام جدید کنکوری 99 هستم و در حال زدن آزمون های جمع بندی می باشم. من موقع آزمون وقتی می بینم چند تا سوال را نمی توانم پشت سر هم حل کنم، خیلی نگران می شوم و در ادامه هم تمرکز کافی ندارم. مثلا امروز یکی از آزمون های جامع سنجش را از خودم امتحان گرفتم و در درس های اختصاصی مخصوصا ریاضی تعداد زیادی از سوالات را نتوانستم حل کنم و زمانم هم زیاد شد در حالیکه آزمونهای آزمایشی دیگر و کنکورهای سال های پیش اصلا این اتفاق نمی افتاد. میخواستم بپرسم، آیا سوالات سنجش استاندارد است یا دشوارتر از سطح کنکور؟ و اینکه چگونه می توانم این احساس نگرانی را کنترل کنم و ناامید نشوم؟

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. دو نکته در صحبت های شما هست: 1- یکی از روش های دامی طراحان کنکور این است که چند سوال سخت را پشت سر هم قرار می دهند تا دانش آموز کنکوری دچار بهم ریختگی ذهنی شود. بنابراین وقتی با این دام رو به رو می شوید کافی است به روند تست زنی خود ادامه دهید و مطمئن باشید سوالات بعدی مناسب هستند و به درصد مورد نظر می رسید.
2- آزمون های سنجش امسال متاسفانه آن کیفیت و استاندارد همیشگی را ندارند به خصوص در درس ادبیات فارسی که نوع سوالات از استاندارد همیشگی کنکور خارج شده است بنابراین استاندارد بودن آزمون های امسال سنجش به مانند قبل نیست و درگیر نتیجه این آزمون نشوید. موفق ترین باشید.

تعداد تست

سلام آقای جدیدی. آیا ضرورت داره هر روز و هفته تعداد تست هامون رو بشماریم؟

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. یک دانش آموز یا داوطلب کنکور، همیشه باید از خودش بپرسد این کاری که می کنم فایده اش چیست؟ حالا همین سوال را از خودمان بپرسیم: فایده اینکه تعداد تست های مان را بشماریم چیست؟ اگر دلایلی برایش دارید لطفا بنویسید تا تحلیل کنم که آیا آن دلایل درست هستند یا شاید پیوندهای اشتباه مغز باشند. موفق ترین باشید.

تاثیر حرف دیگران

سلام خدمت شما خسته نباشید من دختری 24 ساله هستم تا به الان دانشگاه نرفتم یعنی رشته دلخواهم قبول نشدم و در واقع تلاشی برای قبولی دانشگاه نکردم و خوب درس نخوندم اما الان فهمیدم که خیلی از افکار و کارام اشتباه بوده و میخوام دوباره آیندمو از نو بسازم و اشتباهات گذشته رو انجام ندم ولی همش اطرافیانم میگن تو به وقتش باید درس میخوندی و تمومش میکردی تا الان نه اینکه تا الان بازیگوش میکردی و تازه تو این سن یاد درس خوندن میوفتادی
الان وقت ازدواجته اگه الان ازدواج نکنی یکم که سنت بگذره دیگه کسی سراغت نمیاد الان باید ازدواج کنی و خواستگاراتو رد نکنی هم سن وسالای تو همه ازدواج کردن برو آزاد یه چیزی بخون بگیم دانشجویی وقتی خواستگاری هم پیش میاد من به خانوادم میگم که رد کنن چون میخوام درس بخونم اما اونا میگن داری اشتباه میکنی دختر تا یه سنی خواستگار داره الان رد میکنی چند سال دیگه هیچکس دیگه سراغت نمیاد چون دوستامم چن تاشون ازدواج کردن میگن اونا رفتن و تو موندی این حرفا باعث میشه که من واقعا گیج بشم و تو تصمیمم سست بشم و نگران بشم و فک کنم دارم اشتباه میکنم و باید به حرفشون گوش بدم لطفا راهنمایی کنید ممنونم

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. ازدواج ارتباطی با سن و سال ندارد بنابراین اگر موقعیت مناسبی دارید که شرایط درسی شما را می پذیرید، می توانید ازدواج کنید. برای سایر مباحثی که فرموده اید، به طور جامع در مطلب «مشاوره تحصیل در پزشکی و دندانپزشکی در سن بالا+[صوت مصاحبه]» صحبت کرده ام که لطفا آن را مطالعه نمایید.

سایه

سلام آقای جدیدی من ۲۳ ساله هستم در سال های ۹۴ تا ۹۶ کنکور شرکت میکردم اما هرگز برای کنکور درس نخوندم ،هرگز، حتی یک روز، یک ساعت هم نمیخوندم و خانواده ام فکر میکردن من سخت مشغول درس خوندن هستم اما نبودم! چون اصلا هدفی نداشتم چون نمیدونستم چی میخوام. توی این سه سال که کنکور شرکت کردم رتبه های واقعا افتضاحی میآوردم و بعد از اون به خانواده ام گفتم که دیگه نه میخوام کنکور شرکت کنم و نه دانشگاه برم.
اما من سال ۹۷ هم به خاطر عذاب وجدانی که داشتم به خاطر اینکه یه بار تلاش کرده باشم بدون اینکه به خانواده ام چیزی بگم مخفیانه درس میخوندم و مخفیانه هم ثبت نام کردم اما باز هم همون آش و همون کاسه دو ماه خوندم و بعد رها کردم حتی کنکور هم ثبت نام کردم تا یه محرک برای درس خوندنم بشه اما نشد و اون سال هم کنکور شرکت نکردم بعد برای سال ۹۸ هم همین کار رو کردم و به صورت بچگانه ای با همه چی لج کردم.
امسال هم فقط برای اینکه برم دانشگاه آزاد شهرمون مامایی بخونم و از جو پر از تحقیر خامواده ام خلاص بشم کنکور ثبت نام کردم و دست و پا شکسته تا الان جلو اومدم و نظام قدیم هستم. الان من سه هفته هست که سایت شما رو پیدا کردم سه هفته هست که تمام مطالبتون از سایت قبلی تا همین سایت رو مو به مو خوندم و دنبال مشکل رفتاری خودم گشتم و در نهایت فهمیدم که انسانی هستم بدون ذره ای اعتماد به نفس و پر از اثار مخرب دعواهای خانوادگی و همش نگران حرف های دیگران در زندگیم هستم
آقای جدیدی فهمیدم که من هرگز خودم رو دوست نداشتم و همیشه در یه جنگ با روح و روان خودم بودم و از اون جایی که در یک خانواده ی به شدت پر از جنگ و پرخاش بزرگ شدم و همیشه پدر و مادرم دعوا میکنن استرس زیادی دارم و اونا ها رو مسئول همیشگی اتفاقات زندگیم میدونم اما الان به این آگاهی و تفکر درست رسیدم که اره تا این جا رو اشتباه اومدی اما از این جا به بعد چی؟ بالاخره که باید درستش کنی بالاخره که باید بر اساس نیازهات زندگی کنی. من یه کاغذ جلوم گذاشتم و تمام اون چیزهایی که در زندگی میخوام رو نوشتم و کاملا مصمم برای رسیدن به اون اهداف.
الان مشکلی که من دارم اینه که من میخوام پزشک بشم چون هم میخوام کاملا از خانواده ام دور بشم و هم همه چی رو دوباره بسازم و چون میخواستم امسال فقط دانشگاه آزاد شهرمون برم و مامایی بخونم درس ها رو بد خوندم خیلی بد هم خوندم و مطمئنم که نمیتونم به درصدهای پزشکی برسم و از اونجایی که مخفیانه درس می خونم و هیچ کس هم نمی دونه که دارم برای کنکور آماده میشم تصمیم گرفتم که امسال هم سر جلسه کنکور حاضر نشم
اما متاسفانه بی احتیاطی کردم و دو هفته پیش به مادرم گفتم که دارم درس می خونم تا مامایی دانشگاه آزاد بیارم اونم رفته به بابام گفته و من هم گفتم شوخی کردم و همه چی رو انکار کردم چون اگه امسال برم سر جلسه و رتبه لازم برای پزشکی رو نیارم و رتبه مامایی رو بیارم که میدونم به اون رتبه میرسم پدرم منو به زور هم که شده می فرسته دانشگاه و هرگز اجازه نمیده که بمونم برای سال بعد همین جوری هم هر روز الان داره بهم سرکوفت میزنه که تو هیچی نشدی دیگه اگه قبول شم و نرم بیچاره میشم.
آقای جدیدی الان من دو تا مشکل دارم یکی اینکه اگه امسال هم سر جلسه حاضر نشم آیا با توجه به اینکه سه سال متوالی کنکور ثبت نام کردم و سر جلسه حاضر نشدم آیا امکان داره از ثبت نام در کنکور ۱۴۰۰ محروم بشم؟. و اینکه اگه مشکلی نباشه و محروم نشم و ۱۴۰۰ هم بتونم ثبت نام کنم و پزشکی قبول بشم
ایا امکان داره سازمان سنجش به کسی با شرایط من که اولا سه سال(سال های ۹۴ تا ۹۶) رتبه های ۵ رقمی اوردم و سه سال(سال های ۹۷ تا ۹۹) کنکور شرکت کردم و سر جلسه حاضر نشدم شک کنه؟ و دوباره امتحان بگیره؟ دو اینکه من نظام قدیم هستم به نظرتون با همین درس های نظام قدیم ادامه بدم کنکور نظام قدیم تمدید میشه یا منابع نظام جدید بخرم؟
میشه لطفا منو راهنمایی کنید و به این سوالاتم جواب بدید فقط این مسئله محروم شدن به خاطر ثبت نام کردن و سر جلسه نرفتن برام خیلی مهمه و اون سوال که اگه یکی با شرایط من بعد از اون همه رتبه های بد و غیبت های متوالی سر جلسه کنکور پزشکی قبول بشه آیا سازمان سنجش اذیت میکنه و دوباره ازش امتحان میگره؟؟؟؟ ممنونم

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. پاسخ پرسش ها به ترتیب: 1- چیزی به عنوان محرومیت بخاطر ثبت نام و شرکت نکردن در کنکور وجود ندارد، 2- وقتی شما سواد لازم برای موفقیت در پزشکی را بدست آورید هزار بار هم آزمون بدهید اتفاقی برای شما رخ نخواهد داد بنابراین، چنین طرز تفکرهایی برای این است که شما هنوز به آن تسلط برای قبولی نرسیده اید.
وقتی کسی به تسلط برسد، صد بار هم آزمون بگیرند شرایط نرمال را دارد. بنابراین چنین نگرانی فقط ساخته مغز است که فرد را نگران می کند. در چند موردی هم که سازمان سنجش آزمون مجدد گرفته تمامی افراد موفق شده اند و هیچ مشکلی نبوده چرا؟ چون سوادش را داشته اند که توانسته اند قبول شوند. مگر قرار است اگر کسی فرض کنیم 10 بار کنکور داد و قبول نشد آنگاه اگر بار یازدهم قبول شد بگوییم چنین چیزی ممکن نیست؟
شما روی سوادتان کار کنید و به رشته مورد هدف تان برسید، بنده قول می دهم هیچ آزمونی جلودار شما نخواهد بود، 3- در مورد اینکه با نظام قدیم بخوانید یا نظام جدید نظری ندارم زیرا بنده نمی توانم پیش بینی کنم که قوانین به همین صورت ادامه پیدا می کند یا خیر. به هرحال سازمان سنجش بارها نظرش را تغییر داده است و بنده پیش بینی ندارم. موفق ترین باشید.

وسواس

سلام وقت بخیر.خواهرم وسواس دارن هم وسواس در شستشو و هم تو کار کردن با گوشی و هنگام کار کردن با گوشی استرس وترس دارن که مثلا نکنه یه وقت یه چیز اشتباهی برا کسی ارسال کنم و…به مشاور مراجعه کرده و دوتا پیشنهاد بهش داده یکی اینکه گفته از قانون ایست استفاده کن و یکی هم گفته از تکنیک ذهن آگاهی استفاده کن (چون ذهنش پر از فکره) تا یه دو سه روزی بهتر بود اما میگه باز انگار برگشتم به حالت قبل و آروم نیست بنظر شما این راه حل ها مفیده وتاثیر گذار است؟ و آیا این دو راه حل برای هر وسواس فکری وعملی میتونه تاثیر گذار باشه؟

رضا جدیدی پاسخ داد:

سلام وقت بخیر و نیکی. وقتی کلمه وسواس را می شنویم باید به این جمله فکر کنیم: «آن شخص از یک یا چند چیز نگران است». بنابراین تا وقتی نگرانی هایش برطرف نشوند او همچنان رفتارهای وسواسی خود را ادامه می دهد. به طور مثال وقتی خواهر شما بارها و بارها دستانش را می شوید یعنی نگران است. از چه چیزهایی نگران است؟ مثلا از بیمار شدن.
خب حالا من نگرانی او را برطرف می کنم، چگونه؟ این چهار سوال را می پرسم: 1- فرق بین دستی که 20 ثانیه با آب و صابون شسته شده باشد با دستی که 3 دقیقه با آب و صابون شسته شده باشد چیست؟ 2- تا وقتی که من غذایی نمی خواهم بخورم، چرا باید دستمانم را بشویم؟ 3- آیا می دانید تمیزترین چیزها باز هم آلودگی دارند و شما هرگز نمی توانید آلودگی را صفر کنید؟
4- آیا می دانید تمیزی بیش از حد باعث ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن می شود؟ چون بدن ما بایستی حافظه سازی کند از برخورد با عوامل بیماری زا و هر روز خود را بروز رسانی کند ولی تمیزی بیش از اندازه به جای آنکه مفید باشد بیشتر به شما ضرر می رساند. حالا از خواهر شما می خواهم به این 4 سوال پاسخ دهد. مطمئنم اگر در مورد این چهار پرسش فکر کند آنگاه است که نگرانی هایش از بیماری متوقف و سپس وسواسش از بین می رود.
در مورد وسواس استفاده از گوشی هم همین است. او از چه چیزی نگران است؟ از اینکه فایل اشتباهی برای کسی بفرستد. خب سوال: مگر شما در گوشی خود چه فایلی را ارسال می کنید که حالا اگر اشتباه شد نگران باشید؟ مثلا خود من یک فایل درسی را برای شاگردم ارسال می کنم. بارها شده اشتباهی برای شاگرد دیگرم ارسال کرده ام خب حالا مگر چه می شود؟
اشتباه کردن بسیار طبیعی است. اگر کسی با گوشی کارهای سالم انجام می دهد و یک سری عکس یا فایل های معمولی رد و بدل می کند بنابراین نباید از این نگرانی ها داشته باشد. معمولا افرادی مثل من و شما با گوشی کارهای عجیب و غریب که انجام نمی دهیم. همگی یک مشت فایل های درسی یا کاری برای همدیگر ارسال می کنیم. خب گیریم که اشتباه شود. چه اتفاقی می افتد؟
آنچه بیان کردم فقط آموزش این بود که در برخورد با وسواس موظف هستیم نگرانی ها را برطرف کنیم. هر روشی که باعث شود این نگرانی ها رفع شوند قطعا وسواسی خوب می شود وگرنه آن روش موثر نخواهد بود. نکته پایانی و مهم: هیچ رفتاری هرگز از بین نمی رود. بنابراین یکی از کلک های مغز این است که بعد از چند مدت که رفتار وسواسی شما کاملا خوب شده باز هم رفتار وسواسی را ظاهر می کند.
این بروز مجدد رفتار برای شوک دادن به فرد است تا به او بگوید تو هرگز خوب نمی شوی و از بند وسواسی رها نمی شوی. در حالیکه فقط کلک است و دچار بحران نباید شوید و بدانید که شما خوب شده اید و برگشت رفتار وسواسی فقط برای این است که مغز امید دارد شاید گول بخورید و دوباره وسواسی را شروع کنید. موفق ترین باشید.