ترفندهای جالب برای درس خوان شدن + فایل صوتی
در دوره «مغزشناسی» به معرفی چارچوب کاری و روند آن پرداختیم. در این دوره سعی میکنم روی معروفترین کلکهای مغزی تاکید کرده و راه حل برون رفت از آنها را بیان کنم. این دوره به شما کمک میکند تا به صورت کاربردی و با دقت روی گفت و گوهای درونی که در طول روز دارید، به درک عمیقتری از مغزتان برسید و بتوانید در هنگام درس خواندن، با آگاهی از این کلک ها، جلوی مغز مقاومت کرده و شرایط خود را تداوم ببخشید و در نهایت برنامه درسی خود را پیش ببرید.
مطالب این دوره بر مبنای برداشتهای شخصی من از مطالعات و تجاربی هست که داشتهام. در واقع، مدل فکری خود را با شما به اشتراک میگذارم و امیدوارم برای شما مفید واقع شود.
پیش نیاز: دورههای آموزشی «مغز شناسی»، «احساس شناسی» و «خاطره شناسی»، پیش نیاز این دوره میباشد و در صورتی که آن دوره را مطالعه نکردهاید، ابتدا به سراغ آن بروید و سپس این دوره را پیگیری نمایید.
در ادامه با کلیک روی دکمه پخش هر فایل صوتی، می توانید آن را گوش نمایید.
زیرعنوان نمونه برای این فصل
نمودار پیشرفت تحصیلی تمرین
توضیح کوتاه برای درس

سلام مشکلی که من دارم اینکه پنج سال پشت کنکورم اما دریغ از یه درصد تلاش تو این پنج سال همیشه بدنبال بهترین راه ها برای درس خوندن گشتم بهترین راه موفق شدن کلی کتاب موفقیت خوندم کلی ویس گوش دادم اما دریغ از یه درصد تلاش ممکنه در طول روز فقط دو ساعت اول صبح درس بخونم بعد از اون دوباره میرم به سمت گوشی یا کتاب های مختلف و انگار فرار میکنم از درس و به خاطر تسکین خودم مجله موفقیت میخونم.
حالم بد میشه وقتی میبینم پنج ساله فقط دارم دور خودم میچرخم الان سه ماه مونده ب کنکور و من همچنان صفر هستم و در پی گشتن منبع خوب مرور خوب تست خوب اما دریغ ازشروع.. میشه بهم بگید مشکل کار کجاست که من نمیتونم دو ساعت تحمل کنم و درس بخونم وهمش فرار میکنم میشه بگید چیکار کنم که یکم از این توهمات ذهنی دربیام و بجاش تلاش کنم
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. توضیحاتی که نوشته اید برای اینکه متوجه شوم مشکل یا مشکلات چیست خیلی کم هستند و ممنون می شوم که اطلاعات کامل تری از شرایط خودتان برایم بنویسید. مثلا قبل از رسیدن به کنکور چه شرایطی از نظر درسی و روحی داشتید و در این سال ها چه اتفاقات یا خاطرات مهمی رخ داده است؟ همچنین در مورد هدفتان برایم بگویید و آیا قبلا سابقه مطالعه زیاد داشتید یا خیر؟ بنابراین هر چه توضیح مهم وجود دارد را برایم بازگو کنید تا بتوانم تشخیص بهتری بدهم.
ممکن است کسی در وضعیت شما باشد و علت مشکلش در کمال گرایی باشد، شخص دیگری همین شرایط را بخاطر وسواس داشته باشد و دیگری به خاطر طرز تفکر نادرستی که از مطالعه دارد و نفر بعدی ممکن است به دلیل خاطرات منفی تحصیلی و انسان دیگری ممکن است به دلیل اینکه همیشه همه چیز برایش آماده بوده، تمایلی برای موفقیت در کنکور ندارد و نفر بعدی ممکن است به دلیل دقیقه بودن، برایش سخت باشد فرایند تحصیلی طولانی را ادامه دهد و… . بنابراین نمی شود یک حکم صادر کرد. موفق ترین باشید.
سلام من میانگین مطالعه ام 6-7 ساعت هستش برای ایام عید میتونم خوندنمو هشت ساعته کنم از همون روز اول؟و ایا میتونم به دوازده ساعت هم برسونم یا اگه ناگهان این اتفاق بیوفته چون به این افزایش ساعت عادت ندارم امکانش نیست؟ مثلا میشه هفته اول هشت ساعت بخونم و هفته دوم کم کم دوازده ساعتش کنم؟
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. اگر قبلا سابقه 12 ساعت درس خواندن برای چندین هفته متوالی را داشته اید آنگاه می شود گفت با افزایش یک باره می توانید خودتان را سازگار کنید ولی اگر قبلا هیچ سابقه ای از زمان بالا درس خواندن برای چند هفته پشت سرهم را ندارید، آنگاه افزایش یک باره می تواند ناپایدار باشد. موفق ترین باشید.
سلام.من آزمون شرکت میکنم.بعد آزمون انرژی خیلی زیادی ازم رفته و اصلا نمیتونم درس بخونم.تا استراحت کنم و بشینم پای درس ساعت چهار شده و حس میکنم تایمم از دست رفته یکی دیگه از دلایلش بخاطر درصد هایی که تو بعضی درسا دارم و نگرانم که همینجوری بمونن.و نگرانم که نتونم درسامو تموم کنم.کلا جمعه های بعد ازمون انگار که مغزم بهم هیچکاری نکردنو بهم تحمیل میکنه.اگرم به خودم فشار بیارم کل هفته انگار بخاطر همون اخر هفته خسته ام.چیکار کنم که هم از حس منفی بعد آزمون خلاص شم.هم بتونم از تایمی که تو جمعه باقی مونده درست استفاده کنم.
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. در مورد خستگی بعد از آزمون، با توجه به توضیحاتی که شما داده اید متوجه می شویم که خستگی های شما دو بخش دارد: الف) خستگی روحی که ناشی از وضعیت درصدهاست. بنابراین آن ترس یا نگرانی که در مورد بالا نرفتن درصدها وجود دارد بایستی بررسی شود که شرایط شما در آن درس ها چطور است و چرا همچین نگرانی وجود دارد یعنی بایستی یک تحلیل دو طرفه کاملا حرفه ای انجام شود و به این نتیجه برسیم که آیا این نگرانی واقعی است یا در چارچوب برنامه ای که دارید، پیشرفت اتفاق می افتد و جای نگرانی نیست یا اینکه لازم است تغییراتی ایجاد شود. بنابراین این موضوع در پیام قابل بررسی نیست.
ب) خستگی های جسمی: برای خستگی های جسمی تان بایستی تمرین نشستن را در طول برنامه ریزی تان انجام دهید و فقط به امید جمعه های آزمون نباشید. مثلا موقع تست زنی درس های مختلف را بدون اینکه وسطش استراحت کنید در کنار هم به صورت یک مجموعه تست بزنید تا کم کم پشت سر هم نشستن های تان در منزل هم تمرین شود و به مرور زمان بتوانید بلندمدت نشستن پشت میز را تجربه کنید. دقت شود که به مرور زمان بایستی این پشت هم نشتستن را طولانی تر کنید و فشار یک دفعه ای به خودتان نیاورید. در نتیجه کمی طول می کشد تا اثر افزایش مقاومت در جلسه کنکور آزمایشی در شما ظاهر شود و بایستی صبور باشید تا این استقامت در شما شکل بگیرد. موفق ترین باشید.
سلام معلممون درمورد ترک عادت بهمون یه چیزی گفت اینکه به مقداری که درگیر یه کاری باشید باید همونقدر زمان صرف کنید تا ازش بیاین بیرون و عملا ترک عادت در شما رخ بده. مثلا اگر یه کاریو به مدت 5 سال عادت داشتید که انجامش بدید حالا باید 5سال وقت بزارید تلاش کنید تا کاملا ازش بیرون بیاین. و واسه همینه که هر چقدر سن ادم میره بالا ترک عادت سختتر میشه.بنظرتون این حرف درسته؟
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. در دوره احترام به خود اشاره کردم که هر عادتی که داریم را اگر بخواهیم ترک کنیم (ترک کردن فقط اصلاح است چون عادت ها از بین نمی روند و در درون ما باقی می مانند و در شرایط مشابه خودشان را به ما تحمیل می کنند) بایستی دوره نهفتگی را طی کنیم. دوره نهفتگی به دوره ای گفته می شود که شما برای تغییر شروع می کنید ولی نتایجی را مشاهده نمی کنید.
مثلا فرد تصمیم می گیرد رژیم بگیرد و این کار را شروع می کند ولی اثرات لاغری را مشاهده نمی کند و مدتی طول می کشد تا اثرات کاهش وزن در او دیده شود. این مدت زمان را دوره نهفتگی می گوییم.
حالا این دوره نهفتگی چقدر طول می کشد؟ هیچ فرمولی وجود ندارد که این مدت را حساب کنیم برای همین اگر بگوییم رفتاری که 5 سال انجام شده پس 5 سال هم طول می کشد تا از بین برود، هیچ قاعده ای ندارد.
خیلی ها دنبال فرمول برای تعیین دوره نهفتگی هستند ولی فعلا که دست هایمان خالی است و نمی دانیم چقدر طول می کشد تا نتایج تغییر را ببینیم. مجدد تاکید می کنم که عادت ها از بین نمی روند و ما فقط با فشار بیرونی آن ها را تغییر می دهیم و حالا همین تغییر خودش یک دوره نهفتگی دارد تا بخواهد نتایج ظاهر شود.
خیلی ها به دلیل اینکه از وجود دوره نهفتگی بی خبر هستند، ناامید می شوند و می گویند: تغییرات روی ما جواب نمی دهد و دست از تغییر می کشند. در ضمن تغییر عادت همیشه برای انسان سخت است و چون دوره نهفتگی فرمولی ندارد برای همین نمی توانیم بگوییم که آیا افزایش سن باعث طولانی تر شدن فرایند تغییر می شود یا خیر. موفق ترین باشید.
سلام درمورد قانون 100دوتا سوال داشتم. 1) اگر به یک کاری 100 بار نه بگیم بعدش دیگه نیاز نیست نه بگیم؟ یعنی یجورایی انجام اون کاری که بهش نه میگیم رو فراموش میکنیم یا کلا اون عادت در وجود ما پاک میشه و یا کلا ترک میشه ؟!اگر اینطور نیست چیکار کنیم که بعد از 100 بار نه گفتن دوباره اون کار رو تکرار نکنیم؟ درکل این نه گفتن تاکی ادامه داره؟
2) سوال دومم اینه که چرا 100با ؟ چرا 200 بار یا کمتر یا بیشتر نباشه؟ منظورم اینه که ایا ثابت شده که با 100 بار نه گفتن به یک کار اثار انجام دادنش درما کمرنگ میشه ؟
پی نوشت: در خصوص سوال اولی که پرسیدم لازم میدونم که یه مطلبی رو بگم اونم اینه که من که به یک کاری به مدت 4 سال عادت داشتم شروع کردم به نه گفتن بهش و این فرایند رو تا 2 سال ادامه دادم. به خیال اینکه این کار در وجودم پاک شده یا اینکه دیگه هرگز برنمیگردم تا تکرارش کنم دیگه نسبت بهش بی تفاوت شدم و دیگه مثل قبل به طور سفت و سخت نه نگفتم. نتیجه این کارم این شد که با وجود دوسال زحمتی که برای انجام ندادنش کشیده بودم زحماتم دود شد و رفت هوا و من بعد از چند ماه شدم ادمی که قبل از این دوسال بو ! یعنی دوباره تکرارش کردم. الان دقیقا باید چیکار کنم خیلی ناراحتم
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. پاسخ پرسش های شما به ترتیب شماره گذاری خودتان: 1- این صد فقط یک هدف است و به این معنا نیست که بعد از صد بار دیگر نیازی به نه گفتن نباشد. در واقع صد به ما می گوید هیچ رفتار انسانی تبدیل به عادت نمی شود حتی اگر صد بار هم نه بگویید بازهم فشار وارد می شود و رفتارهای انسانی به عادت تبدیل نمی شوند و دوباره به حالت قبل ممکن است باز گردند.
نه گفتن های ما برای همیشه ادامه دارد و ما با این صد بار نه گفتن تلاش می کنیم صد خاطره پشت سرهم موفقیت آمیز از غلبه بر مغز بسازیم و قطعا شکست هم می خوریم و بایستی از ابتدا شروع کنیم و اجازه ندهیم بحرانی توسط مغز ساخته شود. بنابراین صد یک هدف مقدماتی است و به معنای قله نیست که قرار باشد بعدش همه چیز عادت شود. همچنین هیچ عادتی از بین نمی رود اگر نابود می شد که خیلی راحت می توانستیم زندگی کنیم. عادت ها همیشه در ما می ماند ولی ما می توانیم این عادت ها را حالت خاموش نگه داریم.
2- همانطور که در بخش قبلی پاسخ توضیح دادم، صد فقط یک هدف است و اصلا قرار نیست راز و رمزی در صد باشد. ما به فرایند نگاه می کنیم نه به عدد. فرایند چیست؟ ساختن خاطرات مثبت پشت سرهم و اگر یک بار آن وسط نتوانستیم رعایت کنیم، همه چیز باید به حالت قبل بازگردد. این فرایند نشان می دهد که رفتارهای انسانی به عادت تبدیل نمی شوند و اتفاقا ما مخالف عددها هستیم چون هیچ عددی وجود ندارد که دارای رازی باشد.
صد فقط یک هدف ابتدایی برای شروع به نه گفتن در برابر فشارهای درونی مغز است و قطعا رفتارهای انسانی خود را بایستی تا همیشه ادامه بدهید.
در قسمت پی نوشت دقیقا مطالبی را بیان کردید که بنده در دوره احترام به خود به آن اشاره کرده ام که عادت های ما هرگز از بین نمی روند بلکه ما با فشارهای بیرونی فقط می توانیم آن ها را خاموش نگه داریم و هرکجا بی تفاوت شویم آن عادت ها باز می گردند. بنابراین یک بار دیگر به فرایند 100 توجه کنید که می گوید هیچ رفتاری تبدیل به عادت نمی شود بنابراین بایستی ادامه دهیم و اگر شکست بخوریم مغز بحران سازی می کند و می خواهد همه چیز را صفر نشان دهد پس خودمان پیش دستی می کنیم و نتایج را صفر می کنیم و دوباره تلاش می کنیم.
شما به طور عملی درک کرده اید که رفتارهای انسانی و همچنین عادت ها پاک نمی شوند و این دقیقا درست ترین موضوعی است که بایستی به آن توجه کنیم. بنابراین به طور خلاصه در 100 هیچ رازی وجود ندارد ولی در فرایند اجرای صد (قانون بازی)، همان اتفاقی که به طور عملی در مغزما می افتد را می توانیم تکرار و تمرین کنیم. اگر همچنان سوالی برای تان باقی ماند مجدد بپرسید. موفق ترین باشید.
سلام ببخشید ایا برای دروسی که درطی روز باید مطالعه کنیم اولویت بزاریم؟ من تا الان اینطوری درس میخوندم که مثلا فردا فلان مباحث از دروس زیست و ریاضی و فارسی و شیمی روبخونم (پیشروی کنم) و باتوجه به تسلطم فلان تست ها رو برای هرکدام از این دروس کار کنم. و بعد مثلا مبحث حال عربی رو هم رفع اشکال کنم و درضمن فلان مبحث از درسی رو هم مرور کنم.
بعد فردا که از راه می رسید براساس حالی که داشتم یه درسی رو شروع میکردم مثلا همیشه زیست رو شروع میکنم چون از مطالبش لذت میبرم و بعد سراغ بقیه درس ها میرفتم در اخر روز همیشه یک یا دو درس نخونده دارم مخصوصا دروس عمومی و اونارو واسه فردا میزارم. به بهانه اینکه این دروس راحت تر اند و با زمان کمتری هم میشه به نتیجه رسید به تعویق میندازمش و وقتی به خودم میام میبینم مثلا هر روز قراره درس فارسی روز قبل رو بخونم ولی نمی خونمش!
یه مدت واسه ریاضی همین اتفاق می افتاد تا اینکه به خودم گفتم دروسی رو که سختمه بخونم اول از همه در صبح میخونم مثلا به جای شروع با زیست با ریاضی شروع میکنم. بعدش دوتا اتفاق رخ داد اینکه با زور و بدبختی از خواب بیدار میشدم و حس میکردم هیییچ شوق و انگیزه ایی برای شروع روزم ندارم
اتفاق دوم این بود که حتی اگر با هررر روشی بیدار می شدم و ریاضی رو واقعا میخوندم بعد از اتمامش دیگه تا اخر شب درس نمیخوندم نهایتا درس زیستی رو که بهش علاقه دارم میخوندم و یجورایی با خودم میگفتم چون کار سخت رو اول صبح انجام دادم بقیه روز رو به خودم استراحت میدم تا از درس زده نشم یا اینکه بقیه دروس واقعا واسم ساده است میتونم بعدا هم براش وقت بزارم.
متاسفانه اینقدر به این حالت عادت کردم که همیشه دوتا درسم رو واسه روزهایی دیگه میزارم و همیشه برنامه امو ناقص انجام میدم. اکثر وقت ها دروس رو جابه جا میکنم میگم اول زیست بخونم بعد میرم سراغ شیمی و اکثر وقتا شیمی رو هم نمیخونم و میزارمش واسه فردا.بنظرتون چیکارکنم.
بنظرتون برای دروس اولویت بندی کنم مثلا بگم فردا اول ریاضی بعد شیمی بعد فارسی و بعد زیست میخونم ؟ اخه حس میکنم منکه از فردا خبر ندارم و نمیدونم چه حالی دارم که کدوم درسو بخونم…. چرا اولویت بندی کنم ؟!بنابراین فقط اسم مباحثو مینویسم که فردا باید خونده بشه همین
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. قسمت هفتم کلک های مشترک مغز را مشاهده کنید دقیقا روی این موضوع صحبت کرده ام. برای ورود به دوره کلک های مشترک مغز از منوی بالای سایت روی عنوان کلک های مشترک مغز کلیک کنید تا وارد صفحه آن شوید و سپس به قسمت هفتم بروید. موفق ترین باشید.
سلام آیا برای حواسپرتی بین درس هم میشه قانون ۱۰۰ گذاشت؟ و سوال دوم من برای عواملی که مانع درس خوندن میشن میخوام قانون ۱۰۰ بزارم اما این موانع خیلی زیادن هم فکری هستن و هم عملی آیا باید برای هر کدام جداگانه قانون ۱۰۰ گذاشت یا میتونم همه رو به عنوان موانع درسی یک قانون ۱۰۰براشون بزارم؟
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. حواس پرتی بایستی درمان شود چون مشکل یا مشکلاتی وجود دارند یا اینکه کلا مغزتان این روش را برای سرد کردن شما یاد گرفته است. پس آن را بایستی درمان کنید. در مورد عوامل مزاحم درس خواندن نیز ابتدا بایستی بررسی شوند که این عوامل واقعی هستند یا غیر واقعی؟ اگر واقعی هستند که راه حل بدهید و برطرف شان کنید. اگر هم ساخته مغز هستند تا جلوی درس خواندن را بگیرند لطفا حکم قطعی در موردشان صادر کنید و بعد از آن بازی 100 را تحت عنوان «درس خواندن تحت فشار مغز» شروع کنید.
به این صورت که هر بار آن عوامل مزاحم به سراغ تان آمد می گویید من قبلا فکر کردم، حکم صادر شده و نتیجه گیری کردم و نیاز به فکر مجدد ندارم و با این فشار درس می خوانم. هر بار این فرایند را اجرا کنید یک بار پیروزی برای شما حساب می شود. موفق ترین باشید.
سلام من گاهی وقتا که واقعا تلاش میکنم برای درس خواندن نسبت به روزهای قبلش که کمتر درس میخواندم مطالعه برام عادی تر هست اما همچنان با زور درس میخوانم یا خواهر من که کنکوری است و ساعت مطالعه بالایی داره میگه من هم مغزم فشار بهم میاره ولی میخونم بنظر میرسه هم در خودم و هم خواهرم هر چند که مطالعه مون زوری هست اما نسبت به قبلا اندکی عادی تر شده
آیا واقعا اینطوره؟ اگر نه پس چرا گاهی وقتا به طورت عادت میریم پشت میز مطالعه میشینیم و کتاب رو باز میکنیم؟ قبول دارم که درس خوندن با عشق و علاقه نیست اما یک سری چیزا هم انگار عادی میشه برامون سوال دوم: کلک های مغز نوعشون تغییر میکنه و حتی میزان فشارشون ممکنه گاهی وقتا کم بشه ایا تغییر نوع کلک و کم شدن فشارش در یک نوع کلک، نشانه این میتونه باشه که من دارم بر مغزم مسلط میشم؟ یا حداقل بیشتر از قبل مسلط میشم؟
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. پاسخ پرسش اول: هر چه میزان خاطرات مثبت شما برای شکست دادن مغز بیشتر شود، شما می توانید با قدرت بیشتری برخورد کرده و فرایند مطالعه را شروع کنید اما این بدان معنی نیست که ما به درس خواندن عادت می کنیم. هرگز ما به درس خواندن عادت نمی کنیم و فقط کافی است به فشارهای موجود و بحران سازی های مغز در طول این همه سال درس خواندن نگاه کنید تا متوجه شوید حتی اگر یک عمر هم درس بخوانید بازهم فشارها و کلک ها هستند.
بنابراین شما با عادت پشت میز نمی روید بلکه آگاهانه فشار می آورید و پشت میز می نشینید. هیچ چیزی در فرایند مطالعه برای شما عادی نمی شود بلکه فقط وجود خاطرات مثبت باعث شده اند که اگر قبلا مثلا 10 دقیقه طول می کشید تا مغز را مهار کنید الان چند لحظه طول می کشد. دقت کنید که کم شدن این مدت زمان به معنای تسلیم شدن نیست. مغز از هر فرصتی برای برهم زدن جو مطالعه استفاده می کند.
پاسخ پرسش دوم: بله نوع کلک های مغز و میزان فشارشان تغییر می کند. به طور مثال ممکن است شخصی وسواس مطالعاتی داشته باشد و تحت درمان قرار بگیرد و تا مدتی مثلا دو هفته هرگز خبری از فشارهای وسواسی نباشد اما دوباره برگردند تا به آن فرد شوک بدهد و بگوید تو خوب نشدی و توهم زده بودی که خوب شدی.
مغز اگر از یک فشار نتیجه نگیرد قطعا روش خودش را تغییر می دهد. حتی ممکن است با روکش احساسات مثبت و اعتماد به نفس بالا وارد شود و جلوی درس خواندن را بگیرد. بنابراین ما به دنبال این نیستیم که بدانیم چه موقع بر مغزمان مسلط شده ایم یا نشده ایم. برای ما مهم است که مغز را بشناسیم و کلک هایش را خنثی کنیم و تداوم مطالعه را برقرار نماییم. همین که شما اکثر روزها را درس بخوانید یعنی دارید در مسیر درست حرکت می کنید. در نتیجه کلا تسلط بر مغز را فراموش کنید و روی این موضوع تمرکز کنید که درس خواندن به وقوع بپیوندد. موفق ترین باشید.
سلام من برای بیدار شدن در تایم مشخص صبح قانون ۱۰۰ گذاشتم. و حالا بیدار شدنم بستگی به خواب شب قبلم داره که به موقع خوابیده باشم و یک سری کار ها و افکاری که باعثمیشه خواب مفید نداشته باشم رو باید ترک کنم تا بتونم صبح به قانون ۱۰۰ عمل کنم حالا این کارهایی که من برای بیدار شدن در صبحمحبورم شب قبلش ترک کنم را هم جز اون ۱۰۰خاطره مثبت در فانون ۱۰۰ باید در نظر بگیرم؟ یا فقط همون بیدار شدن در تایم مشخص صبح رو جز اون ۱۰۰ خاطره مثبت باید در نظر بگیرم؟
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. بله هر کدام از این فرایندها یک امتیاز هستند و شما بایستی آن ها را حساب کنید. در ضمن توصیه می کنم دوره «احترام به خود» را هم دنبال کنید که در چند قسمت اول در خصوص خواب صحبت کرده ام. آن اطلاعات به شما کمک می کند بهتر بتوانید این فرایند را طی کنید. موفق ترین باشید.
سلام. یه سوال داشتم قانون 100 رو برا یه کار خاصمون در نظر بگیریم؟یعنی برا هر عادت غلطمون یه قانون 100 جداگونه بگذاریم که با مغز مقابله کنیم؟ یا نه کلا توی هرموردی که با مغز مقابله کردیم رو یادداشت کنیم؟؟چون من توی چندین مورد نیاز دارم که با مغزم بجنگم خواستم ببینم اینطوریه که برا هرکدوم جدا یه قانون 100درنظر بگیرم؟.
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. بله قاعده این است که برای هر رفتار باید یک بازی مجزا داشته باشید. دقت کنید که هرکجا در برابر مغزتان تسلیم شوید تمام دفعات قبلی می سوزد و اصلا اینطوری نیست که به خودتان دلسوزی کنید. بارها شده شخصی به 80 یا 90 رسیده و بازهم همه چیز را از دست داده و باید از اول شروع کند.
این بازی دقیقا مطابق با مغز ما انسان هاست. یعنی وقتی کسی یک بار تسلیم مغزش می شود آنگاه همه چیز برای مغز از نو به حساب می آید و به راحتی فشار می آورد. بنابراین ممکن است کسی همه عمر شاگرد اول مدرسه بوده باشد اما بازی 100 می گوید مهم نیست چقدر قوی بودی یا چه مقام هایی داشتی، اگر تسلیم شوی همه چیز را با هم از دست می دهی.
خیلی ها در نگاه اول گمان می کنند که این بازی ناامید کننده است ولی اگر انجامش دهید و پایبند بمانید خواهید دید که دقیقا بر مغزتان حاکم می شوید و هر بار که شکست بخورید دوباره از اول شروع می کنید و چون این اجازه را دارید که از اول شروع کنید دقیقا مثل واقعیت موفقیت در زندگی است.
نکته مهم دیگری که تاکید می کنم این است که بازی 100 نشان می دهد که هیچوقت به کارهای انسانی عادت نمی کنیم حتی اگر 100 بار انجام شان دهیم بازهم ممکن است همه چیز از دست برود. این را وقتی متوجه می شوید که به عددهای بزرگ مثل 50 یا 60 می رسید ولی همچنان خبری از عادت نیست.
این بازی فوق العاده ای است چون در عین اینکه یک قانون به نظر ساده دارد ولی دقیقا مطابق خلق و خو و مرام مغز حیوانی ما چیده شده است و می تواند در حین اجرایش آموزش های جالبی به شما بدهد. قطعا شما هم تجربه هایی در حین اجرای این بازی بدست می آورید که امیدوارم با من در میان بگذارید. با تشکر. موفق ترین باشید.