راز شک بین دو گزینه در زیست کنکور چیست؟ + آزمون ریشه یابی تست زنی تو
همه کنکوریهای تجربی، شک کردن بین دو گزینه در تستهای درس زیست و شیمی را تجربه کردهاند و سپس یک یا چند مورد از پرسشهای زیر را دارند:
- آیا شک کردن طبیعی است یا نشانه ضعف جدی در آمادگی؟
- آیا شک زیاد نشانه مطالعه سطحی است؟
- علت اصلی شک کردن در تست چیست؛ ضعف علمی یا وسواس فکری؟
- چرا با وجود مطالعه خوب و عالی، باز هم بین گزینههای تستها مردد میشویم؟
- اگر تعداد تستهای شکدار در آزمون زیاد باشد چه معنایی دارد؟
- آیا استرس جلسه آزمون باعث افزایش شک میشود و چه باید کرد؟
- چطور تعداد تستهای شکدار را قبل از آزمون کاهش دهیم؟
- چگونه بین تمرکز روی یادگیری عمیق و تستزنی تعادل ایجاد کنیم تا دچار تردید نشویم؟
- چطور از دامهای تستی طراحان سوال در امان بمانیم؟
- اگر بین دو گزینه شک کردیم، جواب بدهیم یا رد شویم؟
- در کنکور که نمره منفی دارد، ریسک کردن روی سوال شکدار منطقی است یا نه؟
- آیا شانسی زدن یک سوال شکدار میتواند به قبولی کمک کند یا به ضررمان تمام میشود؟
- آیا اولین حدس ما برای انتخاب گزینه درست یک تست قابل اعتماد است؟
- آیا باید سوالات شکدار را علامتگذاری کنیم و بعد برگردیم؟
- چگونه مدیریت زمان را طوری انجام دهیم که تستهای شکدار وقت ما را نگیرد؟
- اگر سوال ساده به نظر برسد ولی بین گزینهها گیر کنیم چه کار کنیم؟
- چگونه سر جلسه آزمون ذهنمان درگیر سوال شکدار نشود؟
- اگر بعد از پاسخ دادن به یک تست شکدار ذهنمان درگیر شود، چطور تمرکز را برگردانیم؟
- چطور بعد از آزمون تستهای شکدار را تحلیل کنیم که تکرار نشوند؟
در ادامه مطلب، آزمونهای مختلفی با سوالات غیر درسی قرار دارند و بعد از هر آزمون یک جعبه خواهید دید. ابتدا با حوصله در آزمون شرکت کنید و سپس بر اساس شرایط آن آزمون، یکی از نکات جعبه بعد از آزمون را بخوانید و دستور العمل توضیح داده شده را اجرا کنید تا تعداد شکهای خود در تستهای کنکور به ویژه در تست زیست و شیمی را کاهش دهید.
سوالات این آزمون ها، غیر درسی انتخاب شدهاند زیرا قرار نیست تسلط شما را روی دروس کنکور بسنجیم بلکه ما میخواهیم ببینیم فرایندی که در زمان تست زنی اجرا میکنید با چه چالشهایی همراه است تا دلایل شک بین دو گزینه را ریشهیابی و سپس به شما راه حل بدهیم که تعداد شکهای تست زنی خود را کاهش دهید.
با این حساب، لطفاً آزمونها را جدیت و از سر حوصله حل کرده و برای ریشهیابی علت شک کردنهای خود در تستها به ویژه در درس زیست، وقت بگذارید و اینطوری درصد کنکورتان را ارتقا دهید.
مطالب این دوره بر مبنای برداشتهای شخصی من از مطالعات و تجاربی هست که داشتهام. در واقع، مدل فکری خود را با شما به اشتراک میگذارم و امیدوارم برای شما مفید واقع شود.
پیش نیازها: قبل از مطالعه این دوره، توصیه میشود دوره سراب جمع بندی کنکور را مطالعه نمایید.
در ادامه با کلیک روی شروع آزمون، ابتدا آزمون بدهید و سپس جعبه بعد از آن را مطالعه نمایید. توصیه بهتر آن است که هر روز یکی را شرکت کنید و هر بار با یکی آشنا شوید و آن را عملی نمایید.
خلاصه آزمون
0 از 5 سوالات تکمیل شد
سوالات:
اطلاعات
شما قبلاً این آزمون را تکمیل کردهاید. به همین خاطر نمیتوانید این آزمون را دوباره شروع کنید.
آزمون در حال بارگذاری است…
برای شروع این آزمون باید ثبتنام کنید یا وارد شوید.
شما باید ابتدا این بخش را تکمیل کنید:
نتایج
نتایج
0 از 5 سوالات به درستی پاسخ داده شدهاند
زمان شما:
زمان به اتمام رسیده است
شما 0 از 0 امتیاز را به دست آوردید، (0)
امتیازهای کسب شده: 0 از 0، (0)
0 سوال تشریحی معلق (امتیاز(های) ممکن: 0)
دستهبندیها
- دستهبندی نشده 0%
- بررسی
- پاسخ داده شده
- درست
- نادرست
-
سوال 1 از 5
1. سوال
درستنادرست -
سوال 2 از 5
2. سوال
درستنادرست -
سوال 3 از 5
3. سوال
درستنادرست -
سوال 4 از 5
4. سوال
درستنادرست -
سوال 5 از 5
5. سوال
درستنادرست
هدف از آزمون بالا چه بود؟ مقاله
دقت کردهاید که در تستهای منزل یا کنکور آزمایشی و حتی سر جلسه کنکور، وقتی چیدمان تستهای درس زیست یا شیمی به نحوی ترتیببندی شده که سوالات به نظر ساده میرسند و حس تسلط داریم ولی با وجود سادگی، انگار کم کم به پاسخهای خودمان شک میکنیم و نیاز داریم چند بار دیگر گزینهها را بخوانیم و جالبتر اینکه هر چه از تستی به تست بعدی میرویم، نوعی احساس در درون ما ایجاد میشود که انگار اعتمادمان به پاسخها را از دست میدهیم و شک میکنیم؟
این آزمون دقیقا میخواست مهارت شما را در چنین وضعیتی بسنجد و ببیند وقتی با چنین روندی مواجه میشوید و در شرایطی که انگار فضا پر از ابهام است، عملکردتان به چه صورت است؟
حالا بر اساس گزینهای که در آخرین سوال آزمون بالا انتخاب کرده اید، یکی از جعبههای زیر را انتخاب کنید و تحلیل متناسب با وضعیت خود را بخوانید.
پاسخ هر سوال سریع به ذهنم میرسید و بدون تردید گزینه را انتخاب میکردم.
وقتی این گزینه را در آزمون بالا انتخاب کرده اید، به این معناست که شما مهارت تفکر جزیرهای در تست زنی کنکور را تا حد زیادی آموخته اید. منظورم چیست؟
معنا و مفهوم صحبتهایم این است که شما به سطحی از هنر آزمون دادن رسیدهاید که هر تست را کاملا مستقل از تستهای قبلی و بعدی بررسی میکنید. زمانی که به یک سوال پاسخ میدهید، یا حتی اگر موفق به پاسخ دادن نشوید، ذهن خود را از آن سوال تخلیه کرده و بدون انتقال فشار ذهنی، وارد تست بعدی میشوید. به بیان ساده تر، شما اجازه نمیدهید نتیجه یک تست، عملکرد شما در تست بعدی را تحت تاثیر قرار دهد.
در روانشناسی شناختی، یکی از انواع مهم حافظه، حافظه ضمنی است؛ حافظهای که به شدت تحت تاثیر آخرین تجربههای ذهنی ما قرار دارد. برای مثال اگر آخرین اتفاق برای شما دریافت یک شکلات مورد علاقهتان باشد، احساس مثبت آن تجربه تا مدتی در رفتار و تمرکز شما باقی میماند. در مقابل، اگر آخرین تجربه شما یک تنش یا بحث ناخوشایند باشد، اثر آن میتواند وارد موقعیت بعدی زندگی شما شود؛ حتی اگر آن موقعیت هیچ ارتباطی با اتفاق قبلی نداشته باشد.
اکنون تصور کنید فردی بتواند هنگام ورود به موقعیت جدید، نه احساس خوشایند تجربه قبلی و نه فشار ذهنی تجربه منفی قبل را با خود حمل کند و هر بار با ذهنی خنثی و تازه تصمیم بگیرد. این دقیقا همان مهارتی است که در جلسه کنکور و تست زنی حرفهای نقش تعیین کننده دارد. چنین فردی میتواند هر تست را مانند قطعهای جداگانه از یک پازل تحلیل کند و اجازه ندهد خطا یا موفقیت قبلی، کیفیت تصمیم گیری بعدی او را کاهش دهد.
بنابراین زمانی که شما در این آزمون گزینه «پاسخ هر سوال سریع به ذهنم میرسید و بدون تردید گزینه را انتخاب میکردم» را انتخاب کرده اید، نشان میدهد که سبک پاسخ دهی شما تا حد زیادی مستقل از اثر حافظه ضمنی عمل میکند. این یعنی یکی از مهمترین دلایل شک کردن بین دو گزینه در تستهای کنکور، به ویژه در درس زیستشناسی و شیمی، در مورد شما عامل اصلی محسوب نمیشود.
در نتیجه اگر همچنان در برخی تستها دچار تردید میشوید، ریشه این شک احتمالا به عوامل شناختی دیگری مربوط است و لازم است در آزمونهای بعدی مورد بررسی قرار گیرد.
قدرت جزیرهای تست زدن خود را حفظ کنید. شما از نظر مدیریت انتقال ذهنی بین سوالات، در یکی از بهترین وضعیتهای ممکن برای تست زنی در کنکور قرار دارید؛ مهارتی که بسیاری از داوطلبان تا سال آخر آمادگی کنکور نیز به آن دست پیدا نمیکنند.
معمولا بین دو گزینه مردد میشدم و انتخاب نهایی برایم سخت بود.
حتما شبیه این جمله را شنیده اید که دانش آموزان و کنکوری ها می گویند: «اولش درست زده بودم بعدش پاک کردم و یک گزینه دیگر را زدم». این جمله دقیقا نشان دهنده وضعیت افرادی است که بعد از آزمون بالا، گزینه «معمولا بین دو گزینه مردد میشدم و انتخاب نهایی برایم سخت بود» را انتخاب می کنند.
یک بار دیگر به جمله ی «اولش درست زده بودم بعدش پاک کردم و یک گزینه دیگر را زدم» فکر کنیم. چه اتفاقی افتاده است؟ دانش آموز تست را بررسی کرده و جواب درست را هم زده ولی در لحظه نهایی، پاسخ خود را تغییر می دهد و این یعنی مغز شروع به تولید گزینه های جایگزین کند.
در جلسه کنکور، مخصوصا در درس هایی مانند زیست شناسی و شیمی، طراح سوال دقیقا از همین ویژگی ذهن انسان استفاده می کند و گزینه ها را طوری طراحی می کند که هر دو در نگاه اول «ممکن» به نظر برسند. داوطلبی که دچار تردید می شود معمولا مشکل علمی ندارد، بلکه ذهن او وارد مرحله ای به نام بیش تحلیلی می شود.
نکته مهم اینجاست: شک این افراد به دلیل ندانستن نیست، بلکه به دلیل فعال بودن بیش از حد سیستم کنترل ذهن است. مغز شما می خواهد قبل از تصمیم گیری، همه احتمالات را بررسی کند تا خطایی رخ ندهد؛ اما در شرایط محدود زمانی کنکور، همین تلاش برای اطمینان کامل تبدیل به عامل کاهش عملکرد می شود.
این جمله را به خاطر داشته باشید که در روانشناسی یادگیری مشخص شده است که وقتی فرد پس از رسیدن به پاسخ اولیه، دوباره فرآیند تحلیل را از ابتدا آغاز می کند، احتمال تغییر پاسخ درست به پاسخ غلط افزایش پیدا می کند یعنی وقتی یک بار تست را بررسی کرده و جواب را می زنید، به احتمال زیاد همان جواب درست است و وقتی تلاش می کنید که دوباره گزینه ها را بخوانید و جواب را تغییر می دهید، به احتمال زیاد جواب دومی که انتخاب کردید اشتباه است.
به بیان دیگر، این دانش آموزان و کنکوری ها، در سواد زیست شناسی و شیمی هیچ مشکلی ندارند و اتفاقا به خوبی تست را حل می کنند اما در هنگام انتخاب گزینه مورد نظر، اعتماد به خودشان ندارند که پاسخ را ثبت کنند و دوباره تمایل دارند از اول تست را بررسی کنند و همین بررسی باعث می شود که بین دو گزینه شک کرده و معمولا اشتباه می زنند.
ما اگر بخواهیم از این وضعیت خارج شویم یک راه حل بسیار ساده داریم و آن هم اینکه میزان اعتماد به خودمان را بسنجیم یعنی چه؟ این مسیر را طی کنید:
1- چهل و پنج تست از هر فصل و درسی از زیست شناسی که دوست دارید را انتخاب کنید.
2- به این چهل و پنج تست در زمان چهل و پنج دقیقه پاسخ دهید.
3- هر تستی را که دلتان خواست از اول برگردید و بررسی کنید و پاسخ را تغییر دهید، پاسخ اول و دوم تان را ثبت کنید. فقط طوری ثبت کنید که مشخص شود کدام یکی پاسخ اول شما به آن تست بود و کدام یکی پاسخی بوده که بعد از بررسی دوباره آن تست دوست داشتید بزنید.
4- آزمون را در دو حالت زیر تصحیح کنید:
الف) با تمام پاسخ های اول خود درصدتان چقدر شد؟
ب) با تمام پاسخ های دوم خود درصدتان چقدر شد؟
مطمئنم که تعجب می کنید چرا؟ چون درصد حالت الف بیشتر است و این یعنی شما اگر به همان پاسخ اول اعتماد می کردید، درصدتان بالاتر می رفت و همین که از اول تحلیل می کنید، هم وقت آزمون را هدر می دهید و هم برای انتخاب جواب دوم که عمدتاً نادرست است وسوسه می شوید و درصدتان خراب می شود.
لطفا این روش را نه فقط یک بار بلکه سعی کنید چندین بار و در روزهای مختلف و در مباحث مختلف امتحان کنید تا کم کم به این نتیجه برسید که اعتماد به انتخاب اول، هم باعث کاهش اتلاف زمان کنکور هم باعث افزایش درصد می شود.
حس میکردم سوالها دام دارند، بنابراین بیش از حد فکر میکردم یا جواب اولیهام را دوباره بررسی میکردم.
«مگر میشود معلم درس زیست ما، سوالات به این آسانی بدهد؟»، «مگر میشود که کنکور آزمایشی فلان موسسه اینقدر آسان باشد؟»، «مگر میشود که کنکور را اینطوری سوال بدهند؟»؛ نه هرگز امکان ندارد پس حتما رازی در این تستها هست که من نادیده میگیرم چون من خیلی ساده به جواب رسیدهام و اصلا چنین چیزی منطقی نیست.
در این حالت دوباره بر میگردم و از اول صورت تست یا گزینه را بررسی میکنم و دنبال پیچیده کردن آن هستم. در واقع من با قضاوت پیش از آزمون وارد آن شدهام یعنی چه؟
یعنی از قبل یک سری پیش داوریها درباره آن آزمون دارم که روی عملکرد و تصمیم گیریام در هنگام تست زنی اثر میگذارد و همیشه به پاسخهایم شک میکنم و میگویم: «امکان ندارد که اینقدر ساده به جواب رسیده باشم». در روانشناسی به آن «سوگیری انتظار سختی» میگویند یعنی شما منتظرید که سختترین سوالات را ببینید و حتی اگر تستهای آسانی به شما بدهند باز هم دنبال این هستید که آن را سخت ببینید در نتیجه به خودتان شک میکنید که چرا دارم اینقدر آسان به جواب میرسم پس یک جای کار میلنگد.
در کنکور از این پیش داوریها خیلی زیاد داریم به طور مثال:
۱- معلم زیست ما همیشه تستهای سختی میدهد.
۲- کنکور آزمایشی فلان موسسه همیشه سخت است.
۳- در کنکور تجربی، همه تستهای زیست، ترکیبی و نکته دار هستند.
۴- امتحان نهایی امسال قرار است خیلی سختتر از همیشه باشد.
این فهرست را میتوانم باز هم ادامه دهم زیرا فضای کنکور پر از این قضاوتهای زودهنگام است که دقیقا روی عملکرد تستی دانش آموز تاثیر میگذارد.
اما سوال مهم اینجاست: اگر ما دچار چنین پیش داوریهایی برای کنکور و به ویژه تست زنی زیست و شیمی هستیم، چگونه میتوانیم از این وضعیت خارج شویم؟
این پیش داوریها و سوگیری انتظار سختی را زمانی میتوان حل کرد که:
۱- دست از پیش داوری بردارید. مثلا اگر فردا آزمون کنکور است، چه نیازی داریم که حدود درصدهای خود را مشخص کنیم یا به خودمان بگوییم احتمالا فردا فلان درس کنکور سخت میآید و فلان درس آسان؟ این حساب و کتابها و قضاوتها چه کمکی به نتیجه شما میکند؟
شاید وارد آزمون شدید و درسی سخت آمد که اصلا انتظارش را نداشتید ولی جای نگرانی نیست زیرا در دوره «سراب جمعبندی کنکور» توضیح دادهام که سخت شدن آزمون به نفع کنکوریهایی است که درس خواندهاند و اگر آن مطلب را نخواندهاید لطفا به کلیک روی عبارت «سراب جمعبندی کنکور» مطالعه کنید.
همچنین برعکس، ممکن است درسی که فکر میکردید سخت بیاید، آسان آمده باشد. بنابراین ذهن خود را از قبل مزه دار نکنید که فردا چه اتفاقی خواهد افتاد. هیچ گونه درصدی را حساب نکنید، از وضعیت خود هیچ پیش بینی نداشته باشید و اجازه بدهید شرایط آزمون برای شما تعیین کند که چطور باید پیش بروید.
این موضوع را از همین امروز تمرین کنید یعنی قبل از هر بار تست زنی در منزل یا کتابخانه، به خودتان بگویید که من قضاوتی ندارم که این تستها را چطور خواهم زد بلکه تستها را جلویم میگذارم و شروع میکنم. قطعا اگر سخت باشد درصدم پایین میآید ولی ارزشش بالا میرود و اگر آسان باشد تعداد تستهای زدهام افزایش خواهند داشت و این نیازی به پیش داوری ندارد.
۲- به ذهنتان تمرین بدهید تا به جای تحلیل «سطح سختی آزمون» در هنگام حل تست ها، روی تحلیل سوال برای رسیدن به پاسخ بپردازد. در واقع لازم نیست که دنبال قانع کردن خود برای این باشید که این آزمون سخت آمده و یا آسان و حتی بعضیها دنبال شمارش تستهای زدهی خود وسط کنکور هستند و کلی زمان هدر میدهند تا ببینند اوضاع چطور است. وظیفه شما در جلسه کنکور چیست؟
استدلال کردن تستهایی که بلد هستید بزنید و به جواب برسانید. یعنی به جای اینکه بپرسید:
«آیا استدلال من درباره سختی و آسانی تستها درست است؟»، از خود میپرسید: «این تست درباره چیست و دنبال جوابش باشید».
۳- ذهن به طور ناخودآگاه تصور میکند پاسخهایی که با زحمت بیشتری به دست آمده اند، درستتر هستند و «ساده به جواب رسیدن مساوی غلط بودن است». آیا واقعا چنین طرز تفکری درست است؟ بنابراین با آگاهی از این خطای شناختی، خود را وقتی ساده به جواب میرسید دچار شک نکنید و همان را بزنید و جلو بروید.
۴- کار عملی زیر را بارها و بارها انجام دهید:
الف) چهل و پنج تست از هر فصل و درسی از زیستشناسی که دوست دارید را انتخاب کنید.
ب) قبل از حل کردن این تست ها، هیچ قضاوتی درباره سختی و آسانی نکنید و حتی تخمینی از درصد خودتان نزنید و همه چیز را بگذارید در آزمون جلو برود و حتی وسط آزمون دنبال شمارش تعداد زدهها هم نباشید و فقط به فکر این باشید که این چهل و پنج تست را در زمان چهل و پنج دقیقه پاسخ دهید.
پ) هر تستی را که فکر کردید برای شما آسان است و نیاز دارید که دوباره بررسی کنید و شک دارید که چطور میشود اینقدر آسان باشد را از اول برگردید و بررسی کنید و پاسخ را در صورتی که دوست دارید تغییر دهید و سپس پاسخ اول و دومتان را ثبت کنید. فقط طوری ثبت کنید که مشخص شود کدام یکی پاسخ اول شما به آن تست بود و کدام یکی پاسخی بوده که بعد از بررسی دوباره آن تست دوست داشتید بزنید.
ت) آزمون را در دو حالت زیر تصحیح کنید:
- با تمام پاسخهای اول خود درصدتان چقدر شد؟
- با تمام پاسخهای دوم خود درصدتان چقدر شد؟
مطمئنم که تعجب میکنید چرا؟ چون درصد حالت اول بیشتر است و این یعنی شما اگر به همان پاسخ اول اعتماد میکردید، درصدتان بالاتر میرفت و همین که از اول تحلیل میکنید، هم وقت آزمون را هدر میدهید و هم برای انتخاب جواب دوم که عمدتاً نادرست است وسوسه میشوید و درصدتان خراب میشود.
لطفا این روش را نه فقط یک بار بلکه سعی کنید چندین بار و در روزهای مختلف و در مباحث مختلف امتحان کنید تا کم کم به این نتیجه برسید که ترسیدن از آسانی چطور باعث خراب شدن زمان آزمون و کاهش درصد میشود.
در ضمن میتوانید گاهی هم با قضاوت قبل از آزمون به سوالات جواب بدهید مثلا بگویید این تستها را بالای ۷۰ درصد میزنم خیلی آسان هستند و درصد خود را حساب کنید و دفعه بعدی برای یک سری تست دیگر با خود بگویید که این تستها سخت هستند و نتیجه نمیگیرم و درصد خود را حساب کنید تا اثر قضاوتها را روی عملکرد خود متوجه شوید و کم کم به طور کاربردی متوجه ضرر آن شده و از آن دست بکشید.
هرچه جلوتر رفتم اعتمادم به جوابهایم کمتر شد و حتی در سوالهای ساده هم مطمئن نبودم.
لطفا بنشینید و با واژههای زیر، ۱۰ جمله متفاوت بسازید و آنها را روی کاغذ بنویسید و در ضمن در هر کدام از هر چند مورد از واژگان زیر که خواستید استفاده کنید:
سالمندی، کهولت سن، خانه سالمندان، پیری، بیماری، تنهایی، حقوق بازنشستگی، عصا
حالا برخیزید و قدم بزنید. احساس نمیکنید که آرامتر از همیشه قدم میزنید؟ حس پیری به خودتان نگرفته اید؟ این قدرت حافظه ضمنی است. حافظهای ناآشکار که بیشترین تاثیر را از آخرین اتفاقات میگیرد و روی عمل بعدی اثر میگذارد.
در واقع چون جملاتی با موضوعات «سالمندی، کهولت سن، خانه سالمندان، پیری، بیماری، تنهایی، حقوق بازنشستگی، عصا» ساختید، حافظه ضمنی شما تحت تاثیر آن دوره از زندگی قرار گرفت و آهستهتر قدم برداشتید.
اگر گزینهی «هرچه جلوتر رفتم اعتمادم به جوابهایم کمتر شد و حتی در سوالهای ساده هم مطمئن نبودم» را انتخاب کرده اید، نشان میدهد که تحت تاثیر حافظه ضمنی هستید به این صورت که وقتی به تست زیست در خانه، کتابخانه، کنکور آزمایشی یا حتی سر جلسه کنکور اصلی پاسخ میدهید، پرونده آن تست برای شما بسته نمیشود و اثرات نحوه پاسخ دهی به آن تست را در تستهای بعدی نیز با خود حمل میکنید.
مثلا اگر تست اول را به خوبی پاسخ نداده باشید یا شک کرده باشید، همان ذهنیت را به تست دوم میآورید و در آن تست نیز عملکردتان تحت تاثیر قرار میگیرد و هر چه جلوتر میروید به پاسخهای خود شک بیشتری میکنید و آزمون برای شما سختتر ادامه مییابد.
به عبارت دیگر، ذهن شما نتیجه تستهای قبلی را به طور ناخودآگاه به تست بعدی منتقل میکند و این همان مکانیسمی است که حافظه ضمنی ایجاد میکند. این موضوع را برای تستهایی که خوب پاسخ میدهید نیز داریم.
به طور مثال اگر تست اول را به خوبی پاسخ دهید، آنگاه ذهنیت مثبت آن را برای تست بعدی هم میآورید و ممکن است تست بعدی را به درستی پاسخ ندهید زیرا در باد غرور تست قبلی خوابیدهاید و همه چیز را دم دستی گرفته اید.
با این حساب، حافظه ضمنی، چه برای تستهای درست چه برای تستهای شک دار و غلط و نزده، اثر منفی میتواند بر جای بگذارد و روند پاسخ دهی به تستهای بعدی را دچار مشکل کند.
این مشکل به هیچ وجه ناشی از ضعف علمی در زیست یا شیمی نیست؛ بلکه اثر ناخودآگاه حافظه ضمنی روی تصمیمگیری است که باعث میشود تجربههای قبلی و نحوه پاسخ به تستها، حتی روی سوالهای بعدی اثر بگذارد؛ پس به دنبال خواندن درسنامه یا تماشای فیلم نامه نباشید و اگر قصد دارید این مشکل را حل کنید این نکات را در نظر بگیرید که:
۱- همین که الان از اثر حافظه ضمنی آگاه شدید، خودش قدم بسیار بزرگی برای این است که تحت تاثیر آن قرار نگیرید. در واقع تحقیقات نشان دادهاند که اگر افراد را نسبت به اثر حافظه ضمنی آگاه کنیم آنها خیلی بهتر از دیگران میتوانند تحت تاثیر حافظه ضمنی قرار نگیرند.
برای همین از همین حالا هر تستی را که در خانه پاسخ میدهید، به خودتان بگویید این تست مثل جزیرهای بود که وارد آن شدم، قدم زدم و حالا میخواهم با کشتی خود از آن خارج شوم و وارد جزیره بعدی بشوم.
اینکه در جزیره قبلی چه چیزهایی دیدم و چه اتفاقاتی رخ داد هیچ تاثیری روی اتفاقات جزیره بعدی ندارد و هر کدام مستقل از دیگری هستند و من باید در این تست، انگار که اولین تست زندگیام است، با دقت صورت سوال و گزینهها را بررسی کرده و به جواب برسم.
وقتی تستی را میزنید و وارد تست بعدی میشوید، اولین ایده مغزتان این است که به تست قبلی فکر کند و ذهنیتتان را تحت تاثیر قرار دهد و این آگاهی شما را میطلبد که بدانید این تست و درصد آن، کاملا بیربط به تست قبلی است و میتوانید حتی اگر تمام تستهای قبلی را حل نکردهاید با حل این تست، درصدش را کسب کنید.
۲- کار عملی زیر را بارها و بارها انجام دهید:
الف) چهل و پنج تست از هر فصل و درسی از زیستشناسی که دوست دارید را انتخاب کنید.
ب) شروع به حل کردن تستها در چهل و پنج دقیقه کنید.
پ) آزمون را تصحیح و درصد خود را حساب کنید.
حالا یک سری چهل و پنج سوالی متفاوت ولی از همان مبحث انتخاب کنید و این بار برای هر تست، چه حل کردید و چه حل نکردید، قبل از ورود به تست بعدی، خیلی سریع به خودتان یادآوری کنید که پرونده تست قبلی را ببند و وارد تست بعدی که جزیرهای جداست بشو.
حالا اگر وضعیت خود را مقایسه کنید به این نتیجه میرسید که خیلی اوضاع بهتری داشته اید. لطفا بارها و بارها این روند را در منزل یا کتابخانه امتحان کنید تا کم کم اثر حافظه ضمنی را خنثی کرده و شکهای خود را کاهش داده و درصدتان بالاتر برود.
خلاصه آزمون
0 از 5 سوالات تکمیل شد
سوالات:
اطلاعات
شما قبلاً این آزمون را تکمیل کردهاید. به همین خاطر نمیتوانید این آزمون را دوباره شروع کنید.
آزمون در حال بارگذاری است…
برای شروع این آزمون باید ثبتنام کنید یا وارد شوید.
شما باید ابتدا این بخش را تکمیل کنید:
نتایج
نتایج
0 از 5 سوالات به درستی پاسخ داده شدهاند
زمان شما:
زمان به اتمام رسیده است
شما 0 از 0 امتیاز را به دست آوردید، (0)
امتیازهای کسب شده: 0 از 0، (0)
0 سوال تشریحی معلق (امتیاز(های) ممکن: 0)
دستهبندیها
- دستهبندی نشده 0%
- بررسی
- پاسخ داده شده
- درست
- نادرست
-
سوال 1 از 5
1. سوال
درستنادرست -
سوال 2 از 5
2. سوال
درستنادرست -
سوال 3 از 5
3. سوال
درستنادرست -
سوال 4 از 5
4. سوال
درستنادرست -
سوال 5 از 5
5. سوال
درستنادرست
هدف از آزمون بالا چه بود؟ مقاله
حتماً بارها برای شما پیش آمده است که هنگام حل تستهای زیستشناسی یا شیمی در منزل، آزمونهای آزمایشی یا حتی سر جلسه کنکور سراسری، با چیدمانی از سوالات روبهرو شوید که چند تست سخت پشت سر هم قرار گرفتهاند. در چنین شرایطی، احساس میکنیم تسلط ذهنی ما کاهش پیدا کرده و به تدریج نسبت به پاسخهای خود دچار تردید میشویم؛ به طوری که نیاز داریم گزینهها را چندین بار دوباره بخوانیم یا حتی پاسخهایی را که قبلاً انتخاب کردهایم تغییر دهیم.
نکته جالب اینجاست که معمولاً هرچه از یک تست به تست بعدی حرکت میکنیم، نوعی احساس پنهان در ذهن شکل میگیرد؛ احساسی شبیه به کاهش اعتماد به تحلیل شخصی. گویی فضای آزمون سنگینتر میشود و ذهن ما، حتی در مواجهه با سوالهای سادهتر نیز، دیگر اطمینان اولیه خود را ندارد.
هدف آزمون بالا دقیقاً بررسی همین وضعیت ذهنی بود. این آزمون طراحی شد تا بسنجد وقتی چند چالش ذهنی دشوار به صورت متوالی پیش روی شما قرار میگیرد و مغز تحت فشار تحلیلی قرار میگیرد، الگوی تصمیمگیری و میزان اعتماد شما به پاسخها چگونه تغییر میکند.
اکنون بر اساس گزینهای که در سوال پایانی آزمون انتخاب کردهاید، به سراغ یکی از جعبههای زیر بروید و تحلیل متناسب با الگوی ذهنی خود در تستزنی را مطالعه کنید.
با وجود دشوار بودن سوالها، مسیر تحلیل خود را ادامه دادم و بدون تردید پاسخها را انتخاب کردم.
وقتی در آزمون سختی شرکت میکنید و در نهایت بتوانید «با وجود دشوار بودن سوالها، مسیر تحلیل خود را ادامه دهید و بدون تردید پاسخها را انتخاب کنید» آنگاه میتوان نتیجه گرفت که از نظر ذهنی:
۱- پذیرفتهاید که در تستهای کنکور، سوالات سخت نیز وجود دارند و نیازی به بر هم زدن تمرکز خود نیست و فقط کافی است ابتدا هر چه تست آسان است را حل کنیم و سپس در صورت اضافه آمدن زمان به سراغ تستهای سخت بیاییم و در صورت توان حل کنیم و اصلا نیازی به آشوب کشیدن فضای ذهن خویش نیست و با صلابت آزمون را جلو میبرید.
۲- قبول کردهاید که امکان دارد، سوالات سخت دقیقا پشت سر هم بیایند و این برای شما استرس تولید نمیکند و هرگز نمیگویید که چرا چند تست را نتوانستم پشت سرهم حل کنم و قبول نمیشوم بلکه میدانید این کاملا روند طبیعی آزمون است که تستهایی را نتوانید پشت هم حل کنید اما قبولی شما به خطر نخواهد افتاد. اگر نیاز است مطلب «سراب جمعبندی کنکور» را مطالعه کنید.
۳- ذهن شما در مواجهه با سوالات دشوار، توانسته ثبات و تمرکز خود را حفظ کند. شما بدون اینکه تحت تأثیر پیچیدگی یا فشار محیط قرار بگیرید، مسیر تحلیل خود را ادامه داده و پاسخهایتان را با اعتماد انتخاب کردهاید. این وضعیت نشانه توانایی شما در مدیریت فشار شناختی است؛ یعنی مغز شما قادر است دادهها و گزینهها را بهصورت منطقی و جدا از احساس ترس یا اضطراب بررسی کند.
در واقع، شما قبل از اینکه دشواری سوال بر تصمیمگیری شما تأثیر بگذارد، آن را تحلیل کرده و مسیر منطقی خود را دنبال کردهاید. این مهارت در دنیای تست زنی بسیار ارزشمند است، زیرا نه تنها باعث میشود اشتباهات ناشی از شک و تردید کاهش پیدا کند، بلکه کمک میکند انرژی ذهنی خود را برای حل سوالات بعدی حفظ کنید.
به زبان ساده، شما نشان دادهاید که میتوانید تحت فشار آزمون عملکرد پایدار داشته باشید و بدون اینکه تجربه سوالات قبلی ذهن شما را مختل کند، تصمیمات صحیح بگیرید.
هرچه جلوتر رفتم ذهنم خستهتر شد و تمرکزم کاهش پیدا کرد.
انتخاب این گزینه نشان میدهد که شما ظرفیت تستی پایینی دارید. در واقع درسنامه یا فیلم آموزشی آن درس را خوانده یا تماشا کردهاید و حتی ممکن است برای مرور آن فصل هم خیلی اقدام کرده باشید ولی به نظر میرسد که از تستی زنی فرار میکنید یا تعداد تستهای زده برای آن فصل خیلی کم است. چرا اینطور میگویم؟
چون اگر به اندازه کافی تست زده باشید، قطعا با حالتهای مختلفی مثل قرار گرفتن چند تست سخت پشت سر هم رو به رو شده بودید و از نظر ذهنی این ظرفیت را داشتید که منابع ذهنی خود را حفظ نموده و به تدریج احساس بیقراری نکنید. به بیان دیگر، تصور شما از تست زنی هنوز با واقعیت فاصله دارد و چنین میاندیشید که بایستی همیشه در تست زنی موفق عمل کرد و نمیشود که چند تست سخت، پشت سر هم بیایند و عملکرد شما را تحت تاثیر قرار دهند و برای شما سخت است که چند تست را پشت سر هم بدون جواب رها کنید و همه اینها به دلیل کم تست زدن است.
با این حساب، وقتی در آزمونی شرکت کنید، خستگی ذهنی را احساس خواهید کرد و احتمالا به سمت شانسی انتخاب کردن یا از روی بیقراری برگزیدن گزینهها میروید و همین عامل تبدیل به علت اصلی شک شما میشود چون میخواهید به هر قیمتی تست را بزنید و اینجاست که دست از تحلیل برداشته و خستگی ذهنی و بیقراری بدنی به شما حاکم میشود و میخواهید با کمترین تلاش یک گزینه را بزنید تا پاسخ نامه را بدون جواب نگذاشته باشید.
برای اینکه ریشه این عامل شک بین دو گزینه در تستهای کنکور را از بین ببرید بایستی برنامه ریزی خود را به نحوی تغییر دهید که تست زنی بخش بزرگی از روز شما را تشکیل دهد. در صورتی که از تست زدن میترسید یا دلیل خاصی برای فرار از تست دارید در قسمت پرسخ و پاسخ همین مطلب کلبه مشاوره برایم بنویسید که دلیل این دوری از تست چیست تا کمک کنم و بتوانید به تست زنی نزدیک شوید و به این ترتیب، ریشه یکی از شک کردنهای خود را از بین ببرید.
حتی وقتی به یک پاسخ میرسیدم باز هم احساس میکردم ممکن است اشتباه کرده باشم.
انتخاب این گزینه نشان میدهد که وقتی با تستهای سخت مواجه میشوید، اعتماد شما به پاسخهای اولیه کاهش پیدا میکند و حتی زمانی که پاسخ منطقی و درست به ذهن میرسد، مغز شروع به تولید گزینههای جایگزین و تردیدهای اضافی میکند.
به بیان دیگر، به راحتی تحت تاثیر سخت بودن سوال قرار میگیرید و همین سختی روی ذهنیت شما برای انتخاب گزینه اثر میگذارد و موجب شک و تردید میشود. روانشناسان به این وضعیت بیشتحلیلی میگویند، یعنی ذهن مثلا وقتی با تستی سخت رو به رو میشود، دچار این شک میشود که نکند نکته یا نکاتی را فراموش کرده و پاسخی که انتخاب کرده اشتباه است و تلاش میکند تا بیش از حد به دنبال اطمینان و بررسی تمام احتمالات ممکن برود.
در کنکور، مخصوصاً در درسهایی مثل زیست و شیمی، طراحان سوال از همین ویژگی در تستهای سخت استفاده میکنند و گزینهها طوری طراحی میشوند که هر دو به ظاهر ممکن و درست به نظر برسند. این باعث میشود که دانشآموزان حتی پس از رسیدن به پاسخ درست، شک کنند و احتمال تغییر پاسخ اولیه به گزینه اشتباه افزایش یابد.
خبر خوب این است که شما ضعف علمی ندارید فقط در زمان تست زنی تحت تاثیر سختی سوالات قرار میگیرید و فکر میکنید نباید به پاسخ خود اعتماد کنید. برای خروج از این مشکل بایستی دستور العمل زیر را رعایت کنید:
۱- هر آزمونی، تعدادی سوال سخت دارد که میتواند پشت سر هم بیاید یا به صورت پراکنده در بین سوالات مختلف قرار بگیرد.
۲- سوالات سخت را حتی اگر پشت سر هم باشند، بایستی علامت بزنید و بعد از آنکه تمام سوالات آسان و متوسط را حل کردید و وقتی اضافه آمد به سراغ تستهای سخت بیایید.
۳- وقتی تست سختی را حل میکنید و پاسخی میرسید، همین پاسخ را انتخاب کنید زیرا در صورت بررسیهای بعدی، دو اتفاق منفی برای شما رخ میدهد:
الف) وقت بیشتری تلف کردهاید و تحلیل اضافی انجام داده اید.
ب) در اکثر مواقع، وقتی گزینه اول خود را تغییر میدهید، جواب دومتان اشتباه است.
این موضوع را در خانه یا کتابخانه میتوانید امتحان کنید. کافی است در تستهایی که میزنید، پاسخ اول و دوم خود را یادداشت کنید و سپس بررسی کنید که آیا پاسخ اولیه درست بود یا آن پاسخ دوم که پس از تحلیل مجدد به جواب رسیدید. در این صورت متوجه خواهید شد که در اکثر مواقع با تحلیل دوباره یا چندباره آن تست، جواب درست خود را به غلط تبدیل کرده اید.
۴- اگر بتوانید از اینترنت یا تهیه مجموعهای از تستهای سخت و سنگین، خودتان را به صورت روزانه در برابر حل ده تست سخت، قرار دهید آنگاه بعد از گذشت سی روز به یک دستاورد مهم رسیدهایم که آن هم ظرفیت تحمل پاسخ اولیه و تغییر ندادن آن است. بنابراین هر روز، حداقل ده تست سخت را پشت سرهم از هر فصلی از زیستشناسی حل کنید و تحت هیچ شرایطی پاسخ خود را تغییر ندهید تا این ظرفیت ایجاد شود.
حس میکردم بعد از چند سوال، اعتمادم به تحلیل خودم کمتر شده است.
در این وضعیت، میتوان گفت که شما به سواد خودتان اعتماد ندارید زیرا وقتی به چند تست سخت مواجه شدهاید به مرور زمان احساس کردهاید که چاقوی اطلاعات تان، توان برش زدن کیک تستها را ندارد و هر بار اعتماد کمتری به پاسخ خود داشته اید. اما سوال اساسی این است که آیا واقعا سواد شما کم است یا فقط تصور شماست که سوادتان کافی نیست؟
برای پاسخ به این سوال نیاز است که شما مورد ارزیابی تحصیلی قرار بگیرید و برای اینکار لطفا به ایمیل یاای دی تلگرام من که پایین سایت نوشته ام، پیام بدهید و بنویسید که در آزمون دوم شک بین دو گزینه شرکت کردهاید و گزینه «حس میکردم بعد از چند سوال، اعتمادم به تحلیل خودم کمتر شده است.» را انتخاب کردهام و نیاز به تحلیل وضعیت سوادی خود دارید تا من به صورت رایگان این تحلیل را انجام دهم زیرا این امر نیاز به ارزیابی مستقیم من دارد.
بعد از تعیین وضعیت سوادیتان به شما خواهم گفت که برای جلوگیری از شک بین دو گزینه در این وضعیت چه بایستی بکنید و بدین ترتیب، یکی از دلایل شک کردن در تستهای کنکور را از بین بردهایم و در نتیجه درصدمان افزایش مییابد.
خلاصه آزمون
0 از 5 سوالات تکمیل شد
سوالات:
اطلاعات
شما قبلاً این آزمون را تکمیل کردهاید. به همین خاطر نمیتوانید این آزمون را دوباره شروع کنید.
آزمون در حال بارگذاری است…
برای شروع این آزمون باید ثبتنام کنید یا وارد شوید.
شما باید ابتدا این بخش را تکمیل کنید:
نتایج
نتایج
0 از 5 سوالات به درستی پاسخ داده شدهاند
زمان شما:
زمان به اتمام رسیده است
شما 0 از 0 امتیاز را به دست آوردید، (0)
امتیازهای کسب شده: 0 از 0، (0)
0 سوال تشریحی معلق (امتیاز(های) ممکن: 0)
دستهبندیها
- دستهبندی نشده 0%
- بررسی
- پاسخ داده شده
- درست
- نادرست
-
سوال 1 از 5
1. سوال
درستنادرست -
سوال 2 از 5
2. سوال
درستنادرست -
سوال 3 از 5
3. سوال
درستنادرست -
سوال 4 از 5
4. سوال
درستنادرست -
سوال 5 از 5
5. سوال
درستنادرست
هدف از آزمون بالا چه بود؟ مقاله
در دروس مختلف رشته تجربی به ویژه کتاب زیستشناسی دهم، یازدهم و دوازدهم، با کلیدواژههایی آشنا میشویم که از نظر نام یا برخی عملکردها شبیه هم هستند و بعد از مطالعه و به خصوص اگر دستهبندی خوبی نکرده باشید و یا فاصله بین مرورهایتان زیاد باشد، دچار در هم ریختگی مطالب در ذهنتان میشود و کم کم فضا برای شک کردن فراهم میشود.
به طور مثال «میتوز» و «میوز» از نظر ظاهر، واژگانی نزدیک به هم هستند که اگر به درستی، ویژگیهای آنها را دستهبندی نکنید یا فاصله بین مرورتان زیاد باشد، ممکن است بین این موضوع شک کنید که در انسان، کدام تقسیم در نهایت سلولهای دیپلوئید و کدام یکی سلولهای هاپلوئید را به وجود میآورد.
در نمونه دیگر، «آوند آبکشی» و «آوند چوبی»، دارای واژه مشترک «آوند» هستند و در گذر زمان ممکن است فراموش کنید که مسیر حرکت در کدام یکی یک طرفه و در کدام، دو طرفه بود. از این موارد در زیست شناسی، بسیار زیاد است و قطعا برای بسیاری از داوطلبان کنکور تجربی، پاشنه آشیل شکهای بین دو گزینه میباشد.
هدف آزمون بالا دقیقاً بررسی وضعیت دوگانگی بین دو کلیدواژه نزدیک به هم بود. این آزمون طراحی شد تا بسنجد وقتی دو کلیدواژه تقریبا مشابه در اختیار شما قرار بگیرد، الگوی تصمیمگیری و میزان اعتماد شما به پاسخها چگونه تغییر میکند. اکنون بر اساس گزینهای که در سوال پایانی آزمون انتخاب کردهاید، به سراغ یکی از جعبههای زیر بروید و تحلیل متناسب با الگوی ذهنی خود در تستزنی را مطالعه کنید.
با وجود دشوار بودن سوالها، مسیر تحلیل خود را ادامه دادم و بدون تردید پاسخها را انتخاب کردم.
به شما تبریک میگویم زیرا در برنامه ریزی و روند مطالعهتان برای کنکور به این موارد به خوبی توجه کرده اید:
۱- یادگیری درست و خیلی مفهومی از کلیدواژههای کتاب دارید و به خوبی توانستهاید که در هنگام مطالعه، تفکیک خوبی بین مفاهیم درس ایجاد کنید.
۲- فاصله بین مرورتان عالی است که باعث شده با گذشت زمان، مطالب دچار در هم ریختگی نشوند و به ثبات رسیده اید.
۳- دستهبندی خوبی برای کلیدواژههای نزدیک به هم در اختیار دارید که میتواند توسط خود شما درست شده باشد یا در درسنامه کتاب تستتان نوشته شده و یا در جزوه کلاسی توسط معلمتان در اختیارتان قرار گرفته است.
این سه ویژگی خوب برنامه ریزی خود را ادامه دهید زیرا کمک میکند تا روز کنکور، همچنان در سطح آمادگی بالا باقی بمانید و در جلسه آزمون اصلی نیز از این نظر دچار شک و تردید بین دو گزینه نشوید و روند خیلی خوبی را در پاسخ گویی به تستها به ویژه در درس زیستشناسی که پر از اصطلاحات نزدیک به هم است داشته باشید.
هرچه جلوتر رفتم ذهنم خستهتر شد و تمرکزم کاهش پیدا کرد.
اگر در انتهای آزمون سوم شک بین دو گزینه، گزینهی «هرچه جلوتر رفتم ذهنم خستهتر شد و تمرکزم کاهش پیدا کرد» را انتخاب کرده اید، نشان میدهد که مرورهایتان کافی نیست یا فاصله بین آن ها، بیش از اندازه زیاد است به طوری که تقریباً با فراموشی یا نصفه نیمه به خاطر داشتن مطالب مواجه هستید و همین باعث میشود که آمادگی ذهنی شما قبل از تست به اندازه کافی نباشید و در نتیجه موقع پاسخ دهی به تست، مجبورید که تحلیلهای زیادی را انجام دهید تا بتوانید به جواب درست برسید.
اگر تغییری در این وضعیت به وجود نیاورید آنگاه در یک آزمون، کم کم با افزایش خستگی و ناآماده بودن ذهنتان قبل از تست زنی، تعداد شکهای بین دو گزینه افزایش مییابد و روی درصدتان اثر خواهد گذاشت. برای اینکه بتوانید از این وضعیت خارج شوید و به درصدهای بالاتری برسید و شکهای خود را که مربوط به این عامل است، از بین ببرید فقط کافی است دو تغییر در برنامه مطالعاتی خود ایجاد نمایید:
۱- تعداد مرورهای برنامهتان را افزایش دهید تا دچار فراموشی تقریباً کامل یا نصفه نیمه نشوید.
۲- دستهبندی خوبی از ویژگیهای کلیدواژههای نزدیک به هم بسازید یا از مطالب جزوه و درسنامه برای مرور این دستهبندیهای از پیش آماده کمک بگیرید که در هر بار مرور، اطلاعات به شکل منطقیتری وارد حافظهتان شود و بازیابی آن آسانتر شکل بگیرد.
اگر این دو تغییر را در برنامهتان ایجاد کنید و به خودتان زمان کافی بدهید آنگاه اثر مثبت آن را در کاهش تعداد تستهای شک دار از این منظر و همچنین افزایش درصد خود مشاهده خواهید نمود.
حتی وقتی به یک پاسخ میرسیدم باز هم احساس میکردم ممکن است اشتباه کرده باشم.
انتخاب گزینهی «حتی وقتی به یک پاسخ میرسیدم باز هم احساس میکردم ممکن است اشتباه کرده باشم» نشان میدهد که ریشه شک کردن بین دو گزینه از این زاویه دید را باید در سه جا دنبال کنیم:
۱- فرایند یادگیری به درستی طی نشده و مفهوم هر کلیدواژه در ذهنتان عمیقاً شکل نگرفته که بتوانید به علم خویش تکیه کنید و در تستها از آن استفاده کنید. برای حل این مشکل لازم است که شیوه درس خواندن شما مورد بررسی قرار بگیرد و در صورت تمایل میتوانید بهای دی یا ایمیل من پیام بدهید تا به صورت اختصاصی، نحوه مطالعهتان را بررسی کنم و برای بهبود سبک کنکوری خواندن تان، توصیههای اختصاصی ارائه دهم و وضعیت شما را بهبود دهم تا بتوانید این مسئله را حل کنید.
۲- دستهبندی خوبی در هنگام مطالعه در ذهنتان شکل نمیگیرد و یا برای شکل دهی این دستهبندی هیچ اقدامی نمیکنید. بعضی از کتابهای تست یا معلمها در جزوههای خویش، جدولهایی را میکشند که به طبقهبندی مطالب یاد گرفته شده کمک میکند تا در مرورهای بعدی با سرعت و کیفیت بالاتری بتوانید آن موضوع را یاد بگیرید. اگر کتاب کمک آموزشی یا جزوه دبیرتان، برای آن کلیدواژهها طبقهبندی نداشتند، خودتان بایستی جدول دستهبندی را بکشید تا بتوانید در مرورهای بعدی، آمادگی خود را با سرعت و دقت بالاتری، حفظ کنید.
۳- تعداد مرورهای برنامه ریزی کنکورتان را افزایش دهید تا شیوه مطالعاتی جدید و همچنین جدولهای دستهبندی را بدون وقفه طولانی، مرور کنید و به این شکل، آمادگی پیش از آزمون خود را ارتقا دهید و تاثیر مثبتش را در نتیجه درصدتان مشاهده کنید.
در بین این سه مشکل، اولین مورد برای شما از همه ضروریتر است زیرا ضعف مهمتان این بوده که فرایند یادگیری درست طی نشده و همین ناامنی در انتخاب گزینه و شکهای زیاد بین دو گزینه را در پی داشته است. پس حتما اول از همه به فکر یادگیری به شکل درست باشید.
حس میکردم بعد از چند سوال، اعتمادم به تحلیل خودم کمتر شده است.
انتخاب گزینهی «حس میکردم بعد از چند سوال، اعتمادم به تحلیل خودم کمتر شده است» در آزمون سوم شک بین دو گزینه تستهای چهار گزینه ای، به این واقعیت اشاره میکند که تعداد تستهایی که میزنید کم است. در نظر داشته باشید که تست زدن، یکی از بخشهای مهم و پر رنگ یادگیری به حساب میآید. هرچه بیشتر تست بزنید، یک موضوع را از زاویه دیدهای مختلف مورد بررسی بیشتری قرار دادهاید و در نتیجه اعتمادتان به سوادتان بالاتر میرود.
وقتی تستهایی که در برنامه میزنید، به اندازه کافی نیست آنگاه این موارد برای شما روی میدهد:
۱- تنوع تستی که دیده اید، خیلی کم است و همین باعث میشود که همیشه از اینکه یک تست جدید طراحی شود، واکنش شما چه خواهد بود و از قبل، خود را میبازید و دست و دلتان به حل تست نمیرود و یا با شک و تردید به گزینهها نگاه میکنید و اعتمادی برای انتخاب ندارید.
۲- تستهای کم باعث میشود که یک موضوع را به صورت محدود بررسی کنید و اگر تستی جدید آمد، به یک بار شوکه میشوید که چرا از این زاویه به آن نگاه نکرده بودم و همین باعث شک بیشتر بین دو گزینه خواهد شد.
۳- کم تست زدن در برنامه ریزی کنکور، باعث میشود که گنجینهای از روشهای تحلیل و رد گزینه نداشته باشید و سبک تست زنی را نیاموخته باشید و برای همین در مواجهه با تست ها، دچار شک بین دو گزینه شوید و درصدتان افت کند.
بنابراین به فکر تغییر در برنامهتان برای افزایش تست زنی باشید به طوری که تاثیرات مثبت آن را بتوانید روی نتیجهتان ببینید. دقت کنید که بایستی زمان کافی به خودتان بدهید تا افزایش تست زنی، نتیجه مثبت خودش را نشان دهد زیرا اکثر کنکوریها وقتی چند تست را غلط میزنند، بلافاصله تست زنی را کنار گذاشته و دوباره به سراغ درسنامه خوانی یا تماشای فیلمهای آموزشی میروند و همین باعث میشود که در تستها پیشرفت نکنند.
به این نکته توجه داشته باشید که وقتی تست میزنید، تا یک جایی که مشخص هم نیست کجاست، هر چه تست بزنید، غلط هایتان هم زیاد است و اگر این روند را ادامه دهید و ناامید نشوید و با خودتان نگویید که چرا با وجود این همه تستی که زدم باز هم غلطهای زیادی دارم و هر طور شده روند تست زنی را ادامه دهید آنگاه به جایی میرسید که تعداد تستهای غلط کاهش پیدا میکند و ذهنیت قدرتمندتان در هنگام تست زنی باعث میشود که تعداد شک بین دو گزینه نیز به حداقل برسد و درصدتان ارتقا یابد.
با این حساب، از افزایش تعداد غلطها و شکهای بین دو گزینه در زمان تست زنی نترسید و به هیچ عنوان و با هیچ بهانه ای، تست زدن را کنار نگذارید حتی اگر با خودتان گفته باشید بروم یک بار دیگر درسنامه بخوانم یا فیلم آموزشی ببینم باز هم اشتباه است و باید حتی اگر همه تستها را غلط میزنید هم فرایند تست زنی را ادامه دهید تا آن گنجینه تستی برای شما ساخته شود و بتوانید به جایی برسید که تعداد غلطها و شک بین دو گزینه را کاهش دهید.
خلاصه آزمون
0 از 5 سوالات تکمیل شد
سوالات:
اطلاعات
شما قبلاً این آزمون را تکمیل کردهاید. به همین خاطر نمیتوانید این آزمون را دوباره شروع کنید.
آزمون در حال بارگذاری است…
برای شروع این آزمون باید ثبتنام کنید یا وارد شوید.
شما باید ابتدا این بخش را تکمیل کنید:
نتایج
نتایج
0 از 5 سوالات به درستی پاسخ داده شدهاند
زمان شما:
زمان به اتمام رسیده است
شما 0 از 0 امتیاز را به دست آوردید، (0)
امتیازهای کسب شده: 0 از 0، (0)
0 سوال تشریحی معلق (امتیاز(های) ممکن: 0)
دستهبندیها
- دستهبندی نشده 0%
- بررسی
- پاسخ داده شده
- درست
- نادرست
-
سوال 1 از 5
1. سوال
درستنادرست -
سوال 2 از 5
2. سوال
درستنادرست -
سوال 3 از 5
3. سوال
درستنادرست -
سوال 4 از 5
4. سوال
درستنادرست -
سوال 5 از 5
5. سوال
درستنادرست
هدف از آزمون بالا چه بود؟ مقاله
تا به اینجا دانستیم که علت شک کردن بین دو گزینه در تستهای آزمونهای آزمایشی و یا کنکور، یک عامل بستگی ندارد و موارد مختلفی میتواند باعث شکل گیری این شک و تردید در زمان تست زنی به خصوص برای درس زیستشناسی شود. عامل چهارم شک بین دو گزینه در تستهای زیست شناسی، شیمی و حتی درس زمین شناسی، «اثر تلهی پاسخ» نام دارد که در روند مطالعه برای بسیاری از کنکوریها پیش خواهد آمد.
برای درک نحوه کارکرد «اثر تلهی پاسخ» در زمان تست زنی، وضعیت مطالعاتی یک کنکوری را مثال میزنم تا بتوانیم دقیقا متوجه سه حالت «اثر تلهی پاسخ» در هنگام مطالعه برای کنکور بشویم و از آنجایی که بیشتر کنکوریهای تجربی در درس زیستشناسی دچار شک بین دو گزینه میشوند، بنابراین وضعیت آن کنکوری را در درس زیستشناسی تشریح میکنم:
مثال داوطلب کنکور که علت شک بین دو گزینه او، اثر تلهی پاسخ است:
این کنکوری، برای یادگیری فصل ۲ زیست دهم یعنی گوارش، از فیلم آموزشی، صحبتهای معلم مدرسه و جزوههای کنکوری بهره میبرد و فرایند یادگیری خود را با تست زنی از روی کتاب تست تکمیل مینماید. او نکات تستها را در برگه مینویسد و تقریبا در چرخه مرورهای زیست شناسی، هیچ گاه فرصت مرور کردن این نکات را ندارد و صرفاً یک نویسنده از روی نکات تکراری کتاب تست است. او در فرایند تست زنی خود به تست زیر میرسد:
تست: -کدام گزینه عبارت زیر، برای تکمیل عبارت زیر مناسب است؟
در هر یاخته انسان که… یافت میگردد، … نیز ساخته میشود.
الف) نمکهای صفراوی - فسفولیپید
ب) پپسینوژن - کلریدریک اسید
پ) کیلومیکرون - پپسینوژن
ت) کلسترول - نمکهای صفراوی
او به خوبی میداند که پاسخ گزینه اول است زیرا نمکهای صفراوی در یاختههای کبد یافت میشوند که این یاخته ها، فسفولیپید نیز میسازند. اما گزینه (ب)، «اثر تلهی پاسخ» را فعال میکند و این کنکوری با خودش این سوال را مطرح میکند که پپسینوژن و کلریدریک اسید هر دو از یاختههای کناری معده نبودند یا شاید بگوید پپسینوژن و کلریدریک اسید هر دو از یاختههای اصلی معده نبودند؟
همین جاست که شک بین دو گزینه تست زیستشناسی ایجاد میشود و ممکن است دانش آموز به اشتباه گزینه (ب) را انتخاب کند و درصد منفی بگیرد. اما چرا باید وقتی او جواب درست را میدانست، با دیدن گزینه (ب) شک کرده و حتی جواب نادرست بدهد و به عبارت دیگر، چه چیزی باعث شد که او در دام «اثر تلهی پاسخ» بیفتد؟
دلایل مختلفی برای به دام افتادن در چنین شرایطی است:
الف) یادگیری غیر مفهومی به طوری که برخی نکات بدون اینکه دلیل و منطقش را بدانید و صرفا به صورت حفظی در انباره ذهن خود آنها را نگاه میدارید و همین باعث میشود که قید و بند نکات به یکدیگر از دست برود و در نهایت زمینه را برای شک بین دو گزینه فراهم کند. مثلا شخص به طور اصولی و مفهومی نیاموخته که وظایف یاختههای اصلی غدههای معده چیست و با گذشت زمان، کم کم نکات مربوط به آن را از دست میدهد و دچار خطای تستی یا شک میشود.
ب) دستهبندی نداشتن برای نکات و اینکه وقتی مجموعهای از مطالب را میخوانید، صرفا آن را یادداشت کرده یا هایلایت میکنید و هیچوقت نمیتوانید نکات جدید را به صورت دانههای تسبیح در کنار هم قرار داده و یک منطق و روایت یکسان برایشان داشته باشید و به عبارت دیگر، انگار هر نکتهای که میآموزید یک جزیره جدا از اطلاعات قبلی است و خط و ربط آنها را به اطلاعات قبلی نمیتوانید پیدا کنید و همین باعث فرار آن نکته و باقی ماندن یک اثر کمرنگ در ذهن میشود و کم کم به جای بهتر شدن وضعیت تست زنی باعث افت عملکردتان میشود.
پ) تعداد مرورهای کم و همچنین مرورهایی با فاصله مرور خیلی زیاد از یکدیگر به طوری که باعث کمرنگ شدن نکات آموخته شده در ذهن میشود و با گذشت زمان به جای اینکه باعث بهتر تست زدن شما بشوند، مانند یک عامل مزاحم ایجاد شک و تردید میکنند.
آزمون بالا دقیقا به برررسی وضعیت شما در این شرایط میپرداخت و حالا بر اساس گزینهای که در آخرین سوال آزمون فوق انتخاب کردید، یکی از تحلیلهای زیر را بخوانید و راهکار را دنبال کنید تا این عامل ایجاد شک بین دو گزینه در تستهای کنکور را از بین ببرید.
گزینهای که از بقیه معروفتر بود را انتخاب میکردم
اگر انتخاب شما برای آزمون فوق، عبارت «گزینهای که از بقیه معروفتر بود را انتخاب میکردم» است آنگاه نکات زیر را مد نظر قرار دهید:
۱- بیشتر اشتباهات آزمونی و شک کردنهای شما مربوط به زمانی است که جمله یا عبارتی، دقیقا مشابه با کتاب درسی را در گزینه کار میکنند و فقط یک کلمه آن را حذف کرده یا تغییر میدهند و شما به دلیل شباهت زیاد آن جمله و اینکه در ذهن شما به دلیل بارها مرور، شهرت پیدا کرده، انتخابش میکنید یا حداقل به عنوان یک گزینه مشکوک در کنار گزینهای دیگر به آن توجه میکنید و همین باعث خطای تستی یا شک بین دو گزینه میشود.
۲- در زمان شک بین دو گزینه، آن گزینهای را درستتر میدانید که اطلاعات بیشتری دربارهاش شنیده یا مطالعه کردهاید و همین باعث میشود که یک قانون ذهنی بسازید که اگر نکات و آموزش بیشتری درباره یک کلیدواژه دریافت کردم پس حتما گزینه مربوط به آن هم درستتر است.
۳- اگر در بین گزینه ها، جمله شناختهتر شدهای وجود داشته باشد، به دلیل اینکه آن را درست میدانید، جلوی تحلیل دقیق همان گزینه و حتی سایر گزینهها را از شما میگیرد. در واقع باعث میشود که هم آن گزینه را سَر سَری بخوانید و هم گزینههای دیگر را با پیش زمینه اینکه جواب نیستند، با بیمیلی بخوانید و عبور کنید و همین باعث غلط زدنهای بیشتر شما در زمان تست زنی میشود.
۴- وقتی بین دو گزینه در تستی شک میکنید، مغزتان بدون اینکه دست به تلاش برای تحلیل صحیح جهت رد یکی از گزینهها و پذیرش گزینه دیگر بزند، خیلی راحت به گزینه بیشتر شناخته شده پناه میبرد و آن را انتخاب میکند که ممکن است در بعضی تستها موجب غلط شدن شود.
۵- به لحاظ فرم تصمیم گیری، اینطور هستید که اگر چیزی را بیشتر خوانده باشید یا بیشتر دربارهاش آموزش دریافت کرده باشید، بیشتر هم قابل اعتماد است پس در هنگام شک بین دو گزینه، به لحاظ احساسی تصمیم میگیرید که گزینه معروفتر را انتخاب کنید.
۶- وقتی در استرس هستید، مغزتان به دنبال تحلیل عمیق نمیرود و تلاش میکند با شواهد ظاهری، گزینهای را انتخاب کند و از آنجا که انتخاب گزینه آشنا به لحاظ حسی، درستتر به نظر میرسد پس در شک بین دو گزینه، سراغ گزینه معروفتر میروید.
۷- در نظر داشته باشید که الگوی فکری شما به این صورت است که در مواجهه با شک بین دو گزینه، تمایل دارید که جمله یا عبارت آشناتر را به عنوان پاسخ انتخاب کنید زیرا مدل فکریتان به نحوی پرورش پیدا کرده که واژگان مشابه را زودتر پردازش میکند و به آنها اهمیت بیشتری میدهد و در نتیجه ممکن است در شک بین دو گزینه، اشتباه کنید.
۸- جملات آشناتر، روانتر و راحتتر خوانده میشوند و همین میتواند انگیزهای برای انتخاب گزینه معروفتر در تستهایی باشد که بین دو گزینه شک کردهاید و قطعا چنین انتخابی در برخی سوالات چهار گزینهای باعث اشتباه میشود.
برای خروج از این مشکل، یک راهکار قدرتمند وجود دارد که هم میتواند سرعت تست زنی شما را افزایش دهد و هم به طرز قابل توجهی، شک بین دو گزینه را کاهش میدهد و در ضمن خطای شناختی انتخاب گزینه معروف را از بین میبرد. این راهکار را با یک تست آموزش میدهم:
تست اول: کدام مورد، درباره هر اندام لنفی که خون خارج شده از آن، به سیاهرگ باب میریزد، صحیح است؟
الف) در نیمه راست بدن و بالاتر از کولون افقی قرار دارد.
ب) در آزادسازی آهن موجود در یاختههای خونی مرده، نقش مؤثری دارد.
پ) تولیدات خود را ابتدا به مجرای لنفی و در نهایت به نوعی بافت پیوندی وارد میکند.
ت) یاختههایی تولید میکند که میتوانند مولکولهایی مشابه با مولکولهای موجود در سطح خود ترشح نمایند.
اجرای راهکار برای حل مشکل شک نکردن بین دو گزینه مخصوص افرادی که وقتی بین دو گزینه شک میکنند به سراغ گزینه آشناتر میروند:
قدم اول: سوال درباره چه اندام یا اندامهایی صحبت میکند؟ طحال و آپاندیس
قدم دوم: هر گزینه را به صورت سوالی بخوانید که اینطور میشود:
الف) آیا طحال و آپاندیس، در نیمه راست بدن و بالاتر از کولون افقی قرار دارند؟
ب) آیا طحال و آپاندیس، در آزادسازی آهن موجود در یاختههای خونی مرده، نقش مؤثری دارند؟
پ) آیا طحال و آپاندیس، تولیدات خود را ابتدا به مجرای لنفی و در نهایت به نوعی بافت پیوندی وارد میکنند؟
ت) آیا طحال و آپاندیس، یاختههایی تولید میکنند که میتوانند مولکولهایی مشابه با مولکولهای موجود در سطح خود ترشح نمایند؟
قدم سوم: پاسخ به سوالات بالا بسیار آسانتر از حالت خبری خواندن گزینهها است و از سوی دیگر، دقت شما را بالا میبرد و سرعت تست زنیتان را افزایش میدهد و از همه مهم تر، جلوی شک بین دو گزینه به خصوص به دلیل انتخاب گزینه معروفتر را میگیرد. پاسخ سوالات بالا به این صورت میشود:
الف) آیا طحال و آپاندیس، در نیمه راست بدن و بالاتر از کولون افقی قرار دارند؟ برای طحال درسته ولی برای آپاندیس درست نیست.
ب) آیا طحال و آپاندیس، در آزادسازی آهن موجود در یاختههای خونی مرده، نقش مؤثری دارند؟ برای طحال درسته ولی برای آپاندیس درست نیست.
پ) آیا طحال و آپاندیس، تولیدات خود را ابتدا به مجرای لنفی و در نهایت به نوعی بافت پیوندی وارد میکنند؟ مسیر حرکتش اینطوری که رگ لنفی به گره لفنی به مجاری لنفی و بعد به خون (نوعی بافت پیوندی). پس غلطه که گفته اول میره به مجرای لنفی.
ت) آیا طحال و آپاندیس، یاختههایی تولید میکنند که میتوانند مولکولهایی مشابه با مولکولهای موجود در سطح خود ترشح نمایند؟ بله چون لفنوسیت B تولید میکنند پس پاسخ این تست همین گزینه است.
با این حساب، از همین حالا، برای همه تستهای زیستشناسی و مفهومیهای شیمی و زمین شناسی، سوالی کردن گزینهها را اجرا کنید تا به سبک تست زنیتان تبدیل شود و به مرور زمان باعث افزایش سرعت تست زنی، بهبود دقت و تمرکز، کاهش تعداد غلطها و شکهای بین دو گزینه شود و درصدتان را بسیار ارتقا دهد.
گزینهای که از بقیه ناشناختهتر بود را انتخاب میکردم
وقتی در آزمون بالا، سبک فکری شما این بوده که در هر تست به سراغ گزینهای بروید که کمتر از بقیه شناخته شده است آنگاه باید به موارد زیر توجه کنید:
۱- روی کلک تستی و این ذهنیت که همیشه طراح در تلاش است که دامی پهن کند و قطعا آن گزینه ناشناختهتر یک نکتهای دارد که از آن بیخبرم و باید انتخابش کنم و جواب همین است، حساسیت بیش از اندازه دارید و همیشه اینطور نیست که طراح به دنبال گزینه کمتر آشنا برای پاسخ صحیح برود. بنابراین ناآشنایی یک گزینه میتواند باعث شک بین دو گزینه شود و با این مدل فکری، در هنگام شک در چنین وضعیتی، به دنبال انتخاب گزینه ناآشناتر میروید که ممکن است باعث غلط زدن آن تست بشود.
۲- گزینه ناآشناتر، تاثیرات هیجانی روی شما میگذارد و وقتی شدت ناآشنایی از مقداری بیشتر شود، حکم هشدار برای تله بودن آن تست را دارد و باعث میشود که حتی با وجود دانستن گزینه پاسخ آن تست، باز هم به حکم ناآشنایی یک گزینه، به پاسخ خود شک کنید و با احساسات، حتی گزینهای که پاسخ نیست را انتخاب کرده و نمره منفی بگیرید.
۳- وقتی در تستی یک گزینه ناآشناتر وجود دارد با خودتان این ذهنیت را میسازید که آن یکی گزینهها آشنا هستند و اگر جواب باشند، خیلی قاطع باید متوجه بشوم ولی اینقدر این گزینه ناآشناست که نمیدانم پاسخ میتواند باشد یا نه و برای همین دست به رد گزینه نمیزنید و بین دو گزینه خود را گیر میاندازید.
۴- به لحاظ ذهنی یک باور نادرست دارید و آن هم اینکه، این سوالات برای کنکور است و نمیشود که کنکور را سطحی و آبکی طراحی کنند که اینقدر ساده به جواب برسم پس حتما نکات ریزی وجود دارد که میتواند روی جواب من اثر بگذارد و با همین ترس از دام دار بودن همه تستهای کنکور، تمایل بیشتری برای حساس شدن روی گزینههای غریبهتر خواهید داشت و موجب شکل گیری شک بین دو گزینه و بیاعتمادی به سوادتان میشود.
۵- سابقه ذهنی را در تست زنی دخالت میدهید به این صورت که قبلا در یکی دو تجربه تست زنی، گزینهای ناشناخته جواب تست بوده و این را به عنوان یک خاطره قوی در ذهن ثبت کردهاید و حالا طبق این خاطره، به محض غریبه بودن یک گزینه، پایه را بر جواب بودن آن گزینه میگذارید.
۶- گزینههای آشنا برای شما کلیشه و دم دستی به نظر میرسد به طوری که انتخاب آنها به شما اطمینان لازم برای پاسخ تست بودن را نمیدهد زیرا به خودتان آموختهاید که علاوه بر سواد، بایستی احساسی هم با انتخاب یک گزینه موافق باشید برای همین گزینه کمتر شناخته شده این حس را میدهد که جواب باشد در نتیجه بین گزینه آشنایی که مطابق سوادتان است و ناآشنایی که احساس حمایتی خوبی برای جواب بودنش را دارید، دچار شک میشوید.
۷- شما جزء افرادی هستید که خیلی عالی برای کنکور خواندهاید و تعداد تستهای زده بسیاری دارید و دنیایی از تنوع را تجربه کردهاید و همین عالی کردنتان باعث شده یک خطای شناختی در شما شکل بگیرد که تستهای کنکور برای شما آسان شده و نمیشود که همه آنها تا این حد قابل زدن باشند برای همین بعد از چند تست این فرضیه را پر رنگ میکنید که گزینههای کمتر دیده شده برای انتخاب مناسبتر هستند و حتی با وجود اینکه جواب تست را میدانید باز هم گزینه ناشناختهتر را در کنار جواب تست بالا میآورید و بینشان شک مصنوعی میسازید.
۸- گزینههای آشنا برای شما مساوی با ساده و دم دستی ترجمه میشود و گزینههای ناآشنا در ذهنتان معادل پیچیده و نکته دار معنی میشود و همین بازی باعث میشود با وجود آنکه جواب تست در مشت شماست اما به صورت مصنوعی، گزینه ناآشنا را هم معنی دار در نظر بگیرید و دنبال علتی برای درست بودنش باشید.
با این توضیحات متوجه میشویم که احساس و خاطره در تست زنی شما نقش پر رنگی بازی میکند و زمانی میتوانید از این شرایط خارج شوید که:
۱- موقع تست زنی از منطق خود بهره بگیرید و وقتی به جواب درست رسیدید، همان را انتخاب کنید.
۲- از تحلیل اضافی و کلنجار رفتن با گزینهها دست بردارید.
۳- دنبال راز در تستها نباشید و به محض اینکه جواب درست را پیدا کردید در پاسخبرگ علامت بزنید و به سوال بعدی بروید.
۴- دنبال قانون درست کردن برای تستها نباشید که مثلا نمیشود تستها آسان باشد یا چرا من راحت دارم سوالات را جواب میدهم و یا طبق احساس و خاطرات قبلی، باید به گزینههای ناشناخته مشکوک باشم.
۵- ملاک جواب بودن یک گزینه، آشنا بودن یا نبودن آن نیست بلکه به محض اینکه پاسخ بودن آن گزینه اثبات شد، انتخابش کنید.
۶- رد گزینه را حتما در دستور تست زنی خود قرار دهید و اگر اطلاعات نا به جایی در گزینهای نیست حتی با وجود آشناترین بودن، انتخابش کنید.
۷- در نظر داشته باشید که به دلیل زیاد تست زدن، قطعا روان تر، ساده تر، سریعتر و با دانش بیشتری تست میزنید و این به معنای آسان بودن تستها نیست بلکه به دلیل مهارت عالی شماست و نباید این زحماتی که برای تسلط خود کشیدهاید را با شک انداختن بین دو گزینه از بین ببرید.
گزینهای را به صورت تصادفی و شانسی انتخاب میکردم
یک داوطلب کنکور وقتی با سوالاتی در آزمون مواجه میشود که برایش اطلاعات کافی جهت انتخاب مستقیم گزینه پاسخ و یا تحلیلی جهت رد سه گزینه و دست یافتن به گزینه جواب از طریق غیر مستقیم ندارد و در این شرایط بین دو گزینه گیر میکند و دست به انتخاب تصادفی میزند، دربارهاش میتوان این موارد را بیان کرد:
۱- او به شکل احساسی دنبال افزایش تعداد تستهای زده خود در کنکور است و فراموش کرده که آزمون نمره منفی دارد و با شانسی زدن احتمال خطای خود را افزایش میدهد و درصد را ممکن است خراب کند.
۲- ممکن است که استرس زیادی بابت آزمون احساس میکنید و نگرانی از نتیجه یا حتی قضاوت دیگران دارید و به همین جهت، شانسی زدن بین دو گزینه شک برانگیز را اولویت تصمیم گیری خود قرار میدهید.
۳- این امکان وجود دارد که فشار زمانی و تستهای زده کم باعث شود که هر چه به انتهای آزمون نزدیک شویم، تعداد تستهای شانسی بین گزینههای شک دارتان افزایش یابد و در نتیجه حتی ممکن است درصد منفی کسب کنید.
با بیان موارد بالا میتوان اینطور گفت که اولویتبندی شما در هنگام تست زنی از اینکه تعداد تستهای درست را افزایش دهید به زیاد زدن تستها حتی اگر غلط از آب در بیایند، تغییر یافته است. این موضوع زمانی حل میشود که ریشه این فشار مشخص شود. مواردی که باعث ایجاد این فشار و تنش میشوند به ترتیب شامل موارد زیر است:
۱- فشار شخصی: خودتان فکر میکنید که تعداد زدهها کم است و بایستی به هر قیمتی آن را زیادتر کنید.
۲- فشار خانوادگی: تمایل دارید کارنامهای به خانواده نشان دهید که در آن تعداد تستهای زدهتان بالا باشد و با این روش نشان دهید که فعالیت درسی قابل قبولی داشتهاید و به دلایلی مثل استرس در جلسه آزمون، درصدتان پایین آمده است.
۳- فشار رقابت بین دوستان و همکلاسی ها: احساس میکنید که در یک رقابت با دیگران نباید کم بیاورید و برای پر کردن کارنامه آزمون، تلاش میکنید به هر شکلی که شده، میزان زدههای خود را بالا ببرید.
۴- آموزشهای نادرست: شاید تحت تاثیر یک سری توضیحات غیر علمی قرار گرفتهاید و گمان میکنید که با تست زنی به روش مهندسی معکوس یا حذف گزینه بدون اطلاعات میتوان به درصدهای بالا در کنکور رسید و مشغول شانسی زدن تستها هستید.
لطفا دلیل خود را در صورت تمایل بهای دی یا ایمیل یا حتی در قسمت پرسش و پاسخ همین مطلب با جزییاتی که در ذهن دارید بیان کنید تا بتوانم راهکار مشخص برای خارج شدن از این وضعیت را برای شرایط شما توضیح دهم.
ترجیح دادم برای همه سوالات، گزینهای انتخاب نکنم
اگر برای آزمون بالا، انتخاب شما این بود که «ترجیح دادم برای همه سوالات، گزینهای انتخاب نکنم»، بایستی وضعیت را با سناریوهای مختلف بررسی کنیم:
۱- جواب درست را برای برخی از سوالات میدانستید و با این حال باز هم گزینه را انتخاب نکردید؟ اگر اینطور باشد آنگاه ترس از نمره منفی یاعدم اطمینان با خود در شما به حدی بالاست که حتی در انتخاب جواب درست هم دست دست میکنید و همین میتواند باعث ایجاد شک بین دو گزینه شود زیرا از ترس اینکه نکند جوابی که انتخاب کرده اید، درست نباشد به سراغ ایجاد شک در بین دو گزینه میروید تا بدین صورت، نزدن تست را برای خود توجیه کنید.
برای حل این موضوع بایستی خاطرات تست زنی یا جملاتی که از زبان معلم، مشاور یا مدرس کنکور در خصوص غلط زدن یا نمره منفی شنیدهاید را برایم بنویسید تا بتوانم خاطرات شخصی شما را آنالیز کرده و ریشه یا ریشههای ترستان یاعدم اطمینان به سوادتان را بیرون بکشم و مشکل را حل کنیم تا بتوانید در مواقعی که جواب درست را میدانید، شک مصنوعی بین دو گزینه برای فرار از پاسخ دهی نسازید.
۲- بین دو گزینه شک داشتید و مطمئن بودید که جواب حتما یکی از آن دو گزینه میشده و بعد از آزمون هم با بررسی سوالات متوجه شدید که واقعا جواب بین یکی از همان دو گزینهای بوده که شک کردهاید ولی باز هم ترجیح دادید که تست را نزنید. در این وضعیت، احتمال دارد که حساب و کتابهایی را به صورت شخصی یا بر اساس شنیدهها از زبان مشاور، معلم یا مدرس کنکور در ذهن دارید که به شما میگوید در موقعیت شک بین دو گزینه، پاسخ نده زیرا به ضررت تمام میشود.
این موضوع یک بار برای همیشه نیاز به محاسبه واقعی بر اساس فرمولها دارد و در همین مطلب، در بخش مخصوص به خودش به این سوال پاسخ خواهیم داد که در جلسه کنکور به سوالات شک دار پاسخ بدهیم یا خیر. بنابراین به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
خلاصه آزمون
0 از 5 سوالات تکمیل شد
سوالات:
اطلاعات
شما قبلاً این آزمون را تکمیل کردهاید. به همین خاطر نمیتوانید این آزمون را دوباره شروع کنید.
آزمون در حال بارگذاری است…
برای شروع این آزمون باید ثبتنام کنید یا وارد شوید.
شما باید ابتدا این بخش را تکمیل کنید:
نتایج
نتایج
0 از 5 سوالات به درستی پاسخ داده شدهاند
زمان شما:
زمان به اتمام رسیده است
شما 0 از 0 امتیاز را به دست آوردید، (0)
امتیازهای کسب شده: 0 از 0، (0)
0 سوال تشریحی معلق (امتیاز(های) ممکن: 0)
دستهبندیها
- دستهبندی نشده 0%
- بررسی
- پاسخ داده شده
- درست
- نادرست
-
سوال 1 از 5
1. سوال
درستنادرست -
سوال 2 از 5
2. سوال
درستنادرست -
سوال 3 از 5
3. سوال
درستنادرست -
سوال 4 از 5
4. سوال
درستنادرست -
سوال 5 از 5
5. سوال
درستنادرست
هدف از آزمون بالا چه بود؟ مقاله
چیدمان سوالات کنکور به دلیل جلوگیری از تقلب به صورتی است که تستهای شما با بغل دستیها سر جلسه کنکور، از نظر ترتیب قرارگیری متفاوت است. مثلاً به صورت فرضی اینطور میشود که انگار تست شماره ۱ زیستشناسی شما، تست شماره ۶ سمت راستی و تست شماره ۱۲ سمت چپی و تست شماره ۱۰ جلویی و تست شماره ۲۶ عقبی است.
با این حساب، هیچ بعید نیست که در جلسه کنکور، با چند تست پشت سر هم رو به رو شوید که پاسخ همه آن ها، گزینهای یکسان بشود؛ مثلاً چند تست پشت سر هم، همگی گزینه یک به عنوان پاسخ باشد و یا در چند تست دیگر، به صورت پشت هم، گزینه دو جواب باشد یا برای یک دفترچه دیگر، چند تست پشت سر هم دیده شود که گزینه سه جواب شده و همچنین در جایی دیگر، چند تست پی در پی، گزینه چهار را به عنوان جواب داشته باشد.
در این حالت ممکن است با وجود اینکه به جوابهای خود اطمینان دارید اما این احساس هم ایجاد شود که چرا همینطوری پشت سر هم، جوابها فقط یک گزینه میشود و این احساس تبدیل به حساسیت گردد و شروع به چک کردن دوباره و چندباره تست کنید و یا بخواهید یک گزینه دیگر را به صورت مشکوک در کنار جوابی که انتخاب کردید قرار دهید و شک بین دو گزینه را به وجود آورید.
هدف آزمون بالا دقیقاً بررسی میزان حساسیت شما روی گزینه مشابه در چند تست پشت سر هم بود تا بدانید آیا نسبت به این موضوع احساسی میسازید که منجر به شک کردن بین دو گزینه شود یا به خوبی میتوانید از این ماجرا عبور کرده و به پاسخهای خود شک نکنید. بر اساس گزینهای که در آخرین پرسش آزمون بالا انتخاب کردید، تحلیل مورد نظر خود را در دو کادر زیر بخوانید.
برایم مهم نبود که همه پاسخها گزینه یک میشود و با اطمینان کامل، همه را درست جواب دادم
همین انتظار از یک دانش آموز و داوطلب کنکور میرود که از قبل با این ذهنیت وارد جلسه کنکور شود که بر اثر چیدمان خاص سوالات کنکور برای جلوگیری از تقلب، این امکان وجود دارد که چندین تست پشت سر هم دارای گزینهای مشابه باشند و هرگز نباید به جوابهای درست خود که با اطمینان انتخاب کردهاید شک کنید و وقت خود را صرف تحلیل چندین باره همان تست نکنید و با اعتماد از آن تستها عبور کنید و به جلو بروید.
وقتی در پایان آزمون بالا، گزینه «برایم مهم نبود که همه پاسخها گزینه یک میشود و با اطمینان کامل، همه را درست جواب دادم» را انتخاب کرده اید، نشان میدهد که این مهارت هنر آزمونی در شما وجود دارد و میتوانید به خوبی فضای احساسی ایجاد شده را مدیریت کرده و بدون اتلاف زمان فرایند تست زنی خود را جلو ببرید و لطفا همین توانمندی را در جلسه واقعی کنکور نیز به کار بگیرید زیرا باعث موفقیت شما خواهد شد.
تحت تاثیر این قرار گرفتم که همه پاسخها گزینه یک میشود و دچار شک بین گزینهها شدم
بعد از اجرای آزمون بالا، اگر به این نتیجه رسیدهاید که «تحت تاثیر این قرار گرفتم که همه پاسخها گزینه یک میشود و دچار شک بین گزینهها شدم» بنابراین بایستی به این موارد توجه کنید:
۱- سوالات کنکور به طرزی چیده میشوند که سوالات شما و اطرافیان از نظر ترتیب قرارگیری مثل هم نباشد تا جلوی تقلب گرفته شود. برای همین ممکن است در جلسه کنکور با چند تست مواجه شوید که پشت سر هم قرار گرفته باشند و همگی جوابهایشان گزینهای ثابت مثلا همه گزینه یک بشود و این موضوع اصلا عجیب و غریب نیست.
۲- سعی کنید در فرایند تست زنی خود، جزیرهای فکر کنید. جزیرهای فکر کردن به تستها به این معنی است که اتفاقی که در تست فعلی میافتد را فراموش کنید و به جزیره دیگر که همان تست بعدی است، بدون هیچ ذهنیت و خاطرهای مهاجرت کنید. این ذهنیت و خاطره شامل موارد زیر میشود:
الف) تست را خیلی خوب زدم: با اینکه این یک ذهنیت مثبت است اما لزومی ندارد که این ذهنیت را به تست بعدی ببرید زیرا ممکن است در تست بعدی، با سوالی سخت مواجه شوید که نیاز به عبور از آن باشد و به یک باره مغزتان این بازی را بالا بیاورد که چرا حس خوبی از این تست ساخته نشد و باعث استرس در جلسه کنکور شود.
ب) تست را خیلی بد زدم چون وقتم تلف شد: در جلسه کنکور، خیلی طبیعی است که با تستهای چالشی مواجه شوید، ایده درست این است که درگیر این تستها نشوید ولی گاهی ظاهر ساده تستها موجب ورود به یک تست چالشی میشود و ممکن است وقتی هم تلف شود اما نباید این حس را به تست بعدی ببرید و باعث لغزش در آن نیز بشوید.
پ) تست قبلی را نتوانستم حل کنم: این نیز یک روند کاملا نرمال در جلسه آزمون است و قرار نیست که همه سوالات را جواب دهید پس چه نیازی به ذهنیت ساختن و حمل کردن آن به جزیره بعدی است؟
ت) گزینه تست قبلی فلان گزینه شد پس نباید تست بعدی همین گزینه باشد: چنین قانونی در کنکور وجود ندارد و ممکن است چندین سوال پشت هم جوابش یک گزینه یکسان بشود. مثلا چند تست پشت هم گزینه چهار بشود.
ث) سوال قبلی سخت بود پس تست بعدی آسان یا متوسط است: هرگز چنین قاعدهای نسازید. ممکن است چندین تست سخت پشت سر هم بیاید.
ج) سوال قبلی آسان یا متوسط بود پس تست بعدی سخت است: به هیچ وجه! ممکن است چندین تست آسان یا متوسط پشت سر هم بیاید.
چ) تست قبلی طولانی بود، تست بعدی حتما کوتاه است: در کنکور، هیچ گاه چنین نتیجه گیریهایی نمیتوان کرد و هر اتفاقی برای تست بعدی ممکن است رخ بدهد.
به طور کلی هر ذهنیتی درباره تست فعلی دارید، همینجا چال کنید و وارد تست بعدی شوید و گویا تست بعدی، اولین سوالی است که مشغول حل کردنش میشوید. این موضوع را بایستی در تمام برنامههای تستی روزهای قبل از کنکور تمرین کنید و صرفاً منتظر کنکورهای آزمایشی نباشید و هر روز با همین رویکرد تست بزنید تا تبدیل به سبک فکریتان در زمان تست زنی شود.
خلاصه آزمون
0 از 5 سوالات تکمیل شد
سوالات:
اطلاعات
شما قبلاً این آزمون را تکمیل کردهاید. به همین خاطر نمیتوانید این آزمون را دوباره شروع کنید.
آزمون در حال بارگذاری است…
برای شروع این آزمون باید ثبتنام کنید یا وارد شوید.
شما باید ابتدا این بخش را تکمیل کنید:
نتایج
نتایج
0 از 5 سوالات به درستی پاسخ داده شدهاند
زمان شما:
زمان به اتمام رسیده است
شما 0 از 0 امتیاز را به دست آوردید، (0)
امتیازهای کسب شده: 0 از 0، (0)
0 سوال تشریحی معلق (امتیاز(های) ممکن: 0)
دستهبندیها
- دستهبندی نشده 0%
- بررسی
- پاسخ داده شده
- درست
- نادرست
-
سوال 1 از 5
1. سوال
درستنادرست -
سوال 2 از 5
2. سوال
درستنادرست -
سوال 3 از 5
3. سوال
درستنادرست -
سوال 4 از 5
4. سوال
درستنادرست -
سوال 5 از 5
5. سوال
درستنادرست
هدف از آزمون بالا چه بود؟ مقاله
علم روانشناسی به ما میآموزد که ذهن انسان تمایل دارد به دنبال ساختن الگوها و میانبرهای ذهنی در حل مسائل و تستهای مفهومی باشد. به عنوان مثال، ممکن است ناخودآگاه، گزینهای را که توضیحات مفصلتری دارد، صحیحتر بدانیم، زیرا تصور میکنیم که جزئیات بیشتر، باعث درست بودن آن گزینه میشود، یا برعکس، گزینهای که بسیار کوتاه است، ممکن است ما را به این فکر بیندازد که طراح سوال، سعی در فریب دادن ما داشته است تا به این گزینه کوچک دقت نکنیم و همان را جواب بگیریم و بعداً متوجه شویم که اشتباه کرده ایم.
حقیقت این است که در طراحی سوالات استاندارد آزمونی به مانند کنکور سراسری، طولانی یا کوتاهی یک گزینه، معیاری برای انتخاب کردن یا نکردن آن به عنوان جواب تست نیست و هرگز نباید قضاوت ظاهری انجام دهید.
آزمون بالا با این هدف طراحی شده بود تا مشخص کند که شما در مسیر آمادهسازی برای کنکور، آیا الگوهای قضاوت ظاهری را ساختهاید به طوری که باعث ایجاد «شک بین دو گزینه در کنکور» شود. در واقع اگر در فرایند تست زنیهایی که داشته اید، ممکن است یک قانون نانوشته برای خود بسازید که اگر گزینهای از نظر ظاهری، طولانی بود، آن را به عنوان پاسخ انتخاب کنید و یا اگر گزینهای بیش از حد کوتاه بود، گمان کنید که یک تله یا دام در آن نهفته است. این طرز تفکر باعث ایجاد شک بین دو گزینه به خصوص برای درس زیستشناسی میشود.
حالا بر اساس گزینهای که در آخرین پرسش آزمون بالا انتخاب کردید، تحلیل مرتبط با شرایط خود را بخوانید تا شرایط را برای خود بهبود دهید.
تحت تاثیر گزینه طولانی یا بسیار کوتاه قرار نگرفتم و به راحتی پاسخها را یافتم
شما که بعد از اجرای آزمون بالا در این دستهبندی قرار گرفته اید، به معنا است که توانستهاید با موفقیت از دام «شک بین دو گزینه در کنکور به دلیل طولانی بودن یک گزینه یا کوتاهی بیش از حد گزینهای دیگر» پَرِش کنید و برخلاف بسیاری از کنکوری ها، تحت تأثیر طولانی بودن یا کوتاهی بیش از حد گزینهها قرار نگرفتهاید. از منظر روانشناسی، این نشاندهنده تفکر انتقادی قوی وعدم وابستگی به نشانههای سطحی است که تایید کننده وجود مهارت بالا در تحلیل محتوا، تشخیص مفاهیم کلیدی و ارتباط دادن اطلاعات با دانش پایهای خود است بدون آنکه بخواهید اسیر ظاهر تست شوید. لطفا دقت داشته باشید که بازی با ظاهر در کنکور به شیوههای مختلفی اجرا میشود که فهرست آن را در ادامه مینویسم:
۱- طولانی کردن صورت سوال برای ترساندن شما از اینکه چنین تستی حتما سخت است.
۲- قرار دادن جدول، نمودار، تصویر و شکل برای آنکه آن تست را ترسناک نشان دهند.
۳- طولانی و کوتاه کردن گزینهها
۴- قرار دادن یک گزینه کاملا ناشناخته
۵- شروع با کلمات کمتر شناخته شده برای داوطلب در حالیکه آن واژگان هیچ تاثیری بر حل تست ندارند و فقط عبارتهای اضافی صورت سوال هستند.
لطفاً نسبت به تمام مواردی که گفته شد، بیتفاوت باشید و یک تست را از روی ظاهر قضاوت نکنید و درگیر محتوا شده و بر اساس اطلاعاتی که داده مشغول حلش شوید.
تحت تاثیر گزینه طولانی قرار گرفتم و شک میکردم
اگر بعد از اجرای آزمون بالا، متوجه شدید که تحت تاثیر گزینه طولانی قرار میگیرید و به نوعی دچار شک بین دو گزینه میشوید و با تردید مشغول پاسخ دهی به آن تست میشوید، بایستی بدانید که درگیر خطای شناختی «سوگیری تایید» هستید. یعنی چه؟
در «سوگیری تایید»، داوطلب ممکن است تصور کند که گزینه طولانی، به دلیل داشتن جزئیات بیشتر، احتمالاً پاسخ سوال است زیرا طراح کنکور، برای ساختن گزینهای که قرار نبوده جواب باشد، این همه وقت صرف نمیکند که جزییات را بنویسد ولی از طرفی با دیدن گزینههای دیگر سوال، چشمش به گزینهای میافتد که دقیقا طبق آموختههایش میتواند جواب باشد و همین جاست که بین دو راهی زیر میماند:
۱- گزینه طولانی نشان دهنده پاسخ است زیرا طراح کنکور برای نوشتنش وقت صرف کرده است.
۲- پاسخ تست را در گزینه دیگری دارم مشاهده میکنم و میدانم مطابق سوادم است.
در این شرایط ممکن است دچار شک بین دو گزینه شوید و به تحلیل گزینه طولانی دست بزنید و وقت بیشتری را از دست بدهید. آنچه به شما کمک میکند تا از خطای شناختی «سوگیری تایید» خارج شوید این است که بدانید در فضای طراحی تست کنکور به ویژه برای درست زیست شناسی، طراحان تلاش میکنند که ظاهر تست را دستخوش بازیهایی کنند که روی عملکرد و ذهنیت شما اثر بگذارد. به موارد زیر توجه کنید:
۱- طولانی کردن صورت سوال برای ترساندن شما از اینکه چنین تستی حتما سخت است.
۲- قرار دادن جدول، نمودار، تصویر و شکل برای آنکه آن تست را ترسناک نشان دهند.
۳- طولانی و کوتاه کردن گزینهها
۴- قرار دادن یک گزینه کاملا ناشناخته
۵- شروع با کلمات کمتر شناخته شده برای داوطلب در حالیکه آن واژگان هیچ تاثیری بر حل تست ندارند و فقط عبارتهای اضافی صورت سوال هستند.
این بازیهای طراحی تست با این هدف به راه میافتد که شما را در مرحله قضاوت ظاهری نگاه دارد و اجازه پردازش دقیق محتوای تست را ندهد و با همان ظاهر، یا از پاسخ به تست بترسید و یا دچار شک بین دو گزینه شده و وقت بیشتری را بابت تجزیه و تحلیل آن دو گزینه از دست بدهید.
یادآوری بزرگ برای شما این است که موقع حل یک تست، تنها عامل پذیرش یک گزینه به عنوان جواب، محتوایی است که در آن گزینه نوشته شده و نه طولانی یا کوتاه بودن آن. دقت داشته باشید که ما قرار نیست مسابقه شانسی شرکت کنیم که دنبال انداختن بزرگترین عروسک باشیم بلکه ما داریم سواد و کنترل هیجانی خود را به معرض آزمون قرار میدهیم و در نتیجه بایستی به سمت تحلیل محتوا برویم و به هیچ وجه درگیر ظاهر نشویم.
با این حساب، از شما انتظار دارم که در کل برنامههای تستی خودتان، موقع پاسخ دهی به تست، به ظاهر تست مثل طولانی یا کوتاه بودن صورت سوال و گزینه ها، کلمات ناشناخته، وجود جدول، شکل و نمودار و سایر عوامل از این دست، اهمیتی ندهید و وارد محتوای آن تست شوید. با این منطق، تعدادی از شکهای بین دو گزینه شما کمتر میشوند و به زودی درصدتان افزایش خواهد یافت.
موضوع فوق حیاتی برای شما این است که از همین حالا، در حل تمام تستهای درس زیست شناسی، شیمی و زمین شناسی، همیشه تلاش کنید که تحلیل گزینههای مفهومی را از گزینهای که کوتاهتر است شروع کنید تا چند اتفاق مثبت برای شما روی دهد:
۱- سرعت تست زنی شما بالا میرود زیرا در پارهای از مواقع، نیاز به خواندن گزینه بلندتر نیست و جواب را در همان گزینههای کوتاه خواهید یافت.
۲- خواندن گزینههای کوتاه، ریسک کمتری برای اشتباه کردن و به خطا افتادن در تحلیل دارد.
۳- قضاوت ظاهری و تمایل درونی شما جهت انتخاب گزینه بلند را از بین میبرد.
تحت تاثیر گزینه بسیار کوتاه قرار میگرفتم و شک میکردم
سوگیری دام، نام خطای شناختی است که برخی از دانش آموزان و داوطلبان کنکور درگیرش میشوند؛ یعنی آنها تصور میکنند که گزینههای بسیار کوتاه، تلههایی هستند که طراح سوال برای فریب داوطلبان قرار داده است. بنابراین به لحاظ ذهنی، روی آن گزینه حساس میشوند و با وجود مطالعه سایر گزینه ها، باز هم نیمی از ذهنشان درگیر گزینه کوتاه است و در نهایت منجر به شک بین دو گزینه میشود.
سوگیری دام در تستهای زیستشناسی به وفور دیده میشود زیرا اکثر دانش آموزان و کنکوریهای تجربی، به لحاظ ذهنی این ذهنیت را برای خویش ساختهاند که در درس زیست شناسی، بایستی با تستهایی رو به رو شوند که گزینههایش توضیحات طولانی دارد و برای همین با این خوگیری ذهنی، کم کم هر گزینهی کوتاهی را به عنوان خطر تلقی میکنند و در نهایت شک بین گزینه را میسازند.
یادآوری میکنم که در فضای طراحی تست کنکور به ویژه برای درست زیست شناسی، طراحان تلاش میکنند که ظاهر تست را دستخوش بازیهایی کنند که روی عملکرد و ذهنیت شما اثر بگذارد. به موارد زیر توجه کنید:
۱- طولانی کردن صورت سوال برای ترساندن شما از اینکه چنین تستی حتما سخت است.
۲- قرار دادن جدول، نمودار، تصویر و شکل برای آنکه آن تست را ترسناک نشان دهند.
۳- طولانی و کوتاه کردن گزینهها
۴- قرار دادن یک گزینه کاملا ناشناخته
۵- شروع با کلمات کمتر شناخته شده برای داوطلب در حالیکه آن واژگان هیچ تاثیری بر حل تست ندارند و فقط عبارتهای اضافی صورت سوال هستند.
این بازیهای طراحی تست با این هدف به راه میافتد که شما را در مرحله قضاوت ظاهری نگاه دارد و اجازه پردازش دقیق محتوای تست را ندهد و با همان ظاهر، یا از پاسخ به تست بترسید و یا دچار شک بین دو گزینه شده و وقت بیشتری را بابت تجزیه و تحلیل آن دو گزینه از دست بدهید.
یادآوری بزرگ برای شما این است که موقع حل یک تست، تنها عامل پذیرش یک گزینه به عنوان جواب، محتوایی است که در آن گزینه نوشته شده و نه طولانی یا کوتاه بودن آن.
با این حساب، از شما انتظار دارم که در کل برنامههای تستی خودتان، موقع پاسخ دهی به تست، به ظاهر تست مثل طولانی یا کوتاه بودن صورت سوال و گزینه ها، کلمات ناشناخته، وجود جدول، شکل و نمودار و سایر عوامل از این دست، اهمیتی ندهید و وارد محتوای آن تست شوید. با این منطق، تعدادی از شکهای بین دو گزینه شما کمتر میشوند و به زودی درصدتان افزایش خواهد یافت.
خلاصه آزمون
0 از 5 سوالات تکمیل شد
سوالات:
اطلاعات
شما قبلاً این آزمون را تکمیل کردهاید. به همین خاطر نمیتوانید این آزمون را دوباره شروع کنید.
آزمون در حال بارگذاری است…
برای شروع این آزمون باید ثبتنام کنید یا وارد شوید.
شما باید ابتدا این بخش را تکمیل کنید:
نتایج
نتایج
0 از 5 سوالات به درستی پاسخ داده شدهاند
زمان شما:
زمان به اتمام رسیده است
شما 0 از 0 امتیاز را به دست آوردید، (0)
امتیازهای کسب شده: 0 از 0، (0)
0 سوال تشریحی معلق (امتیاز(های) ممکن: 0)
دستهبندیها
- دستهبندی نشده 0%
- بررسی
- پاسخ داده شده
- درست
- نادرست
-
سوال 1 از 5
1. سوال
درستنادرست -
سوال 2 از 5
2. سوال
درستنادرست -
سوال 3 از 5
3. سوال
درستنادرست -
سوال 4 از 5
4. سوال
درستنادرست -
سوال 5 از 5
5. سوال
درستنادرست
هدف آزمون بالا چه بود؟
بسیاری از دانشآموزان کنکوری تصور میکنند علت شک کردن آنها در تستهای زیستشناسی، کمبود مطالعه یا ضعف علمی است؛ اما در بسیاری از موارد، مشکل اصلی در فرایند تصمیمگیری نهفته است. در واقع، دو دانشآموز ممکن است دانش یکسانی داشته باشند، اما عملکرد کاملاً متفاوتی در آزمون از خود نشان دهند. یکی از دلایل این تفاوت، نحوه مدیریت شک و تردید در لحظه انتخاب گزینه نهایی است. این تست تلاش میکند به یک سؤال مهم پاسخ دهد: وقتی با دو گزینه نسبتاً نزدیک روبهرو میشوید، مغز شما چگونه رفتار میکند؟ نکته مهم این است که این تست، میزان هوش، استعداد، اطلاعات عمومی یا توانایی علمی شما را نمیسنجد، بلکه سبک تصمیمگیری شما را ارزیابی میکند بنابراین میتوان گفت که این تست با هدف ارزیابی الگوی تصمیمگیری مغز هنگام مواجهه با گزینههای نزدیک به هم طراحی شده است.
سریع و قطعی انتخاب کردم
اگر بیشتر سؤالات را سریع و با اطمینان انتخاب کردهاید، پس با جرئت میتوان گفت که ذهن شما پس از رسیدن به یک پاسخ منطقی، پرونده آن سؤال را میبندد و انرژی ذهنی خود را برای سؤالات بعدی ذخیره میکند. در واقع از نظر علمی چه اتفاقی میافتد؟ مغز انسان در سر جلسه کنکور و با توجه به فشار زمانی، دائماً بین دو نیاز در حال رفت و آمد است: ۱- نیاز به دقت، ۲- نیاز به سرعت که برای شما، به خوبی این تعادل برقرار شده است و برای همین، روند آزمونی مناسبی از این نقطه نظر دارید.
با این حساب میتوان گفت که نقاط قوتتان عبارت است از: ۱- سرعت مناسب در تصمیمگیری، ۲- مصرف کمتر انرژی ذهنی، ۳- کاهش احتمال خستگی شناختی، ۴- کاهش احتمال تغییر دادن پاسخهای درست.
بین دو گزینه، چندین بار رفت و برگشت ذهنی داشتم ولی انتخاب کردم
این حالت کاملاً طبیعی است و حتی در بسیاری از دانشآموزان موفق دیده میشود. در این وضعیت، مغز شما گزینهها را مقایسه میکند اما اجازه نمیدهد شک و تردید، کنترل تصمیمگیری را در دست بگیرد. به دیگر سخن، از نظر علمی، این پدیده را میتوان نوعی شک سازنده دانست. شک سازنده به مغز اجازه میدهد تا در یک زمان کاملا کوتاه و معقول، خطاهای احتمالی را بررسی و اطلاعات را مرور کند تا در زمان مناسب تصمیم نهایی را بگیرد.
با این اصاف، نیاز است بدانید که این شک سازنده روی لبه باریکی قرار دارد و میتواند خطرناک هم بشود. چطور؟ اگر این مکث کوتاه، به رفت و برگشتهای مکرر ذهنی تبدیل شود آنگاه شروع اتلاف زمان و انرژی در جلسه کنکور است.
راهکار لازم برای اینکه شک سازنده در جایگاه خودش بماند و تبدیل به ابزاری برای شک در تست زنی و اتلاف انرژی نشود چیست؟ کافی است بین دو گزینهای شک کردید، به خودتان بگویید شباهت این دو گزینه بالاست ولی من برای آن یکی گزینه، دلیل علمی دارم پس نیاز به توقف بیشتر برای بررسی نیست. در واقع وقتی دو گزینه بیش از اندازه به هم نزدیک هستند، مغز دلیل علمی را ممکن است نادیده بگیرد و با احساس خطر بخواهد که توقف بیشتری کنید اما به محض آنکه آگاهانه به خود یادآوری میکنید که برای آن گزینه دلیل علمی دارید، این روند متوقف میشود.
ذهنم خیلی درگیر دو گزینه شد و انتخاب تا حد زیادی برایم سخت بود
اگر در این حالت هستید بایستی بدانید که این وضعیت نشان میدهد که ذهن شما به احتمال زیاد دچار «دل نکندن از شباهت» در انتخاب گزینه درست شده است. این به معنی ضعف هوش یا ضعف علمی نیست. بلکه به این معناست که مغز شما برای رسیدن به قطعیت مطلق تلاش میکند. از نظر علمی چه اتفاقی میافتد؟ مغز انسان ذاتاً با ابهام مشکل دارد. اما در برخی افراد، تحمل ابهام کمتر است. در نتیجه، ذهن اینگونه فکر میکند: «تا وقتی صد در صد مطمئن نشوم، نباید تصمیم بگیرم».
اما مشکل اینجاست که کنکور اساساً بر پایهعدم قطعیت طراحی شده است. در پارهای از سؤالات زیست شناسی، شما هرگز به اطمینان صد در صدی نخواهید رسید. چرا این مشکل بهوجود میآید؟ معمولاً ترکیبی از این عوامل نقش دارند:
۱- کمالگرایی افراطی که دانشآموز اشتباه را مساوی شکست میداند.
۲- فشار بیش از حد برای کسب درصد بالا که ذهن به جای حل سؤال، درگیر پیامدهای آن میشود. مثلاً: «اگر این تست را اشتباه بزنم، رتبهام خراب میشود».
۳- خستگی شناختی یعنی هرچه مغز بیشتر درگیر مقایسههای غیرضروری شود، ظرفیت تصمیمگیری آن کاهش پیدا میکند. به این پدیده «فرسودگی تصمیمگیری» گفته میشود.
چگونه خودمان را بهبود دهیم؟ چون تمایل به قطعیت مطلق در انتخاب گزینهها دارید بنابراین بایستی ریشههای این موضوع به صورت دقیق مشخص شود و نیاز به ساختن یک تست تخصصی متناسب با ویژگیهای شماست و از آنجا که بایستی توضیحاتی درباره خودتان بدهید بنابراین نیاز است که به من پیام بدهید تا با پرسیدن سوالاتی بتوانم تست تخصصی شما را بسازم و کمک کنم که از این مشکل خارج شوید.
خلاصه آزمون
0 از 5 سوالات تکمیل شد
سوالات:
اطلاعات
شما قبلاً این آزمون را تکمیل کردهاید. به همین خاطر نمیتوانید این آزمون را دوباره شروع کنید.
آزمون در حال بارگذاری است…
برای شروع این آزمون باید ثبتنام کنید یا وارد شوید.
شما باید ابتدا این بخش را تکمیل کنید:
نتایج
نتایج
0 از 5 سوالات به درستی پاسخ داده شدهاند
زمان شما:
زمان به اتمام رسیده است
شما 0 از 0 امتیاز را به دست آوردید، (0)
امتیازهای کسب شده: 0 از 0، (0)
0 سوال تشریحی معلق (امتیاز(های) ممکن: 0)
دستهبندیها
- دستهبندی نشده 0%
- بررسی
- پاسخ داده شده
- درست
- نادرست
-
سوال 1 از 5
1. سوال
درستنادرست -
سوال 2 از 5
2. سوال
درستنادرست -
سوال 3 از 5
3. سوال
درستنادرست -
سوال 4 از 5
4. سوال
درستنادرست -
سوال 5 از 5
5. سوال
درستنادرست
هدف آزمون بالا چه بود؟
این آزمون با رویکردی کاملاً تحلیلی و شناختی، به منظور بررسی نقش و اثرگذاری قیدها در فرایند تصمیمگیری تست زنی طراحی شده است. در طراحی آزمونهای استاندارد، قیدها شامل واژگانی نظیر «همیشه»، «هرگز»، «فقط»، «برخی»، «اغلب»، «بیشتر» و «به جز» هستند که بهطور مستقیم درستی یا نادرستی گزینههای یک تست را تحت تاثیر قرار میدهند و در نتیجه، میتوانند بهعنوان یکی از مهمترین منابع خطای شناختی در آزمونهای چندگزینهای، بهویژه در دروس مفهومی مانند زیستشناسی، عمل کنند.
مطالعات مربوط به فرایندهای تصمیمگیری در حل مسئله نشان میدهد که بخش قابل توجهی از خطاهای داوطلبان، ناشی ازعدم پردازش دقیق قیود زبانی در صورت سؤال و گزینهها است. به بیان دیگر، ذهن در بسیاری از موارد، مفهوم کلی گزینه را پردازش کرده اما به جزئیات محدودکننده یا تعمیمدهنده (قیدها) توجه کافی نشان نمیدهد؛ امری که منجر به انتخاب گزینههایی «ظاهراً صحیح اما از نظر منطقی نادقیق» میشود.
در همین راستا، آزمون بالا با بهرهگیری از ساختار سؤالات ساده و به ظاهر عمومی، تلاش کرده است شرایطی مشابه موقعیتهای تستزنی واقعی در کنکور ایجاد کند؛ موقعیتی که در آن تمایز اصلی میان گزینهها، در سطح دقت در تحلیل قیدها و دامنه گزارهها قرار دارد.
بنابراین، هدف اصلی این آزمون عبارت است از: ارزیابی میزان حساسیت شناختی داوطلب کنکور نسبت به قیدهای محدودکننده و تعمیمدهنده در فرآیند انتخاب گزینه صحیح، و بررسی تأثیر این عامل بر الگوی تصمیمگیری در شرایط چندگزینهای. در نهایت، این آزمون میکوشد نشان دهد که در بسیاری از موارد، چالش اصلی در شک کردنهای موقع تستزنی زیستشناسی، نه «ندانستن مفهوم»، بلکه «نادیده گرفتن مرزهای دقیق مفهوم» است؛ مرزهایی که غالباً توسط قیدها تعریف میشوند.
خیلی راحت، گزینه درست را انتخاب کردم
به شما تبریک میگویم زیرا توانستهاید خود را از تلهی قیدها نجات داده و با سرعت و دقت مناسبی به آزمون پاسخ دهید. با این حال لازم است بدانید که وقتی یک دانش آموز یا داوطلب کنکور میتواند خود را قیدها رهایی دهد و سرعت و دقت لازم را برای تست زنی داشته باشید پس در یکی از دو وضعیت زیر است:
الف) روی قیدهای کتاب درسی بهصورت حفظی مسلط است و برای همین با دیدن جملات در تستها، از حافظهی مستقیم خود استفاده میکند و به جواب میرسد.
ب) تسلط مفهومی روی مطالب درسی دارد و مثالهای نقض را میشناسد.
چرا دانستن این نکته ضرور دارد؟ مگر فرق این دو حالت در چیست؟ وقتی یک داوطلب کنکور، در وضعیت (الف) قرار دارد، یعنی قیدهای کتاب درسی را حفظ کرده است پس میتوان درباره او این نتایج را گرفت:
۱- انرژی خیلی زیادی صرف کرده تا بتواند روی قیدها مسلط شود.
۲- نیاز به مرور فراوان برای نگه داشتن مطالب حفظی دارد.
۳- امکان اینکه قیدها به خوبی در سرجلسه کنکور به یادش نیایند بالا است.
۴- ممکن است که مطالب را با هم قاطی کند و گاهی در تست زنی با کندی مواجه شود.
اما اگر دانش آموزی در وضعیت (ب) باشد، آنگاه او توانسته تا برای قیدهای کتاب درسی، مثالهای نقض را شناسایی کند و همین تسلط روی مثالهای نقض است که باعث میشود او به دستاوردهای زیر برسد:
۱- انرژی بسیار کمی برای تسلط روی قیدها مصرف کرده است.
۲- ماندگاری مطالبش بسیار بالاست و با مرور کمتری میتواند آنها را نگه دارد.
۳- زمان مرور کردنش بسیار کوتاهتر از حالت (الف) است.
۴- امکان قاطی شدن مطالب تقریباً صفر است زیرا هر مثال نقض به خوبی به نکات مشخصی اشاره میکند.
بنابراین لطفا تلاش کنید که خود را به وضعیت (ب) برسانید تا با مثالهای نقض روی قیدهای زیستشناسی مسلط باشید و دچار مشکل نشوید.
بعضی سؤالها را چند بار بین دو گزینه بررسی میکردم
وقتی در این شرایط هستید، میتوان به دو نتیجه رسید:
الف) تسلط کافی روی قیدهای کتاب درسی ندارید و به همین دلیل، مغز شما برای تصمیمگیری نیازمند زمان بیشتری جهت تجزیه و تحلیل و مقایسه گزینهها است.
ب) شیوه صحیح برخورد با تستهای قیددار را بهصورت ساختاری و استاندارد نیاموختهاید.
در هر دو حالت، مسئله اصلی صرفاً «دانستن محتوا» نیست، بلکه نحوه پردازش قیدها در فرایند تستزنی است. اگر برای قیدهای کتاب درسی، مثالهای نقض را نشناسید و تلاش کنید در جلسه آزمون با استدلالهای طولانی یا چندبارهخوانی گزینهها به پاسخ برسید، در واقع سیستم تصمیمگیری شما وارد یک چرخه تحلیل تکراری میشود؛ چرخهای که بهجای افزایش دقت، معمولاً باعث افزایش زمان و کاهش کارایی در روز آزمون میشود. در چنین شرایطی معمولاً با پیامدهای زیر مواجه خواهیم بود:
۱- صرف زمان بیش از حد برای حل تستهای قیددار و از دست رفتن زمان در سایر سؤالات.
۲- افزایش خستگی ذهنی در مقایسه با تستهای مفهومی یا حفظی سادهتر.
۳- افزایش احتمال خطا به دلیل ورود به چرخههای تحلیل تکراری و تغییر تصمیم نهایی.
۴- کاهش ثبات در پاسخدهی به علت تداخل بین گزینههای نزدیک و مشابه.
بنابراین، در اولین و مهمترین اقدام، لازم است ساختار یادگیری خود را اصلاح کنید. به جای تمرکز صرف بر حفظ قیدها، باید مثالهای نقض مرتبط با هر قید را بهصورت نظاممند و طبقهبندیشده در اختیار داشته باشید و آنها را به شکل فعال مرور کنید. در این حالت، ذهن شما به جای تحلیل طولانی هر سؤال، از یک الگوی سریع تشخیص استفاده میکند؛ یعنی با مشاهده قید در صورت سؤال یا گزینه، بهصورت مستقیم آن را با مثال نقض ذهنی خود مقایسه کرده و به سرعت گزینه صحیح را «شکار» میکند. نتیجه تسلط روی قیدهای درسی به وسیله مثالهای نقض عبارت است از:
۱- کاهش محسوس زمان پاسخگویی در تستهای قیددار.
۲- افزایش ثبات در تصمیمگیری.
۳- کاهش درگیری ذهنی و خستگی در جلسه آزمون.
۴- افزایش بهرهوری زمانی در کل آزمون.
خلاصه آزمون
0 از 5 سوالات تکمیل شد
سوالات:
اطلاعات
شما قبلاً این آزمون را تکمیل کردهاید. به همین خاطر نمیتوانید این آزمون را دوباره شروع کنید.
آزمون در حال بارگذاری است…
برای شروع این آزمون باید ثبتنام کنید یا وارد شوید.
شما باید ابتدا این بخش را تکمیل کنید:
نتایج
نتایج
0 از 5 سوالات به درستی پاسخ داده شدهاند
زمان شما:
زمان به اتمام رسیده است
شما 0 از 0 امتیاز را به دست آوردید، (0)
امتیازهای کسب شده: 0 از 0، (0)
0 سوال تشریحی معلق (امتیاز(های) ممکن: 0)
دستهبندیها
- دستهبندی نشده 0%
- بررسی
- پاسخ داده شده
- درست
- نادرست
-
سوال 1 از 5
1. سوال
درستنادرست -
سوال 2 از 5
2. سوال
درستنادرست -
سوال 3 از 5
3. سوال
درستنادرست -
سوال 4 از 5
4. سوال
درستنادرست -
سوال 5 از 5
5. سوال
درستنادرست
هدف آزمون بالا چه بود؟
مغز انسان برای صرفهجویی در انرژی، اطلاعات را بهصورت «قانونهای کلی» ذخیره میکند. به این فرایند تعمیمسازی میگویند. این ویژگی در زندگی روزمره بسیار مفید است؛ زیرا اگر قرار بود برای هر جمله تمام استثناهای آن را بررسی کنیم، سرعت تصمیمگیری ما بهشدت کاهش پیدا میکرد.
در کنکور تجربی، بهویژه پرسشهای زیستشناسی، طراح سؤال دقیقاً از همین ویژگی طبیعی مغز سوءاستفاده میکند. یک نکته جالب و کمتر گفتهشده این است که مغز ما هنگام خواندن یک جمله، تکتک کلمات را بهطور مستقل تحلیل نمیکند؛ بلکه پس از خواندن چند کلمه اول، یک «پیشبینی» از ادامه جمله میسازد. به همین دلیل بسیاری از دانشآموزان قبل از تمام شدن تحلیل جمله، در ذهن خود آن را «درست» یا «غلط» علامتگذاری میکنند.
به همین علت است که جملات دارای استثنا در زیستشناسی جزو مهمترین دامهای کنکور هستند؛ چون مغز به جای تحلیل، از میانبرهای ذهنی استفاده میکند.
هدف این آزمون، بررسی نحوه تصمیمگیری مغزتان هنگام مواجهه با گزارههای دارای استثنا بود تا ببیند آیا در چنین شرایطی دچار کندی، شک و درگیر شدن بین دو گزینه میشوید یا به خوبی قواعد برخورد با این نوع تستها را میدانید.
با دیدن سوالات، به سرعت متوجه شدم که باید حواسم به استنثناها باشد
اگر گزینه ۱ را انتخاب کردید به معنای آن است که سیستم پایش ذهنی شما فعال میباشد؛ یعنی مغز شما فقط به دنبال جواب نبود، بلکه همزمان در حال بررسی احتمال وجود دام نیز بود. این، یک مهارت ارزشمند در زیست کنکور است، اما یک خطر پنهان هم دارد: اگر بیش از حد روی استثناها حساس شوید، ممکن است به مرور زمان به همه جملات شک کنید و سرعتتان کاهش پیدا کند. بنابراین ضمن تبریک به شما که توانستهاید به سرعت روی استثناها متمرکز شوید، یک توصیه برای بهتر شدن دارم:
وقتی جملهای خواندید که داشت حکم میکرد، فقط از خودتان بپرسید، آیا این حکم، استنثا هم دارد؟ به طور مثال جمله «یاختههای بدن انسان هسته دارند» یک حکم است زیرا دارد درباره همه یاختهها یک نتیجه گیری کلی میکند که آنها هسته دارند و فقط کافی است این سوال را بپرسیم که استثنا ندارد؟ در بین یاختههایی که از بدن انسان در کتابهای زیست مدرسه میشناسیم، کدام یکی بود که هسته نداشت؟ بله گویجه قرمز.
همچنین به این مثال توجه کنید: جملهی «بخشهای مختلف دستگاه گوارش، محل جذب مواد گوارش شده در لوله گوارش هستند»، یک حکم است زیرا مشغول نتیجه گیری برای دستگاه گوارش است و میگوید تک تک قسمتهای تشکیل دهنده دستگاه گوارش، محل جذب مواد گوارش شده هستند و باید سوال بپرسیم آیا استثنا دارد؟ بله چون گفته دستگاه گوارش پس میتوانیم بگوییم غدههای بزاقی یا لوزالمعده یا حتی مری از لوله گوارش محل جذب مواد گوارش شده در درون لوله گوارش نیستند.
در پاسخ دهی دچار دو به شکی شدم
اگر گزینه ۲ را انتخاب کردید، پس میتوان گفت که فعالیت همزمان بین حافظه و تحلیل وجود دارد؛ یعنی دو سیستم مغز همزمان فعال شدهاند: سیستم اول میگوید: «این جمله را قبلاً دیدهام یا به نظرم درست است» و سیستم دوم میگوید: «شاید یک استثنا وجود داشته باشد» ولی هیچکدام بر دیگری غلبه نمیکند و در نتیجه دودلی به وجود میآید.
نکته مهم اینجاست: بسیاری از کنکوریها فکر میکنند شک کردن یعنی ضعف؛ در حالی که شک کردن نشانه هوشیار شدن مغز است، نه نشانه ضعیف بودن. مشکل از جایی شروع میشود که شک ادامه دار میشود و زمان و انرژی زیادی را تلف میکند چون ما قانونی برای تصمیم گیری بلد نیستیم. حال برای اینکه بتوانیم از یک عامل شک فاصله بگیریم و سرعت و دقت مناسبی جهت تصمیم گیری داشته باشیم بایستی چه کار کنیم؟
فقط کافی است که هرگاه با جملهای رو به رو شدید که داشت حکم کلی میداد، از خودتان بپرسید که استثنا دارد یا نه. برای اینکه بهتر ارتباط بگیرید این مراحل را طی کنید:
۱- تشخیص جملات حکمی: اگر جمله دارد درباره یک گروه بزرگ، یک اندام، یک فرایند یا یک ویژگی، یک قانون کلی بیان میکند پس جملهای حکمی است. به طور مثال مواد مغذی پس از جذب وارد خون میشوند یا ترشحات واردشونده به دوازدهه دارای آنزیم هستند.
۲- پرسیدن این سوال که استثنا دارد؟ مواد مغذی پس از جذب وارد خون میشوند؛ آیا استثنا دارد؟ بله؛ فرآوردههای گوارش چربیها ابتدا وارد لنف میشوند یا ترشحات واردشونده به دوازدهه دارای آنزیم هستند؛ آیا استثنا دارد؟ بله؛ صفرا آنزیم ندارد.
۳- نتیجه گیری درباره درستی یا نادرستی آن جمله: هر دو جمله به دلیل استثنایی که پیدا کردیم نادرست است. دقت کنید که یافتن حتی یک استثنا برای غلط شدن جمله کافی است.
با اجرای این مراحل، به زودی، مغز شما بهجای اینکه صرفاً شک کند، شروع به تشخیص الگوهای پاسخ دهی در تستهای زیستشناسی کنکور میکند و این دقیقاً همان چیزی است که دانشآموزان رتبههای برتر انجام میدهند: آنها از همه بیشتر نمیدانند؛ بلکه سریعتر تشخیص میدهند که طراح سؤال کجا میخواهد از میانبرهای طبیعی مغزشان سوءاستفاده کند.
خلاصه آزمون
0 از 5 سوالات تکمیل شد
سوالات:
اطلاعات
شما قبلاً این آزمون را تکمیل کردهاید. به همین خاطر نمیتوانید این آزمون را دوباره شروع کنید.
آزمون در حال بارگذاری است…
برای شروع این آزمون باید ثبتنام کنید یا وارد شوید.
شما باید ابتدا این بخش را تکمیل کنید:
نتایج
نتایج
0 از 5 سوالات به درستی پاسخ داده شدهاند
زمان شما:
زمان به اتمام رسیده است
شما 0 از 0 امتیاز را به دست آوردید، (0)
امتیازهای کسب شده: 0 از 0، (0)
0 سوال تشریحی معلق (امتیاز(های) ممکن: 0)
دستهبندیها
- دستهبندی نشده 0%
- بررسی
- پاسخ داده شده
- درست
- نادرست
-
سوال 1 از 5
1. سوال
درستنادرست -
سوال 2 از 5
2. سوال
درستنادرست -
سوال 3 از 5
3. سوال
درستنادرست -
سوال 4 از 5
4. سوال
درستنادرست -
سوال 5 از 5
5. سوال
درستنادرست
هدف آزمون بالا چه بود؟
تا به حال چند تست کنکور را از دست دادهاید فقط به خاطر اینکه یک کلمه در گزینه بوده که به آن توجه نکردهاید و در اثر وجود همان کلمه، کل تست را خراب کرده اید. حالا از آن طرف، چند سوال بوده که به دلیل حذف یک کلمه در گزینه، مورد توجه شما قرار نگرفته و نمره منفی تست را دقیقاً به همان دلیل گرفته باشید. جالب است که در هر دو حالت، این جمله را هم میگویید که بین دو گزینه شک کرده بودم ولی هر چه فکر کردم به نتیجهای نرسیدم و حتی چند بار هم خواندم.
هدف این آزمون سنجش یک مهارت بسیار مهم در عملکرد تستزنی مرتبط با توضیحات پاراگراف قبل است که در روانشناسی شناختی به آن «پردازش دقیق اطلاعات زبانی در حافظه کاری» میتوان گفت. در فرآیند خواندن، مغز انسان اطلاعات را به دو سطح متفاوت پردازش میکند: ۱) پردازش معنایی یعنی فهمیدن «مفهوم کلی جمله» مثلاً: بیشتر مردم از موبایل استفاده میکنند که نتیجه ذهنی آن «استفاده از موبایل رایج است» و ۲) پردازش ساختاری/واژگانی یعنی توجه به «واژههای محدودکننده و تعیینکننده معنا» که مشکل ساز است.
بسیاری از دانشآموزان فقط وارد سطح اول پردازش میشوند بنابراین مغزشان «معنا» را ذخیره میکند، اما «مرز معنایی» را حذف میکند. به زبان سادهتر؛ دانش آموز به خوبی میفهمد که آن جمله چه میگوید اما اینکه دقیقاً چقدر و در چه محدودهای دارد آن مطلب را میگوید، مد نظرش نیست و از همینجا هم ضربه میخورد.
این آزمون بررسی میکند که آیا شما متن را فقط «میفهمید» یا متن را «با دقت واژه به واژه کدگذاری میکنید». در کنکور تجربی، مخصوصاً زیست شناسی، این قابلیت بسیار حیاتی است؛ چون طراح سؤال اغلب با تغییر یک کلمه، کل پاسخ را تغییر میدهد. با این حساب، توانایی حفظ «مرز دقیق گزینه ها» در هنگام خواندن سریع متن، برای کنکور تجربی واجب است.
به راحتی توانستم گزینه اول را برای هر سوال به عنوان پاسخ انتخاب کنم
اگر در آزمون بالا، خیلی خوب کلمات را تشخیص دادید یعنی توانستید کلمات کلیدی را بهدرستی به خاطر بیاورید، این نشاندهنده یک مهارت شناختی پیشرفته است که به آن «رمزگذاری دقیق در حافظه کاری» گفته میشود.
در این حالت، مغز شما هنگام خواندن، فقط مفهوم را ثبت نکرده بلکه ساختار جمله را نیز با جزئیات ذخیره کرده است و جای تبریک دارد زیرا این مزیت در کنکور موجب موارد زیر میشود:
۱- کاهش خطاهای تست زنی در اثر اضافه یا حذف شدن یک کلمه در گزینه
۲- کاهش شک بین دو گزینه نزدیک چون مغز شما دقیقتر میداند جمله چه محدودهای داشته است.
۳- افزایش سرعت تصمیمگیری نهایی چون اطلاعات دقیقتر، مقایسه سریعتر را به همراه دارد.
اما یک نکته مهم و خیلی کلیدی وجود دارد و آن هم این است که اگر این مهارت اگر کنترل نشود، میتواند تبدیل به مشکل شود به چه صورت؟ ممکن است این فکر را دنبال کنید که من باید به صورت جزء به جزء کلمهها را بخوانم و هر کلمه را بررسی کردم دوباره آن جمله را از اول بخوانم و همین باعث کندی در هنگام تست زنی شود. برای جلوگیری از این خطر، راهحل زیر را اجرا کنید:
۱- کلمات اساسی جمله را از کلمات غیر اساسی در ذهنتان خیلی سریع جدا کنید: به طور مثال در جمله «بیشتر مواد مغذی پس از هضم در روده باریک جذب میشوند»، واژگان «بیشتر، روده باریک، جذب شدن» اساسی هستند و کلمات «مواد مغذی، پس از هضم» غیر اساسی هستند.
۲- از خودتان بپرسید که کلمات اساسی این جمله، کم و کاستی یا اضافهای ندارد؟ آیا در کلمات «بیشتر، روده باریک، جذب» کم کاستی یا اضافاتی هست؟ خیر همه چیز مرتب است.
۳- نتیجه گیری کنید: جمله «بیشتر مواد مغذی پس از هضم در روده باریک جذب میشوند» کاملا درست است.
با مثال دیگری همین تکنیک را بررسی کنیم؟
۱- واژگان اساسی جمله «چربیها ابتدا در روده باریک و سپس از طریق سیستم لنفی جذب میشوند»، شامل «چربیها، روده باریک، سیستم لنفی، جذب شدن» است و «ابتدا، در، سپس، از، طریق،» غیر اساسی هستند.
۲- آیا واژگان اساسی «چربیها، روده باریک، سیستم لنفی، جذب شدن» کم و کاستی یا اضافهای دارد؟ بسیار دقیق و درست است و همه چیز سر جای خودش است.
۳- این جمله درست است.
باز هم نیاز به مثال دارید؟ با مورد زیر چطورید؟
۱- واژگان اساسی در جمله «در مری یک انسان سالم، هیچ آنزیمی مشاهده نمیشود» عبارت است از «مری، هیچ آنزیمی، مشاهده نشدن» و همچنین کلمات «در، یک، انسان، سالم» غیر اساسی میباشند.
۲- در کلمات اساسی «مری، هیچ آنزیمی، مشاهده نشدن» نا همخوانی مشاهده میشود زیرا در مری آنزیم دیده میشود مثلا آنزیمهایی که از طریق بزاق ترشح شدهاند و همراه با توده غذایی وارد مری شده اند.
۳- جمله غلط است.
گزینه دو و سه را برای بیشتر سوالات انتخاب کردم
اگر در آزمون فوق نتوانستید کلمات کلیدی را دقیق به خاطر بیاورید، بنابراین «غلبه پردازش معنایی بر پردازش جزئیات» در شما مشاهده میشود یعنی مغز شما سریع مفهوم را میسازد اما جزئیات زبانی را فیلتر یا حذف میکند؛ چرا این اتفاق میافتد؟ زیرا شما به اندازه کافی تمرین موثر برای مقید کردن خویش به توجه سریع به جزییات را نداشتهاید در نتیجه این مشکل در کنکور باعث میشود که یا اشتباه بزنید و یا بین دو گزینه نزدیک دچار شک شوید.
برای حل این مشکل چه باید کرد؟ دقیقا در جعبه بالا، راه حل سه مرحلهای را آموزش دادهام که بایستی به دقت آن را بیاموزید و اجرا کنید.
خلاصه آزمون
0 از 5 سوالات تکمیل شد
سوالات:
اطلاعات
شما قبلاً این آزمون را تکمیل کردهاید. به همین خاطر نمیتوانید این آزمون را دوباره شروع کنید.
آزمون در حال بارگذاری است…
برای شروع این آزمون باید ثبتنام کنید یا وارد شوید.
شما باید ابتدا این بخش را تکمیل کنید:
نتایج
نتایج
0 از 5 سوالات به درستی پاسخ داده شدهاند
زمان شما:
زمان به اتمام رسیده است
شما 0 از 0 امتیاز را به دست آوردید، (0)
امتیازهای کسب شده: 0 از 0، (0)
0 سوال تشریحی معلق (امتیاز(های) ممکن: 0)
دستهبندیها
- دستهبندی نشده 0%
- بررسی
- پاسخ داده شده
- درست
- نادرست
-
سوال 1 از 5
1. سوال
درستنادرست -
سوال 2 از 5
2. سوال
درستنادرست -
سوال 3 از 5
3. سوال
درستنادرست -
سوال 4 از 5
4. سوال
درستنادرست -
سوال 5 از 5
5. سوال
درستنادرست
هدف آزمون بالا چه بود؟
هدف این آزمون، ایجاد و مشاهدهی یک پدیده مهم در روانشناسی شناختی به نام اثر تداخل حافظه بود که کمتر در فضای مشاوره ایران درباره آن صحبت شده است ولی یکی از عوامل موثر در ایجاد شک بین دو گزینه و حتی غلط زدن تستها به ویژه در درست زیستشناسی است.
این آزمون دارای چهار سوال بود که سه سوال اول آن بسیار ساده بودند ولی وقتی با سوال چهارم مواجه میشویم که درباره سه سوال قبلی پرسیده بود، آنگاه تازه به این نتیجه میرسیم که چقدر میتواند پاسخ دهی سنگین باشد. به بیان دیگر، حتی سادهترین اطلاعات، وقتی به نوعی ارتباطهای مفهومی نزدیک به هم دارند و به نوعی پشت سر هم بیان میشوند، به راحتی میتوانند یک چالش ذهنی بزرگ را ایجاد کنند به طوری که در هنگام بازیابی اطلاعات، بین گزینهها دچار تداخل ذهنی بشویم و به قول خودمان، همه چیز را قاطی کنیم.
با این حال بایستی بدانیم که اثر تداخل چیست و چطور ایجاد میشود. برای توضیح از اینجا شروع میکنم که حافظه انسان مانند یک بایگانی کاملاً جدا و منظم عمل نمیکند، بلکه اطلاعات به صورت شبکهای و وابسته به هم ذخیره میشوند. وقتی چند اطلاعات، ۱- شبیه هم باشند، ۲- پشت سر هم یاد گرفته شوند و ۳- ساختار مشابه داشته باشند، آنگاه در زمان یادآوری، به جای اینکه فقط یک مسیر فعال شود، چند مسیر همزمان فعال میشوند.
حال این رقابت بین مسیرهای فعال شده باعث میشود که ۱- زمان پاسخ افزایش یابد، ۲- احتمال اشتباه بالا برود و ۳- فرد دچار «تردید بین گزینهها» شود. برای آنکه بیشتر با این مفهوم ارتباط بگیرید به سراغ مثالهای زیستشناسی میروم:
مثال ۱: دانشآموز میخواند که دستگاه عصبی دارای ویژگی ارسال سریع و دستگاه هورمونی دارای ویژگی ارسال کندتر است ولی در هنگام آزمون یا امتحان مدرسه، مغز به خاطر شباهت مفهومی، هر دو موضوع را بالا میآورد و اینجاست که از خودش میپرسد: دستگاه عصبی سریع بود یا هورمون ها؟ اه قاطی کردم.
مثال ۲: میتوز و میوز، هر دو مربوط به تقسیم سلولی هستند که میتوز، ۲ سلول مشابه و میوز ۴ سلول با نصف کروموزوم میدهد. حال در زمان تست زنی و یا تجزیه و تحلیل، با خودتان خواهید گفت که کدام دو سلول میداد؟ کدام یکی نصف کروموزوم میداد. این دقیقاً اثر تداخل است. حالا بر اساس شرایط خودتان یکی از جعبههای پایین را مطالعه نمایید.
پاسخ را سریع و بدون فشار ذهنی پیدا کردم
وقتی در آزمون بالا در این وضعیت قرار گرفتهاید به خوبی نشان میدهد که:
۱- در مغز شما، اطلاعات نزدیک به هم در درس زیستشناسی با هم قاطی نشدهاند زیرا مفاهیم را با وصله و پینه مناسب یاد گرفته اید.
۲- به دلیل ساختاربندی بینظیر اطلاعات در مغزتان، توانستهاید با سرعت مناسبی به گزینه جواب دست پیدا کنید.
لطفاً همین سبک یادگیری را در پیش بگیرید زیرا به خوبی روی شما جواب داده و توانستهاید اثر تداخل را به خوبی مهار نمایید.
احساس فشار و قاطی شدن اطلاعات را داشتم
وقتی در این وضعیت هستید، معنا و مفهومش این است که تداخل حافظه روی عملکرد شما تاثیر زیادی میگذارد و قطعا نیاز به راه حلی برای خروج از این وضعیت دارید که من به آن لنگرگاه یادگیری میگویم؛ منظورم چیست؟ با مثال توضیح میدهم:
مثال: چطور برای «میتوز» و «میوز» لنگرگاه بسازیم:
۱- لنگرگاه لغتی: دقت کردهاید که در کتاب درسی به میوز، تقسیم کاستمان میگویند؟ یعنی کاستن، کاهش یافتن و این در واقع به مفهوم کاهش پیدا کردن تعداد کروموزومها نسبت به سلول اولیه دارد. الان این یک لنگرگاه است که در ذهنمان ثبت شد که در تقسیم میوز، تعداد کروموزومهای سلولهای نهایی کمتر از سلول اولیه است.
۲- لنگرگاه مفهومی: تقسیم میتوز، همان تقسیمی هست که برای رشد و ترمیم استفاده میشود. مثلا فرض کنید سلولی در پوست، آسیب دیده و میمیرد و حالا یک سلول جدید باید جایگزین آن شود اما این سلول جدید، از کدام تقسیم آمده است؟ به این فکر کنید که سلول جدید، قرار است دقیقا کار سلول مرده را انجام دهد پس باید دقیقا از همه نظر شبیه آن باشد در نتیجه تعداد کروموزومهایش تفاوتی با سلول مرده ندارد و در نتیجه با تقسیم میتوز تولید شده است.
نوع دیگر لنگرگاه مفهومی ساختن را میشود برای تقسیم میوز توضیح داد. تقسیم میوز، تقسیم تولید نسل است. مثلا از یک سلول مرد و از یک سلول زن، قرار است یک سلول تخم ایجاد شود. بنابراین کروموزم سلول مرد که اسمش در اینجا اسپرم است باید با کروموزوم سلول زن که اسمش گامت است کنار هم قرار بگیرند. پس اسپرم و گامت نمیتوانند دو تا کروموزوم داشته باشند چون در آن صورت در سلول تخم، چهار کروموزوم داریم در حالی که باید دو تا میداشتیم پس تقسیم میوز باعث میشود که اسپرم و گامت نصف سلول اولیه شان، کروموزوم داشته باشند یعنی تعداد کروموزومهای آنها نسبت به سلول اولیه کاهش یافته است و کاهش یافتن شما را یاد تقسیم میوز میاندازد.
با توضیحات بالا متوجه شدیم که وقتی مشغول مطالعه هستید، سعی کنید که مطالب درسی را با وصله و پینه یاد بگیرید و لنگرهای مفهومی مناسبی برای آنها درست کنید به ویژه مطالبی که مشابهت ساختاری با هم پیدا میکنند. این لنگرگاه ها، جلوی تداخل حافظه را میگیرند و اجازه میدهند که فقط یک مسیر برای هر مفهوم روشن شود.
تا به اینجا درباره دلایلی صحبت کردیم که باعث شک بین دو گزینه در تستهای زیستشناسی و درسهایی مثل شیمی و زمینشناسی میشد و قابلیت ساختن آزمون داشتند تا بتوانید خود را ارزیابی کنید. با این حال، چند دلیل دیگر هم هست که شک کردن را دامن میزند ولی نمیتوان برای آنها آزمونهای روانشناختی طراحی کرد.
برای همین در ادامهی همین صفحه، به صورت متنی برایتان توضیح میدهم تا از این زوایاها نیز ضربه نخورید.
سواد ناقص و فراموشی ناشی از بازیابی
قبل از هر چیز باید یک باور اشتباه را کنار بگذاریم. اکثر داوطلبان فکر میکنند که یادگیری فقط دو حالت دارد: «یا بلدم» یا «بلد نیستم». اما پژوهشهای حوزه روانشناسی یادگیری سالهاست که نشان دادهاند یک منطقه خاکستری بسیار بزرگ بین این دو وجود دارد که به آن «دانش ناقص» میگویند؛ یعنی فرد بخشی از اطلاعات را میداند، اما همه قطعات پازل هنوز کنار هم قرار نگرفتهاند. مطالعات حوزه سنجش آموزشی نشان دادهاند که همین دانش ناقص میتواند روی نحوه پاسخ دهی داوطلبان کنکور به پرسشهای چهار گزینه ای، تاثیر بگذارد.
دانشآموزانی که درس نخوانده باشند، بعد از اینکه تستی جلوی آنها قرار دهید، معمولاً خیلی سریع میگویند: «بلد نیستم.» اما دانشآموزان با سواد ناقص بیشتر از همه شک میکنند. به عبارتی، بیشترین زمان هدررفته در کنکور متعلق به دانشآموزانی نیست که چیزی نمیدانند؛ بلکه متعلق به دانشآموزانی است که ۷۰ تا ۹۰ درصد مطلب را بلد هستند. این همان گروهی است که بیشترین عبارت را سر جلسه تکرار میکنند: «بین گزینه ۲ و ۳ موندم»، «نوک زبونمه»، «مطمئنم خونده بودم»، «فقط یه چیزی کم دارم». این جملهها اتفاقی نیستند؛ اینها علائم کلاسیک سواد ناقص هستند.
با این حساب، بخش قابل توجهی از دانشآموزانی که سر جلسه کنکور بین دو گزینه گیر میکنند، جزء دانشآموزان ضعیف نیستند؛ بلکه جزء دانشآموزانی هستند که مقدار زیادی اطلاعات دارند، اما اطلاعاتشان کامل، یکپارچه و قابل اتکا نیست. برای اینکه بهتر متوجه شوید، تصور کنید مغز شما مثل یک پازل هزار تکه است. اگر فقط ۹۵۰ قطعه را داشته باشید، باز هم تصویر نهایی ناقص خواهد بود. مغز هم دقیقاً همینطور کار میکند. حتی اگر ۹۵ درصد اطلاعات را بدانید، ممکن است همان ۵ درصد باقیمانده باعث شود که نتوانید بین دو گزینه تصمیم بگیرید.
شاید برایتان عجیب باشد که بگویم خطرناکترین وضعیت درباره تست زنی این است که «احساس کنید میدانید». این همان دلیلی است که باعث میشود دانشآموز سر جلسه کنکور با خودش بگوید: «من اینو خونده بودم… فقط یادم نمیاد دقیقاً کدوم گزینه درسته»؛ در این لحظه، مشکل حافظه نیست؛ مشکل این است که مغز به اطلاعاتی دسترسی پیدا کرده که ناقص هستند و نمیتوانند یک تصمیم قطعی بسازند.
بیایید یک مثال کاملاً آشنا از زیستشناسی کنکور تجربی را بررسی کنیم. فرض کنید دانشآموز میداند که میتوکندری محل تولید ATP است، میداند که غشای داخلی دارد و میداند که در تنفس سلولی نقش دارد؛ اما هنوز نمیداند که میتوکندری DNA حلقوی دارد. حالا در تستی که چهار گزینه دارد، سه دانسته او فعال میشوند، اما قطعه چهارم پازل وجود ندارد. در نتیجه مغز به جای اینکه بگوید «این گزینه قطعاً درست است»، شروع به مقایسه احتمالات میکند. این همان لحظهای است که شک بین دو گزینه متولد میشود.
یک کشف جالب دیگر هم وجود دارد. فرض کنید مغزتان یک کتابخانه بزرگ است. هر مبحث زیست هم یک قفسه از این کتابخانه است. دانشمندان متوجه شدهاند که وقتی مغز، یک اطلاعات خاص را بارها و بارها بیرون میکشد، گاهی دسترسی به بعضی اطلاعات مرتبطِ دیگر موقتاً ضعیفتر میشود. به این اتفاق میگویند فراموشی ناشی از بازیابی. با مثال توضیح میدهم؛ دو دانشآموز را در نظر بگیرید:
الف) دانشآموز اول: فقط این جمله را حفظ کرده است که پانکراس انسولین تولید میکند.
ب) دانشآموز دوم: یک شبکه ذهنی ساخته که افزایش قند خون ← تحریک سلولهای جزایر لانگرهانس پانکراس ← ترشح انسولین ← افزایش ورود گلوکز به سلولها ← کاهش قند خون ← افزایش تولید ATP ← تأمین انرژی سلولها.
حالا کدام دانش آموز، آماده هرگونه تست تغییر شکل یافتهای است؟ کدام دانش آموز توانسته یک شبکه منسجم از اطلاعات در ذهنش بسازد که هر نکته سر جای خودش است و به راحتی میتواند با مرورهای پر سرعت خود، نکات زیادی را ترمیم و مرمت کند و در نهایت هرگاه تستی هم زد، نکته جدید را به این زنجیره اطلاعات و در جای مناسبش استفاده کند؟
این یافته یک پیام مهم برای کنکوریها دارد؛ هرچه دانش شما یکپارچهتر و شبکهایتر باشد، احتمال اینکه مغز وسط آزمون شما را رها کند، کمتر میشود. در نظر داشته باشید که مغز برای تصمیمگیری، به حجم زیاد اطلاعات اهمیت نمیدهد؛ بلکه به کامل و یکپارچه بودن اطلاعات نیاز دارد. هرچه دانستهها منسجمتر باشند، احتمال شک کردن کمتر میشود و هرچه سواد ناقصتر باشد، حتی دانشآموزی که ساعتها درس خوانده است، ممکن است در سادهترین سؤالها بین دو گزینه متوقف شود.
زنگ خطر: ممکن است برخی با خودشان فکر کنند که برای فرار از سواد ناقص، باید تمام کتابهای تست را بخریم و تمام فیلمهای آموزشی را تماشا کنیم و در نتیجه از یک سو درگیر استرس و اضطراب بشوند و از سوی دیگر، وسواس به زندگیشان چنگ بیندازد و هر چه بخوانند، با خودشان بگویند که نکند سوادمان کامل نباشد و نکتهای هست که آن را ندانیم. این یک خطر بزرگ است و بدانید که برای حل مشکل سواد ناقص، اصلا نیازی به تهیه همه جزوات و فیلمها نیست. پس چه باید بکنیم؟
ما نیاز به یک راهنمای ترکیبی مطالعه داریم که به ما بگوید درباره هر کلیدواژه زیست و یا تصویر زیست شناسی، دقیقا چه چیزی را باید بلد باشیم و وقتی مشغول مرور هستیم، آن صفحه را کنار دستمان بگذاریم و برای هر کلیدواژه و تصویر زیست شناسی، یکی یکی آن موارد را پاسخ دهیم و اینطور مرور کاملی از تمام اطلاعات مرتبط با زیست کنکور داریم.
من بر اساس ساختار درس زیستشناسی و همچنین تستهای کنکور سراسری، دقیقا چنین راهنمایی را برای کلیدواژه ها، چرخهها و تصاویر زیستشناسی آماده کرده ام. در هر پیامرسانی که هستید، به شماره ۰۹۱۸۹۵۸۰۹۱۸ پیام بدهید تا بتوانم نحوه دستیابی به این راهنماهای زیستشناسی را توضیح دهم.
اینطوری شما در روزهای قبل از کنکور به ضعفهای خودتان پی میبرید و آنها را تکمیل خواهید کرد و جهش درصدی در تستهای منزل، کنکور آزمایشی و کنکور اصلی را تجربه خواهید کرد.
خستگی و کم آوردن ذهنی
تقریباً همه داوطلبان کنکور حداقل یکبار این تجربه را داشتهاند که سؤال را بلد هستند، اما ناگهان دچار تردید میشوند. احساس میکنند جواب را میدانند ولی نمیتوانند تصمیم نهایی را بگیرند. چند ثانیه بعد یک گزینه را انتخاب میکنند، سپس پشیمان میشوند و دوباره نظرشان عوض میشود. در نهایت یا پاسخ اشتباه ثبت میکنند یا زمان زیادی را از دست میدهند. بسیاری از دانشآموزان تصور میکنند مشکل از ضعف علمی آنهاست، در حالی که تحقیقات نشان میدهد در بسیاری از موارد، مقصر اصلی «خستگی ذهنی» است.
خستگی ذهنی حالتی است که در اثر فعالیت طولانیمدت مغز، توان ذهنی کاهش پیدا میکند. در این شرایط، مغز هنوز کار میکند اما کیفیت عملکرد آن افت میکند. درست مانند یک ورزشکار که پس از دو ساعت دویدن، هنوز میتواند حرکت کند، اما سرعت، دقت و قدرت تصمیمگیری او کاهش یافته است.
پژوهشهای متعددی در دانشگاههای مطرح دنیا نشان دادهاند که خستگی ذهنی باعث افت توجه، کاهش حافظه کاری، افزایش خطاهای شناختی، کاهش سرعت پردازش اطلاعات و اختلال در تصمیمگیری میشود. این موضوع برای دانشآموزان کنکوری اهمیت فوقالعاده زیادی دارد، زیرا جلسه کنکور یکی از سنگینترین فعالیتهای ذهنی است که مغز انسان تجربه میکند.
برای مثال، فرض کنید در سؤال زیست بین گزینههای ۲ و ۳ شک دارید. در شرایط عادی، مغز به سرعت جزئیات واکنش شیمیایی را به یاد میآورد و پاسخ صحیح را انتخاب میکند. اما در شرایط خستگی، مغز دیگر نمیتواند اطلاعات را به خوبی بازیابی کند و احساس مبهمی به وجود میآید که به آن «توهم ندانستن» میگویند. در این حالت، دانشآموز فکر میکند مطلب را بلد نیست، در حالی که اطلاعات در حافظه او وجود دارد اما دسترسی به آن دشوار شده است.
برای درک بهتر موضوع، ابتدا باید بدانیم مغز هنگام پاسخ دادن به سؤالات کنکور زیستشناسی چه کارهایی انجام میدهد. ۱- باید سؤال را بخواند، ۲- مفهوم آن را درک کند، ۳- اطلاعات مرتبط را از حافظه بلندمدت بازیابی کند، ۴- مسیر حل یا مقایسه گزینهها را شروع کند، ۵- گزینههای غلط را حذف کند و در نهایت تصمیم نهایی را بگیرد. تمام این فرآیندها به انرژی نیاز دارند.
بخش مهمی از این وظایف بر عهده بخشی از مغز به نام قشر پیشپیشانی است؛ ناحیهای که درست در قسمت جلویی مغز و پشت پیشانی قرار دارد و نقش فرمانده مغز را ایفا میکند. این ناحیه مسئول تمرکز، تصمیمگیری، کنترل هیجانات، استدلال منطقی و جلوگیری از اشتباهات عجولانه است. هرچه مدت بیشتری از آزمون بگذرد، فشار بیشتری به این بخش وارد میشود و احتمال بروز خستگی ذهنی افزایش پیدا میکند.
نکته مهم این است که همیشه لازم نیست مدت زیادی از آزمون گذشته باشد تا خستگی ذهنی خودش را نشان دهد. گاهی یک دانشآموز رشته تجربی با تحلیل بیش از حد چند سؤال ابتدایی، گیر کردن روی آنها و نداشتن جرئت عبور از سؤالات دشوار، از همان دقایق آغازین آزمون بخش قابل توجهی از انرژی ذهنی خود را مصرف میکند. در چنین شرایطی، خستگی ذهنی خیلی زودتر از آنچه انتظار میرود ظاهر میشود و در ادامه آزمون، توانایی تمرکز، تصمیمگیری و تشخیص گزینه صحیح را کاهش میدهد.
یکی از مهمترین پیامدهای خستگی ذهنی، افزایش شک بین دو گزینه است. دلیل آن این است که مغز دیگر نمیتواند تفاوتهای ظریف بین گزینهها را به خوبی تشخیص دهد. در حالت عادی، مغز با اطمینان بیشتری تصمیم میگیرد، اما در شرایط خستگی ذهنی، احساس شک افزایش پیدا میکند.
پژوهشهای روانشناسی نشان دادهاند که خستگی ذهنی باعث افزایش پدیدهای به نام خستگی تصمیمگیری میشود. هر بار که شما در آزمون یک تصمیم میگیرید، بخشی از منابع ذهنی خود را مصرف میکنید. حالا تصور کنید در کنکور تجربی ۱۶۰ سؤال وجود دارد. مغز شما باید ۱۶۰ تصمیم متوالی بگیرد. اگر این منابع به درستی مدیریت نشوند، کیفیت تصمیمها در انتهای آزمون افت میکند.
عامل دیگری که شک بین دو گزینه را تشدید میکند، کاهش حافظه کاری است. حافظه کاری مانند یک میز کار است که اطلاعات را به صورت موقت نگه میدارد. قبول دارید هر چه این میز، بزرگتر باشد، راحتتر میتوانید وسایل خود را روی آن قرار دهید و هر چه کوچکتر باشد، اذیت خواهید شد؟ تحقیقات نشان دادهاند که خستگی ذهنی، ظرفیت این میز کار را کاهش میدهد. در نتیجه، دانشآموز نمیتواند همزمان تمام اطلاعات لازم را در ذهن نگه دارد و مجبور میشود چندین بار سؤال را بخواند که خودش باعث اتلاف زمان میشود.
اما سؤال مهم این است که چگونه میتوان از خستگی ذهنی در جلسه کنکور جلوگیری کرد؟ راهکارهایی که وجود دارد را با شمارهگذاری توضیح میدهم:
۱- مدت زمان پشت سر هم درس خواندن را به آرامی افزایش دهید: اگر جزء کنکوریهایی هستید که مثلا هر ۲۵ دقیقه درس، ۵ دقیقه استراحت میکنند به خوبی به خاطر داشته باشید که کنکور تجربی ۳ ساعت + ۱ ساعت حواشی آن است و بایستی کم کم به شرایطی برسید که تحمل حدود ۴ ساعت نشستن را داشته باشید و از نظر ذهنی کم نیاورید.
پس اینکه کوتاه کوتاه درس بخوانید، برای روز کنکور، قطعا مناسب نیست و توقع میرود که مدت زمان پشت سر هم نشستن را به تدریج افزایش دهید. به طور مثال، اگر الان ۶۰ دقیقه برای درس خواندن پشت میز مینشینید و سپس استراحت میکنید، حالا ۷۵ دقیقه مطالعه کنید و بعد استراحت کنید و یکی دو هفته بعد، ۹۰ دقیقه درس بخوانید و پس از آن استراحت کنید و همینطور سعی کنید آن را افزایش دهید تا به یک چهار ساعت مطالعه پشت هم در روز برسید و بقیه تایم مطالعه آن روز را حتی اگر به صورت یک ساعت یک ساعت هم انجام دادید، هیچ ایرادی ندارد زیرا شما در هر روز، یک چهار ساعت پشت هم دارید.
دقت کنید که به آرامی به این مرحله برسید و اصلا انتظار اینکه در سه چهار روز این همه تغییر ایجاد کنید را نداشته باشید. اجازه بدهید مغز با ظرفیتهای جدید خودش را ورزیده نماید و آماده مرحله بعدی باشد. این روند باعث افزایش استقامت ذهنی شما خواهد شد.
۲- حل دفترچههای ترکیبی و انجام آزمونهای زماندار را فراموش نکنید. البته سعی کنید آزمونهای زمان دار را در زمانی بزنید که به اندازه کافی تست آموزشی از آن مبحث زدهاید زیرا اگر انتظار داشته باشید که از همان دفعه اولی که تست یک فصل را میزنید، به صورت زمان دار باشد، فشار اضافی به خودتان وارد کردهاید و درست نیست.
۳- برخی دانشآموزان برای هر سؤال یک نبرد ذهنی طولانی به راه میاندازند. آنها به جای اینکه سریع تصمیم بگیرند و جلو بروند، بارها بین گزینهها رفتوآمد میکنند. این کار باعث مصرف شدن سریع انرژی ذهنی میشود و خستگی تصمیمگیری را به وجود میآورد.
۴- وقتی مطالب به اندازه کافی مرور نشده باشند، مغز برای بازیابی اطلاعات مجبور میشود انرژی بیشتری مصرف کند. به همین دلیل است که گاهی دانشآموز میگوید: «این مطلب رو خوندم، ولی یادم نمیاد» در واقع، مشکل همیشه فراموشی نیست؛ گاهی دسترسی به اطلاعات سخت شده است. هرچه مرورها منظمتر باشند، مغز سریعتر و با انرژی کمتری پاسخ را پیدا میکند.
۵- بعضی دانشآموزان فقط در اتاق آرام خانه درس میخوانند و هیچوقت شرایط واقعی کنکور را شبیهسازی نمیکنند. در روز آزمون، عوامل جدیدی مثل سر و صدا، استرس محیط، تعداد زیاد سؤالات و محدودیت زمان، فشار مضاعفی به مغز وارد میکنند و باعث میشوند خستگی ذهنی زودتر ظاهر شود. هنر آزمون دادن را بیاموزید که در مطلب «سراب جمعبندی کنکور» به طور کامل آن را توضیح داده ام.
۶- تحقیقات نشان دادهاند که کمبود خواب باعث کاهش عملکرد حافظه کاری، تمرکز و سرعت پردازش اطلاعات میشود. دانشآموزان باید در اکثر شبهای سال، دقت کنید که اکثر شبهای سال حداقل ۷ ساعت خواب شبانه منظم داشته باشند. در نظر داشته باشید که همه ما انسان ها، بعضی شب ها، بدخواب یا کم خواب میشویم و هیچ ایرادی ندارد برای همین است که از قید «اکثر» استفاده کردم چون میدانم که نمیشود همه شبهای سال را به اندازه ۷ ساعت خوابید.
۷- مغز حدود ۲۰ درصد انرژی بدن را مصرف میکند. حذف صبحانه، مصرف بیش از حد شیرینیها یا نوشیدنیهای انرژیزا باعث نوسانات شدید قند خون میشود. بهترین انتخاب، مصرف پروتئین، نان سبوسدار، مغزها، میوه و آب کافی است تا بتوانید خستگی ذهنی را به خوبی کنترل کنید.
۸- تحقیقات نشان میدهد هر تصمیم کوچک بخشی از انرژی شناختی را مصرف میکند. بنابراین لباس، وسایل، خوراکی و برنامه روز کنکور را از شب قبل آماده کنید و همه تصمیم گیریها را به ابتدای روز نیاورید و سعی کنید خود را متمرکز بر هدف اصلیتان یعنی کنکور کنید.
۹- کمآبی حتی در حد خفیف نیز میتواند تمرکز، سرعت پردازش اطلاعات و حافظه را کاهش دهد. بعضی از دانشآموزان به دلیل استرس یا غرق شدن در مطالعه، آب کافی نمینوشند و متوجه نمیشوند که بخشی از خستگی ذهنی آنها ناشی از کمآبی بدن است.
۱۰- بسیاری از دانشآموزان کمالگرا تصور میکنند باید برای هر سؤال صددرصد مطمئن باشند. در حالی که کنکور مسابقه تصمیمگیری در شرایطعدم قطعیت است، نه مسابقه کامل بودن. هدف شما گرفتن بهترین نتیجه ممکن است، نه پاسخ دادن بینقص به تمام سؤالات. بنابراین کمالگرایی باعث ایجاد خستگی ذهنی میگردد.
۱۱- اگر وسواس به زندگیتان چنگ انداخته است، در نظر داشته باشید که انرژی ذهنی زیادی را تلف خواهید کرد و لازم است که درمان آن را آغاز کنید.
کنکور فقط آزمون دانش نیست؛ آزمون استقامت ذهنی نیز هست. دو دانشآموز با سطح علمی یکسان ممکن است نتایج کاملاً متفاوتی کسب کنند، زیرا یکی از آنها توانسته انرژی ذهنی خود را تا آخرین سؤال حفظ کند و دیگری در میانه راه دچار فرسودگی شناختی شده است. بنابراین از امروز، علاوه بر مطالعه دروس، مغز خود را نیز برای یک ماراتن چهارساعته تمرین دهید؛ زیرا در جلسه کنکور، برنده همیشه کسی نیست که بیشتر میداند، بلکه اغلب کسی است که دیرتر خسته میشود.
۱۲- اضطراب، بخشی از توان ذهنی مغز را اشغال میکند. دانشآموزی که دائماً با خودش میگوید «اگر خراب کنم چی؟»، «اگر این آزمون را از دست بدهم چه میشود؟» یا «اگر رتبه خوبی نیاورم چه میشود؟»، بخشی از انرژی ذهنی خود را صرف این افکار میکند و انرژی کمتری برای حل سؤالات باقی میماند. حتی ممکن است در همان دقایق ابتدایی آزمون، مغز هنوز درگیر نگرانیها باشد و همین موضوع احتمال شک بین دو گزینه را افزایش دهد. بنابراین اگر چنین ذهنیتی دارید حتما در پرسش و پاسخ مطرح نمایید تا بتوانم به شما کمک کنم.
۱۳- داشتن دغدغه فکری، خاطرات باز، گرههای ذهنی، دل شکستگی و سایر موارد از این دست، قطعا روی عملکرد ذهنی شما اثر دارد و بایستی این اضافه بارها را کاهش دهید و راه حل آن را جویا شوید.
نکته اساسی: اینکه فقط دلخوش به آزمون آزمایشیتان باشید که تعدادش به زور به ۲۰ عدد میرسد و توقع داشته باشید که با ۲۰ آزمون، شبیهسازی کنکور را انجام دهید و مانع خستگی ذهنی شوید، بایستی بدانید تا حدود زیادی یک رویا است. اگر میخواهید باعث افزایش ظرفیت ذهنی خود و کاهش خستگیها شوید، نیاز است که هر روز کاری برایش بکنید که در موارد بالا به آن اشاره کردم.
درد بدن و فشار جسمی
بسیاری از دانشآموزان تصور میکنند کنکور فقط یک آزمون علمی است و تنها مغز آنها باید برای این روز آماده شود. در حالی که تحقیقات حوزه علوم اعصاب، فیزیولوژی ورزش و ارگونومی نشان میدهد که عملکرد مغز و بدن ارتباط بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند و خستگی جسمی میتواند به طور مستقیم بر کیفیت تستزنی اثر بگذارد.
در واقع، کنکور فقط یک ماراتن ذهنی نیست، بلکه یک ماراتن جسمی نیز محسوب میشود. بسیاری از دانشآموزان از قبل برای خستگی ذهنی آماده میشوند، اما خستگی جسمی را دستکم میگیرند. همین موضوع باعث میشود در میانه آزمون، بدون اینکه متوجه شوند، کیفیت عملکردشان افت کند.
داوطلب کنکور تجربی باید حدود سه ساعت به سؤالات پاسخ دهد و تقریباً یک ساعت نیز صرف حواشی برگزاری آزمون، توزیع دفترچهها، جابهجایی دفترچهها، انتظارهای اجباری و مدیریت شرایط جلسه میشود. در مجموع، بدن باید توان تحمل حدود ۴ ساعت نشستن نسبتاً ثابت را داشته باشد.
بسیاری از دانشآموزان هرگز چنین شرایطی را تمرین نکردهاند. آنها در خانه هر یکی دو ساعت از جای خود بلند میشوند، راه میروند، آب میخورند، با تلفن همراه کار میکنند یا موقعیت نشستن خود را تغییر میدهند ولی در روز کنکور از بدن خود انتظار دارند چهار ساعت متوالی بدون افت عملکرد، همکاری کند که این انتظار، واقعبینانه نیست.
در ضمن دلخوش به کنکورهای آزمایشی برای حل این مشکل نباشید زیرا در بهترین حالت، تعداد کنکورهای آزمایشی به ۲۰ عدد برسد و با ۲۰ کنکور آزمایشی هرگز نمیتوانید به سطحی برسید که دچار افت بدنی و خستگی جسمی نشوید و حتما نیاز است که در منزل دست به اقداماتی بزنید که این ماجرا را تقویت نماید.
در واقع تحقیقات نشان دادهاند که نشستن طولانیمدت بدون آمادگی قبلی، باعث خستگی عضلات نگهدارنده ستون فقرات، کاهش جریان خون برخی نواحی بدن، افزایش احساس ناراحتی جسمی، دردهای عضلانی و افت تمرکز میشود.
در این شرایط، مغز ناچار میشود بخشی از انرژی خود را صرف مدیریت ناراحتیهای جسمی کند. به عبارت سادهتر، مغز به جای تمرکز کامل روی حل سؤالات، بخشی از توان خود را صرف تحمل درد گردن، کمر، شانهها، بیحسی پاها یا احساس خستگی عمومی بدن میکند. همین موضوع میتواند سرعت تصمیمگیری را کاهش دهد.
مطالعات نشان دادهاند هنگامی که بدن خسته میشود، تمرکز کاهش پیدا میکند، سرعت پردازش اطلاعات افت میکند و احتمال اشتباهات ناشی از بیدقتی افزایش مییابد. برای مثال، دانشآموزی که در ساعت اول آزمون با سرعت مناسبی سؤالات را حل میکند، ممکن است در ساعت سوم، بدون اینکه دانشش کاهش یافته باشد، چندین بار یک سؤال را بخواند، اعداد را اشتباه ببیند یا بین دو گزینه دچار تردید شود.
در پارهای از موارد، علت اصلی این اتفاق، خستگی جسمی است. نکته مهم این است که بدن نیز مانند مغز، قابلیت تمرین کردن دارد. همانطور که یک دونده برای مسابقه استقامت تمرین میکند، یک داوطلب کنکور نیز باید برای نشستن طولانیمدت تمرین کند. خوشبختانه این موضوع کاملاً قابل یادگیری است و فقط کافی است اقدامات زیر را اجرا کنید که راهکارهای علمی برای افزایش استقامت جسمی در جلسه کنکور هستند:
۱- مدت زمان نشستن پشت میز را به تدریج افزایش دهید: بدن نباید به یکباره وارد شرایط چهار ساعت نشستن شود. اگر اکنون میتوانید ۶۰ دقیقه پشت میز بنشینید، این زمان را آرام آرام و طی چندین هفته به ۷۵.۹۰، ۱۲۰.۱۵۰ دقیقه و… برسانید و همین روند را ادامه دهید تا در نهایت به حدود چهار ساعت نزدیک شوید.
هدف این نیست که هر روز چهار ساعت بدون حرکت بنشینید، بلکه هدف این است که بدن به تدریج به این شرایط عادت کند. مهمترین اصل در این فرآیند، افزایش تدریجی است، نه فشار ناگهانی.
۲- عضلات مرکزی بدن را تقویت کنید: یکی از مهمترین دلایل خستگی زودهنگام، ضعف عضلات مرکزی بدن است. عضلات مرکزی شامل عضلات شکم، کمر، لگن و عضلات عمقی اطراف ستون فقرات هستند. این عضلات وظیفه دارند بدن را در وضعیت مناسب نگه دارند. ضعف این عضلات باعث میشود دانشآموز خیلی زود احساس درد در گردن، شانهها و کمر داشته باشد. بهترین زمان تقویت این عضلات، در استراحتهای بین درس هاست. در هر استراحت یکی از این عضلات را تقویت کنید.
تمرینهای مناسب عبارتاند از: پلانک (Plank)، پل باسن (Glute Bridge)، حرکت پرنده-سگ (Bird Dog)، اسکات ساده با وزن بدن و حرکت سوپرمن (Superman) که با سرچ در گوگل، فیلمهای آموزش صحیح این حرکات را خواهید آموخت و در منزل انجام دهید و نیازی به ورزش حرفهای یا باشگاه رفتن نیست.
نکته: اگر آسیبی در بدنتان دارید حتما بایستی با متخصص مربوطه قبل از انجام حرکات ورزشی، مشورت کنید.
۳- عضلات گردن و شانهها را تقویت کنید: بسیاری از دانشآموزان ساعتهای طولانی سر خود را به سمت پایین نگه میدارند. این وضعیت فشار زیادی به عضلات گردن وارد میکند. تمرینهای کششی روزانه و اصلاح وضعیت نشستن میتواند این مشکل را تا حد زیادی کاهش دهد.
نکته: اگر آسیبی در بدنتان دارید حتما بایستی با متخصص مربوطه قبل از انجام حرکات ورزشی، مشورت کنید.
۴- فعالیت بدنی روزانه را جدی بگیرید: دانشآموزان نباید تمام روز را روی صندلی سپری کنند. مطالعات نشان دادهاند که فعالیت هوازی منظم باعث بهبود خونرسانی به مغز و افزایش استقامت جسمی میشود. بهترین گزینهها عبارتاند از: ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پیادهروی تند، دوچرخهسواری سبک، طناب زدن سبک و
دویدن آرام که سه تا پنج روز در هفته کافی است.
۵- شرایط واقعی کنکور را شبیهسازی کنید: بسته به برنامه خودتان و بر اساس ماهی که در آن قرار دارید میتوانید در منزل یا شرکت در کنکورهای آزمایشی به این هدف برسید فقط باید در این زمان، از جای خود بلند نشوید، از تلفن همراه استفاده نکنید، لباس مناسب جلسه آزمون بپوشید و خوراکی جز آب نخورید.
۶- وضعیت صحیح نشستن را تمرین کنید: بسیاری از دانشآموزان به شکل نامناسب مینشینند و همین موضوع باعث خستگی زودرس میشود. وضعیت مناسب نشستن شامل این موارد است: کمر تا حد امکان صاف باشد، شانهها رها باشند، هر دو پا روی زمین قرار بگیرند، زانوها حدود ۹۰ درجه خم باشند، سر بیش از حد به سمت پایین خم نشود، فاصله چشم تا دفترچه حدود ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر باشد.
۷- خواب کافی داشته باشید: عضلات نیز مانند مغز در هنگام خواب بازسازی میشوند. کمبود خواب باعث افزایش احساس خستگی جسمی، کاهش استقامت و افت تمرکز میشود. بیشتر دانشآموزان باید در اکثر شبهای سال حداقل ۷ ساعت خواب شبانه داشته باشند.
۸- آب کافی بنوشید: کمآبی حتی در حد خفیف میتواند باعث احساس خستگی، سردرد و کاهش تمرکز شود. بسیاری از دانشآموزان به دلیل مشغول بودن به مطالعه، نوشیدن آب را فراموش میکنند. این موضوع بهمرور زمان استقامت جسمی را کاهش میدهد.
۹- تغذیه مناسب داشته باشید: عضلات و مغز برای عملکرد مناسب به سوخت نیاز دارند. تغذیه مناسب شامل موارد رو به رو است: پروتئین کافی، میوهها، سبزیجات، نان سبوسدار، مغزها و آب کافی. در مقابل، مصرف بیش از حد نوشیدنیهای انرژیزا، شیرینیها و فستفودها توصیه نمیشود.
تاکید دوباره میکنم که بزرگترین اشتباه این است که دانشآموز تصور کند روز کنکور، بدنش خودبهخود با شرایط سازگار میشود. بدن مانند یک ورزشکار نیاز به تمرین دارد. همانطور که یک دونده بدون تمرین وارد مسابقه ماراتن نمیشود، یک داوطلب کنکور نیز نباید بدون تمرین وارد یک ماراتن چهارساعته شود.
در نهایت، باید به یاد داشت که کنکور فقط آزمون دانش نیست؛ آزمون هماهنگی مغز و بدن نیز هست. دو دانشآموز با سطح علمی کاملاً مشابه ممکن است نتایج متفاوتی کسب کنند، زیرا یکی از آنها علاوه بر مغز، بدن خود را نیز برای این روز آماده کرده است. بنابراین از امروز، علاوه بر تمرین کردن برای پاسخ دادن به سؤالات، بدن خود را نیز برای چهار ساعت نشستن، تمرکز کردن و حفظ عملکرد پایدار آموزش دهید؛ زیرا در جلسه کنکور، فقط دانستن کافی نیست، بلکه دوام آوردن نیز اهمیت دارد.
در ضمن مطلب «بهداشت مطالعه» را که عضو به عضو بدن را مورد بررسی قرار داده ام، از دست ندهید.
قاتل خاموش افزایش سوالات شک دار
یکی از عجیبترین اثرات استرس این است که باعث میشود مغز به دانستههای خودش کمتر اعتماد کند. بسیاری از تستهای شکدار، نه به دلیل کمبود دانش، بلکه به دلیل کاهش اعتماد مغز به اطلاعاتی است که از قبل در حافظه وجود دارند. این موضوع شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد.
دانشآموزی که ماهها درس خوانده، تست زده و بارها مطالب را مرور کرده است، ناگهان در جلسه کنکور به خودش میگوید: «احساس میکنم این گزینه درسته، ولی مطمئن نیستم.» در بسیاری از موارد، مشکل این نیست که پاسخ را بلد نیست؛ مشکل این است که استرس، سیستم اطمینان مغز را مختل کرده است.
مطالعات حوزه علوم اعصاب نشان دادهاند که استرس باعث افزایش ترشح هورمونهایی مانند آدرنالین و کورتیزول میشود. بسیاری از افراد تصور میکنند وظیفه این هورمونها فقط افزایش ضربان قلب است، در حالی که نقش مهمتری نیز دارند. این هورمونها، اولویتبندی مغز را تغییر میدهند. در شرایط عادی، مغز انرژی خود را صرف تحلیل، استدلال و تصمیمگیری دقیق میکند. اما در شرایط استرس، مغز وارد حالتی میشود که دانشمندان آن را «حالت بقا» مینامند.
در این حالت، مغز به جای اینکه روی کیفیت تصمیمگیری تمرکز کند، روی مدیریت تهدید متمرکز میشود. از دیدگاه مغز، کنکور یک مسئله علمی نیست؛ یک تهدید است. به همین دلیل، مغز بخشی از انرژی خود را از بخشهای مسئول تفکر عمیق میگیرد و به سیستمهای هشداردهنده اختصاص میدهد. یکی از قربانیان اصلی این اتفاق، قشر پیشپیشانی مغز است؛ همان بخشی که مسئول تمرکز، استدلال منطقی، مقایسه گزینهها و تصمیمگیری است.
در نتیجه، اتفاق عجیبی رخ میدهد. دانشآموز همچنان اطلاعات را در حافظه خود دارد، اما دیگر نمیتواند با همان اطمینان سابق به آنها دسترسی پیدا کند. به همین دلیل است که بسیاری از دانشآموزان بعد از خروج از جلسه کنکور میگویند: «اصلاً باورم نمیشود. جواب را میدانستم ولی نشد».
واقعیت این است که آنها راست میگویند. بسیاری از اوقات، واقعاً پاسخ را بلد بودهاند. پژوهشها نشان دادهاند که استرس شدید، فرآیند بازیابی اطلاعات از حافظه را مختل میکند. به عبارت سادهتر، اطلاعات از بین نمیروند، بلکه دسترسی به آنها سختتر میشود.
به بیان دیگر میتوان مغز را به یک کتابخانه بزرگ تشبیه کرد. در حالت عادی، کتابدار به سرعت کتاب مورد نظر را پیدا میکند. اما در شرایط استرس، کتابدار دستپاچه میشود و زمان بیشتری برای پیدا کردن همان کتاب صرف میکند. یکی دیگر از یافتههای جالب پژوهشها این است که استرس، آستانه تردید را پایین میآورد.
در شرایط عادی، مغز بعد از جمعآوری مقدار مشخصی از اطلاعات، تصمیم نهایی را میگیرد. اما در شرایط استرس، مغز احساس میکند هنوز اطلاعات کافی در اختیار ندارد و به همین دلیل، تصمیمگیری را به تأخیر میاندازد. به همین علت است که دانشآموز چندین بار بین دو گزینه رفت و برگشت میکند. این رفت و برگشتهای مکرر، خودشان باعث افزایش استرس میشوند و یک چرخه معیوب ایجاد میکنند.
در واقع، ابتدا استرس باعث شک میشود، سپس شک باعث اتلاف زمان میشود، اتلاف زمان استرس را بیشتر میکند و استرس بیشتر، تعداد تستهای شکدار را افزایش میدهد. یکی دیگر از اثرات کمتر شناختهشده استرس، افزایش بیشتحلیلی است. در این حالت، دانشآموز به جای اینکه از دانستههای خود استفاده کند، شروع به زیر سؤال بردن تمام تصمیمهایش میکند.
او با خودش میگوید: «نکنه طراح خواسته منو گول بزنه؟» «نکنه این گزینه خیلی ساده باشه و حتماً اشتباه باشه؟» «نکنه یه نکته ریز رو ندیده باشم؟» جالب است بدانید که این اتفاق بیشتر در دانشآموزان قوی رخ میدهد تا دانشآموزان ضعیف. دانشآموزان قوی معمولاً اطلاعات بیشتری در حافظه خود دارند و همین موضوع باعث میشود در شرایط استرس، تعداد سناریوهای ذهنی آنها افزایش پیدا کند.
به زبان ساده، مغز گزینههای بیشتری برای بررسی پیدا میکند و همین موضوع فرآیند تصمیمگیری را کندتر میکند. تحقیقات همچنین نشان دادهاند که استرس، حافظه کاری را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. حافظه کاری مانند یک میز کار ذهنی است که مغز اطلاعات را به صورت موقت روی آن قرار میدهد تا آنها را پردازش کند.
وقتی استرس بالا میرود، بخشی از این میز کار توسط افکار مزاحم اشغال میشود. به جای اینکه تمام ظرفیت ذهن صرف حل سؤال شود، بخشی از آن درگیر افکاری مانند این موارد میشود: «چقدر زمان از دست دادم؟» «اگر خراب کنم چه میشود؟» «اگر رتبه خوبی نیاورم چه اتفاقی میافتد؟» «بقیه احتمالاً جلوتر از من هستند.» این افکار شاید فقط چند ثانیه طول بکشند، اما همان چند ثانیه برای کاهش کیفیت تصمیمگیری کافی هستند.
یکی دیگر از یافتههای جالب پژوهشها این است که استرس باعث میشود مغز، سرعت را با دقت اشتباه بگیرد. بعضی دانشآموزان در شرایط استرس بیش از حد عجول میشوند و بدون بررسی کافی پاسخ میدهند. بعضی دیگر دقیقاً برعکس عمل میکنند و وارد فلج تصمیمگیری میشوند؛ یعنی آنقدر تحلیل میکنند که نمیتوانند تصمیم نهایی را بگیرند.
هر دو حالت، تعداد تستهای شکدار را افزایش میدهند. نکته مهم این است که مشکل اصلی، وجود استرس نیست. مشکل زمانی آغاز میشود که دانشآموز هرگز مغز خود را برای تصمیمگیری در شرایط استرس تمرین نکرده باشد. کنکور قرار نیست در یک محیط آرام و ایدهآل برگزار شود. مغز باید یاد بگیرد که با وجود استرس هم تصمیمگیری کند.
به همین دلیل، یکی از بزرگترین اشتباهات دانشآموزان این است که فقط درس خواندن را تمرین میکنند، اما تصمیمگیری در شرایط فشار را تمرین نمیکنند. واقعیت این است که کنکور فقط مسابقه دانستن نیست؛ مسابقه اعتماد کردن به دانستهها نیز هست.
دو دانشآموز ممکن است سطح علمی کاملاً مشابهی داشته باشند، اما یکی از آنها بتواند در شرایط استرس به دانستههایش اعتماد کند و دیگری دائماً بین دو گزینه گرفتار شود. در بسیاری از موارد، تفاوت رتبهها نه به دلیل تفاوت دانش، بلکه به دلیل تفاوت در کیفیت تصمیمگیری تحت فشار است.
بنابراین اگر تعداد تستهای شکدار شما زیاد شده است، قبل از اینکه خودتان را به کمسوادی متهم کنید، یک سؤال مهم از خودتان بپرسید: «آیا واقعاً پاسخ را بلد نیستم یا استرس باعث شده مغزم به دانستههای خودش اعتماد نکند؟» در تعداد قابل توجهی از مواقع، پاسخ دوم، واقعیت ماجراست.
یکی از بزرگترین سوءبرداشتهایی که بین دانشآموزان وجود دارد، این است که تصور میکنند اگر بارها و بارها درس بخوانند، روز کنکور هم به همان خوبی عمل خواهند کرد. اما پژوهشهای علوم اعصاب، روانشناسی شناختی و روانشناسی عملکرد نشان میدهد که مغز بین «دانستن یک مطلب» و «استفاده کردن از آن مطلب در شرایط استرس» تفاوت قائل میشود.
به عبارت دیگر، مغز دو مهارت متفاوت را مدیریت میکند. مهارت اول، یادگیری اطلاعات است و مهارت دوم، تصمیمگیری صحیح در شرایط فشار روانی است. مشکل اینجاست که تقریباً تمام دانشآموزان فقط مهارت اول را تمرین میکنند.
تصور کنید یک فوتبالیست، ماهها فقط شوت زدن را تمرین کند، اما هرگز در حضور تماشاگر، سر و صدا، محدودیت زمانی و فشار مسابقه بازی نکند. آیا میتوان انتظار داشت در روز مسابقه بهترین عملکرد خود را نشان دهد؟ مغز نیز دقیقاً همینگونه عمل میکند.
پژوهشها نشان دادهاند که مغز، عملکرد خود را تا حد زیادی به محیطی که در آن تمرین کرده است، وابسته میکند. اگر دانشآموز همیشه در شرایط آرام درس بخواند، در روز کنکور که فشار روانی افزایش پیدا میکند، مغز با یک محیط ناآشنا روبهرو میشود. خوشبختانه، تصمیمگیری تحت استرس یک مهارت کاملاً تمرینپذیر است و کافی است تکنیکهای زیرا را اجرا کنید:
۱- فقط درس خواندن را تمرین نکنید؛ «تصمیم گرفتن در زمان محدود» را هم تمرین کنید. بسیاری از دانشآموزان ساعتها مطالعه میکنند، اما به ندرت خودشان را در شرایطی قرار میدهند که مجبور شوند سریع تصمیم بگیرند. وقتی برنامهتان به اندازه کافی جلو رفت و شرایط آموزشی را پشت سر گذاشتید و خیالتان راحت شد که حجم قابل قبولی از مطالب را جلو رفته اید، حالا کم کم هفتهای چند بار، بخشی از تستهای خود را زماندار انجام دهید. هدف این باشد که مغز یاد بگیرد در شرایط محدودیت زمانی هم به خودش اعتماد کند.
برای مثال، اگر برای هر تست زیستشناسی معمولاً ۹۰ ثانیه زمان صرف میکنید، بعضی روزها عمداً این زمان را به ۷۰ ثانیه کاهش دهید تا مغز با فشار کنترلشده مواجه شود. دقت کنید که این فشار باید تدریجی باشد، نه افراطی.
۲- «استرس مصنوعی» ایجاد کنید. یکی از یافتههای مهم روانشناسی عملکرد این است که مغز میتواند به استرس عادت کند. بعضی دانشآموزان فقط در آرامترین شرایط ممکن درس میخوانند؛ اتاق کاملاً ساکت، دمای مناسب، بدون محدودیت زمانی و بدون هیچ مزاحمتی. در حالی که کنکور چنین محیطی ندارد. بنابراین هفتهای یک یا دو بار، شرایطی شبیه کنکور ایجاد کنید: تایمر روشن کنید، پشت میز رسمی بنشینید، از جای خود بلند نشوید، دفترچههای ترکیبی حل کنید، از تلفن همراه استفاده نکنید و برای خودتان محدودیت زمانی تعیین کنید.
هدف این نیست که خودتان را عذاب دهید؛ هدف این است که مغز یاد بگیرد استرس همیشه خطرناک نیست.
۳- تمرین «تصمیم بگیر و جلو برو». بسیاری از دانشآموزان به اشتباه تصور میکنند که موفقیت در کنکور یعنی گرفتن تصمیم بینقص. در حالی که از نظر علمی، موفقیت در کنکور یعنی گرفتن تعداد زیادی تصمیم خوب در مدت زمان محدود. مغز باید یاد بگیرد که همیشه قرار نیست به قطعیت صددرصد برسد. اتفاقاً یکی از دلایل اصلی فرسودگی ذهنی، تلاش برای رسیدن به قطعیت مطلق است.
۴- مغز را به «ناکامل بودن» عادت دهید. پژوهشها نشان دادهاند که افراد کمالگرا در شرایط استرس، بیشتر دچار فلج تصمیمگیری میشوند. برای مقابله با این موضوع، وقتی برنامهتان به اندازه کافی جلو رفت و به جایی رسیدید که قابل تکیه کردن بود آنگاه هفتهای یک بار یک تمرین جالب انجام دهید. یک آزمون جامع برگزار کنید و از همان ابتدا با خودتان قرارداد ببندید که قرار نیست همه سؤالات را پاسخ دهید. هدف فقط این باشد که بهترین عملکرد ممکن را ارائه دهید. این تمرین، مغز را از حالت «باید همه چیز کامل باشد» خارج میکند.
۵- بعد از هر آزمون، فقط درصدها را تحلیل نکنید. بیشتر دانشآموزان بعد از آزمون فقط این سؤال را میپرسند: «چند درصد زدم؟» در حالی که سؤال مهمتر این است: «در کدام لحظهها تصمیمگیری من خراب شد؟» این کار، مغز را نسبت به الگوهای رفتاری خودش آگاه میکند.
۶- تصمیمگیری در شرایط خستگی را نیز تمرین کنید. یکی از بزرگترین اشتباهات دانشآموزان این است که همیشه در بهترین شرایط ممکن مطالعه میکنند. در حالی که ساعت سوم کنکور، بهترین شرایط ممکن نیست. گاهی اوقات، بخشی از آزمونهای جامع را در انتهای یک روز مطالعاتی انجام دهید. هدف این نیست که خودتان را فرسوده کنید؛ هدف این است که مغز یاد بگیرد حتی در شرایط خستگی نسبی هم تصمیمهای مناسبی بگیرد.
۷- ظرفیت تحمل ابهام را بالا ببرید. کنکور، آزمون قطعیت نیست. کنکور، آزمون مدیریت ابهام است. بعضی از سؤالات واقعاً مبهم هستند و قرار نیست شما با اطمینان صددرصد به آنها پاسخ دهید. دانشآموزانی که تحمل ابهام بالاتری دارند، کمتر دچار تستهای شکدار میشوند.
برای خودتان این جمله را بارها تکرار کنید: «من قرار نیست از همه پاسخها مطمئن باشم؛ من فقط باید بهترین تصمیم ممکن را با اطلاعات موجود بگیرم.» در نهایت، باید یک باور قدیمی را کنار گذاشت. بسیاری از دانشآموزان فکر میکنند رتبههای برتر، افرادی هستند که استرس ندارند. در حالی که پژوهشها نشان میدهد تفاوت اصلی آنها در میزان استرس نیست؛ تفاوت در نحوه تصمیمگیری آنها در حضور استرس است.
و اما نوبت به یک سوال مهم میرسد: فرض کنید ما تمام موارد بالا را رعایت کردیم و تعداد سوالات شک دار خود را کاهش دادیم ولی بالاخره باز هم ممکن است چند سوالی باقی بماند که روی آنها شک کنیم؛ حالا روز کنکور با همان چند سوال شک دار باقی مانده چه باید کنیم؟ در فیلم زیر درباره اینکه چه باید کنیم صحبت کردهام.