راه های رشد نیاز احترام به خود + عزت نفس [صوتی]
چقدر به خودتان احترام میگذارید؟! من فردی منظم در انجام دادن کارهای روزانه، درس خواندن، نظافت هستم. اگر قولی بدهم محال است که در انجام دادنش، کاهلی و کوتاهی کنم و اکثراً انسان بانظم و قانونمداری در زندگیام هستم.
اگر با خودم عهدی ببندم درست است که به شدت تحت فشار مغزم قرار میگیرم اما نهایت تلاشم را میکنم تا به عهد با خودم وفادار باشم. بر اساس قانونهای خودم زندگی میکنم و قانونهای زندگی آدمهای معمولی اطرافم را به خودشان پس دادهام.
ساعت خواب و بیداری منظمی دارم به طوری که شبها بین ساعت ۱۲ تا ۱ میخوابم و ۷ ساعت بعد بیدار میشوم. گاهی هم پیش میآید که گول مغزم را میخورم ولی سعی میکنم خیلی کم این اتفاق بیفتد و حتیالامکان با اولین زنگ گوشیم زودی بلندشم. در ماه دو یا سه روز بینظمی در ساعت بیداریام، ایجاد میشود.
قبل از خواب سعی میکنم به چیزی فکر نکنم تا خوابم منظم شود! درطول روز، فکر کردن به موضوعات مختلفی که در ذهنم میآید اول بررسی میکنم اگر ارزش فکر کردن داشتند آنگاه در زمان مشخص در جایی بیرون از اتاقم به آنها میپردازم اما اگر ارزش فکر کردن نداشتن به هیچ عنوان وقتم رو تلف نمیکنم و آن زمانی که در نظر گرفته بودم را صرف مطالعه میکنم.
هیچ وقت کارهای مهمی که برای موفقیتم انجام میدهم را بروز نمیدهم و افکاری که دارم را جلوی دیگران باز نمیکنم. چون عقیده دارم لزومی ندارد افکارمان را به آدمهای معمولی اطراف بگوییم! چون آنها هیچ وقت طرز تفکر درونی شما را درک نمیکنند و سعی دارند خود و افکارشان را تحمیل کنند تا مثل خودشان شویم.
فیلترهایی برای جلوگیری از تاثیرات منفی حرفها و رفتارهای دیگران درون خودم ایجاد کردهام به این صورت که اگر اطرافیان حرفی به من بزنند، ابتدا بررسی کنم و اگر دیدم آن فرد متخصص نیست در آن مورد به هیچ عنوان حرفش برام مهم نیست حتی اگر ناراحتم شوم، سریعاً فیلترهای مغزیم را روشن میکنم و آن حرف یا رفتار را رد میکنم تا تاثیرش خنثی شود.
تمام افراد غیر ضروری و دوستانی که هیچگونه چیز مفیدی به من اضافه نمیکردند را از صفحه زندگیام دیلیت کردم! در حال حاضر تنها دوستان مفید و ارزشمند در کنارم هستند. «آنچه خواندید برشی از گزارش فعالیتهای احترام به خود توسط یک داوطلب کنکور است»
احترام گذاشتن به دیگران را به خوبی آموختهایم چون فرهنگ جامعه از ما انتظار داشته که به دیگران توجه کنیم اما یاد نگرفتیم چطور به خود احترام بگذارم و مثالها و مصداقهای احترام به خود شامل چه لیستی میشود. در این مطلب، سعی میکنم هر شب یک فایل صوتی کمتر از ۵ دقیقه منتشر کنم و در خصوص راههای رشد احترام به خود و افزایش عزتنفس، صحبت کنیم.
مطالب این دوره بر مبنای برداشتهای شخصی من از مطالعات و تجاربی هست که داشتهام. در واقع، مدل فکری خود را با شما به اشتراک میگذارم و امیدوارم برای شما مفید واقع شود.
پیش نیاز: دورههای آموزشی «مغز شناسی»، «احساس شناسی» و «خاطره شناسی»، پیش نیاز این دوره میباشد و در صورتی که آن دوره را مطالعه نکردهاید، ابتدا به سراغ آن بروید و سپس این دوره را پیگیری نمایید.
در ادامه با کلیک روی دکمه پخش هر فایل صوتی، می توانید آن را گوش نمایید.
زیرعنوان نمونه برای این فصل
چند مورد در خصوص پرسش و پاسخها (کلیک کنید) فایل های ضمیمه
توضیح کوتاه برای درس
برای آنکه پاسخ اصولیتر و دقیقتری دریافت کنید، توصیه میکنم به موارد زیر توجه فرمایید:
الف) سعی کنید در پرسیدن سوال خویش، اطلاعات کاملی از وضعیت و شرایطی که در آن قرار دارید بدهید.
ب) لطفا پرسشهای مربوط به قوانین کنکور را در صفحه «از من بپرسید قوانین کنکور» بپرسید.
پ) لطفا پرسشهای مربوط به روحیه را در صفحه «از من بپرسید آنالیز رفتار» بپرسید.
ت) روشهای مطالعه، مرور، خلاصه نویسی، تست زنی و یادگیری هر درس، از جمله سوالاتی به حساب میآیند که قابل پاسخ گویی در پیام نیستند چون این موضوعات به شناخت، پیگیری مستمر و استفاده از ابزاهایی مثل جزوههایی که هر مشاور در اختیارش است، نیاز دارد.
سلام آقای جدیدی من بعد از اینکه صبح ها بلند میشم ساعت یازده انرژیم به یکباره میفته و میخوابم دو ساعت تا ساعت یک این عادت دقیقا یک سال هست در من شکل گرفته با اینکه شب هاهم خواب کافی دارم بنظرتون چه کارهایی بایدانجام بدم تا تکرار نکنم خواب روزانه رو خیلی سعی میکنم اما بی فایدست بلند میشم درحیاط قدم میزنم ویتامین سی مصرف میکنم هی میگم نمیخوابم اما خواب غلبه میکنه به طوری که بدنم سست میشه و انگار مغزم میگه راهی نداری جزاینکه بخوابی
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. لطفا یک چکاپ پزشکی شوید و آزمایش های لازم را زیر نظر پزشک مربوطه بدهید و در صورتی که مشکلی از نظر جسمی وجود نداشت، مجدد پیام بدهید تا از نظر شرطی شدن به یک رفتار، به موضوع خواب صبح گاهی شما بپردازیم. موفق ترین باشید.
سلام اقای جدیدی. منم همچین اشتباهی دارم و در 2 حالت، موسیقی ها رو گوش میدم ……
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. با توجه به اینکه کلبه مشاوره در سنین مختلف، بازدید کننده دارد برای همین بایستی به کسانی که سن کمتری دارند احترام بگذاریم و فضا را برای آنان امن کنیم تا آنان هم فرایند رشد را طی کنند. برای همین پیام شما را نتوانستم به صورت عمومی انتشار بدهم. خواهش می کنم سوال خود را به صورت خصوصی در ایمیل از من بپرسید و با کمال میل به شما پاسخ خواهم داد. باز هم از اینکه نشد پیام شما را منتشر کنم از شما صمیمانه عذر خواهی می کنم. موفق ترین باشید.
سلام عرض ادب و احترام آقای جدیدی ۱-نظرتون درباره کتاب شیوه های تغییر رفتار از ریموند میلتن برگر چیه آیا استفاده از این کتاب مفید است ؟ ۲-اگر جواب خیر است خواهشمندم کتابی در زمینه ی اصول تغییر رفتار معرفی بفرمایید .مرسی
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. پاسخ پرسش های شما به ترتیب شماره گذاری خودتان: 1- میلتن برگر از بزرگان حوزه تغییر رفتار است و کتابی که از آن صحبت می کنید یک کتاب درجه یک دانشگاهی است که در بسیاری از دانشگاه های معتبر دنیا و حتی کشورمان ایران، به عنوان کتاب درسی معرفی می شود و حتی منبع طراحی تست های کنکور ارشد و دکتری هم هست.
با خواندن این کتاب می توانید به اصول مرتبط با رفتار پی ببرید ولی هیچگاه با خواندن یک کتاب نباید توقع داشته باشید که به شناخت خوبی از مغز می رسید. بلکه شما اگر قرار است در این زمینه ها مطالعه کنید بایستی به طور پیوسته برایش وقت بگذارید و با منابع مختلف کار کنید و دقیقا مشابه قطعات پازل، اطلاعات مختلف را کنار هم قرار دهید و به نظریه شخصی برسید. 2- بنده خیلی برایم سخت است که کتاب معرفی کنم چون هر کتابی که معرفی شود از نظر بنده حقیر دارای نقایص و اشتباهاتی است. البته اشتباهات از نظر بنده هست و شاید از نظر شخص دیگر هرگز اشتباهم نباشد. مثلا همین کتاب میلتن برگر صحبت از دختری می کند که اضافه وزن دارد و با قرار دادن جریمه برای خودش می خواهد لاغر شود در حالیکه این روش هرگز برای تغییر رفتار جواب نمی دهد ولی خب برگر آن را در کتابش نوشته است.
حالا فکرش را کنید که این کتاب خوانده شود و کسی دیدگاهش این باشد که هرچه در این کتاب هست درست است چون کتاب درجه یک دانشگاهی است. آنگاه مثلا برای درس نخواندن خودش جریمه تعیین کند و بعدا جواب نگیرد. آنگاه کلی آموزش غلط دیده و برای همین بنده خیلی خیلی سختم است که کتابی معرفی کنم. بارها شده کتابی را خوانده ام که بسیار مشهور بوده ولی آموزش هایش مطابق با آنچه بنده کمترین تجربه کار کردنش را با افراد داشته ام، نادرست در می آمده.
به هر روی بنده در معرفی کتاب خیلی بی میل هستم و فقط بنده حقیر این را می گویم که هر کتابی در حوزه علوم شناختی و روانشناسی می خوانید می تواند غلط هایی داشته باشد. حالا برخی کتاب ها 80 درصدشان غلط است مثل کتاب راز ولی برخی دیگر شاید 1 تا 5 درصد غلط داشته باشند مثل همین کتاب میلتن برگر. چون وقتی در این حوزه ها کتاب می خوانید نباید مثل درس ریاضی و فیزیک به آن فکر کنید که همه چیز قرار است مو به مو در کل جهان درست باشد.
در این حوزه ها، تجربه ها و سابقه افراد و مشکلاتی که از دیگران حل کرده اند باعث شده تفاوت نگاه های عمیقی با هم پیدا کنند. به طور مثال الان بنده کمترین، افسردگی را بیماری نمی دانم ولی اکثر متخصصین به نام در ایران و دنیا، افسردگی را بیماری می دانند و برایش دارو در نظر می گیرند و معتقدند دوره شش ماهه طول می کشد تا فرد از افسردگی خارج شود. بنابراین در این حوزه، هرکتابی غلط دارد چون تجارب آن فرد با بقیه متفاوت است. اگر شما هم مطالعات و تجارب خود را افزایش دهید کم کم زاویه می گیرید و متوجه می شوید که خیلی جاها آن صحبت ها جواب نمی دهند. موفق ترین باشید.
سلام ببخشید میشه در مورد مضرات و تاثیرات موسیقی (منظورم هر نوع موسیقی هست نه فقط موسیقی انگیزشی) صحبت کنید و ما چگونه میتوانیم برای همیشه از این نوع اعتیاد رها شویم ؟ ممنون.
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. همین که شما تمایل دارید آن را رها کنید پس متوجه شده اید که روی عملکردتان اثراتی داشته که می خواهید آن را حذف کنید. در مورد ترک کردنش، بایستی ابتدا بررسی کنید که چرا اصلا گوش می دهید؟ در واقع دلایل شما برای گوش کردن چیست؟ مثلا برخی می گویند ما باید موسیقی را گوش بدهیم تا اگر کسی پرسید آهنگ جدید فلان خواننده را شنیده ای؟ در جوابش بگوییم بله و برایش هم بخوانیم. چون اگر اینکار را نکنیم احساس عقب افتادگی خواهیم کرد.
بنابراین تا مادامی که این شخص، چنین دلیلی برای گوش کردن به موسیقی دارد، چطور می خواهد فرایند تغییر را شروع کند؟ در نتیجه ابتدا به من بگویید دلیل شما برای گوش کردن چیست تا بتوانیم وارد گام های بعدی بشویم. در واقع جواب شما در همین دلیل گوش کردن نهفته است. موفق ترین باشید.
سلام ۱-میخواستم بدونم نظر شما در مورد کتاب روانشناسی عزت نفس از ناتانیل براندن چیه ؟ آیا مطالعه این کتاب مفید و ارزشمند هست که بخواهیم براش وقت بزاریم و از تمرینات عملی آن استفاده کنیم؟ ۲- آیا برای ترک اعتیاد بعضیچیزها تمرین اهرم رنج و لذت تاثیر گذار هست که مثلا ما یه تایمی از وقتتون رو بگذاریم برایه اینکه از این تمرین استفاده کنیم و در مورد نتایج ادامه دادن یا ترک این عادت بیاندیشم؟
۳-وقتی که یه اعتیادی در ما بوجود میاد که بعدش یه سری محرک ها از طریق تغییر سیم پیچی مغز و حتی عوامل محیط بیرونی ما باعث می شوند ما تحریک شیم و اون عمل رو انجام بدیم چه اتفاقی میفته که مدار پری فرونتال کورتکس(یا ساده تر بگویم مغز انسانی مان) ارتباطش قطع میشه و نمیتونه جلوی خواسته مغز حیوانی یا این عادت اشتباه بایسته و خودش رو کنترل کنه ؟!
ما چگونه میتوانیم به مغز انسانی مان کمک کنیم که این عمل(عادت اشتباه) حتی یکبار انجام دادن دیگر آن خطرناک است و به ما ضرر های جدی میرساند و نباید به این فکر کنیم که تدریجی این عادت رو کنار بگذاریم چون مضر است؟ وقتی که تحریک میشویم و میدونیم که قدرت مغز حیوانی مان بیشتر است و نباید با اون بجنگیم چون آخرش شکست میخوریم آیا راهکار هایی مثله خودت رو سریع مشغول یه کار دیگه کن تا حواست پرت شه مثلا نیم ساعت ورزش هوازی انجام بده یا حتی تنفس رو مدیریت کردن (برای رد شدن وسوسه)چون وظیفه مغز خزنده است درست است؟ آیا این راه حل ها جواب میدهند یا درمان قطعی آن است که فقط جرقه هایه تحریک شدن برای انجام اون عمل رو از بین ببریم ؟
۴-شما گفتین اراده داشتن یک انتخابه ، پس از نظر شما این جمله اشتباه است: قدرت اراده داشتن و تصمیم گرفتن و سپس عملگرایی از مغز انسانی مان نشات میگیرد و تقویت پری فرونتال کورتکس مغز بی معناست؟متشکرم
رضاجدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. پاسخ پرسشهایتان به ترتیب شماره گذاری خودتان: 1- براندن در حوزه عزت نفس کتابهای متنوعی را کار کرده است ولی از آنجایی که سطح کتاب را برای عموم مردم پایین آورده است تا اصطلاحات پیچیده و سختی نداشته باشد، بنابراین با یک کتاب سطح پایین رو به رو هستیم که بیشتر به درد مقدمات و آشنایی با عزت نفس میخورد. بنابراین اگر هیچ مطالعهای در خصوص عزت نفس نداشتهاید، برای شروع میتواند کتاب خوبی باشد. البته کتابهای حوزه علوم شناختی و روانشناسی مثل کتابهای ریاضی و فیزیک نیستند که فرمولهای جهانی و ثابتی داشته باشند و همه جای دنیا یک جواب مشخص برای مسئله وجود داشته باشد.
بلکه مفاهیم گفته شده در این کتاب شاید تا حدودی مورد قبول محقق دیگری نباشد که این امر هم به دلیل ماهیت حوزه روانشناسی و علوم شناختی است. به طور مثال الان در اکثر کشورهای دنیا، افسردگی یک بیماری است ولی بنده حقیر، افسردگی را بیماری نمیدانم بلکه سیستم امتیازگیری از خود یا دیگران بر پایه حداقل مصرف انرژی می دانم. بنابراین وقتی گفته میشود کتاب X کتاب خوبی است به این معنا نیست که موافق صد در صد مطالب آن باشیم ولی خب، قطعاً بهتر از صدها کتاب نادرست و غلط موجود در بازار است.
2- بنده به دراز مدت نگاه میکنم. وقتی دید بلند مدت داشته باشیم به این نتیجه میرسیم که اهرم رنج و لذت کار نمیکند. تاکید میکنم در کوتاه مدت شاید دستاوردهایی داشته باشیم ولی برای طولانی مدت، نه تنها کار نمیکند بلکه میتواند اثر معکوس هم داشته باشد. به طور مثال کسی که پر خوری میکند و قرار است این رفتار را اصلاح کند به خودش میگوید: اگر قرار باشد زیاد غذا بخورم چاق میشوم، دیابت میگیرم، پایم را قطع میکنند. در کوتاه مدت تحت تأثیر این ترس ها و رنج ها، کم خوری را شروع میکند ولی در بلند مدت به دلیل اینکه بارها هزینه کم خوردن را از نظر روانی پرداخت میکند کار به جایی میرسد که میگوید: دنیا دو روز است، بگذار بخورم فوق فوقش میمیرم و راحت میشوم.
اهرم رنج و لذت در بلند مدت جواب نخواهد داد. ما بهتر است ریشه آن رفتار را بررسی کنیم و سپس در مورد فرایند تغییر و سختی آن صحبت کنیم و از همه مهمتر به او توضیح دهیم که چطور تحت فشار قرار میگیرد و چرا مغزش تلاش میکند که او همچنان پرخور باشد. 3- به طور کلی و با در نظر نگرفتن یکی دو استثنا میتوان گفت که از نظر آناتومی، هر قسمتی که بزرگتر باشد قدرت عملکردی بالاتری دارد. برای همین است که تقویت ماهیچهها و عضلات باعث میشود که قدرت کارکردیشان افزایش یابد. در مغز ما با توجه به اینکه از نظر آناتومی، اکثر مغزمان را در حیط مغز حیوانی باید تقسیم بندی کنیم بنابراین میشود گفت که قدرت اجرایی مغز حیوانی بالاتر است.
علاوه بر این موضوع، بایستی به سابقه ذهنی انسان نیز توجه کرد، هم در بُعد تاریخی به این نتیجه میرسیم که انسانها برای قرنها با اعتماد به مغز حیوانی خود، بقای خویش را تثبیت کردهاند و هم از بُعد فردی، هر انسانی تا قبل از اینکه مهارتهای بهره گیری از مغز انسانی را تقریباً از اوایل دوره نوجوانی بیاموزد، چندسالی را تابع مغز حیوانیاش بوده و با آن توانسته به زندگی خودش ادامه دهد. بنابراین انسانها هم از نظر تاریخی، هم از نظر آناتومی و هم از نظر مراحل رشد، تابع بودن در برابر مغز حیوانی را بارها و بارها تمرین کردهاند.
در نتیجه تسلیم مغز حیوانی شدن، برای انسان کاملاً طبیعی و عادی است. راهکارهایی که مثال زدهاید، نه برای همه رفتارهای اعتیادآور ولی میشود برای یکی دو رفتار خاص گفت که جواب میدهد. در کل، ما بایستی آگاهیمان از فرایند تغییر و آنچه در مغزمان روی میدهد را بالا ببریم تا بتوانیم به عنوان یک فرد آگاه، فشار بیشتری بیاوریم و خود را شرایط مطلوب حفظ کنیم. 4- این جمله از یک نظر درست است چون محل تصمیم گیری و انتخاب در جلوی پیشانی ما قرار دارد بنابراین با تقویت قدرت انتخاب میتوان گفت روی قدرت اراده و تصمیم گیری که زیر مجموعه انتخاب است نیز اثر گذاشت. موفقترین باشید.
سلام من تونستم روی اجرای برنامه تمرکز کنم و درگیرحواشی نشم وبه این روش تونستم اکثر عادت های اشتباه مثل اشپزی.نظافت بدموقع.خبر خوانی خصوصا اخبار کرونا و دلار .تفریح.رفیق بازی.فضایی مجازی. تی وی و ….رو از زندگیم حذف کنم. فقط 20دقیقه اول بیداری و شروع درسس خوندنمو هنوزم نتونستم مدیریت کنم.چون مادرم بخاطر بیماری خواهرم باید چندماهی خونه خواهرم باشه تا ازش پرستاری کنه و من با پدرم خونه تنها هستم و از وقتی مادرم رفته من توی اتاق خواب مادرم کنار پدرم میخوابم.
از محسناتش اینه ک اتاق من فقط شده اتاق مطالعه و تختمو برداشتم و اینطوری دیگه وارد اتاقم میشم فقط درس میخونمو برای خواب میرم اتاق خواب والدینم ولی بدیش اینکه من تقریبا 8 یا 9 صبح همیشه عادت کردم که بیدار بشم ولی وقتی بیدار میشم میبینم بابام خوابه(چون پدرم فروشگاه های زنجیره ای داره و کارمنداش کاراشو انجام میدن وخودشون نزدیکای 12 تا 9 شب فقط میره برای مدیریت وسرکشی).
منم یا مجدد خودمو به خواب میزنم یا انقدررررر فکر میکنم به اتفاقات تلخ گذشته یا رویاپردازی میکنم برای اینده تا زمانی که پدرم بیدار بشه و با کوله باری از احساسات منفی و به زووووووور از تخت بلند میشم و میرم سراغ اشپزی و مجدد بخاطر اینک خودمو جمع و جور کنم و رفرش بشم ظهر با وجود اینک خوابم نمیاد می خوابم یکی 2 ساعتی تا بعدش بتونم درس بخونم همین باعث میشه ک من با اینک 9 صبح بیدار میشم ساعت 16عصر شروع کنم به درس خوندن تا 2شب.ولی با این وجود بعدش انقدر پافشاری میکنم تا برنامه ام اجرا بشه….
ولی الان می خوام اصلاحش کنم چون الکی الکی 7ساعت طلاییم داره میپره…شما می تونید بهم راه حل بدید؟ بنظرتون شبا تنهایی توی اتاق خودم بخوابم ؟ به طور کامل:معایب خوابیدن کنار پدر 1. شبا یکی دوبار بیدار میشه چون تنگی نفس داره و نفسش بالا نمیاد و اسپری میزنه وبعدش چرخی توی خونه میزنه و باعث میشه منم اکثرا بیدار بشم با اینک چراغو روشن نمیکنه و اروم کاراشو انجام میده 2. با اینک زود بیدار میشم تازمانی ک بابا بیدار نشه بلند نمیشم 3. بعضی وقتام قبل از خواب یا وقتی بیدار میشه و قیمتای جدیدو میگیره و یا میده شروع میکنه به غر زدن درمورد اوضاع بد اقتصادی دلارو گرونی و… با خودش یا کارمنداش حرف میزنه .منم میشنوم و حس بدی بهم دست میده ….
محسناتش: 1.بابا تنگی نفس داره بخاطر همین شبا ک خوابه گاهی نفسش بالا نمیادو خودش متوجه نمیشه و بودن من کنارش لازمه تا بیدارش کنم 2. اتاق من شده فقط اتاق مطالعه و این باعث شده رفتم تو دیگه به خواب و استراحت و رویا پردازی فکر نکم و به سختی از اتاقم خارج میشم 3.تایمم برای نظافت و مرتب کردن کم تر شده و اتاق خودم همیششششه مرتبه. ببخشید طولانی شد…خیلی خوشحال میشم بهم راه حل بدید…متشکرم از وقتی که گذاشتید .درخشان ترین باشید همیشه
رضا پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. خیلی ممنون که توضیح کاملی در مورد شرایط خودتون نوشتید.
بیایید این فرایند را یک بار با هم بررسی کنیم: 1- شما بیدار می شوید، 2- پدرتان را می بینید که خواب است، 3- تصمیم می گیرید که بخوابید، 4- فرایند خواب و بیداری و بیحالی را تا عصر ادامه می دهید، 5- بالاخره در ساعت شانزده، با فشار درس می خوانید و تا دو شب ادامه می دهید، 6- دوباره می خوابید، 7- گام شماره یک دوباره تکرار می شود.
این فرایند تکراری همینطوری تکرار می شود و کار به جایی می رسد که مغز کم کم جلوی کار شماره پنج را هم بگیرد. بنابراین الان در مرحله ای هستید که مغزتان تلاش می کند فعلا درس خواندن را به عقب بیندازد و همانطور که در دوره کلک های مشترک مغز به این نکته اشاره کردم که عقب افتادن کارها باعث سرد شدن ما می شود و مغز اگر بتواند وقفه ایجاد کند، کم کم ما را نسبت به اجرای برنامه سرد می کند.
با توجه به بیماری پدرتون بایستی در کنار ایشون باشید تا اگر دچار مشکل شدند بتونید بیدارشون کنید. اما یک نکته خیلی مهم وجود دارد: راه حل این است که وقتی بیدار می شویم بلافاصله پشت میز برویم و مطالعه را شروع کنیم و فرایندی که مغزتان الان دنبال می کند را معکوس کنید. یعنی الان مغزتان دارد کار شماره پنج را عقب می اندازد تا کم کم آن را از بین ببرد و شما با سرعتی به پشت میز رفتن دقیقا معکوس مغز حرکت می کنید.
در ضمن ما نباید به این فکر کنیم که بقیه خواب هستند و ما باید بیدار شویم و درس بخوانیم، اصولا ما برای اجرای برنامه مون به این توجه نمی کنیم که بقیه چطور زندگی می کنند. ما هدفمند هستیم و سبک زندگی را متناسب با هدفمان تنظیم می کنیم نه بر اساس خواب و بیدار بقیه. اینکه پدرتان خواب است و شما هم تصمیم می گیرید بخوابید. بنابراین راه حل برای شما این است که به محض بیداری، خودتان را پشت میز برسانید و وارد فرایند و بازی های ذهنی مغزتان نشوید و هر طور شده درس خواندن را استارت بزنید. قطعا مغز فشار وارد می کند ولی با تداوم این فرایند و با بیرون آمدن از دوره نهفتگی، این موضوع هم برای شما حل می شود. موفق ترین باشید.
سلام. برای کنترل کردن اعتیاد های رفتاری مثل سر زدن بی موقع به فضای مجازی چه راهکاری وجود داره؟ من از قانون۱۰۰ هم استفاده کردم اما جواب نداد و به شدت این موضوع انرژی ذهنی من رو میگیره. ممنون میشم کمکم کنید.
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. قانون صد را یک بار دیگر مرور کنیم: این بازی می گوید 100 بار پشت سرهم به یک فرایند نه بگو و به احتمال قوی تر در حین اجرای این بازی دچار شکست می شود پس بایستی برگردی و از اول شروع کنی. در ضمن روی 100 هم حساس نیستیم یعنی هیچ رازی در خود عدد 100 وجود ندارد.
بازی 100 به ما می گوید هیچ رفتار انسانی را نمی توانی به عادت تبدیل کنی و هیچ عادتی را حتی اگر 100 بار هم نه بگویی نمی توانی به طور کامل از بین ببری. در واقع عادت ها همیشه با شما هستند و فقط با فشار بیرونی سعی می کنید که آن ها را در وضعیت خاموش نگه دارید. بنابراین قرار نیست 100 را انجام دهیم که بعدش عادتی از بین برود یا دیگر نیاز نباشد فشاری به خود بیاوریم.
از سوی دیگر، دوره نهفتگی تغییر را مد نظر قرار دادید؟ آیا به این نکته توجه کردید که عادت ها برای اینکه تغییر کنند (از بین رفتن نه چون هرگز نابود نمی شوند فقط جایگزن شدن با رفتارهای درست آن هم با فشار بیرونی و زور) نیاز است تا دوره نفهتگی را طی کنند؟ و در این دوره نهفتگی، نتایج حاصل از تغییر به خوبی مشاهده نمی شود.
بنابراین شما برای اینکه جلوی چک کردن های بی مورد شبکه اجتماعی را بگیرید لازم است همان 100 را اجرا کنید فقط با این آگاهی ها که: 1- قرار نیست صد بار انجام دادیم دیگر همه چیز به عادت تبدیل شود یا عادتی از بین برود. بلکه عادت ها وجود دارند فقط بازی 100 به هوشیاری ما کمک می کند تا به صورت اتوماتیک سمت عادت قبلی نرویم و مواظب باشیم که با فشار و زور جلوی خودمان را بگیریم.
2- در عدد 100 هیچ رازی وجود ندارد و اینطوری نیست که اگر 100 بار یک فرایند تکرار شود قرار است ما عادت کنیم یا عادتی را بشکنیم. بلکه این 100 فقط یک هدف برای ساختن 100 خاطره پشت سرهم از غلبه بر فشارهای درونی است تا بتوانیم به پشتوانه همین خاطرات مثبت، جلوی فشارهای بعدی را بگیریم.
3- هر تغییری دوره نهفتگی دارد و بایستی به خودمان فرصت بدهیم تا فرایند تغییر رفتار شکل بگیرد، 4- هیچ رفتاری از بین نمی رود و ممکن است صدها بار نه بگویید و دوباره رفتار برگردد. در این صورت هرگز به هم نمی ریزید، ناامید نمی شوید فقط فشارهای بیرونی خود را دوباره ادامه می دهید. در واقع ما هیچ صلاحی قوی تر از آگاهی نداریم. آگاهی از اینکه مغزما در زمان انجام یک عادت چطور عمل می کند و چطور می توانیم جلوی آن را بگیریم. که به طور کامل این موضوع را در چهار بند بالا برای تان توضیح دادم.
در نهایت به این نکته اشاره می کنم بازی 100 اتفاقا به ما نشان می دهد که هیچ رفتار انسانی تبدیل به عادت نمی شود و همچنین هیچ عادتی از بین نمی رود حتی اگر صدها بار در مقابلش بایستید بازهم آن رفتار منتظر فرصت است که باز گردید. بنابراین جواب نگرفتن از بازی 100 اگر به آن معنی است که بازی 100 را انجام دهیم که عادتی در شما شکل بگیرید یا عادتی که قبلا شکل گرفته از بین برود، بله این روش جواب نمی دهد. نه این روش بلکه هیچ روشی جواب نمی دهد چون کارهای انسانی به عادت تبدیل نمی شوند و عادت های قبلی هم هرگز از بین نمی روند.
اما اگر بازی 100 را این دیدگاه انجام می دهیم که دوره نهفتگی را درک کنیم و 100 خاطره مثبت پشت سرهم انجام دهیم و هربار شکست خوردیم یادمان باشد که عادت ها از بین نمی روند و رفتارهای انسانی هم عادت نمی شوند و همچنین به واسطه این بازی، به راحتی تسلیم مغز نشویم و سعی کنیم فشار بیرونی را بیشتر کنیم و در واقع این بازی 100 به ما آگاهی بدهد که لازم است جلوی فرایند ناآگاهانه مغز با آگاهی ایستاد، آن وقت است که جواب خواهیم گرفت چون این بازی به شناخت عملی مغزمان منجر می شود.
مجدد تاکید می کنم روی خود عدد 100 هیچ رازی وجود ندارد و این عدد می تواند هر عدد دیگری باشد. آنچه مهم است فرایند اجرا و قانون این بازی است که کمک می کند با واقعیت مغز و تفاوت های رفتارهای انسانی و غیرانسانی در ایجاد شدن یا نشدن عادت آشنا شویم و سعی کنیم در هنگام اجرای عادت ها، به واسطه این بازی آگاهی داشته باشیم که الان دارم چیکار میکنم و نکند این همان عادت اشتباه من باشد.بازهم اگر سوالی بود مطرح کنید. موفق ترین باشید.
سلام در یکی از فایل ها فرمودید که افراد و کانال ها و…که به شخصیت شما چیزی اضافه نمیکنند را حذف کنید..اما من دو سوال دارم یکی اینکه بعضی افراد یا شماره های گوشیم یا پیج ها هستند که ممکنه به شخصیت من چیزی اضافه نکنند اما این احتمال دارد که یک روزی من با اون اشخاص و… لازم بشه که ارتباطی برقرار کنم مثلا سوالی داشته باشم یا یک کاری داشته باشم تحت این شرایط باید چیکار کنم آیا باز هم باید حذف کنم؟
و سوال دوم اینکه من چند سال پیش که تصمیم گرفتم آدم موفقی بشم تمام افرادی که به شخصیت من چیزی اضافه نمیکردند را تقریبا حذف کردم و به مدت ۲،۳ سال این روند را پیش گرفتم و با کسی ارتباطی نداشتم با وجودی که قبل از این تصمیم خیلی ادم شاد و اجتماعی و پر انرژی بودم اما با این تصمیم این خصوصیاتم بر عکس شد و آدم منزوی و حتی غمگین شدم چون بنظر خودم باید کم کم پیش میرفتم و این تغییر ناگهانی باعت شد من اینجور بشم و انقدر این تصمیم روی من اثر منفی گذاشته بود که تلاشم هم کم شده بود اما اگر اون ارتباطات و انرژیمو حفظ میکردم ولی کم کم کمتزش میکردم برام بهتر بود و انرژی بیشتری داشتم برای تلاش در هدفم چون شادتر بودم..و حالا تصمیم گرفتم یه کم باز شادتر باشم و ارتباطاتم بیشتر باشه با دیگران تا تاثیر مثبت در روحیه و هدفم داشته باشد و کم کم این ارتباطات را کم کنم نظر شما چی هست؟ افراد مفید اطرافم هم خیلی کم هستند که بخوام فقط با آن ها ارتباط داشته باشم
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. پاسخ سوال اول: در صورتی که فردی به درد شما می خورد و در آن کاری که به دردتان می خورد یک کار اساسی و اصلی زندگی تان است آنگاه بایستی حفظ شود. پاسخ سوال دوم: این پیوند سازی است که مغز شما انجام داده تا دوباره به همان فرد قبلی تبدیل شوید. مغزتان چنین صحنه سازی کرده که با حذف شدن انسان های بی ارزش اطرافت، روحیه و نشاط هم از تو گرفته شد پس همان بی ارزش ها را برگردان تا با نشاط شوی.
در حالیکه این سناریو کاملا غلط است. اگر آن ها ارزشمند هستند پس چرا حذف شدند و اگر بی ارزش هستند مطمئن باشید نه تنها باعث شادمانی شما در طولانی مدت نخواهند شد بلکه با تنزل سطح فکرتان باعث کوچک شدن هدفتان می شوند. حذف کم کم و یک باره در این موضوع بی معناست. انسانی که اثر مثبت برای شما ندارد را چرا باید دور و بر خودتان نگه دارید وقتی علم ثابت کرده روی شخصیت و فکرتان اثر دارد؟
مغزتان تمام تلاشش را می کند تا شما همان انسان قبلی باقی بمانید. چون او می داند با حضور افراد بی ارزش در کنارتان، سطح فکر و تمایل به جندگی در درونتان کاهش پیدا می کند بنابراین با تلقین اینکه بی حوصله و درونگرا و غمگین هستی تلاش می کند تا دوباره به همان جمع برگردی و برای اینکه ظاهر قصه را زیبا نشان دهد، به شما می گوید بعدا کم کم آن ها را حذف می کنیم. همه این ها کلک از نوع پیوند سازی است. حتما دوره «کلک های مشترک مغز» را پیگیری کنید تا بیشتر با مغزتان آشنا شوید. موفق ترین باشید.
سلام. یه سوال دارم چرا با اینکه از نظر دیگران ادم خوب و موفقی به نظر میرسم همه از من تعریف میکنن ولی من از خودم خیلی ناراضی ام اصلا کارهام موفقیت هام به چشمم نمیاد. چرا نمیتونم با همین داشته هام خوشحال باشم؟! خیلی خیلی در عذابم بعضی وقت ها به خودم میگم هیچکسی بیشتر از خودم خودمو اذیت نکرد..هیچکسی بیشتر از خودم تحقیرم نکرد سرزنشم نکرد. من خودم رو دوست دارم ولی انگار دنبال چیز دیگری غیر اینی که هستم ، هستم با اینکه شاید همین الان من و همین کار و راه من بهترین باشه برای من سپاسگزارم.
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. این موضوع به کلک های مغز مرتبط است. لطفا از منوی بالای سایت، در بخش «خط فکری موفقیت»، کلک های مشترک مغز را دنبال کنید. حتما به این کلک هم می رسیم و در آنجا بررسی می کنیم چرا اینطوری می شود. موفق ترین باشید.
سلام. ببخشید توی این دوره ها در رابطه با راه های افزایش اعتماد به نفس و اینکه چطوری خودکم بینی نداشته باشیم و اینکه چطور خودمون و ظاهرمون و همه چیزمون رو قبول داشته باشیم هم توضیحاتی ارائه میدید؟؟
رضا جدیدی پاسخ داد:
سلام وقت بخیر و نیکی. به صورت موردی قطعا به این موضوعات بایستی پرداخته شود ولی برای این مواردی که شما فرمودید دوره های جداگانه تخصصی هم بایستی ارایه شود. موفق ترین باشید.